هفت خطبه تاریخ ساز "آقا"

هنوز 10 سال از انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به امامت جمعه تهران نگذشته بود که پس از عروج آسمانی بنیانگذار انقلاب اسلامی، به وصیت امام خمینی، مجلس خبرگان امام جمعه تهران را به رهبری انقلاب برگزید. امام جمعه تهران در دوران حیات امام، خطبه های تاریخ سازی را مانند خطبه 15 اسفند 1359 که در آن خشم انقلابی در برابر بنی صدر، جایش را به صبر به فرموده امام داده بود، خطبه غرا پس از عزل بنی صدر، خطبه روشنگرانه پس از پذیرش قطع نامه ایراد کرده بود.

در این نوشتار به هفت خطبه تاریخی و تاریخ ساز آیت الله خامنه ای در دوران رهبری ایشان می پردازیم:

... .

منبع : رجا نیوز

ادامه نوشته

قرآن می گوید مشرکین نجس هستند

توی دنیای امروز، توی کشورهای پیشرفته، چند دهه می شه که به صورت مداوم به مردم آموزش داده می شه که اعتقادات دیگران، نباید برای شما و در نحوه ی تعامل شما با افراد تاثیرگذار باشه. سال هایی که توی کانادا و فرانسه و کشورهای دیگه زندگی کردم این موضوع رو از نزدیک حس کردم. توی فرانسه حتی شاید عجیب باشه که از کسی بپرسی به چه دینی اعتقاد داره!‌ چه برسه به این که بخوای رفتارت نسبت به اون رو با توجه به اعتقادی که داره تنظیم کنی. توی قانون های اروپا و آمریکا هم، به عنوان مثال دستور داده شده که موقع استخدام کردن افراد، شما حق نداری که دین اون ها رو در فرایند تصمیم گیریت در نظر بگیری و اگر این کار رو بکنی، اون فرد می تونه از شما شکایت کنه و پیگرد قانونی کنه.

ولی از طرفی وقتی به قرآن نگاه می کنیم، خیلی جاها صحبت از دوستی نکردن با دشمن های خدا می کنه. تا جایی که در سال نهم هجرت، به پیغمبر وحی می شه که مشرکین نجس هستند. (سوره برائت/توبه، آیه 28) دقت کنید. سگ نجسه. خوک نجسه. مشرک (حربی) نجسه. این موضوع چیز ساده ای نیست. در واقع این عقیده چیزی هست که به هیچ وجه با آموزش های دنیای مدرن امروز سازگاری نداره. من مدت ها دوست های هندی بت پرست داشتم، و وقتی می رفتم خونشون با خودم درگیر بودم که رفتار درست چه نوع رفتاری هست. اصلا آیا دوستی با این افراد درسته؟ آیا غذایی که درست می کنن رو می شه خورد (نوشته 450)؟ اعتراف می کنم که سال ها زندگی در خارج از کشور و آموزش های دنیای مدرن توی این زمینه، من رو تا حدودی سست کرده.

به قول آقای قرائتی: "همه سوره‌ها به غیر از سوره‌ی برائت بسم الله دارند. اگر کسی بخواهد نارنجک بیندازد، نمی‌گوید: رحمت! نارنجک با رحمت جور در نمی‌آید. سوره برائت نارنجکی است که خدا می‌خواهد در دل مشرکین پرت کند. مشرکین نجس هستند. بت پرستان حق ورود به مسحد الحرام را از امسال ندارند. خدا از مشرکین بیزار است. پیغمبر از مشرکین بیزار است. خواندن سوره‌ی برائت مرد می‌خواهد. لذا پیغمبر اسلام(ص) چند دفعه این سوره را به افرادی داد تا بخوانند اما نتوانستند. بالاخره علی ابن ابیطالب این سوره را خواند."

به نظرم این یک تفاوت اساسی بین اسلام و دنیای "آینده" هست. از همین الان بهتون هشدارش رو می دم، و مطمئنم سال ها بعد، بحث های زیادی خواهید شنید روی این موضوع. شاید امروز برای بعضی ها خیلی مهم نباشه، ولی قول می دم سی سال دیگه، یکی از مهم ترین ایرادهایی که به قرآن و اسلام بگیرن همینه. خواهید دید. سال هاست که به نسل های جوان دنیای غرب آموزش داده می شه که اعتقادات افراد نباید در تعامل شما با اون ها نقشی داشته باشه... حالا تصور کنین که کسی که این آموزش ها رو دیده، با آیه ای رو به رو شه که این آموزش ها رو منهدم می کنه. در ذهن این فرد چه آشوب ها که به پا نمی شه! در ذهن این فرد، چه فحش هایی که به اسلام داده نمی شه!

حالا چرا؟ اصلا چرا قرآن و اسلام همچین حکمی می ده؟ قبل از جواب به این سوال، خوب هست که دقت کنیم که این آیه در چه زمانی نازل شده. همون طور که گفتم این آیه در سال نهم هجرت، یعنی سال های آخر زندگی پیغمبر نازل شده. در این شرایط، سالهاست که این مشرکین و کافرها به مسلمون ها ظلم کردن. اون ها رو از خونه هاشون توی مکه بیرون کردن و مال و اموالشون رو دزدیدن. در جنگ بدر و احد و خندق و حنین و غیره و غیره اون ها رو مورد حمله قرار دادن و تعداد زیادی از اون ها رو کشتن. در این شرایط تعامل معنی نمی ده. دشمنان توی 23 سال نبوت پیغمبر، چیزی حدود 70 جنگ به پا کردن! 70 تا! تازه 13 سال اول که مسلمون ها توی مکه بودن، جنگی نبود. یعنی توی 10 سال زندگی مسلمون ها در مدینه، حدود 70 بار بهشون حمله شد. یعنی به طور میانگین هر سال 7 دفعه! این آمار شوخی نیست.

حالا در همچین شرایطی، قرآن دستور خودش رو نازل می کنه. می گه این ها نجس اند.

وقتی قرآن می خونیم باید هدف اصلی دین یادمون باشه. خدا دین رو فرستاده تا مردم هدایت بشن. اصلا هدف خلقت این هست که مردم هدایت بشن. هدف این هست که به خدا نزدیک بشن، خدا رو عبادت کنن. هدف این نیست که به صورت مسالمت آمیز کنار هم زندگی کنن و کاری به کار همدیگه و کاری به کار خدا نداشته باشن. دنیای بی خدای مدرن امروز، هدفش همین زندگی هست. خوب، واضح هست که دنیای مدرن برای رسیدن به بیشترین سود می بایست به افراد دستور بده که به کار هم کاری نداشته باشن. چون هدف تعالی روحی نیست. هدف خدا نیست. هدف سعادت نیست. هدف چیز دیگری هست،‌ که برای رسیدن به اون، فعلا بهترین راه حل منزوی کردن و شخصی کردن عقیده های دینی است.

ولی اسلام دنیا رو این طور نمی بینه. اسلام دنیا رو یک مزرعه می بینه برای آخرت. ظاهرا این طور می گه که شما خلق شدین تا توی این دنیا خودتون رو بسازین؛ خودتون رو به خدا نزدیک کنین؛ حالا اگر کسی مشرک بشه، کسی از خدا فرسنگ ها فاصله بگیره، و نه تنها فاصله بگیره بلکه شما رو هم مورد حمله قرار بده، چه معنی داره که شما تحویلش بگیرین و باهاش رفاقت کنین؟ اگر کسی دشمن خداست، شما نباید این "پلیدی" رو نادیده بگیرین.

البته این رو هم گوشزد کنم که این شعارهای دنیای مدرن در مورد "همزیستی مسالمت آمیز" خیلی ظاهری است. همین دنیای غرب اگر روزی عقیده ای رو دوست نداشته باشه، آن چنان باهاش خشن برخورد می کنه که قابل تصور نیست. اگر همین امروز کسی طرفدار نازی های آلمان باشه، توی غرب بهش احترام گذاشته می شه؟ مگه نه این که اگر کسی سی سال پیش -وسط جنگ سرد-  از شوروی و کمونیسم حمایت می کرد، از هر پلیدی پلیدتر نبود؟

سایت تبیان درباره ی نجاست مشرکین به مطلب جالب دیگه ای هم اشاره می کنه. در توضیح این حکم می نویسه: "این حکم نظیر یک کیفر و مجازات است؛ چون کفر به خدا و به احکام خدا از نظر اسلام بزرگترین جرم است و کافر، سزاوار این کیفر است؛ چنانچه در مورد فسّاق و مرتکبان گناهان کبیره؛ مانند شارب الخمر، دزد، ستمگر ، رباخوار و از این قبیل گناهان، نیز در مقررات اسلامی محرومیت هایی هست، مثل این که شهادتشان مقبول نمی شود و از مناصبی که شرط آن عدالت است، محروم می گردند."

یک نکته ی بسیار بسیار مهم دیگه هست که آدم باید بهش دقت کنه. آیه ی 106 از سوره ی یوسف در مورد کسایی که به خدا ایمان دارند می گه: «اکثریّت‌ این‌ افرادی‌ که‌ ایمان‌ می‌آورند در حقیقت‌ شرک‌ به‌ خدای‌ دارند.» پس بنابرین اکثر کسایی که به ظاهر ایمان دارند هم، در درون دلشون نجاست مخفی وجود داره. از اینجا می فهمیم که این نجاست همون پلیدی هست. کسی که به ظاهر مشرک هست، این پلیدی او واضح هست. ولی کسایی که ایمان آوردن، هر مقدار از خدا دور باشن، همون مقدار نجس هستن. با توجه به این آیه می شه فهمید که فقط و فقط کسایی که به ایمان حقیقی به خداوند متعال رسیده باشند هیچ نجسی و پلیدی ندارند. بقیه ی ما - کم یا زیاد - نجسیم.

دو شب پیش برادرم رفت کانادا. فقط چند ماه بود که توی ایران تونسته بودم ببینمش. موقعی که من هنگ کنگ بودم، اون روسیه بود. خدا رو شکر تونستیم همزمان بیایم ایران. یکی دو ماه همدیگه رو دیدیم. حالا دوباره جدا شدیم. وقتی داشت از خونه خارج می شد، قرآن رو گرفتم و بهش گفتم: "با حضور قلب از زیر قرآن رد شو و ببوسش. ایشالا این قرآن نگهدارت باشه." بابا و مامان باهاش به سمت فرودگاه رفتن. من فردا صبحش باید می رفتم سر فیلمبرداری فیلمی که در حال ساختنش بودیم. خلاصه موندم خونه. تصمیم گرفتم قبل از این که بخوابم کمی به نیت محمود قرآن بخونم.

قرآن رو باز کردم و با آیه ی اول از سوره ی ممتحنه رو به رو شدم: "اى کسانى که ایمان آورده‏اید، دشمن من و دشمن خودتان را دوستان خود مگیرید. شما با آنها طرح دوستى مى‏افکنید در حالى که آنها به آنچه از حق براى شما آمده کفر ورزیده‏اند. آنها رسول خدا و شما را به خاطر ایمانتان به خداى یکتا که پروردگار شماست (از وطنتان مکه) بیرون مى‏کنند. (پس) اگر (از وطنتان) براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏اید (با آنان اظهار دوستى نکنید). شما دوستى خود را پنهانى به آنها مى‏ رسانید در حالى که من به آنچه پنهان دارید و آنچه آشکار کنید داناترم. و هر کس از شما چنین کند پس حقّا که راه راست را گم کرده است"

یادتون هست که چند وقت پیش بهتون گفتم قرآن زنده است (نوشته 579)؟ واقعا همین طوره. چه آیه ای بهتر از این می تونست برای برادرم بیاد، که خدایی نکرده امکان داره در خارج از کشور خودش و راه راست رو گم کنه؟ ایشالا خدا حفظش کنه.


پ.ن.1: جلسه ی وبلاگ، جمعه 31 دسامبر هست. یعنی آخرین روز سال میلادی 2010. جلسه برای شرکت عموم آزاد هست. برای دوستانی که دفعه ی اولشون هست می گم: بچه ها دور هم جمع می شن و با هم گپ می زنیم. هم دیداری تازه می شه، هم اطلاعات خوبی رد و بدل می کنیم. موضوع جلسه ی این هفته "امام حسین"‌ هست. بچه ها لطفا کتاب هایی که در این باره مطالعه کردن رو با خودشون بیارن که با هم به اشتراک بذاریم. زمان جلسه ساعت 14 الا 16 هست. مکانش هم توی یوسف آباد، انتهای کوچه ی 53، ساختمان فرهنگی اجتماعی شهرداری در پارک نظامی گنجوی. برای آدرس دقیق مکان جلسه به پی نوشت این لینک مراجعه کنین.

منبع :103040

بازي جديد جريان فتنه؛ از تقابل با نظام تا امتيازگيري و تعامل

خبرگزاري فارس: تاكتيك جديد جريان فتنه بر چند محور استوار شد. اين محورها از «تقابل با نظام» - در شكل راديكالي آن - «آشتي و امتيازگيري از نظام» تا «تعامل با نظام اسلامي» در سطح خرد، گسترش يافته است.

ادامه نوشته

از رکبی که خورده اید

وقتی "مبانی" نبرد نرم را درک نکنیم .

وقتی فکر کنیم دعوا بر سر لحاف ملا است ، وقتی فکر کنیم مهران مدیری ناگهان حزب اللهی شده، وقتی فکر کنیم دعوای چهار عنصثر دو ریالی اپوزیسیون، حقیقی است و دست جنگ زرگری را نخوانیم ،‌ آنگاه می شود که سایتهای فخیم رجانیوز و نخبه گرای الف ، تمام و کمال ، مجموعه ای از کلیپ های مبتذلی را پخش کنند که منجر به تبلیغ مجموعه ای مهوع از آلودگی فرهنگی می شود ، فقط و فقط با این محمل که چهارتا تکه ی غیر مستقیم ،‌به چند شبکه ی ماهواره ای انداخته می شود و در این میان ، آنچه که قربانی می شود اصل مبانی فرهنگی انقلاب اسلامی است.

چیزهایی قبح زدایی شوند که تا عمر داشتید فکرش را نکرده بودید.

رقص دائم یک بازیگر زردتر از زردچوبه مقابل دیدگان من و شما چطور از نظر شما موجه شد ؟

حرف و ادبیات دائمی فحش و جالبتر سانسور نشدن رکیک ترین فحش در رسانه ی فخیم الف ، چگونه توجیه شد ؟

پخش پوچ ترین موسیقی های چندش آور بی آبرو چگونه مجاز شد ؟ ببینم آن لباسها و حرکات و حرفها چگونه مجوز دار شد ؟

عجب رکبی که نخوردید .

فکر کرده اید نبرد نرم و بصیرتی که باید در آن داشت ، به یک حوزه ی محدود سیاسی منحصر می شود ؟ یعنی فکر نکردید مرد میدان نبرد نرم بودن فقط به نوشتن چهارکلمه در مذمت چهار نفر حقیقتا ورشکسته که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده منحصر نمی شود ؟

نبرد نرم چیست‌؟ میدان واقعی آن کجاست ؟ تازه آدم متوجه می شود چطور ممکن است که فردی بیاید و مطلقا مکتبی نباشد و مکتب را هم مسیر و مبنای حرکت در چهارچوب انسانی نداند و ادعای دفاع از انقلاب اسلامی را هم بکند.

آخر این رکب خوردنهای مداوم شماها کجاست ؟ جایی جز براندازی ؟ جایی جز تهی شدن انقلاب اسلامی از مفاهیم بنیادین آن ؟ جایی جز پوچ شدن دعوا و بدل شدن آن به دعوا بر سر لحاف ملا ؟ مبانی انقلاب اسلامی کجا رفتند ؟ عدم جواز استفاده از هر وسیله ای در نبرد حق و باطل و انکار ماکیاولیزم کجا رفت ؟

دست زدن به ابزارهای ماکیاولی در چهارچوب جمهوری اسلامی ، یا ناشی از بدفهمی و نفهمی است و یا نهایت خباثت و رزالت .

اما به من بگو ، شما ، بله شما ، شمای رسانه ی مکتبی. شمای رسانه ی ارزشی. شما چرا گول خوردی ؟ چرا لینک دادی ؟ چرا تبلیغ کردی ؟

چرا ؟

چرا سایتهای بسیار مبتذلی که هر روز هزاران آلودگی را در فضای اینترنت فارسی منتشر می کنند و هیچ کس هم ککش گزیده نمی شود و این رسانه های فخیمه هم چیزی در مورد آن نمی نویسند ، این جور از این تبلیغ خوشحال شدند  ؟ چرا آقای مهران مدیری که مخاطب را به جان عمه اش قسم می دهد که فیلمش را کپی نکنی امروز اصلا نگران تکثیر و توزیع چیزی نشده است‌؟

از این استقبال و از آن سکوت چیزی متوجه نشدی ؟ جایی ات درد نگرفت ؟ جایی است به سوزش نیفتاد که با این همه ادعای فخامت و وزانت چه ضربه ای به شاکله ی فرهنگ عمومی کشور زدی ؟ آمدی چکار کنی ناگهان چه شد ؟ متوجه شدی ؟ این مجموعه فحشی که شماها مثلا جداکردید و منتشر کردید، آن باصطلاح تیزری که آن یکی تان منتشر کرد و ترانه های مبتذل و فحش ها و بزن و برقص ها را قاعدتا به موبایل احتمالا باصزلاح حزب اللهی ها سرازیر کرد ، به چه قیمتی بود ؟

باز دوباره فراموش کردید که دعوا بر سر لحاف ملا نیست ؟ باز فراموش کردید که جمهوری اسلامی نیازی به رقص بابا کرم آن زرد قناری و فحش های چارواداری این مار خوش خط و خال ندارد‌؟ طنز و مطایبه با پرده دری و بی شرمی فرقش کجاست‌؟ فهمیدید آیا چرا حتی ابراهیم نبوی هم از مهران مدیری حمایت می کند و در کارش اشکالی نمی بیند و با استفاده از ان خود را فخیم و بدیع می نمایاند ؟

ای خدا.



منبع : وبلاگ پاسداران

پاسخ حجت‌االاسلام روانبخش به سؤالات كاربران رجانيوز

شكل‌گيري حلقه‌هاي فتنه از دهه 70 در مركز تحقيقات رياست ‌جمهوري و كيان/ خانواده هاشمي در فتنه نقش اساسي داشت

سيد حامد حجت: حجت‌الاسلام قاسم روانبخش دبير سياسي هفته نامه پرتو سخن به سؤالات متنوع كاربران رجانيوز پاسخ داد. در ادامه متن اين پرسش و پاسخ كه دامنه آن از فتنه 88 تا موضع گيري هاي افرادي مانند آقاي هاشمي گرفته و موضوعاتي مانند اظهارنظرهاي مشايي، مطهري و... مي‌رسد، آمده است:
 
تحليل شما از بازگشت آقاي خاتمي و شروطي كه تعيين مي‌كند، چيست؟
 
راجع به بازگشت آقاي خاتمي و به يك معنا مدعيان اصلاحات به عرصه نظام اسلامي، اينهاجریان دارند شرايط را به‌نحوي تست مي‌كنند و چيزي را مطرح مي‌كنند تا ببينند واكنش اجتماعي آن چيست و آيا آمادگي ذهني مردم براي بازگشت اينها به قدرت وجود دارد يا نه؟ آن چيزي كه از افكار عمومي برداشت مي‌شود، اين است كه مردم در انتظار محاكمه سران فتنه هستند. اكثر پرسش‌هايي كه در دانشگاه‌ها، مدارس، مساجد، حسينيه‌ها و اجتماعات مردمي مختلفي كه براي سخنراني مي‌روم مطرح مي‌شود، اين است كه چرا سران فتنه محاكمه نمي‌شوند؟ در واقع يك علامت سئوال روي دستگاه قضايي دارند كه پس از گذشت يك سال و اندي از اين قضايا چرا دستگاه قضايي اينها را محاكمه نمي‌كند؟
 
بنابراين براي افكار عمومي قابل هضم نيست كه فردي كه بايد در دادگاه محاكمه شود، الان در صدد شرط و شروط گذاشتن براي بازگشت به قدرت است. مردم بدون شرط هم اجازه بازگشت این جریان و خاتمی را به قدرت نمي‌دهند، چه رسد به اينكه بخواهند شرط هم بگذارند. من فكر مي‌كنم اينكه شرط مي‌گذارند براي اين است كه دست پيش بگيرند كه در واقع پس نيفتند و در واقع مي‌خواهند بازگشت‌شان به قدرت، مسلم گرفته‌ شود.
 
فكر مي‌كنم از جهت افكار عمومي شرايط براي اينها مهيا نيست؛ اما اين بدين معنا نيست كه اينها دست‌بردار باشند. مدعيان اصلاحات و سران و جريان فتنه به سه دسته تقسيم شده‌اند؛ يك دسته از آنها در اتاق فكر هستند. مثلاً كساني مثل موسوي‌خوئيني‌ها، آقاي هاشمي، آقاي خاتمي و حتي آنهايي هم كه زنداني هستند مثل بهزاد نبوي با اتاق فكر ارتباط دارند و مرخصي كه مي‌آيند در اتاق فكر قرار مي‌گيرند و يا در ملاقات‌هايي كه با اينها دارند، جهت‌دهي مي‌كنند.
... .

منبع : رجا نیوز

ادامه نوشته

میرحسین،دیروز یا امروز

منبع : منبر نت

قدر ولایت را بدانیم!

سریال امام علی را که دیده اید؟! زیباترین صحنه‌ی این سریال از نظر من و بسیاری از بینندگان این سریال، صحنه‌ی حمله‌ی شاه‌سوار عرب به سوی عمرو بن عاص است و کشف عورت آن ملعون برای رهائی از چنگال عقاب تیزپرواز صفین، و یادآوری این نکته‌ی زیبا که حضرتش نزد دشمنان شناخته‌شده‌تر بود تا نزد دوستان!

...

منبع : حقیقت محض

ادامه نوشته

پوشش خبری 'ندا آقاسلطان' در مقایسه با 'آیزیس ابدموریلو' در رسانه های آمریکا

مانتلی ریویو منتشر کرد/1 پوشش خبری 'ندا آقاسلطان' در مقایسه با 'آیزیس ابدموریلو' در رسانه های آمریکا

خبر کشته شدن ندا مجموعا 1359 بار در روزنامه های معتبر آمریکا منتشر شد. اما همه قربانیان جوان که توسط نیروهای امنیتی آمریکا و انگلیس در ایران و هندوراس کشته شدند به نماد الهام‌بخش مخالفت با دولت تبدیل نشدند.

                                                      ندا آقا سلطان

به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، مانتلی ریویو (MONTHLY REVIEW) در گزارشی با عنوان "ایران و هندوراس در جنگ تبلیغاتی"  رفتار مقایسه‌ای نظام رسانه‌ای آمریکا در قبال آشوب های ایران و هندوراس در دو سال اخیر(2009- 2010) بررسی کرده و آورده است:
ندا در مقابل آیزیس و 22 هندوراسی دیگر
هم نیویورک تایمز و هم نظام رسانه‌ای آمریکا تعصبات خاصی در برخورد با تظاهرات عمومی در ایران و هندوراس از خود بروز دادند. با معترضین بعد از انتخابات ایران رسانه‌ها شدیداً همدردی کردند اما معترضین ضد کودتا در هندوراس تحت پوشش خبری قرار نگرفتند و سریعاً از رسانه‌ها حذف شدند.
به شدت و میزان این تعصب رسانه‌ای در مورد جان‌باختگان این دو کشور نیز کاملاً متفاوت بود. بیستم ژوئن ندا آقاسلطان 27 ساله به ضرب گلوله جان باخت وی در یکی از خیابان‌های تهران در یک تظاهرات بدون خشونت شرکت کرده بود. مرگ وی داخل ایران و جهان به یک سمبل الهام‌بخش تبدیل شد و رو به فزونی گرفت.
راچل‌ مادو در یک شبکه تلویزیونی موسوم به ام‌اس‌ان بی‌سی ایالات متحده گفت وقتی مردم اطراف ندا مأیوسانه تلاش می‌کردند تا خونریزی وی را متوقف کنند و او را زنده نگهدارند، دو شاهد مختلف از آخرین لحظات زندگی ندا آقاسلطان فیلم گرفتند، این تصاویر هم‌اکنون در سراسر دنیا پخش شده است. سپس راچل مادو قسمتی از این فیلم را پخش نمود. وی توضیح داد این بسیار باارزش است، چون یکی از لحظه‌های نمادین قیام مردم را به تصویر می‌کشد. شهادت یک نیروی قوی در مذهب شیعه است. راجر کوهن در نیویورک تایمز در حالی که حضورش در یادبود ندا آقاسلطان در میدان نیلوفر تهران را به تصویر می‌کشید، نوشت هدف ابطال انتخابات همراه با تقلب ایران و به علاوه آزادی برای ایران است.

اما همه قربانیان معصوم و جوان که توسط نیروهای امنیتی آمریکا و یا انگلیس و یا اسراییل در ایران و هندوراس کشته شدند به نماد الهام‌بخش مخالفت با دولت تبدیل نشدند. درست 15 روز بعد از پخش شدن تصویر کشته شدن ندا آقاسلطان، ابد موریلوای سیس 19 ساله در تظاهرت آرام فرودگاه تون کونتین در شهر تگوسی گالپا به ضرب گلوله نظامیان هندورسان کشته شد. مانند ندا آقاسلطان از آخرین لحظه زندگی آی‌سیس فیلمبرداری شد و مانند ندا عکس‌های وی در اینترنت پخش شد و در دسترس همگان قرار گرفت. اما عکس‌های ندا به سرعت در دنیا پخش شد و مورد توجه رسانه‌های جهان قرار گرفت اما رسانه‌ها از کنار مرگ آی‌سیس با بی‌توجهی گذشتند و رسانه‌های انگلیسی زبان از مرگ وی شهادت درست نکردند. جدول شماره یک سطح توجه رسانه‌ها به این دو کشته را نشان می‌دهد. در هفتم جولای سی‌ان‌ان فقط یکبار تصویر قتل آی‌سیس را پخش کرد اما قتل ندا توسط ای‌بی‌سی، ان‌بی‌سی، سی‌بی‌اس، بی‌بی‌اس، سی‌ان‌ان، فاکس، ام‌اس‌ان‌بی‌اس، ان‌پی‌آر و رادیو تلویزیون‌های دیگر در امریکا و کشورهای دیگر پخش شد و سرانجام تبدیل به فیلم مستند در شبکه پی‌بی‌سی شد.
کاملاً مرگ ندا توسط گروه بزرگی از رسانه‌های انگلیسی زبان 107 بار بیشتر از مرگ آیزیس نقل شد. این اختلاف در تعداد گزارش حاکی از خشم شدید نسبت به مرگ ندا و فقدان توجه به مرگ مشابه آی‌سیس نیست. جدول شماره یک، علاقه متفاوت رسانه‌ها به مرگ دو قربانی جوان توسط نیروهای امنیتی دو دولت را نشان می‌دهد.

جدول شماره 1 

قربانیان پوشش خبری رادیو
تلویزیون و رسانه‌های دیگر
پوشش خبری روزنامه‌ای تعداد کل پوشش خبری
ندا آقاسلطان 27 ساله هنگام شرکت در تظاهرات آرام خیابانی در 20 ژوئن در تهران به ضرب گلوله کشته شد. 231 736 967
آی‌سیس ابد موریلو 19 ساله هنگام شرکت در تظاهرات آرام در فرودگاع تونکونتین در تگوسی گالپا در 5 جولای به ضرب گلوله کشته شد. 1 8 9

  

جدول شماره دو با مقایسه پوشش خبری مرگ ندا با مرگ 24 هندوراس در یک دوره 12 ماهه می‌پردازد، تفاوت مشابهی ملاحظه شد. نسبت پوشش خبری روزنامه‌ای 35 به 1 می‌باشد، روزنامه‌ها به منعکس کردن مرگ ندا علاقه بیشتری نشان دادند در مقایسه با مرگ معترضین هندوراسی روزنامه‌گراران، سازماندهندگان اجتماعی و طرفداران حقوق بشر.
جدول شماره دو علاقه متفاوت رسانه‌ها به انعکاس قتل یک ایرانی جوان توسط نیروهای امنیتی این کشور و قتل 24 قربانی هندوراسی توسط نیروهای امنیتی هندوراس و یا جوخه‌های ترور را نشان می‌دهد.

  جدول شماره 2

قربانیان قربانیان پوشش خبری روزنامه‌ای
ندا آقاسلطان 27 ساله هنگام شرکت در یک تظاهرات آرام خیابانی در بیست ژوئن به ضرب گلوله کشته شد. 1.359
مرگ 24 هندوراسی شامل معترضین، روزنامه‌نگاران و 10 سازماندهندگان اجتماعی و طرفداران حقوق بشر 39

نتیجه‌گیری این قسمت
شیوه برخورد متفاوت با اعتراض و اعتراض‌کنندگان در دو کشور مختلف و علاقه متفاوت به پوشش خبری آنها، گواه بر یک نظام تبلیغاتی متبحرانه است که در آن توجه و خشم، معطوف به کشوری است که حکومت آن از مشروعیت (از نظر امپریالیسم رسانه ای) برخوردار نیست. این در حالی است که اشرار مشابه در کشور دیگر مورد توجه زیادی واقع نمی‌شوند و یا کاملاً مورد غفلت واقع شده و حاکمان آن مورد حمایت قرار می‌گیرند.
در قسمت دوم چگونگی پیوند رسانه‌های دولتی برای نامشروع دانستن انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن 2009 ایران و تقلب براساس وارونه جلوه دادن حقایق مورد بررسی قرار خواهد گرفت و همچنین پیوند همین رسانه‌های دولتی برای مشروع خواندن انتخابات 29 نوامبر 2009 هدوراس بررسی خواهد شد. با این تفاوت که انتخابات هندوراس تحت حکومت کودتا و در یک محیط ترس و وحشت بدون نظارت گروه انتخاباتی برگزار شده و واقعا با تقلب همراه بوده است.

سالیان زیادی ایران در لیست تغییر رژیم حکومت ایلات متحده بوده است. از نیمه اول سال 2003 تاکنون، ایالات متحده تلاش نموده است تا تهدید برنامه‌ی هسته‌ای ایران را بزرگ جلوه دهد. تحقیقی در زمینه‌ی توجه گزارش‌های روزنامه‌ای و تلگرافی بر برنامه هسته‌ای 10 کشور به مدت هفت سال یعنی از سال 2003 تا 2009 در MRZINE منتشر شد، نشان داد که توجه به برنامه هسته‌ای 9 کشور دیگر در مقایسه با برنامه هسته‌ای ایران بسیار ناچیز بود. در طی این مدت 778،36 خبر تلگرافی و چاپی در مورد برنامه هسته‌ای ایران منتشر شد. بسیار شگفت‌انگیز است که میزان توجه رسانه‌ای به برنامه هسته‌ای ایران در مقابل برنامه هسته‌ای اسرائیل 114 به 1 بود و روزنامه نیویورک تایمز 92 بار به برنامه هسته‌آی ایران پرداخت و فقط یکبار به برنامه هسته‌ای اسرائیل اشاره کرد. گمان می‌رود که این رژیم 200 تا 300 بمب اتمی و ابزار پرتاپ آنها را در اختیار داشته باشد.
از این‌رو تا بهار 2009 همگام با انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن ایران، برنامه هسته‌ای ایران به مدت 6 سال متوالی در صدر توجه رسانه‌ها و مجامع چندجانبه‌ای تحت نفوذ امریکا بوده است. از تابستان 2005 که محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری ایران رسید، رسانه‌های سختگیر غربی، و توجه هوشمندانه آنها این سیاست امریکا را همچنان همراهی کرده است که رئیس جمهور ایران و برنامه‌ هسته‌ای این کشور مورد توجه باشد.
اما هندوراس سالیان زیادی در سرتیتر رسانه‌های امریکا قرار نداشته است. این وضعیت ناگهان در 28 ژوئن تغییر کرد. یعنی از زمانی که به اصطلاح کودتای پیژامه در هندوراس به وقوع پیوست و طی آن رئیس جمهور منتخب و مردمی "خوزه مانوئل سلایا" سرنگون شد و یک عضو حزب لیبرال وی یعنی روبرتو میشلتی جایگزین وی شد. رژیم کودتا سلایا را به خیانت و سوءاستفاده از قدرت و غصب قدرت متهم کرد. سلایا حمایت گسترده 60 درصد مردم هندوراس، که در زیر خط فقر زندگی می‌کردند را بدست آورده بود. سلایا 25 ژوئن حکمی اجرایی صادر کرد و طی آن اعلام کرد که اصلاحات قانون اساسی را به رأی مردم خواهد گذاشت. سه روز بعد، نظامیان سلایا را ساعت 5 صبح از اقامتگاهش ربودند و وی را به پایگاه نیروی هوایی مجیا در خارج از تگوسی‌گالیا بردند و با کشتی وی را به کاستاریکا فرستادند. علیرغم، محکومیت کودتا توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد، وی هرگز نتوانست حتی یک دقیقه دیگر در سمت ریاست جمهوری هندوراس بماند.
نظامیان هندوراس کودتا علیه سلایا را 16 روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران به اجراء درآوردند، در میان یک سونامی امریکایی و پوشش رسانه‌ای غرب از انتخابات ایران و عواقب آن که منعکس‌کننده ادعای مخالفان برای تقلب در انتخابات بود، تظاهرات گسترده مردمی علیه نتایج رسمی انتخابات و علیه خود رژیم روحانیون ایران را برانگیخت و این پوشش رسانه‌ای حمایت مداوم و گسترده از حرکت مردمی در داخل ایران توسط پایتخت‌های کشورهای غربی را رصد می‌کرد.
با این وجود، وقتی کودتا علیه رئیس جمهور منتخب مردمی توده‌گرای هندوراس به وقوع پیوست، تمایل رسانه‌های غربی به این کودتا بسیار کمتر بود. در واقع، کودتا کلاً دموکراسی را در هندوراس به پایان رساند در حالی که انتخابات در ایران فقط یک موضوع مورد مناقشه تلخ بود. ما معتقد هستیم که در قضایای ایران و هندوراس در سال 2010- 2009 نظام رسانه‌ای یکبار دیگر توجه خود را متمرکز کرد و خشم و خیرخواهی خود را توسط تظاهرات‌کنندگان علیه دولت مورد نظر آمریکا ابراز کرد و یکبار دیگر از قربانیان غافل شد که منظور کشور هندوراس است و اکنون در معرض بازگشت الگوی دموکراسی مورد تأیید امریکا در این نقطه از جهان است.

میزان انعکاس وقایع ایران در نیویورک تایمز، در قیاس با هندوراس
معیارهای دوگانه در توجه، همبستگی، خیرخواهی و خشم در پوشش خبری دو رخداد و انتخابات ایران و کودتای هندوراس در نیویورک تایمز در سی روز بعد از وقوع آنها مشهود است. یعنی پوشش خبری از 13 ژوئن تا 12 جولای 2009 برای انتخابات ایران و از 29 ژوئن تا 28 جولای 2009 برای کودتای هندوراس کاملاً متفاوت می‌باشد. در سی روز اول نیویورک تایمز حداقل 100 گزارش خبری به ایران اختصاص داد که 23 گزارش در بخش اول و صفحه اول آن بود. در حقیقت از 13 تا 27 ژوئن نیویورک تایمز به مدت 15 روز متوالی گزارش مربوط به ایران را در صفحه اول خود به چاپ رسانید. در حالی که بعد از کودتای هندوراس، نیویورک تایمز 26 گزارش به کودتا و عواقب آن اختصاص داد که از 29 تا 30 ژوئن فقط 2 گزارش در بخش اول و صفحه اول آن قرار گرفت. گزارش اختصاصی به ایران متمرکز بود و علاقه به نشر تظاهرات عمومی، اتهامات مربوط به تقلب در رأی‌گیری منبع تغذیه اصلی نیویورک تایمز بود. توجه به کودتای هندوراس کوتاه‌مدت بود، اگرچه توجه به کودتا در هندوراس در یکی دو روز اول اجتناب‌ناپذیر بود، به تدریج ناپدید گشت. نسبت گزارش‌های خبری از انتخابات ایران در مقایسه با گزارش کودتای هندوراس در صفحات نیویورک تایمز 100 به 26، و در صفحات اول نیویورک تایمز این نسبت به 23 به 2 و این نسبت در صفحه نظر شخصی و سرمقاله 17 به 3 بود. اما معیارهای واقعی نیویورک تایمز وقتی آشکار گردید که در ستون نظرات شخصی و سرمقاله مطالبی را به چاپ رساند که هر دو ضد سلایا بوده و فقط در قبال کودتا ابراز تأسف می‌کرد، در حالی که 14 نظر شخصی و سه سرمقاله نظر خصمانه علیه دولت ایران را منعکس می‌کرد و شدیداً از نتایج رسمی انتخابات انتقاد می‌کرد. به عنوان نمونه می‌توان به تنها سرمقاله نیویورک تایمز در مورد هندوراس در سی روز اول اشاره کرد. نیویورک تایمز دلیل کودتاچیان برای به وقوع رساندن کودتا را چنین عنوان کرد:
یک بازرگان ثروتمند به جناح چپ توده‌گرا تبدیل شد و یک دوست نزدیک هوگو چاوز در ونزوئلا درصدد بود تا قانون اساسی را تغییر دهد تا بتواند بار دوم به مبارزات انتخاباتی بپردازد. همین طور در صفحات نظرات شخصی نیویورک تایمز آمده که سلایا داشت حد و مرز دموکراسی را تغییر می‌داد تا به اقدام جبارانه قانون اساسی را تغییر دهد و زمینه برای انتخاب مجدد خود را فراهم کند. این اظهارات توسط آلوارو وارگاس لوزیا در تفسیری در نیویورک تایمز ابراز شد که مملو از هشدار در مورد تهدید رهبر ونزوئلا برای امریکای لاتین است و کودتا در هندوراس تهدید برای دموکراسی محسوب نمی‌شود.
راجر مارین ندا خاطرنشان کرد که رفراندومی که سلایا خواهانش بود زمینه را برای تشکیل یک مجمع را فراهم می‌ساخت که قانون اساسی را تغییر می‌داد و به وی اجازه می‌داد برای بیشتر از یک دوره در مسند قدرت بماند و هدف بزرگتر وی تغییر نظام دموکراتیک به یک نوع سوسیالیسم قرن بیست و یکم بود به عبارتی یک حکومتی شبیه حکومت هوگو چاوز به وجود می‌آمد. در این اظهارات نشانی از قانونی نبودن کودتا و سرکوبی وجودی آن وجود ندارد. راجر هارین ندا از خشونت واقعی در هندوراس خبر چندانی نمی‌دهد و به این اکتفا می‌کند که بنا به گزارش یک نفر در آنجا جان سپرده است.
علیرغم این امر، وی اظهار می‌کند که زندگی مردم در هندوراس به طور عادی سپری می‌شود. وقتی که به موضوع ایران در نیویورک تایمز برمی‌گردیم همه چیز برعکس می‌شود. نیویورک تایمز در سوم جولای در سومین و آخرین سرمقاله خود چنین می‌نویسد:
روحانیان رادیکال گستاخانه انتخابات را به نفع رئیس جمهور رادیکال به سرقت بردند. مقامات دولتی نتایج انتخابات ریاست جمهوری هفته گذشته را مخدوش کردند. این در حالی بود که هنوز رأی انتخابان شمارش نشده بود و پیروزی قاطع محمود احمدی‌نژاد اعلام نشده بود. نیویورک تایمز در دومین مقاله خود نوشت اگر مقامات ایران بخواهند این بن‌بست انتخاباتی را صلح‌آمیز پشت سر بگذارند باید انتخابات مجدد برگزار کنند. (18 ژوئن)
نیویورک تایمز در 15 ژوئن در اولین سرمقاله خود بعد از انتخابات ایران اعلام کرد این انتخابات نه واقعی بود و نه آزاد
در قسمتی از نیویورک تایمز که بخش تاریخ نامیده می‌شود تفسیری به امضای شانه‌ام نوشته و منتشر شد. نیویورک تایمز می‌نویسد که شانه‌ام یک دانشجوی ایرانی است که به دلایل امنیتی نمی‌خواهد اسمش فاش شود. در بخش مهمی از مطبوعات امریکا یک تفسیر متضاد و نگران‌کننده در حال ظهور است. اس. ام نوشت: که این انتخابات شاید همراه با تقلب نبوده است. شاید محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری است که ایرانی‌ها به راستی او را می‌‌خواهند، باور نکنید. اس‌. ام اینگونه ابراز مخالفت کرد. به اصطلاح کارشناسانی که به امریکا هشدار می‌دهند در قبال ادعای تقلب انتخاباتی ایران جانب احتیاط را از دست ندهند استدلالشان براساس اظهارات گروه مخالف نظام است و اطلاعاتشان در مورد ایران قدیمی بوده و تنها کمی با واقعیت ایران در ارتباط است. و این روزها تازه داریم با واقعیت روبرو می‌شویم. چرا اس. ام خیلی نگران این بود که آنچه دوستان ما در امریکا در مورد ما می‌گویند بطور مبهم بیان گردید. از موقعی که این تفسیر در 19 ژوئن منتشر شد نگرانی‌های اس. ام بی‌پایه و اساس بود. در پایتخت کشورهای غربی این عقیده که وزیر کشور ایران و رژیم روحانیون انتخابات را به سرقت برده بودند در حال ضعیف شدن نبود بلکه در حقیقت قدرت می‌گرفت.
خبر اقدام خانه چات هام واقع در بریتانیا برای بی‌اعتبار خواندن نتایج اسمی انتخابات تا 21 ژوئن منتشر نشد که این خود نحوه برگزاری انتخابات ایران را وارونه نشان می‌داد. اس. ام توصیه کرد. علاوه بر این از 14 مقاله که در پخش نظرات شخصی نیویورک تایمز راجع به انتخابات ایران منتشر شد 9 مقاله انتخابات 12 ژوئن را با عباراتی مانند تقلب در خیانت و سرقت رأی مردم توصیف کردند که با رسوایی بی‌اعتبارکننده رهبری روحانی ایران همراه بوده است.
به طور کلی، سرمقالات، ستون‌های عقاید شخصی و گزارش‌های خبری نیویورک تایمز راجع به ایران و هندوراس در ماه ژوئن و جولای به خوبی با هم دیگر هماهنگ می‌شد تا موضع سیاسی دولت آمریکا و تایمز را بیان کند که دموکراسی در ایران در حال افول است و نقص فاحش حقوق بشر در ایران صورت می‌گیرد و این برای دنیا بسیار مهم است و در مقابل کودتای واقعی در هندوراس یک موضوع نسبتاً غیرمهم می‌باشد.

به قلم ادوارد اس هرمن و دیوید پیترسون

هنوز «مختار» کار خود را شروع نکرده است

گفت: این روزها سران فتنه بدجوری از یادآوری واقعه عاشورا و بازخوانی ماجرای شهادت امام حسین علیه السلام ابراز نگرانی کرده و عصبانی به نظر می رسند.
گفتم: حق دارند! چون یادآوری واقعه عاشورا، نشان می دهد که موسوی و خاتمی و کروبی در جریان فتنه 88 در نقش چه کسانی ظاهر شده بودند.
گفت: ایول!
گفتم: عمر سعد و شمر و ابن زیاد با وعده و دستور کاخ سبز اموی در مقابل امام حسین(ع) ایستادند، سران فتنه هم با دستور آمریکا و اسرائیل و انگلیس شال سبز اموی بر گردن انداختند و در مقابل اسلام صف کشیدند.
گفت: باز هم ایول! عمر سعد و شمر و ابن زیاد در آغاز کار ادعای مسلمان بودن داشتند و بعد از پایان ماجرا، با صراحت به نفی اسلام و نبوت پرداختند.
گفتم: سران فتنه هم ابتدا ادعای پیروی از خط امام(ره) داشتند ولی چند ماه بعد، نه فقط خط امام(ره) را نفی کردند، بلکه به امام حسین(ع) و اسلام نیز آشکارا اهانت کردند.
گفت: عمر سعد روز عاشورا لشکر خود را «سپاهیان خدا» نامیده بود!
گفتم: سران فتنه هم از اهانت کنندگان به عاشورای حسینی(ع) با عنوان «مردان خداجوی»! یاد کردند.
گفت: پس حق دارند از یادآوری تاریخ عاشورا عصبانی باشند ولی حالا که فتنه تمام شده چرا هنوز وحشت زده اند.
گفتم: از بقیه ماجرا می ترسند و باید هم بترسند چون فتنه تمام شده، اما هنوز «مختار» کار خود را شروع نکرده است.