چرا جزایر سه گانه مهم هستند + عکس

 ايران‌ حاكميت‌ ٥٠درصدي‌ يكي‌ از مهمترين‌ تنگه‌هاي‌ بين‌المللي‌ يعني‌ تنگه‌ هرمز را داراست‌ كه‌ نبض خليج‌ فارس‌ را در دست‌ دارد. جزاير سه‌گانه‌ تنب‌ بزرگ‌ ، كوچك‌ و ابوموسي‌ سه‌ جزيره‌ از شش‌ جزيره‌ ايراني‌ هستند كه‌ به‌ جزاير قوسي‌ مشهور هستند. اهميت‌ اين‌ جزاير بخاطر موقعيت‌ نظامي‌شان‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ دژ دفاعي‌ تنگه‌ هرمز قلمداد مي‌شوند.حاكميت‌ شمالي‌ تنگه‌ هرمز از آن‌ ايران‌ و حاكميت‌ جنوبي‌ از آن‌ كشور عمان‌ است‌. 

به گزارش دیدبان، جزاير سه گانه اهميت خاصي در دفاع از ايران دارند و به لحاظ نظامي فوق العاده مهم و داراي موقعيت ويژه تدافعي هستند، البته نبايد اين اصل را ناديده گرفت كه با دقت و تامل در جغرافياي طبيعي خليج فارس درمي يابيم كه قدر و ارزش نظامي جزاير سه گانه فقط براي ايران مهم است، نه براي ساير كشورها، از جمله دول حاشيه جنوبي خليج فارس، چرا كه «ايران به تعدادي جزاير برخوردار از موقعيت ممتاز در تنگه هرمز در دهانه خليج فارس حاكميت دارد. از آن ميان شش جزيره كه زنجيره قوسي دفاعي ايران را تشكيل مي دهند اهميت بيشتري دارند. اين جزاير عبارتنداز؛ هرمز، لارك، قشم، هنگام، تنب بزرگ و ابوموسي كه در فاصله هايي نسبتا كوتاه از يكديگر قرار دارند. يك منحني فرضي كه اين جزاير را به يكديگر وصل نمايد، به درك برتري استراتژيك ايران در كنترل امنيت تنگه [هرمز] كمك بيشتري مي كند.

از نظر جغرافيايي اصولاخليج فارس، يك درياي عميق نيست و جالب آن كه عميق ترين قسمت آن نيز كه جهت كشتيراني و به ويژه حمل ونقل كشتي هاي بزرگ مناسب مي باشد، تقريبا در محدوده متعلق به ايران واقع شده است. «درخصوص كشتيراني در خليج فارس و اهميت جزاير ابوموسي و تنب بزرگ و كوچك در اين ميان بايد اشاره كرد كه به علت عمق كم آب در تمام نقاط تنگه هرمز كه از راس مسندم تا بندرعباس امتداد دارد، كشتي هاي بزرگ قادر به عبور نبوده و مجبور هستند از ناحيه محدودي كه معادل پانزده كيلومتر است و عمق آب جهت عبور آنها كافي است، حركت نمايند. 

در قسمت شمال اين معبر، جزاير ايراني قشم، هرمز و لارك قرار دارند. علاوه براين، در ابتداي اين راه عبور، كشتي هاي بزرگ جنگي و نفت كش ها مجبور هستند از كنار جزاير ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و ... عبور كنند.

 با اين وجود بايد مهم ترين دليل اهميت جزاير سه گانه را در مباحث نظامي جست وجو كرد. اين دو جزيره (تنب بزرگ و كوچك) به همراه ابوموسي بخشي از سيستم دفاعي و حفاظتي تنگه هرمز و كرانه هاي جنوبي كشور را تشكيل مي دهند و به علاوه موقعيت جغرافيايي آنها در عمق آب هاي خليج فارس و همچنين در داخل دو كريدور رفت و برگشت طرح تفكيك تردد بين المللي كشتي ها، آنها را از اهميت استراتژيك خاصي برخوردار نموده است. 



تنب‌ بزرگ‌

اين‌ جزيره‌ با وسعت‌ حدود ١١ كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ جزيره‌ قشم‌ واقع‌ شده‌ كه‌ از جنوب‌ به‌ جزيره‌ ابوموسي‌ از شرق‌ به‌ عمان‌ و از غرب‌ به‌ تنب‌ كوچك‌ ختم‌ مي‌شود. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا قشم‌ ٣١ تا تنب‌ كوچك‌ ١٢ تا ابوموسي‌ ٥٠ و تا جزيره‌ الحمرائدر راس‌ الخيمه‌ ٨٢ كيلومتر است‌. 
تنب‌ كوچك‌
اين‌ جزيره‌ با مساحت‌ ٢ تا ٢\٥ كيلومتر در جنوب‌ بندر لنگه‌ و در غرب‌ تنب‌ بزرگ‌ واقع‌ شده‌ است‌. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا بندر لنگه‌ ٥٠ كيلومتر تا راس‌ الخيمه‌ ٩٢ كيلومتر و تا تنب‌ بزرگ‌ حدود ١٣ كيلومتر است‌.
تنگه‌ هرمز
طول‌ اين‌ تنگه‌ در امتداد خط‌ عمود منصف‌ ١٨٧ و براساس‌ تعريف‌ كنوني‌ ٣١٠ كيلومتر بوده‌ و عمق‌ آن‌ در مجاورت‌ ساحل‌ ايران‌ ٣٦ متر و در مجاورت‌ ساحل‌ عمان‌ ١٤٤ متر است‌. هلالي‌ شكل‌ بوده‌ ،قسمت‌ برجسته‌ آن‌ به‌ طرف‌ ايران‌ و قسمت‌ فرو رفته‌ آن‌ به‌ سوي‌ عمان‌ است‌،بنابراين‌ در تنگه‌ بيشترين‌ ساحل‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. 
كنترل‌ اين‌ تنگه‌ براقتصاد و انرژي‌ ، رفت‌ و آمد و حمل‌ ونقل‌ نيروي‌ نظامي‌ در خليج‌ فارس‌ آن‌ را به‌ صورت‌ يك‌ نقطه‌ فشار و كنترل‌ درآورده‌ است‌. 
منبع : دیدبان

گفتگو با حجت الاسلام پناهیان پیرامون بیانات نوروزی رهبر انقلاب

             جوانان انقلابی بدنه‎اصولگرایی را رسوب‌زدایی کنند/

          ایراد رهبرانقلاب به اصل رقابت نبود،به شیوه رقابت بود

حجت الاسلام پناهیان در این گفتگو به صورت تفصیلی به بیان دلایل خود برای لزوم وجود رقابت انتخاباتی میان جریانات معتقد به انقلاب اسلامی پرداخته و انتخابات 12 اسفند سال گذشته را نمونه‌ای مناسب از این ایده بر شمرده است. 

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب بروید .


ادامه نوشته

سه نوع مسلمان داريم!!!

بسم الله


شهيد دكتر بهشتي:

پس از پيامبر ، تا به امروز سه نوع اسلام بوجود امده است.!

متن زير بخشي از سخنراني دكتر بهشتي در جمع دانشجويان در اوايل انقلاب ميباشد.اين متن از نوار سخنراني ايشان پياده شده است.نكات بسيار ريز و مطالب بسيار مهم و قابل تأملي در زير اشاره شده است كه مطالعه ي ان خالي از لطف نخواهد بود.

سوره ي آل عمران آيه 19:

إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّـهِ فَإِنَّ اللَّـهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

(در حقيقت، دين نزد خدا همان اسلام است. و كسانى كه كتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده، با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل‌] آمد، آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت. و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، پس [بداند] كه خدا زودشمار است.)


دين اسلام پس از پيامبر و حتي در مقطعي در زمان پيامبر هم در نوع پذيرش به سه دسته تقسيم شده است.

1- اسلام سياسي، مصلحتي و تابعيتي(سورهي حجرات 5 ايه ي اخر)


2- اسلام واقعي، قلبي،سازنده و عملي


3- اسلام پدر و مادري و اقليمي(اين نوع اسلام از دهه ي سوم نهضت اسلام بوجود امد)

  مجموعه ي افرادي كه  به اسلام روي اورده اند به 5 گروه تقسيم ميشوند:

1- افرادي كه حقيقت جو و حق گو بودند و همه جا را براي پيدا كردن حقيقت گشته بودند.

2-افرادي كه از اوضاع اطراف خود خسته شدند و دنبال فرصتي براي رها شدن از مشكلات هستند و از وضع خودشان ناراضي هستند 

3- افرادي كه مرتبه اي بالاتر از ناراضي ها هستند و دنبال گمشده اي هستند .اكثر اينها هم قهرماني رفتار ميكنند،البته قهرماني هايي كه در مسير شهرت و قدرت و شخصي فكر كردن باشد. 

4-فرصت طلبها،كساني كه در كمين مي نشستند و دنبال فرصت هستند كه سر سفره ي آماده حاضر شوند.

5-كساني كه اصولا به اينها كار ندارند و مردم معمولي هستند و مي خواهند به زندگي روز مره خود برسند اين افراد فقط براي خرمن كوبيدن خود دنبال باد هستند! و كاري به جهت باد ندارند!


***

تا وقتي كه نهضت اسلام به پيروزي نرسيده بود فقط سه گروه اول درگير بودند ولي وقتي نهضت به قدرت رسيد دو گروه بعدي هم وارد شدند و با ادبيات طلبكارانه برخورد ميكردند.در طول تاريخ گروههاي 3 و 4 به كمك گروه 5 ، گروه 1 را خانه نشين مي كنند و از صحنه خارج ميكنند.

افراد گروه 1 از تمام دارائي يشان ميگذرند و در راه اسلام جهاد ميكنند درواقع اسلام اينها واقعي و قلبي است درحاليكه افراد 4 گروه ديگر جزء اسلام سياسي و مصلحتي هستند.

در گروه 2 چون هدف بهتر كردن شرايط است براي همين هم رفاه زندگي را بر رفاه عقيده و داشتن تفكر مستقل ترجيح ميدهند.خود پرستي و شهوت پرستي از ايمان باز ميدارد و تمام هدفشان شكم و پائين شكم مي شود.

گسترش نهضت بايد همراه با سازندگي باشد تا اسلام به دست گروه اول باقي بماند.اگر گسترش سرعت گرفت  و سازندگي شكل نگرفت اين افت است.پس در واقع نهضت را بايد مهار كرد كه اكثرا هم قابل مهار نيست.

گروه 1 شجاع و پاكباخته است.خود نما و رياكار نيست.جاه طلب نيست.اهل ايثار است.اهل خوش گذاني نيست.

در ايران خطر و گلايه از گروه 5 بسيار كمتر از خطر گروههاي هدايتگر و سرشناس است.گروه 5 در ايران به تمامي وظايف خود به نحو احسن عمل ميكند ولي متاسفانه گروههاي هدايتگر و نخبه به وظايفشان خوب  عمل نميكنند.در بعد شناخت اسلام مواضع بسيار شكننده اي داريم.در شناخت مسائل اجتماعي چندين مرتبه بيشتر شكاف داريم.بايد كار شود.خود سازي و آمادگي نخبه گان و افراد سرشناس در نهضت ايران بسيار پائين تر از سطح كل نهضت است.

اگر كسي از گروه 1 خود را نشان دهد و ادعايي داشته باشد و سهم خواهي بكند خود به خود از گروه 1 خارج ميشود.

***

در نوع سوم اسلام اوردن، در واقع اينها اسلام عادتي دارند و به اين نوع رفتار عادت دارند،چون در اين فضا بزرگ شده اند.اينها در واقع مسلمان شناسنامه اي هستند.در اين بين كساني هم هستند كه در خانواده هاي لاابالي و بي بند و بار تربيت شده اند ولي چون حقيقت طلب هستند به نهضت اسلام روي مياورند و خود ساخته ميشوند.

وقتي پيامبر علي عليه السلام را به يمن فرستاد به او ميگفت اگر در اين مسير فقط يك نفر را هم هدايت كردي و با اسلام واقعي اشنا كردي اندازه ي تمام دنيا ارزش دارد.همچنان كه قران هرگز در نظر نداشته كه بشريت را يكپارچه هدايت كند،چون به پيامبر ميگويد : با اينكه تو اينهمه زحمت مي كشي تعداد كمي ايمان مي اورند.در هدايت كردن نبايد دنبال امپول باشيم بلكه به صورت تدريجي بايد هدايت كرد.

قضاوت با خودتان است، اسلام شما از كدام نوع است؟


اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك


منبع