شریعتمداری: همان پیشنهاد کرباسچی را به ظریف تکرار می‌کنم

متن مذاکرات و آنچه در نشست ژنو میان هیئت ایرانی و هیئت‌ها و نمایندگان گروه 5+1 مطرح و رد و بدل شده است، به دلایلی که شرح آن گذشت نمی‌تواند محرمانه باقی بماند و نمانده است. ولی نکته دیگری در میان است که محرمانه بودن آن ضروری است. این نکته که باید محرمانه بماند، انگیزه و اهداف پشت صحنه‌ای است که از پیشنهاد و یا بسته ارائه شده جمهوری اسلامی ایران در میان بوده و هست.
... .

ادامه نوشته

یادداشت مهم شریعتمداری درباره مذاکرات ژنو

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، امروز طی یادداشتی در این روزنامه و در باره مذاکرات اخیر ایران و گروه 1+5 در ژنو، نوشت:

... .


ادامه نوشته

واژه‌ای که ویکی‌پدیا باآن غریبه‌است

ویکی‌پدیا که خود را دانش‌نامه‌ای همگانی و آزاد معرفی می‌کند، در مقاله‌هایی که برای شهدای اسلام نوشته شده است، از بیان واژه شهید ابا داشته و می‌گوید: «کاربرد لقب «شهید» و مشتقات آن در مقاله‌های ویکی‌پدیا نادرست است».

... .

لطفا برای دیدن عکس ها و متن کامل به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه نوشته

"دور زدن ممنوع" (حسین شریعتمداری)

بعد از سفر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به نیویورک و گفت‌وگوی تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکا که یکی از چند اقدام نابجای این سفر - در کنار اقدامات مثبت آن - بود و هزینه کردن از عزت مثال زدنی ایران اسلامی در جهان و منطقه را به دنبال داشت، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از ایشان نوشت «امام موافق حذف شعار مرگ‌بر آمریکا بودند»! این ادعا که همزمانی آن با مکالمه تلفنی دکتر‌روحانی و اوباما، هماهنگ شده به نظر می‌رسید، در فاصله‌ای کوتاه به تیتر و خبر اول روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. رسانه‌های مورد اشاره با استناد به ادعای آیت‌الله رفسنجانی، اصرار داشتند که از یکسو، گفت‌وگوی تلفنی روحانی و اوباما را قابل توجیه! جلوه دهند و از سوی دیگر، ابراز امیدواری می‌کردند شعار مرگ بر آمریکا از فرهنگ سیاسی و اعتقادی مردم حذف شود!

... .

ادامه نوشته

پاسخ بوش به "حسن نیت بزرگ" هاشمی/بازخوانی‌بازی‌فریب‌آمریکا

خوش بینی به آمریکا این بار درباره موضوع هسته ای. این شالوده آن چیزی است که این روزها می توان در لابلای سخنان و حتی سیاست کلان آقای حسن روحانی و محمد جواد ظریف برای حل موضوع هسته ای مشاهده کرد.

... .

منبع

ادامه نوشته

ابهاماتی درباره گفت‌وگوی تلفنی

خبرگزاری تسنیم: درمذاکرات ایران و ۱+۵ در دوره‌های مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و به‌شیوه‌های مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت ۳۴ را نمی‌شد گران‌تر فروخت که با حداقل‌های منافع ملی سازگار باشد.


متن یادداشت اختصاصی تسنیم با عنوان «ابهاماتی درباره گفت‌وگوی تلفنی» به‌قلم صالح اسکندری به‌شرح ذیل است:

تصمیم‌گیری سیاسی در مقاطع تعیین کننده عیار کنشگران عرصه سیاست را بالا و پایین می‌برد و ضمن فیصله بخشی به اختیارات نافذ در انتخاب گزینه‌های مختلف باعث می‌شود که سیاست‌مداران در روند تأمین منافع ملی با در نظر گرفتن تبعات یک تصمیم گیری که در برخی مواضع و مواقع ممکن است تنها چند دقیقه و یا چند ساعت فرصت داشته باشند، مسیر تأمین منافع ملی را تسطیح و یا بالعکس صعب العبور کنند. تصمیم گیری سیاسی از منطق شیر یا خط پیروی نمی‌کند و ربط چندانی به شانس و اقبال ندارد بلکه تابعی از عقلانیت سیاسی و ملاحظات استراتژیک برای تأمین منافع ملی و اهداف ملی است. این روزها افکار عمومی در کشور ما به‌خصوص در دالان‌های نخبگی با پرسش‌هایی پیرامون سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک و تصمیم ویژه هیئت ایرانی برای اجابت درخواست آمریکایی‌ها مبنی بر گفت‌وگوی تلفنی و تأثیر آن بر وضعیت عمومی بازار روبه‌روست. برخی از این سؤالات و ابهامات در این مجال و مجلا آمده است که توضیحات کنشگران اصلی در این تصمیم گیری می‌تواند زوایا و خفایای آن را بیشتر روشن نماید.

یکم؛ واکنش فوری بازار به اظهارات رییس‌کل بانک مرکزی در خصوص نرخ دستوری ارز و عدم حساسیت آن به گفت‌وگوی تلفنی آقای رییس جمهور با همتای آمریکایی خود نشانه چیست؟
دوم؛ چرا تا پیش از این مذاکرات تیم سابق شورای امنیت ملی با معاونین وزیر خارجه 1+5 حداقل دویست سیصد تومان قیمت ارز را بالا و پایین می‌کرد اما گفت‌وگوی مستقیم با عالی‌ترین مقام آمریکا نتوانست حتی دلار را به قیمت‌های هفته گذشته برساند؟
سوم؛ مشکلات اقتصادی کشور تا چه‌اندازه به‌شکل واقعی به تحریم‌ها بستگی دارد؟ ده درصد، بیست درصد، سی درصد، چهل درصد یا ...؟
چهارم؛ نوسانات قیمت ارز در گذشته تحت تأثیر مذاکرات هسته‌ای چه میزان واقعی و تا چه‌اندازه بازی روانی برای تن دادن بیشتر ایران به الزامات میز مذاکره بوده است؟
پنجم؛ آیا ممکن است با تداوم مذاکرات دولت یازدهم با آمریکا معجزه‌ای در اقتصاد کشور رخ دهد و سطح عمومی قیمت‌ها مثلاً به سالهای 83 و84 برگردد؟
ششم؛ اساساً سهم آمریکایی‌ها در بهبود وضعیت اقتصادی در ایران چقدر است؟
هفتم؛ آیا آمریکایی که نتوانست با اهرم‌های اقتصادی حسنی مبارک متحد استراتژیک خود در مصر را حفظ کند و مردم این کشور در فقر و فلاکت دست و پا می‌زنند می‌تواند ید بیضایی در اقتصاد ایران داشته باشد؟
هشتم؛ اگر فرض کنیم آمریکایی‌ها اصرار دولت‌مردان یازدهم را برای واکنش سریع بپذیرند و در مذاکرات ژنو در مهر ماه مثلاً تصمیم گرفته شود بخشی از تحریم‌ها در قبال مابه‌ازای ادعایی غربی‌ها تحت عنوان راستی‌آزمایی مواضع ایران!! کاسته شود آیا باز رئیس جمهور ظرف صد روز می‌تواند گزارش قانع کننده‌ای از وضعیت عمومی بازار و یا اشتغال به مردم ارائه دهد؟
نهم؛ واقعاً آمریکایی‌ها تا چه اندازه مقید به اعتبار دولت یازدهم در افکار عمومی داخل کشور ما هستند؟
دهم؛ اگر حتی یک در صد فرض کنیم آمریکایی‌ها دست دست کنند و کاهش تحریم‌ها را متغیری از پیشنهادات بیشتر ایران بدانند آیا باز می‌ارزید رئیس جمهور محترم مذاکره تلفنی را بپذیرند و یا در مقابل خبرنگاران داخلی از وضعیت نامساعد اقتصادی شکوه کند؟
یازدهم؛ مذاکره مستقیم حضوری یا تلفنی با ایران همواره یکی از درخواست‌های آمریکایی‌ها در دولت‌های مختلفشان بوده است. آنها حتی حاضر شدند برای مذاکره مستقیم با ایران هزینه افتضاح مک‌فارلین را نیز بپردازند. در مذاکرات ایران و 1+5 در دوره‌های مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و به‌شیوه‌های مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت 34 سال را نمی‌شد گران‌تر فروخت که با حداقل‌های منافع ملی سازگار باشد؟
دوازدهم؛ آیا نمی‌شد درخواست گفت‌وگوی مستقیم را به بعد از اثبات پذیری مواضع اخیر آمریکایی‌ها موکول کرد و حتی از آن به‌عنوان یک اهرم فشار در مذاکرات استفاده کرد؟
سیزدهم؛ چرا اوباما بلافاصله بعد از گفت‌وگوی تلفنی زمانی که رئیس جمهور ما در هواپیما در مسیر بازگشت بود خود را به خبرنگاران رساند و خبر گفت‌وگوی تلفنی خود را اعلام کرد و مشاوران و معاونین وی خبر دادند که درخواست مذاکره تلفنی از طرف ایران بوده است؟
چهاردهم؛ آیا در این موضع‌گیری ضد و نقیض مبنی بر درخواست ایرانی‌ها برای مذاکره فقط مسئله غرور آمریکایی‌ها مطرح بوده و یا آنها در صدد بودند که یک پیام مهم به دنیا و به‌خصوص تمام دشمنان آمریکا مخابره کنند و آن اینکه ایران بالاخره و به‌قول خودشان در نهایت تعجب و شگفتی درخواست مذاکره کرد؟
پانزدهم؛ آیا مواضع مقتدرانه رئیس جمهور در این سفر با امتناع از گفت‌وگوی تلفنی تقویت نمی‌شد؟
شانزدهم؛ آیا بهتر نبود موضوع گفت‌وگو به‌جای مسئله هسته‌ای مشغله‌های منطقه‌ای آمریکا در خاورمیانه مثل سوریه، عراق یا افغانستان بود؟
و ... .

منبع

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ لَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

(البقرة، 120)

برداشت های غلط سیاسیون از "نرمش قهرمانانه"

نرمش قهرمانانه بازی کردن در زمین حریف نیست.

نرمش قهرمانانه عدول از اصول و مبانی نظام نیست.

نرمش قهرمانانه عقب نشینی از حقوق به حق ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.

نرمش قهرمانانه خود کم بینی ملت بزرگ و مقتدر ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر جهان استکبار نیست.

نرمش قهرمانانه احساس ضعف و حقیر شمردن ملت بزرگ ایران و نظام استوار جمهوری اسلامی ایران نیست.

گریه‌های خنده‌دار!

این روزها، برخی از دولتمردان محترم کشورمان اصرار دارند که ابراز ناخشنودی توأم با عصبانیت نتانیاهو و سایر مقامات رژیم صهیونیستی از روند مذاکرات و اقدامات هیئت بلندپایه جمهوری اسلامی ایران در سفر اخیر به نیویورک را نشانه موفقیت‌آمیز بودن این سفر ارزیابی کنند و در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای خود با اشاره به دشمنی و کینه‌توزی رژیم اشغالگر قدس نسبت به ایران اسلامی، اعلام می‌دارند که اگر سفر نیویورک با موفقیت و دستاوردهای برجسته و درخور توجهی برای کشورمان همراه نبود، عصبانیت بارها اعلام شده نتانیاهو و هشدارهای پی در پی او به اوباما و سایر دولتمردان آمریکایی کمترین توضیح و توجیهی نداشت! مخصوصا آن که نخست‌وزیر رژیم کودک‌کش بلافاصله بعد از بازگشت رئیس‌جمهور محترم کشورمان به ایران، با عجله راهی آمریکا شد و در آستانه سفر خویش اعلام کرد برای مقابله با روند جدید روابط ایران و آمریکا و هشدار نسبت به نزدیکی این دو کشور به یکدیگر عازم واشنگتن است!
پیش از این طی یادداشتی در کیهان 7 مهرماه 92 با عنوان «چه دادیم و چه گرفتیم؟!» به ارزیابی مستند سفر رئیس‌جمهور محترم به نیویورک پرداخته و ضمن اشاره به برخی از نکات مثبت این سفر، نمونه‌های -متاسفانه - خسارت‌باری از نتایج آن را برشمرده بودیم. از این روی، درباره سفر نیویورک و ابعاد و آثار آن، اگرچه هنوز هم گفتنی‌هایی هست ولی موضوع یادداشت پیش روی، اشاره به ترفندی است که رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکایی در یک پروژه دو سویه علیه جمهوری اسلامی ایران به صحنه آورده و در کمال تعجب دیده می‌‌شود برخی از دولتمردان کشورمان نیز در چرخه این «عملیات فریب» افتاده‌اند. بخوانید؛
... .
ادامه نوشته

اظهارنظرهای روحانی در نیویورک تحسین‌برانگیز بود اما...

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:

پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛

... .

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

الهی ...

الهی!

از غافلانیم ... نه از کافرانیم ...

همسرت بانوی خانه است، نه مانکن چشم های هرزه

زن ها زیبایند و زیبا خلق شدند و زیبا دیده میشوند، اینکه میگویم زیبا دیده میشوند، خودش یک کتاب است، اینکه اصلا چرا چشم ما زن ها را زیبا میبیند، چرا بعضی زن ها برای بعضی زیبایند و برای بعضی نه، یعنی در آن واحد دو چشم یک زن را میبیند، یکی زیبا میبیند یکی زشت، بگذریم که این خود مقاله ای جداست، اما در این مبحث حرفمان چیز دیگریست، و آن اینکه همسرت زن خانه است، نه مانکنی برای چشم های هرزه .

این تیتر دو معنا میدهد، که من به معنای دومش کار دارم،
معنای اول:  همسرت زن خانه است، و باید زن خانه باشد، مادر خانه باشد، نه این که بزکش کنی و ابزاری کنی برای جلوه نمایی و نشان دادن به چشم های هرزه و با هر وضعی بیرون آمدن و با هر پوششی زن را در جامعه نشان دادن که روی سخن این معنا، با کسانی است که آب پاکی بر روی غیرتشان ریخته اند، و همچون موجوداتی اخته شده، کم کم شناختی از مفهوم غیرت ندارند، برای همسرشان هم آنچه مهم نیست حیا و عفت است.

معنای دوم:  همسرت زن خانه است، دارد کارهای فرشته ها را انجام میدهد، فرشته ی خانه است، مادر است، مربی است، حواسش به زندگیست، حواسش به همسرش است، حواسش به کودکش است، از یک زن یا باید انتظار اندام دنیایی داشت یا کارهای خدایی، آخر با هم جور در نمی آید که تو هم مادر نمونه بخواهی هم اینکه همسرت مانکن باشد، نمیشود عزیز، هم همسرت حرص غذا درست کردن و گرسنگی شما را در خانه بکشد، هم حواسش به تربیت فرزندانش باشد، و هم اینکه حواسش به اندامش باشد و خود را همچون مانکن هایی در آورد که همه ی شغلشلن مانکن بودن است.

مطمئنا من با معنای دوم کار دارم، برای کسانی که این روزها زیاد عرصه ی مقایسه برایشان به وجود می آید، و چه زیبا گفته اند اول من قاس ابلیس، اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود.
امروزه زیاد میبینیم مردهایی که در منزل نشسته اند و پای شبکه های ماهواری ای و تلوزیونی همسرشان را با فلان بازیگر یا با فلان فاحشه ی عرب مقایسه میکنند و مکرر به خود میگویند که همسرت چه زشت است، همسرت چرا این زیبایی را ندارد، چرا اندام فلان کانکن شبکه فلان فشن، اینقدر از زن تو سر است و هزار کوفت و زهرمار دیگری که حاصل مقایسه های پوچ برخاسته از قیاس چشمانیست که حالا باید گفت هرزه شده اند.

چشمانی که عادت کرده اند غیر از محارم راحت با نامحرم با دیده ی لذت نگاه کنند!

کم نیست این گونه موارد که بعد از گذشت یک سال و یا حتی چند ماه همسرشان برایشان کهنه میشود و به خیال شهوت خودشان دیگر همسرشان آن تراوت و تازگی را ندارد و این ها حاصل چیست؟
جز اینکه چشمان هرزه ی قیاس گر با دور انداختن تعقل، دو زن را با هم مقایسه میکند ولی نه از همه جهات، بلکه فقط از جهت اندام و هیکل زنانه!
مانکنی که همه سرمایه اش بدنش است، همه تلاشش برای خوب نگه داشتن بدنش است، همه آینده اش را همین بدنش تعیین میکند، آن هم بدنی که با هزار خرج چنین و چنان و مواد آرایشی فلان قیمت را به همراه بهترین گریمور های متخصص برای خود ساخته است، جز بدنش هیچ ندارد.
اما دختری پاک و نجیب که از منزلش با هزار امید به خانه ی تو آمد، همسرت شد، همه فکرش تویی، زندگی اش تو،با اشک های تو اشک میریزد، با لبخندهای تو میخندد، همه زندگی اش را به تو تقدیم میکند، باردار میشود،دوران سخت بارداری را میگذراند، بچه دار میشود، پاک میشود، مادر میشود، همه ی دغده اش میشود زندگی اش، نه وقتش صرف آرایش خود میشود، نه متخصص ترین گریمور های دنیا آمده اند روی سرش تا زیبایش کنند، مادری که آن قدر دغدغه دارد شاید روزی یک بار هم وقت نکند خود را جلوی آیینه ببیند.

این دختر را با آن مانکن مقایسه نکن!

بفهم که زندگی کردن بصیرت میخواد، بینش میخواهد،
اگر فهمیدی عشق باطن شریک زندگی ات را دیدن است عاشق شو،
اگر فهمیدی که لیلی از نگاه هرزه چشمان آن زمان زشت و سیاه بود و مجنون آن همه در وصف لیلی سرود، عاشق شو
اگر فهمیدی که حس مادرانه در کالبدی مانکن گونه با هم جمع نمیشود، عاشق شو

کسانی که متاهلند و چشمشان هنوز متاهل نشده، این ها متعهد نیستند و تاهل چیزی جز تعهد نیست.

 منبع