کجای قرآن گفته که باید حجاب داشت؟!

خداوند در سوره مبارکه نور و در آیه ۳۱ می فرماید: وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ...

و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)...

و چه بسیار زنانی که این عبارت صریح قرآن را نادیده می گیرند... آنوقت تا صحبت از حجاب می شود، با اشاره به مسلمان بودنشان، می گویند: کجای قرآن گفته که باید حجاب داشت؟!

منبع : یادداشت های میثم رسیدی مهرآبادی

تمام راه ظهور تو با گنه بستم ...

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

(سیدامیرحسین میرحسینی-میلادامام زمان؛ اراک)

منبع : صاحب زمان

عدالت جگر می خواهد ... .

مكاتبي بوده و هستند كه نسبت به نظام آفرينش به ديده بدبيني مي نگرند اين نظام موجود را كامل نمي بينند .همچنين مكتب هايي بوده كه آمدن انسان را به اين جهان نتيجه يك اشتباه و از نوع راه گرم كردن مي دانند ؛ انسان را صدردرصد بيگانه با جهان مي شمارند كه هيچگونه پيوند و خويشاوندي با اين جهان ندارد .زنداني اين جهان است ،يوسفي كه به دست برادران دشمن در چاه اين جهان محبوس گشته است و تمامي توان خود را بايد صرف اين زندان و بيرون آمدن ازين چاه كند. بديهي است هنگامي كه رابطه انسان با دنيا و طبيعت رابطه زنداني و زندان و به چاه افتادن است انسان نمي تواند جز "خلاصي" داشته باشد. اما از نظر اسلام اين رابطه ي چاه و در چاه افتادن و رابطه زنداني و زندان نيست .بلكه رابطه كشاورز و مزرعه و ...عابد و معبود است . دنيا از نظر اسلام مدرسه انسان و محل تربيت و جايگاه تكامل اوست .امير المومنين علي عليه السلام ، مردي كه مي پنداشت دنيا مذموم همين جهان مادي است را مورد ملامت قرار داد و او رابه اشتباهاتش آگاه ساخت . از نگاه اسلام نه جهان بيهوده آفريده شده و انسان غلط آمده است و نه علايق فطري و طبيعي انسان اموري نبايستني است . امير المومنين علي عليه السلام مكرر مطالبي از اين دست دارند كه دنيا خوب جايي است اما براي كسي كه بداند اين جاه قرار گاه دائمي نيست و گذرگاه و منزلگاه او است. "‌و لنعم دار مالم يرض بها دارا "‌خوب خانه اي است دنيا اما براي كسي كه آن را خانه خود نداد *؛ويا "‌الدنيا مجاز لا دار قرار ،فخذوا من ممركم لمقركم"‌دنيا خانه ي بين راه است نه خانه اصلي و قرارگاه دائمي*. دنيايي كه باعث "اسيرزيستي" انسان باشد نه" آزاد زيستي" او ، اسلام در تعلميات خويش مبارزه اي بي امان با آن دارد . ارزش انسان به كمال مطلوب هايي است كه جستجو مي كند بديهي است كه اگر بطور مثال مطلوبي بالاتر از شكم خود نداشته باشد و تمام تلاش و آرزوهايش در همين حد باشد ارزشي بيش تر از"شكم"‌نخواهد داشت .امير المومنين علي عليه السلام مي فرمايد:‌آن كسي كه همه هدفش پركردن شكم است ارزشش با آنچه از شكم خارج مي گردد برابر است . واينجاست كه دنيا انسان را قرباني ساخته و از انسانيت ساقط مي كند .امير المومنين امير المومنين علي عليه السلام مردم را به دو گروه تقسيم مي كند ،اهل دنيا و اهل آخرت و اهل دنيا را به چهار گروه :‌

-گروه اول:‌ مردم آرام و گوسفند صفت كه هيچ گونه تباه كاري نه به صورت زور و تظاهر و نه به صورت فريب وزير پرده، از آن ها ديده نمي شود ؛ولي تنها به اين دليل كه عرضه اش را ندارند. اين ها آرزويش را دارند ،اما قدرتش را ندارند.

-گروه دوم:هم آرزويش را دارند وهم همت و قدرتش را ؛ دامن به كمر زده ،پول و ثروت گرد ميآورند ،يا قدرت و حكومت به چنگ مي آورند و يا مقاماتي را اشغال مي كنند و از هيچ فسادي كوتاهي نمي كنند.

-گروه سوم :‌ گرگاني هستند در لباس گوسفند، جو فروشاني هستند گندم نما ، اهل دنيا اما در سيماي اهل آخرت ؛ سرها را به علامت قدس فرو مي افكنند ،گام ها را كوتاه بر ميدارند جامه بالا مي زنند و در ميان مردم آنچنان ظاهر مي شوند كه اعتمادها را به خود جلب كنند و مرجع امانات مردم قرار گيرند .

-گروه چهارم :‌در حسرت آقايي و رياست به سر مي برند و درآتش اين آرزو مي سوزند اما حقارت نفس آنان را خانه نشين كرده است و براي اين كه پرده روي اين حقارت بكشند ،به لباس اهل زهد در مي آيند .
امير المومنين علي عليه السلام
اين چهار گروه را علي رغم اختلافاتي كه از نظر رفتار و سبك و نظر روحياتي دارند را يك گروه مي داند اهل دنيا . چرا كه همه آن ها در يك خصيصه مشتركند وان اين كه همه آن ها مرغاني هستند كه به نحوه ماديان دنيا آنها را شكار كرده واز رفتار و پرواز انداخته است انسانهايي هستند اسير و برده .

قدرنوشت:

درايام كوفي رنگ بي مالك در شبهاي پراز نامرد مردم ،عدالت شبها با يتيمان ميخوابد .كاخ عدالت درخرابه و همنشيني با مرد خرابه نشين است .عدالت شعب را تحمل ميكند .عدالت آتش است وعقيل گونه اثبات مي شود .عدالت پشت طلحه و زبير را مي شكند به عافيت نه بلكه به عاقبت فكر مي كند .عدالت با افطاري هاي رنگا رنگ ميانه اي ندارد.عدالت آرزوي اختلاس و سوء استفاده از بيت المال را به دل صحابه مي گذارد حتي همه آنهايي كه اين فكر را درس مي پرورانند .عدالت شتر سرخ موي فتنه را به زمين مي كوبد.عدالت زانوان نيزهاي قران به سر داشته را به زمين ميزند .عدالت قانع است به نان و عبايي و ردايي .عدالت برق خشم خود را به ذوالفقار برسرحنجره هاي ناهنجاري مي سپارد. عدالت فقر آلوده ترين كوچه ها را به رسم و سنت شبگردي نيم بند رها نمي كند ،بريك بام دوهوا قدم نمي زند .عدالت همدوش شانه هاي خيبري اش "چاه" است از قصه در و ديوار و چادري خاكي !عدالت جگر ميخواهد ،در مقابل رياست طلبي كوفي مي ايستد به قيمت فرقي شكافته .
منبع : نسل حضور

کمی از قرآن

فراموش نکرده ای که قرارمان این بود که خورشید روزی خاموش بشود ایضا ستاره ها فروبریزند. یاد آوریش ضرر ندارد اینکه بناداشتیم روزی کوه ها، همان هایی که مرکز ثبات زمین هستند راه بیفتند و حتی در هم کوبیده شوند، بشود بساطی که بساطش نیست. به یاد می آوری آنروزی را که نزد عرب هیچ چیز باارزش تر از ماده شتری که ده ماهه آبستن باشد نبود و او آن شتر را ارزشمندترین مال ها می دانست؟ ما با عرب هم قرار گذاشتیم در آن روز به این شتر عزیزخود  بی اعتنا شود و او هم (ناچار)قبول کرد. همینطور قراربود روزی: دریاها شعله ور شوند و آسمان برکنده . (1)

قرار با فرزندان حوا اینگونه بود.

تازه تر اینکه پیش خودمان بنا داشتیم عوض این همه سختی که بخاطر دل کندن از دلبستگی ها به او میرسد ، برایش سورپرایز خوبی داشته باشیم.

بین خودمان بماند میخواستیم قبل از رسیدن موعد این قرارها زمینشان را پر کنیم از عدل و داد وصفا. واز این راه آنها رامتنعم کنیم و وارث فضل وکرامت خود قرار دهیم .(2)

دریغ که آنها ندانسته زیر همه قول وقرارشان زدند و نافرمانی ساز کردند و به جای خدا ورسول وجهاد، به امیال نفسانی خود از مال وفرزند گرفته تا همسر و عشیره وتجارتی که از کسادش در هراسَند پا دادند وپا سوز آنها شدند.(3)

چاره چیست؟ خود کرده را تدبیر نیست(4) و برای سنت ماهم تبدیلی. ما بنانداریم زیر قولمان بزنیم همه قرارها سر جای خود هستند(5) حالا دیگر اگر عدل ما برپا شود آنها محکوم و مغضوب میشوند آری همان هایی که قرار بود متنعم باشند.

چاره هست اگر توبه کنند ونقض خود را اصلاح و عمل صالح انجام دهند(6) آنگاه از همه گناهانی که ندانسته مرتکب شده اند در میگذریم(7)

1.آیات 1الی11سوره تکویر

2.آیه 5سوره قصص

3.آیه 24سوره توبه

4.آیه 53سوره انفال

5.آیه 62سوره احزاب

6.آیه 60سوره مریم

7.آیه 17سوره نساء

.................................................................

پی نوشت:

همه ترس من این است که در روز ظهور/ سیدم مهر بطالت بزند بر دل من

 

منبع : دوازده

 

می خواهی تصمیم بزرگی بگیری؟

هر کدوم ما گاها تو زندگی به جاهایی می رسیم که می خوایم برای خودسازیمون یک تصمیم انقلابی بگیریم،تصمیمی برای شروع قوی یک حسنه یا ترک یک سیئه یا هر چیز دیگه ای که برامون مفید باشه.

یک مبدا زمانی مثل ماه رمضان برای چنین موضوعی میتونه در به تحقق پیوستن و استمرار یافتن چنین تصمیمی خیلی موثر باشه،به این صورت که ما با گذشت زمان هر روز نگاهی به رکوردمون میندازیم و میگیم که مثلا از فلان تاریخ فلان کار بد را نکردم یا فلان کار خوب را دارم تکرار می کنم.این کار یک حسن داره(حداقل برای من که اینطور بوده).این که شما هیچ وقت دلتون نمی خواد از رکورد خودتون جا بمونین.

فرض کنین شما از ماه رمضون امسال تصمیم میگیرین که فلان کار سیئه را که پیش از این تکرار می کردین دیگه انجامش ندین،با گذشت هر روز شما یک رکورد در این قضیه ثبت می کنید (اینجا خودتون خودتون را تشویق می کنین!).حالا اگه زمانی هم سر هر مساله ای برای انجام اون گناه وسوسه بشین،این فکر که با این کار این رکورد من که هر روز داره بیشتر میشه از بین میره و برای رکوردی دوباره باید همه چیز را از نو شروع کنم مثل یک مانع بزرگ در مقابل ارتکاب اون گناه قرار میگیره(ان شاالله).ماه رمضون سال بعد که برسه شما خوشحال از اینکه یک سال فلان گناه را انجام ندادین یا فلان کار خوب را دارین انجام میدین حالا رکوردتون یک سال شده و اینکه بعد از این کسی بخواد جلو رکورد زنی خودش را بگیره چیز آسونی نیست!

با رسیدن هر ماه رمضان شما مسرورتر از گذشته لذت رکوردی را که داره روز به روز بهش اضافه میشه می چشید و آماده اید تا برای شروع یک رکورد دیگه در موضوعی دیگه یک تصمیم انقلابی جدید بگیرین.

فکر کنم شبهای قدر که خودمونیم و خودمون و خدای خودمون بهترین مبدا زمانی برای ثبت یک رکورد باشه،اینطور نیست؟!

پس بسم الله...

منبع : یا لطیف

اقتصاد اسلامی

اگر خواهان روزی بیشتر هستید و پول ندارید ، انفاق کنید/ سوره‌ی طلاق؛ آیه‌ی هفت

و هر كه روزی‌اش تنگ باشد از همان كه خدا به او عطا كرده هزينه دهد. خدا هيچ‏‌كس را جز به اندازه‌ی رزقى كه به او عطا كرده است، تكليف نمى‏‌كند. خدا به زودى پس از تنگناى در معيشت، گشايش قرار می‌دهد


منبع

هوای کوفه

امشب
هوای کوفه
هوای غریبیست

غربت دارد


التماس دعا

برای اثبات حق رای نمی دهند ادله می آورند؛ خلیج فارس همیشه فارس بوده است

پروژه جعل نام خلیج فارس به خلیج عربی از دیگر سیاست های شوم استکبار برای ایجاد درگیری در سطح منطقه ی خاورمیانه و بین ملل مسلمان بود که در سالهای قبل با فریب و طمع اعراب جنجال های زیادی را بوجود آورد. تغییر نام خلیجی که اسناد و مدارک بیشماری بی پایه و اساس بودن آن را اثبات می کنند.

در ادامه ی این طرح مزورانه القای وجود این اختیار بر این تغییر نام مجعول از مدتها قبل مساله رای گیری خلیج فارس یا خلیج عربی در سطح اینترنت مطرح گردید(بنا بر این شرکت در این رای گیری به نوعی پذیرش این حق و قائل بودن این جایگاه برای تعیین نام این خلیج است)، و سایتی بدون مشخص بودن مرجع این کار آماری بی پایه آغاز به تبلیغات رای گیری و دعوت از قوم فارس و عرب بر شرکت در این رای گیری نمود که حس وطن دوستی ایرانیان فضای مجازی که نگاهی ساده به این مساله داشته و در پازل این فریب قرار گرفتند نیز با تبلیغات میهن پرستانه کمک به رونق یافتن این طرح نمود.

اما در اتفاقی عجیب امروز صدا و سیما اقدام به انتشار این خبر و دعوت از مردم برای شرکت در این رای گیری با اعلام محدودیت 48 ساعته بر شرکت در این رای گیری نمود که موجب ارسال پیامکها و تماسها در رابطه با این رای گیری بین مردم گردید.حال جای پرسیدن این سوال است که مدیران محترم صدا و سیما و ملت شریف ایران آیا برای اثبات حق انسان در رای گیری شرکت می کند یا با آوردن ادله و مناقشه حق خود را ثابت می نماید؟

این رای گیری نمونه ای از استفاده های دروغین و پوشالی از ظاهر دموکراسی در اعمال نظرات مستکبرین است. این رای گیری از اساس باطل و شرکت در آن کاری بیهوده است. سوال دیگر این که این رای گیری چه ضمانت اجرایی و عملیاتی دارد؟ و آیا در دنیای دموکراسی غرب رای گیری اثر گذار تر از رای گیری شورای امنیت سازمان ملل که با یک حق وتو باطل می شود وجود دارد؟ چه تضمینی بر اعتنای بر این نظرات است؟ آیا شرکت و تبلیغ این رای گیری نیاز به تامل بیشتر ندارد؟

اصلا چطور است ما هم اقدام به یک رای گیری بین المللی نماییم تا ببینیم چه کسی به آن اعتنایی می کند اگر در راستای خواست استکبار نباشد یا علیه آن باشد.


مثلا بپرسیم آیا شما معتقید هولوکاست واقعیت دارد؟
یا آیا شما معتقدید اسرائیل اشغالگر و جنیاتکار است و باید مجازات شود؟


و سپس دنبال اهرم های قانونی و الزام آوری برای اعمال نظر مردم و ارسال به سازمان های بین المللی در دنیا بگردیم تا پشت پرده و ماهیت این رای گیری ها را درک کنیم.

منبع : منتظر سیاسی

دفتر مقام معظم رهبری هموطنان مومن و خدا جو را برای کمک به مردم قحطی زده سومالی دعوت کرد

دفتر مقام معظم رهبری هموطنان مومن و خدا جو را برای کمک به مردم قحطی زده سومالی دعوت کرد
در پی تشدید بحران خشکسالی و بروز قحطی در منطقه شاخ آفریقا خصوصاً کشور سومالی، دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه ای از همه هموطنان عزیز در این ماه رحمت و برکت دعوت کرد، به کمک مسلمانان قحطی زده سومالی بشتابند.
متن اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها منطقه شاخ آفریقا و خصوصاً کشور مصیبت زده سومالی شاهد یکی از دردناک ترین بحرانهای انسانی است که بر اثر خشکسالی و بروز قحطی و در سکوت و بی توجهی نهادهای بین المللی، جان میلیونها مسلمان سومالیایی خصوصاً زنان و کودکان در معرض تهدید قرار گرفته است.
به همین منظور و با توجه به عنایت ویژه رهبر معظم انقلاب برای کمک به قحطی زدگان سومالی، از ملت نوع دوست و مسلمان ایران دعوت می شود تا در این ماه رحمت و برکت به کمک ملت مسلمان سومالی شتافته و کمک های نقدی و غیر نقدی خود را از طریق دستگاههای مسوول به دست مردم سومالی برسانند.

منبع : دفتر مقام معظم رهبری

سایبری‌ها دیدار با رهبری را می‌خواهند

حتماً باید به زبان بیاوریم؟

مسئولان بیت نبایند خودشان به این فکر بیفتند که خوب این تعداد فعال سایبری که در فتنه 88 و پس از آن بیچاره‌ها این گونه بی‌ادعا دارند بار دفاع از نظام را در عرصه رسانه‌های اینترنتی به دوش می‌کشند هم دلشون از افطاری‌های بیت می‌خواد؟

سال 88 که درگیر جنگ و نزاع سایبری بودند؛ پارسال هم که در کمال ناباوری دعوت نشدند؛ امسال هم خداییش اگه تا آخر ماه مبارک ما رو پیش رهبر راه ندند .... اگه راه ندند .... با پارسال می‌شه دوسال!

به نظر من این درست نیست که فقط سایبری‌ها در قالب دیدار دانشجویی و ... بتونند آن هم به صورت محدود و بی اسم و رسم به بیت بروند. بابا خدای نکرده ما خودمان یک جبهه‌ای هستیم برای خودمان. وبلاگی‌ها، گودری‌ها و ... .

ما هم برای خودمان درد دل‌ها، ایده‌ها، انتقادات و پیشنهاداتی داریم که فکر می‌کنیم برای نظام مفید است و باید به گوش آقا برسانیم و چه وقتی بهتر از یک افطار ماه مبارک رمضان؟!

برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

حکومت نظامی در لندن

آن چه که در این چند روز در لندن شاهد هستیم یک حکومت نظامی است. لندن به شهری جنگ زده تبدیل شده است. نیروهای پلیس در لندن به شدید ترین شکل معترضان فقیر را سرکوب می کنند. افراد زیادی دستگیر شده اند. چندین نفر کشته شده اند. تمام قربانیان قشر فقیر هستند. حاکمان انگلیس معترضان را معتاد و قاچاق چی می نامند .

سوال اساسی این است که آیا در لندن این همه قاچاق چی مواد مخدر وجود دارد؟ بیش از شانزده هزار پلیس در لندن مستقر شده اند. اعتراضات به شهرهای دیگر نیز کشیده شده است. این است سزای روباه پیر. و امروز بی بی سی معترضان را اراذل و اوباش می خواند. چه فرقی بین معترضان انگلیسی و سوری وجود دارد؟

در انگلیس پلیس مردم را با ماشین زیر گرفته است و سه نفر از مردم عدالت جو را به قتل رسانده است. دموکراسی روباه پیر به این معناست. آن ها عکس معترضان را در سایت ها گذاشته اند و به دنبال دستگیر نمودن آنها هستند. آن ها معترضان را دزد می نامند. پس باید بگوییم انگلیس کشور دزد هاست!

منبع : خط انقلاب

استهزاء کنندگان اظهار نظر رهبری را سانسور کردند؟!

به گزارش تریبون مستضعفین اظهارنظر صریح رئیس‌جمهور در مورد مخالفت با سیاست «دو بچه کافیست» و اینکه کشور قابلیت داشتن ۱۵۰ میلیون جمعیت را نیز دارد وقتی برای بار اول از سوی ایشان مطرح شد موجی از مخالفت و استهزاء در کشور علیه ایشان بوجود آمد و دولت و بویژه شخص رئیس‌جمهور به ساده‌اندیشی و اتخاذ سیاست‌های غلط و بحران آفرین متهم شدند.

پافشاری احمدی‌نژاد بر سیاست افزایش جمعیت ادامه داشت و بارها نیز در مصاحبه‌های خود به آن اشاره داشت و حتی در مقابل تمسخر دیگران کوتاه نیامد و گفت: «یک بار اعلام کردم بسیاری شروع به تمسخر کردند اما من با “دو بچه کافیه” مخالفم و برای آن استدلال دارم»

اما استدلال رئیس‌جمهور در مخالفت با سیاست «دو بچه کافیست» اشاره به امکانات فعلی کشور است و معتقد بود امکانات فعلی کشور آمادگی کشور جهت افزایش جمعیت را می‌دهد هرچند دلایل دیگری را نیز مبنی بر کثرت جمعیت در طول این مدت برشمرده است.

در این میان یکی از بخش‌های بیانات رهبر معظم انقلاب در هفته جاری در جمع مسئولان نظام که مورد توجه قرار نگرفت اظهارنظر صریح ایشان در مورد سیاست تنظیم جمعیت بود که فرمودند: «من معتقدم که کشور ما با امکاناتى که داریم، می‌تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیرى که می‌خواهد براى متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!»

اعتقاد رهبر انقلاب به کثرت جمعیت و اینکه با توجه به امکانات کشور امکان افزایش جمعیت به صد و پنجاه میلیون نفر هم می‌تواند داشته باشد را بگذارید در کنار صحبت‌های مشابه رئیس‌جمهور در مخالفت با سیاست دو بچه کافیست!

به نظر می‌آید آن‌چه موجب هجمه گسترده‌ی مخالفت و استهزاء در مورد این سیاست به راه افتاد بیش از آن‌که در انتقاد به استدلال‌های رئیس‌جمهور باشد به نوعی مخالفت با گوینده‌ی سخن بوده است نه خود سیاست و گرنه علمای بزرگ دیگری که به کثرت جمعیت معتقد بوده و هستند.

گویا استهزاء کنندکان دیروز سخنان رهبری را سانسور کرده‌اند!

منبع : تریبون مستضعفین

بیانات امام خامنه ای در دیدار جمعی از دانشجویان

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌


خداى متعال را از اعماق جان سپاسگزارم كه يك بار ديگر اين توفيق را پيدا كرديم كه در روز ماه رمضان در جمع شما جوانان عزيز، خوش‌روحيه، پرانگيزه و پرنشاط ساعاتى بنشينيم و از شما بشنويم.

... .

منبع :دفتر نشر و حفظ آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

ادامه نوشته

سلام آقا رضای امیرخانی؛ حال شما چطور است؟

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود بر دوستان

خود بنده تا بحال پنج کتاب از آقای امیرخانی را خواندم ( من ِ او - نفحات نفت - جانستان کابلستان - ارمیا - بیوتن ) به نظرم قلم بسیار خوبی دارن ولی واقعا این اشکالات بر ایشان وارد است .

یا علی

التماس دعا



تریبون مستضعفین – محسن بانژاد

سلام آقا رضای امیرخانی. حال من خوب است. حال شما چطور است؟ انشاءالله که خوب هستید. کوهنوردی و رفتن به دور دنیا البته اگر با دل خوش نباشد، زقوم می‌شود از گلو هم پایین برو نیست که نیست. من به عنوان یک آدم درجه ده سیاسی که در پوستین فرهنگ هم نیافتاده الحمدلله، یعنی مال این حرف‌ها نیست، می‌خواهم دو کلوم با شما که استاد نویسندگی و صاحب چندین اثر پر فروش هستید و در عین جوانی پیراهن‌پاره‌کن قهار عرصه ادبیات داستانی متعهد، صحبت کنم. از در اخلاص و برادری. اجازه هست؟

آقارضای امیرخانی؛ نمی‌دانم هنوز بساط هیئت مدرسه‌تان برقرار است و هنوز شما مداحی می‌کنی یا سراسر به کوهنوردی و مسافرت می‌گذرد اما اگر هنوز در یکی از همین بساط‌های سیدالشهداء و این دستگاه، اهل چای و دم و سینه هستی این حرف‌ها را نه با عینک، بی‌عینک بخوان. ای به قربان آن تسبیح عموماً نیلوفری‌ات. می‌خواهم به دور از ناخن‌کشیدن و هوار زدن چند کلمه‌ای در ملأ عام با هم حرف بزنیم. بی‌عینک آقارضا. بی‌عینک.

شما در بحبوحه‌ی تابستان ۹۰ پاشدی با یک نشریه‌ی آن‌طرفی، یعنی نشریه‌ای که آن طرف خط است نه این طرف خط، نشریه‌ای که مال ما بچه هیئتی‌ها نیست، نشریه‌ای که هوای ما بچه‌هیئتی‌ها را ندارد، یک نشریه متعلق به همین ایسم‌های بومی‌شده با روغن و گلاسه، صحبت‌هایی کرده‌ای که مربوط به تابستان پربحبوحه‌ی ۹۰ نیست – حالا لغت «پر» پیشوند بحبوحه بشود یا نشود – این صحبت‌ها مال الان نیست آقارضای گل. این صحبت‌ها را همان موقع که به بهانه‌ی سیاسی نبودن ژست بی‌طرفی گرفتی و هاجروار به طواف عشق، هجرت من الخلق کردی باید می‌آمدی سینه سپر می‌کردی و می‌گفتی. اگر ادعای شهامت در گفتن شهادتین داری این صحبت‌ها مال آن موقع است. می‌آمدی میدان هفت تیر، دقیقا همین ۱۹ مردادی که من دارم این متن را می‌نویسم ساعت ۱۲ شب، وقتی بچه بسیجی‌های پاپتی خیابان پیروزی یعنی بچه‌ محل‌های ما، با موتور شخصی قسطی ۱۲۵ ایستاده بودند توی کوچه‌ پس‌کوچه‌ها که امنیت تامین شود و از پشت بام‌ها، گاهی البته به ندرت، می‌دانید که این مسائل در امت شهیدپرور ما کم است، موزاییک بر سرشان فرود می‌آمد و فریاد «الله و اکبر» مردم شهیدپرور آسمان را بر سر دیکتاتور خراب می‌کرد، سینه سپر می‌کردی و می‌گفتی. می‌دانی که به آقا می‌گفتند دیکتاتور. به خود خدا قسم خودم تا خود صبح در مورد تک تک مسائل مطروحه و مفاد بیانیه ایدئولوژیکت پایه بحث بودم. اصلا چرا صبح؟ تا فردا شب. یا پس فردا ظهرش که ایستگاه پلیس را آتش زدند. همان وسط در مورد دموکراسی ترکیه و انقلاب ۵۷ حتی راجع به رمان کافکا و مدل کینز با هم حرف می‌زدیم.

آقارضای امیرخانی. این صحبت‌هایی که کرده‌ای، و به عنوان یک کسی که بالای سایتش نوشته فرهنگ مادر است و سیاست بچه است و الخ و خودت را اهل فرهنگ می‌دانی، مال اهل سیاست است. فرق اهل سیاست با اهل فرهنگ در این است که اهل سیاست هنگام سخن سیاسی حرف روز می‌زند. اما اهل فرهنگ اگر انسانی باشد درجه یک که در پوستین سیاست نیافتاده باشد یا حرف سیاسی نمی‌زند یا لااقل حرف‌های کهنه نمی‌زند. یا اگر می‌خواهد حرف‌های کهنه بزند هنگام هنگامه ژست بی‌طرفی نمی‌گیرد. آقارضای امیرخانی، به امام حسین قسم این حرف‌ها را بی‌کینه بخوان. کتاب‌های لامصبت را قطره قطره اشک ریختم تا تمام کردم دو دقیقه دل بده جای دوری نمی‌رود.

قطره قطره آب شدم تا بفهمم این ارمیای لعنتی آخرش چه کار می‌کند؟ که من هم همان را بکنم. که دیدم کاری نکرد و فقط مرد. زحمت کشید رفت زیر پای ملت له شد. قطره قطره آب شدم تا برسم به فصل آخر که این خمسه‌خمسه‌ها ارمیا را نجات می‌دهد برگردد بهشت زهرا طرح بازسازی را تمام کند یا این‌که اسیر ارمیتا و آرتمیا و کمربند زن رقاصه و خشی و کوفت و زهرمار می‌ماند؟ که دیدم به هیچ جا نرسید. قطره قطره آب شدم تا بفهمم آخرش این مهتاب گور به گوری با آن آبشار قهوه‌ای و احیانا چانه ریز و لبان غنچه‌ و نرگس مست به علی فتاح قسمت می‌شود یا این‌که داستان از فرط رئال در دامن پوچی می‌افتد و آخرش/اولش بوی گوشت سوخته‌ی یک پیر دوشیزه و یک بیوه است که میزند توی دماغ علی فتاح و من خواننده؟ همین؟ که درویش مصطفی توی خیابان‌ها راه برود و بچه‌ها با کلاه پاسبان بی‌حیا بازی کنند؟ همین؟ قطره قطره آب شدم تا فهمیدم دستت خالیست آقارضا. دستت خالیست. به ولای علی دست همه‌مان خالیست.

حالا نه این‌که چون حرف‌های سیاسی زدی که خلاف آمد میل ما بود ببندیمت به دم گاری و کتاب‌هایت را بسوزانیم و سر در دروازه قزوین آویزانت کنیم نه برادر من. نه عزیز من. غرض دارم. به خدا غرضی دارم که دوست دارم بدانی.

آقارضای عزیز. ای که در وصف قلمت کودکانه می‌نوشتم و مثل دختربچه‌ها دکلمه می‌کردم که: «او مرا پدریست جوان و تنومند که دست در گردنش حلقه می‌کنم و او می‌تازد و موهای من در باد می‌رقصد و کودکانه می‌خندم و او هم می‌خندند و وه که چه شکوهی دارد قلم این نویسنده جوان». آقارضای عزیز. من و شما فقط و فقط نویسنده‌ایم. فقط و فقط نویسنده‌ایم. ما روشنفکر نیستیم آقارضا. ما بچه‌های هیئتیم. ما بچه‌های هیئت بروی عشق گریه و سینه‌چاک سینه‌زدنیم. حالا گیرم که من عمری با حاج منصور مشکل دارم که چرا حرف بی‌ربط سیاسی می‌زند. عوضم نمی‌کند که. بچه هیئتی‌ام. حاجی بسم الله بگوید برای من مقتل است که ان قلوب المخبتین الیک والهه. تو را به حضرت عباس جز این است؟

آقارضای عزیز. کل کلام امشبم همین است: با ما باش. بیشتر با ما باش. با همین فلافل‌خورهای ۱۲۵ سوارشوی اتونکشیده‌ی مؤدبی که سرخ می‌شوند وقتی در این مرداد پربحبوحه در این تهران راه می‌روند. با ما باش آقا رضا. با ما باش که طعم تلخ غدر سیاسیون را هر روز می‌چشیم. باز نگاهمان به دهان آقا دوخته. از بس کله شقیم. مگر دست خودمان است؟ کجا برویم؟ ببین آقارضا دارم هیئتی حرف می‌زنم به مولا قسم. عینک به چشم نداشته باشی.

با ما نیستی آقارضا. د با ما نیستی. اگر با ما بودی این حرف‌ها را نه بحبوحه‌ی پر از مرداد ۹۰ که همان تابستان ۸۸ می‌آمدی مسجد لولاگر وسط آتش برای عموی من می‌گفتی. به جای دربند و درکه و من سیاسی نیستم. با ما بودی می‌آمدی حاج آقا مجتبی می‌شنیدی فریادهای این مرد را که می‌گفت حکومت اسلامی تحمیق نمی‌کند، تهدید نمی‌کند، تطمیع نمی‌کند. د با ما نیستی برادر من. یک سری حرف می‌زنی اصلا یک بار با یک بچه هیئتی این طرفی، یعنی این طرف آب، همین جایی که ما هستیم نشستی دو دو تا چهارتا کنی؟ یا همه‌اش با دوست ادب و اخلاقت بودی و از ما و درجه‌دو به بالاهای سیاسی در پوستین فرهنگ و هیئت افتاده دوری می‌جستی؟ که از فقر ما به لباست نچسبد؟ که ما راضی به ظلم بودیم مثلا؟

آقارضا. به خدا دلم می‌سوزد. دلم می‌سوزد رجا نیوز به تو فحش می‌دهد. نه این‌که رجانیوزی‌ها هیئتی نباشند. بل این‌که رجانیوز نباید به تو فحش بدهد. می‌گیری داداش یا روضه را باز کنم؟ حالا بگو چرا فحش؟ د عزیز من خودت آمده‌ای به آدمی فحش می‌دهی که برای ما عزیز است. برای ما این طرف خطی‌ها وحید جلیلی عزیز است. اتفاقا باید مصداقی بحث کرد / مثل خودت. وحید جلیلی اهل باند نیست. اهل قدرت نیست. اتفاقا اگر از نزدیک بشناسی اهل ادب است. اهل مایه گذاشتن است. و بی‌ادعاست. خاصه این‌که مشهدی است. و می‌دانی مشهدی‌ها کله شق‌اند. حالا نیامده‌ام بگویم وحید جلیلی امامزاده ایست که هتکش کردی. نه. می‌خواهم بگویم چرا به جایی برسیم که توی مداح بچه هیئتی بیایی به وحید جلیلی آدم پاکار اهل هیئت ما بچه هیئتی‌ها، آن هم پشت سرمان، فحش دو سال پیش را بدهی؟ آن هم جلوی نامحرم. جز این است که با ما نیستی؟ با ما نیستی آقارضا.

د اگر با ما بودی من این حرف‌ها را توی اینترنت نمی‌زدم. قبل از منبر حاج آقا مجتبی دم سینی‌های چایی با هم گپ می‌زدیم. قبل از روضه حاج منصور بیرون مسجد ارگ تو کوچه کثیف فلافل می‌خوردیم و این حرف‌ها را می‌زدیم. اگر با ما بودی توی شابدلعظیم با هم راه می‌رفتیم و تا خود صبح توی سر و کله هم می‌زدیم. اما توی برج عاجی آقارضا. اگر با ما بودی می‌زدم از این سر شهر تا خود حاج آقا مرتضی می‌آمدم که شاید نزدیکتر باشد. نمی‌دانم شاید اشکال از ما بچه هیئتی‌هاست. از همه ما بچه هیئتی‌ها.

با ما بچه هیئتی‌ها نیستی آقارضا. حرفت را نمی‌خوانیم آقارضا. ما چشم‌مان به دهن آقاست. دعوای امروز ما فتنه ۸۸ و موضع گیری‌های عجیب مجید مجیدی و سیدمهدی شجاعی و هیلاری کلینتون نیست. دعوای امروز ما فرهنگ به باد رفته‌ای، اهن اهن، می‌باشد، که شما داعیه‌دارش باشی و سیدمهدی شجاعی، پدر من که اهل فرهنگ نیست باید یقه شما کباده‌کشان یل میدان فرهنگ را گرفت. اگر همه تقصیرها گردن سه‌لتی‌های از شکم مادر احمق درآمده نباشد، شما به عنوان مداحی که سه رمان پرفروش دارد بفرمایید چه پیامی برای دین گریزی جوانان دارید؟ لابد احمدی‌نژاد!

آقارضا وقتت را گرفتم. انسداد سیاسی به ربنای شجریان نیست. انسداد سیاسی به خراب کردن روی آرای مردم است. انسداد سیاسی به ربنای شجریان نیست بلکه به عکس ندا روی تاکسی‌های زرد نیویورک است. انسداد سیاسی یعنی سیلورمن‌های طوفان کاترینا به فدای یک جسد نایافته‌ی مجهول ‌الهویه به نام ترانه موسوی. انسداد سیاسی یعنی ترکیه برای سلفی‌های غرب سوریه کمپ درست کنند که معاهده‌های نظامی‌ اردوغان با اسرائیل به سرانجام برسد و دادگاه ترور رفیق حریری سیدحسن نصرالله را به همراه سید علی خامنه‌ای مجرم تشخیص داده بساط دشمنان اسرائیل را جمع کند. و ترکیه و عربستان و قطر بشوند محور مقاومت اسلامی در خاور میانه اسلام. انسداد سیاسی یعنی یک نویسنده‌ی دست خالی دنبال معنا، بیاید حرف‌های دو سال پیشش را که عموما فحش به بچه هیئتی‌هاست توی یک نشریه آن طرف خطی بزند. نشریه‌ای که دلش برای حجاب و شریعت و قرآن نسوخته و چون هاشمی دیگر هاشمی نیست دلسوز دین و حتی حوزه‌های علمیه و علما شده است. محض رضای خدا لابد. «محض» «رضای» «خدا».

دعوای امروز ما دین گریزی رفقاست. دعوای امروز ما رفتن به افطاری اهل فامیل. که جدیدا دخترش دوست پسر پیدا کرده و تو نمی‌د‌‌انی باید به دوست پسرش سلام کنی یا بخوابانی زیر گوشش؟ دعوای امروز ما خیلی چیزهای دیگر . که مالِ حرام. که روابطِ حرام. که انسدادِ سیاسیِ حرام. که مجلسِ حرام، که دولتِ حرام، که وسایل نقلیه عمومیِ حرام، که دانشگاه‌های حرام، که پول‌شوییِ حرام، که تجاوزات دسته‌جمعیِ حرام، که دعوای خودی‌ها و غدر بی‌خودی‌ها. و این جملات فعل؟ ندارد که ندارد. دعوای امروز ما دعوای دو سال پیش نیست آقارضای امیرخانی. فعل؟ نداری که نداری.

دعوای امروز بچه هیئتی‌ها هاشمی نیست. فتنه ۸۸ نیست. سید مهدی شجاعی نیست. حتی مهدی هاشمی هم نیست. دعوای امروز بچه هیئتی‌ها سوریه و ترکیه و یمن و غزه هم نیست. که این‌ها هست. اما اصل قصه این‌ها نیست برادر من. اصل قصه این‌ها نیست.

فاما باز هم سینه خودت را می‌زنی. من از اینترنت بدم می‌آید. از این‌که رضای امیرخانی عزیز، تیتر برای عصر ایران و آفتاب چاق کند و من این‌جا هق هق و اهل دنیا قاه قاه، که این هم نویسنده‌ی درخشان ادبیات داستانی متعهدشان، دلم می‌گیرد. بیا توی خودمان دعوا کنیم برادر.

با ما باش آقارضا.

منبع : تریبون مستضعفین

ماجرای "گفت‌وگوهای انتقادی"، "قهوه‌خانه میکونوس" و سیلی محکمی که اروپا از همین حسینیه خورد!

ماجرای "گفت‌وگوهای انتقادی"، "قهوه‌خانه میکونوس" و سیلی محکمی که اروپا از همین حسینیه خورد!

تنش‌زدایی در سیاست خارجی. اگر مواضع مسئولین ارشد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه 70 و اوایل دهه 80 را بررسی کنیم، شاید پر بسامدترین واژه، همین اصطلاح باشد. رویکردی که بر مبنای آن دولت‌های پس از جنگ حداقل به مدت 16 سال تلاش کردند، به شیوه‌های مختلف حسن نیت خود را به طرف‌های خارجی ثابت کرده و از طرف مقابل اعتماد و روابط حسنه طلب کنند.

....


منبع : رجا نیوز

ادامه نوشته

امام خامنه ای : جایگاه کنونی کشور، دستاوردها و فرصت های بزرگ نظام اسلامی در منطقه و جهان

جایگاه کنونی کشور، دستاوردها و فرصت های بزرگ نظام اسلامی در منطقه و جهان

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر یکشنبه در دیدار رؤسای قوای مجریه، مقننه و قضاییه، رییس مجلس خبرگان ،اعضای هیأت وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولان دستگاهها و سازمانهای مختلف، ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استانها و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در سخنان بسیار مهمی با اشاره به شرایط بی سابقه منطقه و جهان، تحلیل جامعی از شرایط کشور ارائه و تأکید کردند:

ارزیابی واقع بینانه از جایگاه نظام اسلامی بعد از گذشت 32 سال نشان می دهد، کشور اکنون به دستاوردها و پیشرفتهای بزرگ و غیرقابل تصوری رسیده که امیدبخش و زمینه ساز برای ادامه حرکت شتابان به سمت قله ها هستند و در کنار آنها نیز اولویتها و فهرستی از کارهای انجام نگرفته وجود دارند که باید با همدلی، وحدت، کار و تلاش شبانه روزی، ایستادگی بر اصول و ارزشها و با استفاده از اعتماد کم نظیر مردم به نظام و اعتماد به نفس ملی بالا در میان جوانان، از فرصت های موجود حداکثر استفاده را کرد و ایران اسلامی را به جایگاه شایسته خود در منطقه و جهان رساند.
... .

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

ادامه نوشته

والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم!!!

والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم . به خدا قسم مسئوليت داريم . به خدا قسم ما غافل هستيم . و الله قضيه‏اي که دل پيغمبر اکرم را امروز خون کرده است ، اين قضيه است . داستاني که دل حسين بن علي را خون کرده ، اين قضيه است . اگر مي‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم ، اگر مي‏خواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش‏ بدهيم ، بايد فکر کنيم که اگر حسين بن علي امروز بود و خودش مي‏گفت براي‏ من عزاداري کنيد ، مي‏گفت چه شعاري بدهيد ؟ آيا مي‏گفت بخوانيد : " نوجوان اکبر من" يا مي‏گفت بگوييد : " زينب مضطرم الوداع ، الوداع " ؟!

چيزهايي که من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهاي پست و کثيف ذلت آور تن ندادم و يک کلمه از اين حرفها نگفتم؟! اگر حسين بن‏ علي بود مي‏گفت اگر مي‏خواهي براي من عزاداري کني، براي من سينه و زنجير بزني، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد . شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مُرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تکان بخورد. هي دروغ در مغز ما کردند که‏ آقا اين يک مسئله داخلي است. مربوط به عرب و اسرائيل است . … تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟

به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم ، خودمان را شيعه علي بن ابي طالب بخوانيم. … آيا ما وظيفه نداريم که کمک مالي به آنها بکنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها براي حق مشروع بشري قيام نمي‏کنند؟ « فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء ، آيه 95) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم»( سوره توبه ، آيه 20) به وسيله مال که مي‏توانيم کمک کنيم . والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است.

اولين سوالي که بعد از مُردن‏ از ما مي‏کنند همين است که در زمينه همبستگي اسلامي چه کرديد ؟ پيغمبر فرمود : « من سمع مسلما ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم » هر کس بشنود صداي مسلماني را که فرياد مي‏کند ياللمسلمين مسلمانان به‏ فرياد من برسيد ، و او را کمک نکند ، ديگر مسلمان نيست ، من او را مسلمان نمي‏دانم .

چه مانعي دارد که ما براي اينها حساب باز کنيم ؟ چه‏ مانعي دارد که مقدار کمي از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم ؟ … مردم بيدار آن مردمي هستند که فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند. من وظيفه خودم را عمل کردم . وظيفه من فقط گفتن بود و خدا مي‏داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگري نبود. اين کمک مالي را وظيفه‏ شما مي‏دانم و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظي مي‏دانم که اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظي واجب مي‏دانم که چنين حرفي را بزند. مراجع تقليد بزرگي مثل آيت الله حکيم و ديگران رسما فتوا داده‏اند که کسي که در آنجا کشته مي‏شود ، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست.

پس بياييم به خودمان ارزش بدهيم ، به کار و فکر خودمان ارزش بدهيم ، به کتابهاي خودمان ارزش بدهيم ، به پولهاي خودمان ارزش‏ بدهيم ، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بکنيم . علت اينکه دولتهاي‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمي‏انديشند ، اين است که معتقدند مسلمان غيرت ندارد . آمريکا را فقط همين يکي جري کرده است . مي‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد ، همبستگي و همدردي ندارد. مي‏گويد يهودي که‏ براي پول مي‏ميرد، جز پول چيزي نمي‏شناسد، خدايش پول است ، زندگيش پول‏ است ، حيات و مماتش پول است ، به يک چنين مسئله حساسي که مي‏رسد روزي‏ يک ميليون دلار به همکيشانش کمک مي‏کند ولي هفتصد ميليون مسلمان دنيا کوچکترين کمکي به همکيش خود نمي‏کنند"!

منبع : طوماره

ریش !!!!

به نام مهربان بی هم‌تا

اگه ریشای یه یهودی بلند باشه... میگن یه مومنه و داره ایمانشو نشون میده... اما اگه ریشای یه مسلمون بلند باشه... میگن یه افراطی و تروریســــــته.... یه راهبه اگه بخواد خودشو وقف خدا كنه ....حق داره خودشو از فرق سر تا نوك پا بپوشونه.... اما اگه یه زن مسلمون ...بخواد اینكارو بكنه... میگن داره خودشو محدود میكنه ...
--------------------------
اصل اینه...هر وقت" دشمن"(این چنینی)پیدا کردی.. بدون مهمی و "ارزش" دشمنی داری...پیروزی باتوست...وعده ی خدا نزدیک است...یاعلی ع...
-------------------------------

منبع : حزب الله

چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟

به نام مهربان بی هم‌تا

یک روز یک مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید: «چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟»

شیخ گفت: « آیا تو میتوانی دستهای ملکه الیزلبت را بگیری؟»

مرد انگلیسی گفت:« البته که نه، فقط افراد خاصی هستند که میتواند با ملکه مصافحه کنند .»

شیخ جواب داد:« بانوان ما ملکه هستند و ملکه ها با مردان غریب مصافحه نمیکنند.»

منبع : حزب الله

همه چيز درباره روزه ماه مبارك رمضان


مهندسي فرهنگي در کلام مقام معظم رهبري

تعريف مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، «مهندسي فرهنگي را اين گونه تعريف مي کنند؛
«… مهندسي فرهنگ اين است كه با رويكرد سيستمي اجزاء فرهنگ اعم از فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي ، فرهنگ سازماني ، در مجموعة فرهنگ جانمايي شده و روابط آنها بخوبي تنظيم شود. ضعف‌هاي اجزاء و روابط آنها برطرف شود.
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است؛ يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حركت عظيم دروني و صيرورت بخش و كيفيت بخشي كه اسمش فرهنگ است و در درون انسان‌ها و جامعه بوجود مي‌آيد، چگونه بايد باشد؟ فرهنگ هدف كدامست؟ اشكالات و نواقص‌اش چيست؟ چگونه بايد رفع شود؟ فرهنگ موجود كدامست؟كندي‌ها و معارضاتش كجاست؟مجموعه‌اي لازم است كه اينها را تصوير كند.» (مقام معظم رهبري 1383)

ضرورت مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، مهندسي فرهنگي را جزو تکاليف مسئولان نظام جمهوري اسلامي مي دانند؛
« با توجه به اهميت حقيقتي كه نامش فرهنگ جامعه است و با توجه به اين كه اگر اين مجموعه بناي فرهنگي را مهندسي و از آن حراست و حفاظت نكنيم، عوامل گوناگون تأثيرگذار در فرهنگ، قسم نخورده‌اند كه چون ما كاري نمي‌كنيم. آنها هم كاري نكنند. نه، آنها اثر خودشان را مي‌گذارند و كار خودشان را مي‌كنند. تكليف ما به عنوان مسئولان نظام جمهوري اسلامي چيست؟
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است يعني مشخص كنيم كه ....... بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد.» (مقام معظم رهبري 1383)
مقام معظم رهبري، مهندسي فرهنگي را در تصميمات کلان کشور موثر مي دانند:
«فرهنگ به عنوان جهت‌دهنده به تصميمات كلان كشور - حتي تصميم‌هاي اقتصادي،سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما مي‌خواهيم ساختمان بسازيم وشهرسازي كنيم در واقع با اين كار داريم فرهنگي را ترويج مي‌كنيم يا توليد مي‌كنيم يااشاعه مي‌دهيم.» (مقام معظم رهبري 1381)
ايشان، فرهنگ را روح تمام فعاليت هاي جامعه مي دانند و بر مهندسي فرهنگي در تمام ابعاد آن تاکيد دارند:
« فرهنگ مثل روحي است كه در كالبد همة فعاليت‌هاي گوناگون كشورحضور و جريان دارد. فرهنگي كه بايد در توليد، خدمات،ساختمان‌سازي، كشاورزي، صنعت، سياست خارجي و تصميمات امنيتي رعايت شود و حدود را معين و جهت را مشخص كند. چيست؟اين بايد در اين جا معين شود.» (مقام معظم رهبري 1381)
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، فرهنگ را مهمترين عامل دستيابي به آرمان اصلي ملت ايران مي دانند:« آرمان اصلي ملت ايران رسيدن به جامعه اي رشيد، موحد، پرنشاط، پراميد، عدالت طلب، داراي اعتماد به نفس، پركار، پيشرو، پيشرفته، داراي توكل و برخوردار از روح ايثار و گذشت است و «فرهنگ» مهمترين عامل دستيابي به اين هدف والاست.» ( مقام معظم رهبري 1386)
« عاملي كه يك ملت را به ركود و خمودي، يا تحرك و ايستادگي، يا صبر و حوصله يا پرخاشگري و بي‌حوصلگي يا اظهار ذلت در مقابل ديگران. يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران به تحرك و فعاليت توليدي يا به بيگارگي و خمودي تحريك مي‌كند. فرهنگ ملي است.فرهنگ - با همين تعريف ويژه - محصول تعريف جمعي از يك جامعه است و خودش موثر در همه حركات و تحولات و تشكيل‌دهنده هويت يك جامعه است.» (مقام معظم رهبري 1383)

ابعاد مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، ابعاد مهندسي فرهنگي را در زمينه هاي فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي، فرهنگ سازماني تعريف مي کنند؛
« فرهنگ يك سيستم است و داراي انواع و اجزائي است و مهندسي فرهنگ به عنوان يك مهندسي سيستم بايد انجام پذيرد.فرهنگ يك جامعه، اساس هويت آن جامعه است.فرهنگ كه مي‌گوئيم اعم از:مظاهر فرهنگي - مانند زبان و خط و امثال اينها و آنچه باطن و اصل تشكيل‌دهنده پيكرة فرهنگ ملي است مثل: عقايد، آداب اجتماعي، مواريث ملي، خصلت‌هاي بومي و قومي اينها اركان و مصالح تشكيل‌دهنده فرهنگ يك ملت است فرهنگ داراي انواعي است و در مهندسي فرهنگ همه اين انواع فرهنگ بايد مهندسي شوند.انواع فرهنگ عبارتند از: فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي، فرهنگ سازماني فرهنگ ملي.» (مقام معظم رهبري 1383)
مقام معظم رهبري، با اشاره به تأثيرگذاري عميق فرهنگ در ابعاد مختلف جامعه و كشور ، ابعاد مهندسي فرهنگي را در تمام زمينه هاي فردي و اجتماعي مي دانند:« فرهنگ عمومي علاوه بر رفتارهاي فردي و اجتماعي در تصميم سازيها و تصميم گيريهاي حكومتي نيز كاملاً مؤثر است و به همين علت بايد آن را به شكلي صحيح، تبيين و پيگيري كرد.» ( مقام معظم رهبري 1386)

مباني و معيارهاي مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب در درجه  اول تعيين «مهندسي فرهنگ» را براي اجراي «مهندسي فرهنگي» ضروري مي دانند؛« براي "مهندسي فرهنگي كشور" بايد فرهنگ مهندسي شده‌اي كه بر اساس آن مي‌خواهد كشور مهندسي شود معين گردد. بنابراين جايگاهي كه وظيفه مهندسي فرهنگي كشور را بر عهده دارد بايد نخست مهندسي فرهنگ انجام دهد.» (مقام معظم رهبري 1381)
مقام معظم رهبري، نگاه معقول اسلامي را ملاک «مهندسي فرهنگي» مي دانند؛
« ما نمي‌خواهيم با نگاه افراطي به مقوله فرهنگ نگاه كنيم. بايستي نگاه معقول اسلامي را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطي كه معارف و الگوهاي اسلامي به ما نشان مي‌دهد تنظيم كرد. برخورد افراطي از دو سو امكان‌پذير است و تصور مي‌شود:
يكي از اين طرف كه مقوله فرهنگ را مقوله‌يي غيرقابل اداره و غير قابل مديريت بدانيم مقوله‌يي رها و خود رو كه نبايد سر به سرش گذاشت و وارد آن شد.
متأسفانه اين تفكر در جاهايي است وعده‌يي طرفدار رها كردن و بي‌اعتنايي و بي‌نظارتي در امر فرهنگ هستند. اين تفكر، تفكر درستي نيست و افراطي است.
در مقابل، تفكر افراطي ديگري وجود دارد كه آن سختگيري خشن و نظارت كنترل‌آميز بسيار دقيق است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است.
نه مي‌شود فرهنگ را در جامعه رها كرد كه هر چه پيش آمد، پيش بيايد نه مي‌شود آن طور سختگيري‌هاي غلطي را كه نه ممكن است و نه مفيد، الگو قرار داد.» (مقام معظم رهبري 1382)
رهبر معظم انقلاب اسلامي، اهداف عمومي ملت مسلمان و انقلابي ايران را مباني و معيارهاي مهندسي فرهنگي جهت دستيابي به جامعه آرماني مي دانند: « بايد ضمن پرهيز از بحثهاي صرفاً نظري و ذهني، به تطبيق وضع فرهنگي موجود با وضع مطلوب و آرماني پرداخت و با مشخص كردن عيبها و مشكلات و بررسي علل و عوامل آنها، به برنامه ريزي زمانبندي شده براي رفع مشكلات و دستيابي به اهداف و آرمانها، همت گماشت.» ( مقام معظم رهبري 1386)
مقام معظم رهبري همچنين تحقق عدالت اجتماعي در جامعه را از ديگر مباني و معيارهاي مهندسي فرهنگي مي دانند: «بايد فعاليتهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي زمينه ساز تحقق عدالت اجتماعي، رفتارهاي صحيح فردي و اجتماعي و دين باوري در جامعه و كشور شود.» ( مقام معظم رهبري 1386)

اهداف مثبت مهندسي فرهنگي حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي،‌افزايش نشاط كار و ابتكار، ارتقاء اعتماد به نفس فردي و ملي، افزايش اميد، مصرف صحيح و تقويت گرايش به كالاهاي ساخت داخلي، توجه بيشتر به نشانه ها و آثار «اسلامي، ايراني و انقلابي» در معماري عمومي كشور و افزايش خطرپذيري و شجاعت اقدام را از جمله اهداف مثبت مهندسي فرهنگي مي خوانند و بر اين نکته تاکيد دارند که «زمينه دستيابي به اين اهداف در جامعه وجود دارد و تحقق آنها،‌مستلزم تبيين مهندسي فرهنگي، برنامه ريزي و تلاش بيشتر است.» ( مقام معظم رهبري 1386)

توصيه هاي مقام معظم رهبري براي اجراي هر چه بهتر مهندسي فرهنگي 
توصيه اول رهبر معظم انقلاب اسلامي، براي اجراي مهندسي فرهنگي در کشور، تعيين يک متولي و مرکز براي انجام اين کار خطير مي باشد که ايشان اين وظيفه خطير را از شورايعالي انقلاب فرهنگي انتظار دارند؛
« يك متولي و يك مركز مي‌خواهد تا از يك طرف(فرهنگ را) مهندسي كند.يعني با يك فكر كلان،با يك نگاه برتر و بالاتر از همة جريانهاي فرهنگي در داخل كشورببيند حقيقت فرهنگي و عنصر فرهنگي چگونه و با چه كيفيتي بايد باشد.به كدام سمت بايد برود (فرهنگ هدف كدامست؟) كجاهايش ايراد دارد(فرهنگ موجود كدامست؟
اشكالات و نواقص‌اش چيست؟كندي‌ها و عارضاتش كجاست؟مجموعه‌اي لازم است كه اينها را تصور كند.يك متولي و يك مركز مي‌خواهد كه با يك فكر كلان، با يك نگاه برتر و بالاتر از همه جريانهاي فرهنگي در داخل كشور، ببيند حقيقت فرهنگي و عنصر فرهنگي كجاهايش ايراد دارد.» (مقام معظم رهبري 1383)
توصيه دوم رهبر معظم انقلاب اسلامي براي اجراي هر چه بهتر مهندسي فرهنگي، نقش دلسوزانه حکومت در اجراي مهندسي فرهنگي در جامعه است ؛
« در مقوله فرهنگ، رفتار حكومت بايد دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد. باغبان به هنگام، نهال مي‌كارد به هنگام، آبياري مي‌كند به هنگام، هرس مي‌كند به هنگام، سمپاشي مي‌كند به هنگام ، هم ميوه‌چيني بايد فضاي فرهنگي كشور را باغباني كرد .براي باغ با فنون مهندسي كشاورزي، نقشه مهندسي تهييه ، يعني مسئولانه و با دقت اين مقوله را دنبال كرد.» (مقام معظم رهبري 1382)
« دولت و مجموعة ‌حكومت نمي‌تواند خود را از اين موضوع بركنار بدارد و بگويد بالاخره فرهنگي وجود دارد و مردم به چيزي فكر مي‌كنند. نه، ما مسئوليت داريم اين فرهنگ را بشناسيم، اگر ناصواب است، آن را تصحيح كنيم. اگر ضعيف است، آن را تقويت كنيم، اگر در آن نفوذي هست، دست نفوذي را قطع كنيم.» (مقام معظم رهبري 1381)
 « آنچه در مقوله فرهنگ بر عهده حكومت است، عبارت است از نظارت هوشمندانه، متفكرانه، آگاهانه، مراقبت از هرزروي نيروها و هرزرويي علف هرزه ها، هدايت جامعه به سمت درست، كمك به رشد و ترقي فرهنگي افراد جامعه.»(مقام معظم رهبري 1382)
« در قبال هجمه‌اي كه امروزوجود دارد، نمي‌شود بيكار نشست و نظارت را از دست داد. بايستي با دقت مراقب رفتار و حركت فرهنگي جامعه بود و براي آن برنامه‌ريزي كرد.اين يكي از مهمترين وظايف حكومت است وحق بزرگي است كه مردم بر گردن حكومت دارند.»  (مقام معظم رهبري 1382)
توصيه سوم رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره «حدود مهندسي فرهنگي» است؛ «ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم، كه به هرج‌ و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيري شديد، اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامه‌ريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم.» (مقام معظم رهبري 1382)
«نمي‌شود ما ميدان را رها كنيم تا ديگران هر كاري كه مي‌خواهند، بكنند. امروز همان كساني كه ادعاي آزادي مي‌كنند و دم از ليبرال بودن مي‌زنند، پيچيده‌ترين و دقيق‌ترين و ظريفترين شيوة كنترل را بر روي فرهنگ كشورهاي خودشان، بلكه سراسر دنيا، اعمال مي‌كنند و سعي دارند كه فرهنگ خود را به كشورهاي ديگر منتقل و تزريق كنند.» (مقام معظم رهبري 1382)
توصيه چهارم رهبر معظم انقلاب براي اجراي مهندسي فرهنگي، بهره بردن از عوامل تاثيرگذار در فرهنگ است؛ « فرهنگ يك ملت را مي‌شود با عوامل تأثيرگذار به تدريج عوض كرد. يك ملت از لحاظ فرهنگي عزيز را تبديل كرد به يك ملت توسري خور و ضعيف، متقابلاً يك ملت تنبل را مي‌شود تبديل كرد به يك ملت زرنگ. اين رنگ ثابت لايزالي و لايزولي نيست.» (مقام معظم رهبري 1383)
توصيه پنجم  مقام معظم رهبري، در اجراي مهندسي فرهنگي، ميدان دادن به اراده هاست؛
« فرهنگ ملي را مي‌شود به مرور در طول زمان تغيير داد،يعني مثل كوه‌هاي عالم كه در قرن‌هاي متمادي جابه‌جا نمي‌شوند، جزو ثوابت نيست مجموعه‌اي لازم است كه اينها را( مشخص كنيم كه فرهنگ چگونه بايد باشد ، اشكالات و نواقص اش چيست و چگونه بايد رفع شود، كندي ها و معارضاتش كجاست ) تصوير كنند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشند.نمي‌گويم به طور كامل كنترل كنند، چون كنترل فرهنگ به صورت كامل نه ممكن است و نه جايز. اصلاً رشد فرهنگي با ابتكار و آزادگي و آزادي و ميدان دادن به اراده‌هاست. در اين ترديدي نيست. منتهاهواي كاررابايدداشت.» (مقام معظم رهبري 1383)
توصيه ششم رهبري بر شناخت نقاط ضعف در زمينه فرهنگي و تقويت اين نقاط و بهره جستن از نقاط قوت فرهنگي جامعه است؛ « فرهنگ به عنوان شكل‌دهندة به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. انديشيدن و تصميم‌گيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آنها حاكم است.در داخل كشور، چيزهايي كه در فرهنگ عمومي، ضعيف است، يا جايش كم است، كدام است؟ يكي از آنها انضباط است ديگري اعتماد به نفس ملي واعتزاز ملي است مورد بعدي، قانون‌پذيري است.مقوله بعدي، تدين و دين‌باوري است.
موارد ديگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگي، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است.
بنده با مد خيلي موافقم، جزو آدمهايي هستم كه به مد گرايش دارم، اما مدي كه از داخل جوشيده باشد- چون مد يعني ابتكار و نوآوري - نه چيزي كه از بيرون بيايد. مد آرايش مو و لباس و حرف زدن ما همه‌اش دارد از بيرون مي‌آيد.» (مقام معظم رهبري 1381)
توصيه هفتم رهبر معظم انقلاب در مهندسي فرهنگي، تاکيد ايشان بر ارايه يک «الگوي لباس» براي تعيين «فرهنگ لباس» در جامعه است؛
« يكي از موارد فرهنگ عمومي، فرهنگ لباس است. وقتي بنده خودم در اين شورا بودم، شورا وزير محترم آن وقت را - كه جناب آقاي خاتمي بودند - موظف كرد تا الگوي لباس بياورد. ايشان رفتند زحماتي كشيدند. اما به جايي نرسيد. من نمي گويم آقايان حتماً كت و شلوار را بكنند و همان لباسهاي پيشنهادي را بپوشند، اما بگذاريد ما لباسي داشته باشيم كه بگوييم ايراني است در موزه‌ها آن را نگه داريم و مال زمان هخامنشيان و ساسانيان و سلجوقيان هم نباشد. باب امروز باشد.» (مقام معظم رهبري 1381)
توصيه هشتم مقام معظم رهبري، در اجراي مهندسي فرهنگي، اعلام مواضع شفاف در ابعاد مختلف فرهنگ جامعه از سوي مسئولان ذيربط مي باشد؛
« بالاخره جايي بايد موضع خود را دربارة اينها (فرهنگ ازدواج و فرهنگ خانواده، فرهنگ لباس و الگوي مصرف و ... در فرهنگ عمومي) معين كند. حتي اگر بگويد من الان وقت ندارم و اولويتم تعيين لباس ملي نيست.خيلي خوب، معلوم بشود كه ما تا پنج سال يا ده سال اين اولويت را نداريم و مي‌خواهيم آن را كنار بگذاريم.ليكن بالاخره اين انبار مجموعه فرهنگي صاحبي داشته باشد.» (مقام معظم رهبري 1381)

نکته پاياني:
نويسنده بر اين اعتقاد است که فرهنگ روح حاکم در جامعه است و بايد جهت گيري هاي اصلي در تمام فعاليت ها بر اساس فرهنگ آن جامعه شکل گيرد. در نظام جمهوري اسلامي ايران نيز که با انقلابي شکوهمند روي کار آمده است بايد ادبيات انقلاب را در مهندسي فرهنگي مدنظر قرار داد و اميد، شجاعت، آرمان خواهي، همبستگي ملي، پيوستگي با نظام اسلامي را در مهندسي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران تقويت نمود.
به اعتقاد نويسنده، مهندسي فرهنگي، يعني به کارگيري همه عناصر در رسيدن به اهداف فرهنگي جامعه است که آرمان هاي اصلي يک ملت را رقم مي زند و در مورد ملت مسلمان ايران، اگر بخواهيم مهندسي فرهنگي اجرا شود، بايد فرهنگ جامعه را در همه عرصه ها تقويت کنيم و روح قرآني را در اين مسايل حاکم سازيم و بر اساس آموزه هاي ديني و باورهاي ملي در حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي گام برداريم تا به اهداف اصلي مهندسي فرهنگي که همانا رسيدن به قله هاي افتخار و پيشرفت براي ايران اسلامي است، نايل گرديم.
به نظر نويسنده، حال که زمينه براي مهندسي فرهنگي در کشور مهيا شده است و مقام معظم رهبري بر اجراي آن تاکيد فراوان دارند، بايد اولاً: هماهنگي بيشتري بين دستگاهها و نهادهاي فرهنگي که در اجراي مهندسي فرهنگي دخيل هستند، صورت پذيرد تا با هماهنگي بيشتر اين دستگاههاي اجرايي، سياست هاي کلان فرهنگي جامعه در قالب مهندسي فرهنگي اجرا شود.
ثانياً: در اجراي مهندسي فرهنگي کشور از دانشمندان و کارگروه هاي کارشناس فرهيخته و انديشمند استفاده شود تا با ارايه راهبردها و مصوبات براي حاکميت فرهنگي اسلامي بر لايه هاي اجتماعي و رفتار اجتماعي ايران اسلامي تلاش کافي صورت پذيرد.
ثالثاً: چنان که مقام معظم رهبري هم بر حرکت هوشمندانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تاکيد کرده اند، اين شورا بايد با حرکت هوشمندانه، جامع و معطوف به عمل جايگاه واقعي خود را به عنوان مهمترين مجري مهندسي فرهنگي در نظام جمهوري اسلامي پيدا کند.

منبع : گروه مشاوران جوان