یادداشت مهم شریعتمداری درباره مذاکرات ژنو
... .
واژهای که ویکیپدیا باآن غریبهاست
... .
لطفا برای دیدن عکس ها و متن کامل به ادامه ی مطلب بروید.
"دور زدن ممنوع" (حسین شریعتمداری)
... .
پاسخ بوش به "حسن نیت بزرگ" هاشمی/بازخوانیبازیفریبآمریکا
... .
ابهاماتی درباره گفتوگوی تلفنی
خبرگزاری تسنیم: درمذاکرات ایران و ۱+۵ در دورههای مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و بهشیوههای مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت ۳۴ را نمیشد گرانتر فروخت که با حداقلهای منافع ملی سازگار باشد.
متن یادداشت اختصاصی تسنیم با عنوان «ابهاماتی درباره گفتوگوی تلفنی» بهقلم صالح اسکندری بهشرح ذیل است:
تصمیمگیری سیاسی در مقاطع تعیین کننده عیار کنشگران عرصه سیاست را بالا و پایین میبرد و ضمن فیصله بخشی به اختیارات نافذ در انتخاب گزینههای مختلف باعث میشود که سیاستمداران در روند تأمین منافع ملی با در نظر گرفتن تبعات یک تصمیم گیری که در برخی مواضع و مواقع ممکن است تنها چند دقیقه و یا چند ساعت فرصت داشته باشند، مسیر تأمین منافع ملی را تسطیح و یا بالعکس صعب العبور کنند. تصمیم گیری سیاسی از منطق شیر یا خط پیروی نمیکند و ربط چندانی به شانس و اقبال ندارد بلکه تابعی از عقلانیت سیاسی و ملاحظات استراتژیک برای تأمین منافع ملی و اهداف ملی است. این روزها افکار عمومی در کشور ما بهخصوص در دالانهای نخبگی با پرسشهایی پیرامون سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک و تصمیم ویژه هیئت ایرانی برای اجابت درخواست آمریکاییها مبنی بر گفتوگوی تلفنی و تأثیر آن بر وضعیت عمومی بازار روبهروست. برخی از این سؤالات و ابهامات در این مجال و مجلا آمده است که توضیحات کنشگران اصلی در این تصمیم گیری میتواند زوایا و خفایای آن را بیشتر روشن نماید.
یکم؛ واکنش فوری بازار به اظهارات رییسکل بانک مرکزی در خصوص نرخ دستوری ارز و عدم حساسیت آن به گفتوگوی تلفنی آقای رییس جمهور با همتای آمریکایی خود نشانه چیست؟
دوم؛ چرا تا پیش از این مذاکرات تیم سابق شورای امنیت ملی با معاونین وزیر خارجه 1+5 حداقل دویست سیصد تومان قیمت ارز را بالا و پایین میکرد اما گفتوگوی مستقیم با عالیترین مقام آمریکا نتوانست حتی دلار را به قیمتهای هفته گذشته برساند؟
سوم؛ مشکلات اقتصادی کشور تا چهاندازه بهشکل واقعی به تحریمها بستگی دارد؟ ده درصد، بیست درصد، سی درصد، چهل درصد یا ...؟
چهارم؛ نوسانات قیمت ارز در گذشته تحت تأثیر مذاکرات هستهای چه میزان واقعی و تا چهاندازه بازی روانی برای تن دادن بیشتر ایران به الزامات میز مذاکره بوده است؟
پنجم؛ آیا ممکن است با تداوم مذاکرات دولت یازدهم با آمریکا معجزهای در اقتصاد کشور رخ دهد و سطح عمومی قیمتها مثلاً به سالهای 83 و84 برگردد؟
ششم؛ اساساً سهم آمریکاییها در بهبود وضعیت اقتصادی در ایران چقدر است؟
هفتم؛ آیا آمریکایی که نتوانست با اهرمهای اقتصادی حسنی مبارک متحد استراتژیک خود در مصر را حفظ کند و مردم این کشور در فقر و فلاکت دست و پا میزنند میتواند ید بیضایی در اقتصاد ایران داشته باشد؟
هشتم؛ اگر فرض کنیم آمریکاییها اصرار دولتمردان یازدهم را برای واکنش سریع بپذیرند و در مذاکرات ژنو در مهر ماه مثلاً تصمیم گرفته شود بخشی از تحریمها در قبال مابهازای ادعایی غربیها تحت عنوان راستیآزمایی مواضع ایران!! کاسته شود آیا باز رئیس جمهور ظرف صد روز میتواند گزارش قانع کنندهای از وضعیت عمومی بازار و یا اشتغال به مردم ارائه دهد؟
نهم؛ واقعاً آمریکاییها تا چه اندازه مقید به اعتبار دولت یازدهم در افکار عمومی داخل کشور ما هستند؟
دهم؛ اگر حتی یک در صد فرض کنیم آمریکاییها دست دست کنند و کاهش تحریمها را متغیری از پیشنهادات بیشتر ایران بدانند آیا باز میارزید رئیس جمهور محترم مذاکره تلفنی را بپذیرند و یا در مقابل خبرنگاران داخلی از وضعیت نامساعد اقتصادی شکوه کند؟
یازدهم؛ مذاکره مستقیم حضوری یا تلفنی با ایران همواره یکی از درخواستهای آمریکاییها در دولتهای مختلفشان بوده است. آنها حتی حاضر شدند برای مذاکره مستقیم با ایران هزینه افتضاح مکفارلین را نیز بپردازند. در مذاکرات ایران و 1+5 در دورههای مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و بهشیوههای مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت 34 سال را نمیشد گرانتر فروخت که با حداقلهای منافع ملی سازگار باشد؟
دوازدهم؛ آیا نمیشد درخواست گفتوگوی مستقیم را به بعد از اثبات پذیری مواضع اخیر آمریکاییها موکول کرد و حتی از آن بهعنوان یک اهرم فشار در مذاکرات استفاده کرد؟
سیزدهم؛ چرا اوباما بلافاصله بعد از گفتوگوی تلفنی زمانی که رئیس جمهور ما در هواپیما در مسیر بازگشت بود خود را به خبرنگاران رساند و خبر گفتوگوی تلفنی خود را اعلام کرد و مشاوران و معاونین وی خبر دادند که درخواست مذاکره تلفنی از طرف ایران بوده است؟
چهاردهم؛ آیا در این موضعگیری ضد و نقیض مبنی بر درخواست ایرانیها برای مذاکره فقط مسئله غرور آمریکاییها مطرح بوده و یا آنها در صدد بودند که یک پیام مهم به دنیا و بهخصوص تمام دشمنان آمریکا مخابره کنند و آن اینکه ایران بالاخره و بهقول خودشان در نهایت تعجب و شگفتی درخواست مذاکره کرد؟
پانزدهم؛ آیا مواضع مقتدرانه رئیس جمهور در این سفر با امتناع از گفتوگوی تلفنی تقویت نمیشد؟
شانزدهم؛ آیا بهتر نبود موضوع گفتوگو بهجای مسئله هستهای مشغلههای منطقهای آمریکا در خاورمیانه مثل سوریه، عراق یا افغانستان بود؟
و ... .
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد ...
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ لَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شدهای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.
(البقرة، 120)

برداشت های غلط سیاسیون از "نرمش قهرمانانه"
نرمش قهرمانانه بازی کردن در زمین حریف نیست.
نرمش قهرمانانه عدول از اصول و مبانی نظام نیست.
نرمش قهرمانانه عقب نشینی از حقوق به حق ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.
نرمش قهرمانانه خود کم بینی ملت بزرگ و مقتدر ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر جهان استکبار نیست.
نرمش قهرمانانه احساس ضعف و حقیر شمردن ملت بزرگ ایران و نظام استوار جمهوری اسلامی ایران نیست.
گریههای خندهدار!
اظهارنظرهای روحانی در نیویورک تحسینبرانگیز بود اما...
پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» میدانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیدهاند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزردهخاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گستردهای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیسجمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه دادهاند و چه گرفتهاند»؟ و در اینباره گفتنیهایی هست؛
... .
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
الهی ...
الهی!
از غافلانیم ... نه از کافرانیم ...
همسرت بانوی خانه است، نه مانکن چشم های هرزه
زن ها زیبایند و زیبا خلق شدند و زیبا دیده میشوند، اینکه میگویم زیبا دیده میشوند، خودش یک کتاب است، اینکه اصلا چرا چشم ما زن ها را زیبا میبیند، چرا بعضی زن ها برای بعضی زیبایند و برای بعضی نه، یعنی در آن واحد دو چشم یک زن را میبیند، یکی زیبا میبیند یکی زشت، بگذریم که این خود مقاله ای جداست، اما در این مبحث حرفمان چیز دیگریست، و آن اینکه همسرت زن خانه است، نه مانکنی برای چشم های هرزه .
این تیتر
دو معنا میدهد، که من به معنای دومش کار دارم،
معنای اول: همسرت زن خانه است، و باید
زن خانه باشد، مادر خانه باشد، نه این که بزکش کنی و ابزاری کنی برای جلوه نمایی و
نشان دادن به چشم های هرزه و با هر وضعی بیرون آمدن و با هر پوششی زن را در جامعه
نشان دادن – که روی سخن این معنا، با کسانی است که
آب پاکی بر روی غیرتشان ریخته اند، و همچون موجوداتی اخته شده، کم کم شناختی از
مفهوم غیرت ندارند، برای همسرشان هم آنچه مهم نیست حیا و عفت است.
معنای دوم: همسرت زن خانه است، دارد کارهای فرشته ها را انجام میدهد، فرشته ی خانه است، مادر است، مربی است، حواسش به زندگیست، حواسش به همسرش است، حواسش به کودکش است، از یک زن یا باید انتظار اندام دنیایی داشت یا کارهای خدایی، آخر با هم جور در نمی آید که تو هم مادر نمونه بخواهی هم اینکه همسرت مانکن باشد، نمیشود عزیز، هم همسرت حرص غذا درست کردن و گرسنگی شما را در خانه بکشد، هم حواسش به تربیت فرزندانش باشد، و هم اینکه حواسش به اندامش باشد و خود را همچون مانکن هایی در آورد که همه ی شغلشلن مانکن بودن است.
مطمئنا من با معنای دوم
کار دارم، برای کسانی که این روزها زیاد عرصه ی مقایسه برایشان به وجود می آید، و
چه زیبا گفته اند اول من قاس ابلیس، اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود.
امروزه زیاد میبینیم
مردهایی که در منزل نشسته اند و پای شبکه های ماهواری ای و تلوزیونی همسرشان را با
فلان بازیگر یا با فلان فاحشه ی عرب مقایسه میکنند و مکرر به خود میگویند که همسرت
چه زشت است، همسرت چرا این زیبایی را ندارد، چرا اندام فلان کانکن شبکه فلان فشن،
اینقدر از زن تو سر است و … هزار کوفت و زهرمار دیگری که حاصل مقایسه
های پوچ برخاسته از قیاس چشمانیست که حالا باید گفت هرزه شده اند.
چشمانی که عادت کرده اند غیر از محارم راحت با نامحرم با دیده ی لذت نگاه کنند!
کم نیست این گونه موارد
که بعد از گذشت یک سال و یا حتی چند ماه همسرشان برایشان کهنه میشود و به خیال
شهوت خودشان دیگر همسرشان آن تراوت و تازگی را ندارد و این ها حاصل چیست؟
جز اینکه چشمان هرزه ی
قیاس گر با دور انداختن تعقل، دو زن را با هم مقایسه میکند ولی نه از همه جهات،
بلکه فقط از جهت اندام و هیکل زنانه!
مانکنی که همه سرمایه اش
بدنش است، همه تلاشش برای خوب نگه داشتن بدنش است، همه آینده اش را همین بدنش
تعیین میکند، آن هم بدنی که با هزار خرج چنین و چنان و مواد آرایشی فلان قیمت را
به همراه بهترین گریمور های متخصص برای خود ساخته است، جز بدنش هیچ ندارد.
اما دختری پاک و نجیب که
از منزلش با هزار امید به خانه ی تو آمد، همسرت شد، همه فکرش تویی، زندگی اش تو،با
اشک های تو اشک میریزد، با لبخندهای تو میخندد، همه زندگی اش را به تو تقدیم
میکند، باردار میشود،دوران سخت بارداری را میگذراند، بچه دار میشود، پاک میشود،
مادر میشود، همه ی دغده اش میشود زندگی اش، نه وقتش صرف آرایش خود میشود، نه متخصص
ترین گریمور های دنیا آمده اند روی سرش تا زیبایش کنند، مادری که آن قدر دغدغه
دارد شاید روزی یک بار هم وقت نکند خود را جلوی آیینه ببیند.
این دختر را با آن مانکن مقایسه نکن!
بفهم که زندگی کردن
بصیرت میخواد، بینش میخواهد،
اگر فهمیدی عشق باطن
شریک زندگی ات را دیدن است عاشق شو،
اگر فهمیدی که لیلی از
نگاه هرزه چشمان آن زمان زشت و سیاه بود و مجنون آن همه در وصف لیلی سرود، عاشق شو
اگر فهمیدی که حس
مادرانه در کالبدی مانکن گونه با هم جمع نمیشود، عاشق شو
کسانی که متاهلند و چشمشان هنوز متاهل نشده، این ها متعهد نیستند و تاهل چیزی جز تعهد نیست.
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.