همسرت بانوی خانه است، نه مانکن چشم های هرزه

زن ها زیبایند و زیبا خلق شدند و زیبا دیده میشوند، اینکه میگویم زیبا دیده میشوند، خودش یک کتاب است، اینکه اصلا چرا چشم ما زن ها را زیبا میبیند، چرا بعضی زن ها برای بعضی زیبایند و برای بعضی نه، یعنی در آن واحد دو چشم یک زن را میبیند، یکی زیبا میبیند یکی زشت، بگذریم که این خود مقاله ای جداست، اما در این مبحث حرفمان چیز دیگریست، و آن اینکه همسرت زن خانه است، نه مانکنی برای چشم های هرزه .

این تیتر دو معنا میدهد، که من به معنای دومش کار دارم،
معنای اول:  همسرت زن خانه است، و باید زن خانه باشد، مادر خانه باشد، نه این که بزکش کنی و ابزاری کنی برای جلوه نمایی و نشان دادن به چشم های هرزه و با هر وضعی بیرون آمدن و با هر پوششی زن را در جامعه نشان دادن که روی سخن این معنا، با کسانی است که آب پاکی بر روی غیرتشان ریخته اند، و همچون موجوداتی اخته شده، کم کم شناختی از مفهوم غیرت ندارند، برای همسرشان هم آنچه مهم نیست حیا و عفت است.

معنای دوم:  همسرت زن خانه است، دارد کارهای فرشته ها را انجام میدهد، فرشته ی خانه است، مادر است، مربی است، حواسش به زندگیست، حواسش به همسرش است، حواسش به کودکش است، از یک زن یا باید انتظار اندام دنیایی داشت یا کارهای خدایی، آخر با هم جور در نمی آید که تو هم مادر نمونه بخواهی هم اینکه همسرت مانکن باشد، نمیشود عزیز، هم همسرت حرص غذا درست کردن و گرسنگی شما را در خانه بکشد، هم حواسش به تربیت فرزندانش باشد، و هم اینکه حواسش به اندامش باشد و خود را همچون مانکن هایی در آورد که همه ی شغلشلن مانکن بودن است.

مطمئنا من با معنای دوم کار دارم، برای کسانی که این روزها زیاد عرصه ی مقایسه برایشان به وجود می آید، و چه زیبا گفته اند اول من قاس ابلیس، اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود.
امروزه زیاد میبینیم مردهایی که در منزل نشسته اند و پای شبکه های ماهواری ای و تلوزیونی همسرشان را با فلان بازیگر یا با فلان فاحشه ی عرب مقایسه میکنند و مکرر به خود میگویند که همسرت چه زشت است، همسرت چرا این زیبایی را ندارد، چرا اندام فلان کانکن شبکه فلان فشن، اینقدر از زن تو سر است و هزار کوفت و زهرمار دیگری که حاصل مقایسه های پوچ برخاسته از قیاس چشمانیست که حالا باید گفت هرزه شده اند.

چشمانی که عادت کرده اند غیر از محارم راحت با نامحرم با دیده ی لذت نگاه کنند!

کم نیست این گونه موارد که بعد از گذشت یک سال و یا حتی چند ماه همسرشان برایشان کهنه میشود و به خیال شهوت خودشان دیگر همسرشان آن تراوت و تازگی را ندارد و این ها حاصل چیست؟
جز اینکه چشمان هرزه ی قیاس گر با دور انداختن تعقل، دو زن را با هم مقایسه میکند ولی نه از همه جهات، بلکه فقط از جهت اندام و هیکل زنانه!
مانکنی که همه سرمایه اش بدنش است، همه تلاشش برای خوب نگه داشتن بدنش است، همه آینده اش را همین بدنش تعیین میکند، آن هم بدنی که با هزار خرج چنین و چنان و مواد آرایشی فلان قیمت را به همراه بهترین گریمور های متخصص برای خود ساخته است، جز بدنش هیچ ندارد.
اما دختری پاک و نجیب که از منزلش با هزار امید به خانه ی تو آمد، همسرت شد، همه فکرش تویی، زندگی اش تو،با اشک های تو اشک میریزد، با لبخندهای تو میخندد، همه زندگی اش را به تو تقدیم میکند، باردار میشود،دوران سخت بارداری را میگذراند، بچه دار میشود، پاک میشود، مادر میشود، همه ی دغده اش میشود زندگی اش، نه وقتش صرف آرایش خود میشود، نه متخصص ترین گریمور های دنیا آمده اند روی سرش تا زیبایش کنند، مادری که آن قدر دغدغه دارد شاید روزی یک بار هم وقت نکند خود را جلوی آیینه ببیند.

این دختر را با آن مانکن مقایسه نکن!

بفهم که زندگی کردن بصیرت میخواد، بینش میخواهد،
اگر فهمیدی عشق باطن شریک زندگی ات را دیدن است عاشق شو،
اگر فهمیدی که لیلی از نگاه هرزه چشمان آن زمان زشت و سیاه بود و مجنون آن همه در وصف لیلی سرود، عاشق شو
اگر فهمیدی که حس مادرانه در کالبدی مانکن گونه با هم جمع نمیشود، عاشق شو

کسانی که متاهلند و چشمشان هنوز متاهل نشده، این ها متعهد نیستند و تاهل چیزی جز تعهد نیست.

 منبع

زن

«الامام علی (علیه السّلام): صیانه المرأه أنعم لحال‌ها و أدوم لجمال‌ها»

محفوظ بودن و پاکدامنی برای سلامتی زن مفیدتر است و زیبایی او را بادوام تر می کند.

دارند چشمانمان را به دیدن گناه عادت می دهند

خانم مانتویی داشت از کنار آقایی با کت و شلوار رد می شد، اندازه مانتو خانم با کت آقا برابر بود، حس کردم آن خانم یک کت مردانه با برچسب مانتو زنانه برای خود خریده است.

این روزها پوشش خانمها بسیار افتضاح است، کم کم دارند چشمانمان را به دیدن آنچه نباید ببینیم عادت می دهند، کم کم دارند قبح گناه را در نگاهمان می ریزند، کم کم دارند کاری می کنند که به تب در برابر مرگ راضی شویم به اینکه آنقدر بعضی بد بپوشند که گناه کوچکتر بقیه را نادیده بگیریم.

فکر می کنید به چه دلیل خدا مرز گناهان کبیره و صغیره را مشخص نکرده است؟ برای اینکه به بهانه گناهان بزرگ تن به گناهان کوچک ندهیم که این تن دادن باعث عادت به گناه می شود و قبح گناه را برایمان می ریزد و همان می شود که نباید بشود، همان می شود که با عِلم به گناه کبیره بودن گناه تن به آن می دهیم. اینها هم دارند همین کار را با ما می کنند، شاید خود ما در ظاهر گناه نمی کنیم اما با عملکرد دیگران به گناه عادت می کنیم برای خود گناه بزرگ و کوچک تعریف می کنیم و همین طور پیش می رویم تا نه تنها خودمان تن به همان گناهان البته نه به همان شکل می دهیم بلکه گناه بزرگ دیگران به چشممان کوچک دیده می شود.

دیگر کاری کردن از دست یک نفر خارج شده، حالا دیگر اگر همگی دست به دست هم ندهیم همه یمان در آن منجلاب که فکر نمی کنیم فرو رفته ایم و حتی یک نفر نمانده که دستمان را بگیرد و بیرونمان بکشد و آن می شود که دیگر نجاتی در کار نیست.

منبع

حجاب در وصیت نامه شهیدان

اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تاسرخى خون من.»

 (شهید محمد حسن جعفرزاده)        

 «از خواهران گرامى خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زیرا كه‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است.»

  (شهید على روحى نجفى)        

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

 (شهید على اصغر پور فرح آبادى)         

                                                                     

 «خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل كم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

 (شهید حمید رضا نظام)          

 «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»

  (شهید محمد كریم غفرانى)           

«خواهرم: حجاب تو مشت محكمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»

  (شهید بهرام یادگارى)


امــامـــــــ عــــلـــی (ع) : زکـــاتـــ زیـــبــایـــی عــفـــت اســتـــ .

منبع

زیبایی تنها به چشم و ابرو نیست

بنده ی خدایی می گفت دختر خانم محجبه ای را دیده که با وجود اینکه حجابش کامل بوده یک عامل بسیار جذب کننده در نوع پوشش داشته، آن دختر خانم به جز چادر لباس های تنش همه رنگ فسفری داشته.

دلم می خواست آنجا بودم و با آن دختر حرف می زدم که خواهر من مگر خداوند در قرآن نگفته زنان طوری رفتار نکنند که برای مردان جذاب باشد؟ خوب تو اگر حجاب را قبول داری این پوشش تند در زیر چادرت چیست؟

اگر فکر می کنی چادر به سر داری و کسی نمی بیند اولاً اگر قرار است کسی نبیند چرا چادرت باز است و همه می بینند؟ دوماً اگر به گفته ی خودت کسی نمی بیند چرا خودت اینگونه رنگ لباسهایت را یک رنگ انتخاب کرده ای؟ وقتی کسی قرار نیست ببیند برای خودت زیر چادر لباس همرنگ و آن هم با رنگی تند پوشیده ای؟ سوماً بر این فرض می گیریم تو جوان هستی و دل داری، یعنی ما حالا در مقابلمان یک خانم جوان دین دار را داریم که دل داشتنش هم قابل انکار نیست، آیا به نظر دینی که تو قبولش داری سطح جامعه جولانگاه دل بخواهی های من و تو است؟

خوب است خودت به چشم میبنی آنان که دلشان را به سطح جامعه کشیده اند چه بر سر جامعه ی اسلامی ما آورده اند، خواهر من زیبایی که تنها چشم و ابرو نیست، شک نداشته باش لباس ما هم جزء زیبایی های ما به حساب می آید، اگر غیر از این بود چرا خود تو این همه وقت گذاشته ای برای انتخاب و خرید و پوشیدن لباسهای هم رنگ؟

"در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد."1

...

"و لا یبدن زینتهن الا ما ظهر منها"2

"زنان می بایست زیبای ها و خوشایندی های خود را آشکار نسازند.جز مقدار مشخص"

 

پی نوشت: 1- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۳، ص ۱۲۷٫

2- آیه 31 سوره نور

منبع

بايسته هاي يک بانوي خانواده ازبيان قرآن

قانت بودن
 

درسامان دادن امورخانواده زناني مي توانند شوهررا همراه خود سازند که خود مطيع شوهرباشند .احکام الهي مطابق با فطرت است و حکمي راکه خداوند مطرح کرده است با فطرت انسان مطابقت دارد.درفطرت زن اطاعت از شوهروجود دارد .البته به شرط اين که مرد گرفتار افراط و تفريط نگردد.چه بسيارديده مي شود که بانوان ازمردهايي که هيچ احساس مسئوليتي نمي کنند ناراضي اند.درطرف مقابل مرد هم به طورفطري خوي اطلاعت کردن ندارد مگر زماني که همسرش را مطيع ببيند .بسياري از اوقات وقتي مرد احساس کند که همسرش مطيع اوست او هم درامورتابع همسرش خواهد بود ولي اگرزن مقابل شوهرش بايستدو موضع بگيرد اعتماد شوهرنسبت به نظام زندگي ازبين مي رود و دراين صورت ديگر نمي توان زندگي موفق و شيريني را براي مرد وزن پيش بيني کرد.
زناني که درمقابل همسرانشان حالت مردانگي و صلابت مي گيرند درزندگي موفق نيستند؛چرا که چنين رفتاري با نظام خلقت مغايرت دارد .اگر خدا مي فرمايد که بنده ي خدا باشيد و بندگي کنيد،روح بندگي را درما سرشته است و ما ازبندگي به خدا لذت مي بريم .مرئوس ازاطاعت رئيس ناخشنود نيست مگراين که رئيس بد عمل کند. در فطرت زن نيز از اطاعت شوهرامري همواراست و طبيعي است که اطاعت يک طرف ،اطاعت طرف مقابل را نيز همراه خواهد داشت تا آنجا که خداوند تعالي مي فرمايد :«من مطيع آن کسي ام که ازمن اطاعت کند.»(1)
برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمایید.

ادامه نوشته

12 حدیث در باب رفتاربا زن نامحرم

احادیث زیر با موضوع اختلاط و ملاعبه میان زن و مرد می باشد:

عاقبت شوخی با زن نامحرم

1 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله وسلم )  :


هر کس با یک زن نامحرم دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر به محشر وارد می­شود و خداوند دستور می­دهد که او را به آتش جهنم بیفکنند، و هر کس با یک زن نامحرم شوخی کند، در مقابل هر کلمة حرامی که به او گفته است، هزار سال حبس خواهد شد.

2 - امام صادق (عليه السلام) : 

«رسول خدا فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه -که آن هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید».


3 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله وسلم )  :


النّظّر سهم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفاً من الله اعطاه الله ایماناً یجد حلاوته فی قلبه؛ نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است هر کس آن را از خوف خدا ترک کند خداوند حلاوت ایمان را به او می چشاند.


4 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله وسلم ) :


«
عفُّوا عَن نساء الناس تَعِفَّ نُساءَکم؛ در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند».

5 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم ) :


تمام چشم­ها در روز قیامت گریان خواهد شد، مگر چشمی که از خوف و عظمت خدا بگرید و چشمی که از حرام بسته شود و چشمی که در راه خدا شبها بیدار بماند و شب زنده داری کند.

6 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله وسلم ) :

«
هر کس چشمان خود را از نگاه به زن نامحرم پرکند (و با خیال راحت به این نگاه خود ادامه دهد)، خداوند متعال در روز قیامت میخ­های آتشین به چشمان او فرو خواهد برد و بعد از رسیدگی به کار مردم، دستور خواهد داد که او را به آتش جهنم بیندازند»

7 - یکی از راویان می گوید: در کوفه به زنی قرآن می آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیه السلام) شتافتم، فرمود: آنکه (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن.


8 - حضرت علی (علیه السلام )  :

اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد و دلها را منحرف میسازد.   

9 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم ) :

هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند (عطر بزند) و سپس از خانه خارج شود، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت، تا وقتی که به خانه برگردد، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد.


10 - پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم ) :


شیطان به حضرت موسی (ع) گفت: ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن (تنها مباش)، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی کند، مگر این که من همراه آن دو هستم. (و خودم شخصا آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می کنم )


11 - امام صادق (علیه السلام ) :

هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد.

12 - امام باقر (علیه السلام ) :

سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است.

 منبع

امام علی (ع): هرکس در وقت یاری رهبرش در خواب باشد، زیر لگد دشمنش بیدار می شود

امام علی (ع):
هرکس در وقت یاری رهبرش در خواب باشد، زیر لگد دشمنش بیدار می شود .

مهم‌‏ترین عامل انحراف دستگاه‏‌های فرهنگی چیست؟

رهبر انقلاب: «غربی‏‌ها سعى مى‌کنند عرف‏‌هاى فرهنگى خودشان را بر کشورهاى مختلف تحمیل کنند. یک مدیر اگر در مقابل این‏‌‌ها حالت وادادگى پیدا کرد، همین چیزهایى که پیش آمده، پیش مى‌‌‌آید...وادادگى مدیران، یکى از مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‏ترین و مؤثرترین و مضرترین عواملى است که دستگاه‏‌هاى فرهنگى را به انحراف مى‌‌کشاند.»

... .

منبع : برهان

ادامه نوشته

من به چادر خود احترام می گذارم

چندی است در بین دوستان و اطرافیان همراهان اعتقادیِ زیادی را می بینم که با وجود اعتقاد کامل به چادر، اما متاسفانه حریم و حرمت های این پوشش را رعایت نمی کنند.

به نظر نویسنده انسان هر نوع پوششی را برای خود انتخاب کند چون به اختیار آن پوشش را برگزیده در اصل به اختیار خود را ملزم به رعایت کردن اصول و قواعد آن پوشش کرده است پس اگر من پوششی مثل چادر انتخاب کردم به اختیار خود را ملزم به رعایت اصول و قواعد این پوشش کرده ام. آیا تنها به سر داشتن چادر نشانه مقبولیت آن از طرف شخص است؟ یا رعایت قوانین این پوشش به همراه آن لازم است؟

آنچه دل نویسنده را به درد آورده تا دست به قلم شود برای این نگارش رعایت کردن ظاهر و رعایت نکردن اصول باطنی چادر توسط بسیاری از دوستان و همراهان نویسنده است.

خط چشم کشیدن یک بانو که اعتقاد کامل به چادر دارد از چه جهت است؟ ای کاش بعضی تنها به یک خط چشم بسنده می کردند اما...

چرا در یک برنامه مذهبی موثر و حاضر در جامعه خانم های مذهبی باید لوازم آرایش از یکدیگر امانت بگیرند؟

این مشکل تنها از طرف زن مسلمان ما نیست، چرا مرد ما که با وجه مذهبی شناخته شده نوع پوشش همسرش باید طوری باشد که در شان مرد نیست؟

چرا آن پسر ما که به گفته ی خودش قبل از ازدواج به دنبال همسری معتقد به حجاب می گردد بعد از ازدواج او را باید در کنار شخصی ببینی که در ظاهر معتقد اما در باطن از حداقل های رعایت نکردن حجاب و گاهی تا حداکثر ها برخوردار است؟

نکته آخر اینکه آیا بهای خون شهدا را ما به حقیقت می پردازیم و یا تنها سنگ راه شهدا را به سینه می زنیم؟

منبع : سبوی پنهان

تلویزیون ما چادر ندارد

این روزها به هر سایتی که سرک می کشی بعید است خبری در رابطه با جشنواره های مختلف فیلم در خارج از کشور نداشته باشند و همگی آنها یکی از بازیگران زن ایرانی ، که این روزها دیگر لیاقت حضور در رسانه های داخلی را ندارد ، را سوژه کرده و به بهانه ی حضورش در آن جشنواره ها به راحتی عکس های مبتذل این خانم بی عفت را نشان می دهند .

در این دوران وا نفسا که هجمه ها و تبلیغات رسانه های خارجی اذهان جوانان و نوجوانان پاک و معصوم کشورمان را آزار می دهد ما نباید به هر بهانه ای این تصاویر را در رسانه های داخلی خودمان به تصویر بکشیم .

یک نکته در این باب فقط بگویم که گور بابای هر کسی که می خواهد از ایران برود . اولا بیایید خودمان را و چشمان خودمان را پاک نگهداریم ثانیا از رسانه ی ملی خودمان غافل نباشیم که این روزها در میان غفلت عمومی خودمان خواسته یا ناخواسته در حال ترویج انواع مکاتب غربی از جمله فمنیست است . بیایید به فکر حجاب بازیگران زن رسانه ی ملی خودمان باشیم که شما یک بازیگر با حجاب را در خارج از صفحه ی تلویزیون به سختی می توانی بیابی .

ما در خانه های خودمان که ادعای اسلامی گری داریم ، پای فیلم هایی می نشینیم که الگوهای محجبه ی فیلمهایمان هم در خارج از فیلم ها بد حجاب اند و این بد که گفتم را شما خیلی بد بخوانید . دلم به حال خودم و چشم آلوده ام می سوزد که کم کم به بد حجابی عادت می کند و روز به روز از معنویت و روح اسلامی گری دور می شود . از بس پای این تلویزیون بی حجاب نشسته ام قساوت قلب تمام وجودم را فرا گرفته است و خیلی راحت با خودم می گویم ، همه چی آرومه من چقدر خوشحالم ... . کدام فیلم یا برنامه ی تلویزیونی را ببینم که مروج حجاب برتر باشد و در آن از روسری های رنگارنگ بازیگران و مجریان خبری نباشد ؟؟؟

منبع : لجمن

یک تذکر مهم

بسمه تعالی

برادر محترمی عکس خانمی را آورده، و طوری سخنران رانده که انگار مصداق اتم و اکمل حجاب و عفاف را معرفی کرده (معذورم از گذاشتن لینک، زیرا اجازه نشر عکس نوامیس شیعه را ندارم، البته نیازی به لینک نیست! یحتمل دیده اید!) بگذریم که کلی ایراد شرعی می توانم از آن عکس بگیرم که بدیهی ترینش نپوشاندن کامل وجه و کفین است،اما موضوع این نوشته عکس مذکور نیست، بلکه چیز دیگری است.

این روزها که انواع و اقسام این مسائل اعم از انحرافات اعتقادی، ترویح کادوپیچ شده تفکرات وهابیت، توهین به مراجع و علما به بهانه دفاع از زید و عمرو و بکر، اجتهادات رسانه ای!! ، ترویج حجاب گل و بلبلی ، مزخرفات صدا و سیما و .... را می بینم (متاسفانه از قشر مومن و مذهبی)، یاد این روایت می افتم که حضرت حجت که ظهور می کنند، *«یاتی بدین جدید...»*...

صرفا می خواستم تشکر کنم که معنی این روایت را برای ما جا انداختید!! دست مریزاد!!

اللهم عجل لولیک الفرج

زمانه بر سر جنگ است، یا علی مددی...

منبع :

با تشکر از جناب آقای محمد ت

عطر حجاب

متن زیر، دریافتی است.


یه تجربه جالب البته تجربه ی من نیست تجربه مادر بزرگمه، می گفت:

 دیروز دم در مسجد یه دختری کنار من اومد تو که خيلي حجابش خوب نبود. از کنار من که رد شد یهو برگشت گفت: " چه عطر خوش بویي!؟"

من گفتم : محمدیه. مال کربلاست و دست کردم تو کیفم و گرفتم جلوش و گفتم: قابلی نداره!

دختره تعارف کرد ولی به هر اصراري بود دادم بهش.

بعد در عطر رو باز کرد و بو کرد و گفت: خیلي خوشبوه.

گفتم: مثل خودته دخترم. فقط کاش يه کم.... و به موهاش اشاره کردم. دختره هم سریع دست برد و موهاش رو درست کرد.

منبع : مهتد


مجری مراسم : من دعا می کنم شما به جای آمین کف بزنید!

شهرداری تهران در روز عید سعید فطر اقدام به برگزاری مراسم جشن در پارک ها و فرهنگسراهای مختلف تهران کرد که البته ماننده همیشه با حاشیه های فراوانی روبرو بود.


به گزارش مشرق، در یکی از این مراسم ها که چهار شنبه شب، در بوستان ولیعصر (عج) شهر ری برگزار شد، شهرداری تهران از هشت خواننده مبتذل برای برگزاری کنسرت دعوت کرد. این خواننده ها نیز در مراسم یادشده به اجرای موسیقی های مبتذل و تحریک کننده پرداختند.

بنابر گفته شاهدان عینی، در این مراسم که بیشتر به پارتی شبیه شده بود تعدای دختر و پسر با ظاهرهای زننده در این جشن حضور پیدا کرده بوده و به رقص و آواز پرداخته اند و حتی برخی از بانوان اقدام به کشف حجاب کرده بودند اما مسوولان برگزاری مراسم نیز هیچ گونه اعتراضی به این حرکات زننده نکرده اند.

مجری مراسم : من دعا می کنم شما به جای آمین کف بزنید!

نکته قابل تامل آنجاست که مجری برنامه نیز در انتها رو به حاضرین کرده و گفته: " من دعا می کنم و شما به جای آمین کف بزنید. " همچنین مجری مراسم نیز شدیدا آمادگی داشته در مقابل هرگونه اعتراضی فضا را متشنج کند.

شنیده شده که تعدای از حاضرین در این مراسم با ماموران نیروی انتظامی که قصد برخورد با اینگونه حرکات زننده را داشته اند درگیر شده اند، که در این درگیری سه تن از ماموران ناجا مجروح شدند.

یکی از شاهدان عینی در گفت و گو با خبرنگار مشرق با بیان اینکه چهارشنبه شب وضع زننده ای در بوستان ولیعصر (عج) برقرار شده بود گفت: ما قبل از برگزاری این مراسم جشن و در ماه مبارک رمضان نیز اعتراضاتی را نسبت به نحوه برگزاری مراسم شب های رمضان انجام داده بودیم ولی حداقل در مراسم های قبلی یک گروه تواشیح نیز برای خالی نبودن عریضه می آوردند، اما در روز عید فقط خواننده ها بالای جایگاه بودند.

این شاهد ادامه داد: در پنجاه متری محل برگزاری این مراسم شهدای گمنام دفن شده اند و برخی از مردم در زمان اجرای این مراسم بر سر مزار شهدا حاضر شدند و از شهدا بابت برگزاری چنین چشن هایی ابراز شرمندگی کردند.

به گفته وی شهرداری تهران در حالی مدعی انجام کار فرهنگی در سطح شهر تهران است که بودجه کل کانون های فرهنگی مساجد تهران و شهرری، 300 میلیون تومان است اما شهرداری برای برگزاری این جشن ها مبلغ 10 میلیارد تومان هزینه کرده است.

گفتنی است در ایام ماه مبارک رمضان تعدادی از مردم شهرری در حوالی شهرداری اقدام به برگزاری محفل قرآنی کرده بودند که عوامل شهرداری با حدود 20 نیرو به این مراسم حمله ور شده و بنرها و تبلیغات مراسم قرآنی را جمع آوری کرده اند و مسوولان نیز مدعی شده اند که در شعاع یک کیلومتری شهرداری هیچ گونه مراسم فرهنگی نباید برگزار شود!

همچنین تعدادی از جوانان شهرری در حرکتی اعتراضی، اقدام به جمع آوری طوماری برای برخورد با عوامل برگزاری اینگونه مراسمات کرده اند و قرار است تا چند روز آینده تجمعی در مقابل شهرداری برگزار شود.

رقص و پایکوبی مختلط در پارک لاله!

همچنین در مراسم های دیگر شهرداری به مناسبت عید فطر، نیز حرکات مشابهی انجام شده است. در مراسمی که در پارک لاله تهران برگزار شد، یک خواننده گروه مبتذل، اقدام به برگزاری کنسرت کرده و تعدادی دختر و پسر همراه با آهنگ های خوانده شده اقدام به رقص و پایکوبی کرده اند که در این مورد نیز مسوولان شهرداری هیچ اعتراضی به وضع پیش آمده نکردند.

خواننده ای که به این مراسم دعوت شده بود از خواننده های مبتذل بوده و با ظاهری عجیب ( رنگ کردن قسمتی از موها و آرایشی زنانه) به روی سن حاضر شده است. وی در قسمتی از اجرای خود اقدام به بازکردن موهای بافته شده اش کرده و خطاب به حاضرین می گوید: " امشب می خوایم بترکانیم!"

گفتنی اعضای گروه تواشیح محراب که به این که مراسم دعوت شده بودند در اعتراض به حضور عناصر منحرف در این جشن، از اجرا خودداری کرده اند.

یکی از شاهدان این مراسم نیز در گفت و گو با خبرنگار مشرق درباره وضعیت مراسم جشن عیدسعید فطر در پارک لاله، گفت: تعدادی دختر و پسر در جلوی جایگاه مجری در حال رقص بودند و تعدادی دیگر به صورت دسته ای حرکات موزون انجام می دادند.

برگزاری مراسم های به اصطلاح فرهنگی توسط شهرداری تهران در شب های ماه مبارک رمضان در گذشته نیز مورد اعتراض دلسوزان و مردم متعهد قرار گرفته بود ولی شهردار تهران در پاسخ به اعتراضات گفته: " تمام این حرکات و خبرها حاشیه سازی است. "

حال باید دید که مسوولان شهرداری تهران چه پاسخی برای اینگونه کارهای فرهنگی!!! دارند و آیا باز شهردار تهران عکس ها و فیلم هایی که از این مراسم ها منتشر می شود را توطئه می خواند؟

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی


جایگاه زن در خانواده؛ بزرگ و گلِ خانه

[درباره‌ى مسئله‌ى زن در جامعه، اساس مشكل، دو چيز است؛ يكى عبارت است از نگاه غلط و بد فهميدن جايگاه زن و شأن زن در جامعه؛]

مسئله‌ى بعدى - كه در قضيه‌ى زن مشكل دومى است - مسئله‌ى خانواده است. نظر اسلام در باب خانواده و جايگاه زن در خانواده، نظر خيلى روشنى است. «المرأة سيّدة بيتها»؛(1) بزرگ خانه، زن خانه است؛ اين از پيغمبر اكرم است. جايگاه زن در خانواده، همانى است كه در گفتارهاى گوناگون ائمه (عليهم‌السّلام) آمده: «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة».(2) در تعبيرات عربى، قهرمان يعنى كارگزار، پادو، يك خدمتگزار محترم. ميفرمايد: در داخل خانه، زن قهرمانه نيست؛ ريحانه است، گلِ خانه است. خطاب به مردان ميفرمايد: بهترين شما كسانى هستند كه بهترين رفتارها را با همسرانشان دارند.(3) اينها نظرات اسلام است و از اين قبيل الى ماشاءاللَّه وجود دارد. ولى در عين حال تحقق خواسته‌ى اسلام در خانواده، يك امرى است كه با اين بيانات تمام نميشود، حل نميشود؛ احتياج به پشتوانه‌ى قانونى، پشتوانه‌ى اجرائى و ضمانت اجرائى دارد؛ و اين كار بايد انجام بگيرد. اين كار در طول سالهاى متمادىِ گذشته انجام نگرفته است. خانواده‌هائى كه متدين بودند، مردانى كه از اخلاقِ خوب برخوردار بودند و پايبندى‌هاى شرعى داشتند، ملاحظاتى كردند؛ اما در مواردى كه اين خصوصيات نبوده، اين ملاحظات نشده؛ به زن در داخل خانواده ظلم شده.

... .

منبع : دفتر نشر و حفظ آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

ادامه نوشته

آقای ضرغامی سیاه و سفید می بیند !!!!

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وقتی چنین افاضاتی را آقای ضرغامی از وضعیت آرایش بازیگران و گویندگان خبری می پرانند: هيچ‎گونه آرايشي نيست، گريم هم بسيار منطقي و مطلوب است، اما هنگام پخش به‎دليل عدم تنظيم درست رنگ‎‎هاي مانيتور‎‎ها و گيرنده‎‎‎ها احساس مي‎شود که آرايش غليظي صورت گرفته است؛ در واقع در کنتراست رنگ چنين اتفاقي مي‎افتد.


توجیه نوشت:

سه دلیل برای اینکه آقای ضرغامی سیاه و سفید می بیند:

1- دچار مشکل بینایی شده که ما توصیه می کنیم حتما به چشم پزشک مراجعه فرمایند.

2-  از تلوزیون توشیبای چهارده اینچ سیا ه و سفید استفاده می کنند.

3- شایداصلا برنامه ها و سریالها و .... تلوزیون ایران را نمی بینند.

دلیل چهارمی وجود ندارد مگر اینکه ایشان فرق گریم و آرایش را نمیدانند.

یازهرا (س)./

منبع : نسل حضور

زنان چادری بودند که به شما رأی دادند، حالا مزاج تان عوض شده است

مرجع تقلید شیعیان با اشاره تغییر نگرش برخی گروه‌های سیاسی برای جلب آرای عده‌ای از افراد غیرمومن، این کار را مصداق نمک خوردن و نمکدان شکستن عنوان کرد.

به گزارش جهان به نقل از  مهر، آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی بعدازظهر سه‌شنبه در جمع نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه(س) با اشاره به زندگانی نوح پیامبر اظهار داشت: همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط به شوهران خود خیانت کردند اما در مقابل، در قرآن کریم از زنانی به نیکی یاد شده که نه تنها الگوی زنان، بلکه به عنوان الگوی مردان از آنان یاد شده است.

وی ادامه داد: اینهایی که دارند جار و جنجال می‌کنند که شما می‌خواهید نیمی از جامعه را کنار بگذارید، دروغ می گویند، قرآن این بانوان را الگوی مردان قرار داده است و حتی مردان باید از آنها درس بگیرند.

این مرجع تقلید تاکید کرد: زنان با ایمان و چادری بودند که به شما رأی دادند، حالا مزاج تان عوض شده و می‌خواهید آرای یک اقلیت غیرمومن را به دست آورید؟ این است معنی نمک خوردن و نمکدان شکستن.

مسلمان واقعی از تنهایی در مسیر هدایت هرگز وحشت نمی‌کند

وی عدم وحشت از تنهایی در مسیر حق را مسئله بسیار مهم دانست که انبیای الهی به ما آموخته‌اند و اظهار داشت: در تاریخ زندگانی نوح پیامبر هم این مسئله وجود دارد.

این مرجع تقلید بیان داشت: ابراهیم خلیل به تنهایی وارد بتکده شد و تمام بت‌ها را در هم شکست و حتی نگفت تنها هستم و اینها مرا اذیت می‌کنند بلکه توکل او به خدا بود چراکه افراد توکل کننده به خدا تنها نیستند.

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: افرادی هستند که نامه به ما می‌نویسند و می‌گویند که برای عبادت خدا در منزل تنها هستند و پدر و مادرشان آنها را مسخره می‌کنند. این افراد باید مقاومت کنند چون مقاومت آنها مقاومت پدر و مادرشان را در هم می‌شکند.

وی ادامه داد: جوانانی هستند که برای تحصیل به خارج از کشور می‌روند؛ اینها باید توجه داشته باشند که نباید همرنگ جماعت شوند، بلکه باید در مسیر درست حرکت کنند.

وی با بیان اینکه شخص مسلمان از تنهایی در مسیر هدایت هرگز وحشت نمی‌کند گفت: حضرت پیامبر(ص) نیز تک و تنها بود، اما به مسجدالحرام و مقابل کعبه می‌آمد در حالی که تنها علی و خدیجه در کنار او بودند، می‌ایستادند و نماز جماعت را اقامه می‌کردند، اگر آن نماز جماعت نبود این نماز جماعت‌های امروز هم نبود.

آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به تحریفاتی که در تورات به وجود آمده است گفت: در مسئله حضرت آدم، قرآن می‌گوید افتخار و امتیاز آدم بر فرشتگان علم و دانش بود، اما تورات می‌گوید وقتی آدم از درخت علم خورد از بهشت رانده شد.

ما تابع قرآن و عترت هستیم

وی بر لزوم توجه بیشتر جوانان به اذکار مربوط به معصومین تاکید کرد و گفت: برادران و خواهران، هر ذکری به شما بدهند که از ائمه معصومین نرسیده، اعتباری ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: به ما فرموده‌اند "ما ان تمسکتم بهما لن تظلوا ابدا" اگر دست به دامان قران و ائمه بزنید گمراه نمی‌شوید، اما اگر از این مسیر جدا شدید گمراه می‌شوید.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه ما تابع قرآن و عترت هستیم، تاکید کرد: جوانان و مردم باید حواس خودشان را جمع کنند؛ ممکن است افرادی باشند که سوء نیت نداشته باشند، اما شما را به اذکاری غیر از اذکار معصومین دعوت کنند.

منبع : جهان نیوز

باز هم خاتون، حجاب اسلامي، ضرغامي، رسانه ملي

اشتباه نكنيد... اين يادداشت براي نقد ضرغامي فقط نيست. هدف اول من نهيب زدن به شيوه ي انتقاد از حوزه فرهنگ است و اينكه چقدر سوال هست كه هنوز به آنها پاسخ نداده ايم. اكنون همه دغدغه مندان شريف و متعهدي كه در ماجراي خاتون بدرستي احساس خطر كردند را دعوت مي كنم كه در خصوص مهمترين دستگاه فرهنگي و تبليغي كشور فكر كنند و راهبرد ارائه دهند. آيا اين درست است كه رئيس سازمان صدا و سيما ترويج روسري رنگي را وظيفه خود تلقي كند و  سال ها با حساسيت و جديت هم به اين وظيفه اش عمل كند ولي احدي به اين وظيفه رسانه اي خرده نگيرد؟! و آيا اين رشد و تكليف مداري ماست كه فقط براي گفتن حرفي كه سال هاست در عملي كردن آن در رسانه ملي مي كوشد، به ميدان مي آييم؟!!!

منبع : کیستی ما

ادامه نوشته

امروز تمامی خاتونها آمده بودند.

امروز تمامی خاتونها آمده بودند ؛خاتونهایی که چادرمشکی به سرداشتند . حتی خاتونهای شهید مسجد گوهر شاد هم آمده بودند . خاتونهایی که رنگ آسمان را فقط از حیاط خانه شان میدیدندو عده ای هم با ضربه های باتومهای سربازان رضاخان فرقشان شکافت. ازگرمای 50 درجه جنوب گرفته تا هوای بارانی وطوفانی شمال خاتونها محکم چادر مشکیشان را گرفته  و به میدان آمدند . خاتونهایی که عکس شهیدشان را به دست گرفته بودند. فرقی نمی کرد بزرگ یا کوچک  آن یکی لباس رزمی پوشید این هم بچه محصل بود؛  خاتونی با دستهای پینه بسته تمثال امام بدست گرفته ؛ خاتون چهار ساله ای که زیر باران با مشت گره کرده تمامی عکاسان را به خودش جلب کرده بودو خاتونهای دانشجویی که پرچم ایران و  فلسطین را به چادرشان گره زدند ؛ همه آمده بودند . خاتونهایی که امام(ره) می گفت اگر نبودند انقلاب پیروز نمی شد . آنها که نیامدند خزتونهای گم شده ای بودند که عکسهایشان برای عده ای با فکرهای حداقلی  شایدشانس بیاورد . خاتون من بگذار سیاستمداران بی سیاست همانانیکه یا حسین گفتند و چادر از سر زنان در روز عاشورای 88 کشیدند و در نقابی دیگر  رنگ چادرت را مرده خواندند و ندانستند ؛این نه باب اینکه از خون شهید رنگین تر چرا که شهید هم میداند این چادر یادگار ام ابیهاء حضرت زهراء سلام الله است؛ هویت اسلامیت را اْمل بخوانند و بروی شترهای زانو بسته سوارو مرتب بر بدن شتر تازیانه زنند ، مستاصل شدگان خائفی که نمی دانند دست و پای این شتر بسته است ؛سرشان را با رجزخوانی ها در جلساتی که عقل و قلب ناظران خودی که معرکه گردانان بی خودی هستند ،  از گرد و غبار فتنه پوشیده ، گرم کنند. خدا دید فی قلوبهم مرض را "چادر مشکی" آفرید وآن را فقط به تو "خاتون من "هدیه داد.وبدان خاتون من دلیل حقانیت تو همانیست که رسانه های شیطان حضور پرشور و شعورت آنهم با چادر مشکی که رویش کفن پوشاندی و نوشتی جانم فدای امام سید علی  نشان ندهند.

منبع : نسل حضور

انتخاب همسر از نگاه قرآن



در انتخاب همسر ملاك چیست؟ قرآن به عنوان معلم می‌گوید اولین ملاك دین است. یعنی ایمان دارد یا نه؟ عقیده دارد یا نه؟ بعد از ایمان اخلاق است. بعد اصالت خانوادگی است. بعد هم تناسب از نظر فكری.


قرآن یك آیه دارد که می‌گوید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا» یعنی ای كسانی كه ایمان دارید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، بعد می گوید: «إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» (آل عمران/118) اگر عاقل هستید.

بنابراین زن و مرد باید هم كُفو باشند. كُفو را اسلام كُفو مالی قرار نداده. كه قالی‌های خانه‌ ما یك طور باشد، ماشین ما مثل هم باشد. لهجه‌ ما مثل هم باشد. قد ما به هم نمی‌خورد. ازدواج کردن پیراهن نیست كه به یك سایز بخورد. حالا ممكن است یك سانت كوتاه تر باشد، یك سانت بلندتر باشد. سنشان باید به هم بخورد. اما حالا لازم نیست حتماً سنشان مو به مو... حالا یا شش ماه او بزرگتر است، یا یك سال این بزرگتر است. اینها مشکل نیست.  بلکه منظور از کفو؛ ایمان، اخلاق و خانواده است. کفو البته در ظاهر و قیافه هم مطرح است. باید دو طرف همدیگر را بپسندند.

برای خواندن متن کامل لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمایید .

منبع : کلوب ازدواج تبیان

ادامه نوشته

آثار گناه؛ از بین بردن معنویت و نابودی استقامت

آثار گناه بستن رحمت الهی و از بین رفتن استقامت در طریق حق

گناهانى که انسان انجام مى‌دهد، این تخلّفهاى گوناگون، این کارهایى که ناشى از شهوترانى و دنیاطلبى و طمع‌ورزى و حرص ورزیدن به مال دنیا و چسبیدن به مقام دنیا و بخل نسبت به داراییهاى موجود در دست آدمى و نیز حسد و حرص و غضب است، به طور قطعى دو اثر در وجود انسان مى‌گذارد: یک اثر، معنوى است که روح را از روحانیت مى‌اندازد، از نورانیت خارج مى‌کند؛ معنویت را در انسان ضعیف مى‌کند و راه رحمت الهى را بر انسان مى‌بندد. اثر دیگر این است که در صحنه‌ى مبارزات اجتماعى، آن جایى که حرکت زندگى احتیاج به پشتکار و مقاومت و نشان دادن اقتدار اراده‌ى انسان دارد، این گناهان گریبان انسان را مى‌گیرد و اگر عامل دیگرى نباشد که این ضعف را جبران کند، انسان را از پا درمى‌آورد. البته گاهى ممکن است عاملهاى دیگرى مثل یک صفت و یا کار خوب در انسان باشد که جبران کند. بحث بر سر آن موارد نیست؛ اما گناه، فى‌نفسه اثرش این است.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸/۱۰/۱۳۷۵

ضرورت تضرع و دعا در جامعه اسلامی

جامعه ی اسلامی باید جامعه ی دعا و تضرّع و انابه الی الله باشد.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۷/۱۲/۱۳۷۱

ضرورت خودسازی برای جامعه سازی

در ماه رمضان، هم باید به خودمان برسیم، هم باید به مردم برسیم. ضمناً بدانیم که اگر به خودمان نرسیم، به مردم هم نمى‌شود رسید. این دعاهاى ماه رمضان، این روزه‌ى ماه رمضان، این مناجاتها، این تضرعها، این اذکار، این نوافل در ماه رمضان، همه براى این است که ما خودمان را اول کمى نورانى کنیم. اگر نورانى شدیم، آن وقت مى‌توانیم به دیگران هم برسیم. والّا اگر نورانى نشدیم که نمى‌توانیم دیگران را نورانى کنیم. هرچه هم بگوییم، زیادى خواهد بود، مضر خواهد بود و مفید واقع نخواهد شد.
بیانات در دیدار ائمه‌ى جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانه‌ى ماه مبارک رمضان ۲۵/۱۱/۱۳۷۱

دعا شرط حرکت

رابطه‌ى دعا، رابطه‌ى قلبى شما با خداست. دعا، یعنى خواستن و خدا را خواندن. خواستن، یعنى امیدوارى. تا امید نداشته باشید، از خدا چیزى را درخواست نمى‌کنید. انسان ناامید که چیزى طلب نمى‌کند. پس، دعا یعنى امید، که ملازمِ با امید به اجابت است. این امید به اجابت، دلها را مُشعل مى‌کند و منوّر نگه مى‌دارد. به برکت دعا، جامعه با نشاط و اهل حرکت مى‌شود.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۱۰/۱/۱۳۶۹

منبع : تریبون مستضعفین

کجای قرآن گفته که باید حجاب داشت؟!

خداوند در سوره مبارکه نور و در آیه ۳۱ می فرماید: وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ...

و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)...

و چه بسیار زنانی که این عبارت صریح قرآن را نادیده می گیرند... آنوقت تا صحبت از حجاب می شود، با اشاره به مسلمان بودنشان، می گویند: کجای قرآن گفته که باید حجاب داشت؟!

منبع : یادداشت های میثم رسیدی مهرآبادی

چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟

به نام مهربان بی هم‌تا

یک روز یک مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید: «چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟»

شیخ گفت: « آیا تو میتوانی دستهای ملکه الیزلبت را بگیری؟»

مرد انگلیسی گفت:« البته که نه، فقط افراد خاصی هستند که میتواند با ملکه مصافحه کنند .»

شیخ جواب داد:« بانوان ما ملکه هستند و ملکه ها با مردان غریب مصافحه نمیکنند.»

منبع : حزب الله

مهندسي فرهنگي در کلام مقام معظم رهبري

تعريف مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، «مهندسي فرهنگي را اين گونه تعريف مي کنند؛
«… مهندسي فرهنگ اين است كه با رويكرد سيستمي اجزاء فرهنگ اعم از فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي ، فرهنگ سازماني ، در مجموعة فرهنگ جانمايي شده و روابط آنها بخوبي تنظيم شود. ضعف‌هاي اجزاء و روابط آنها برطرف شود.
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است؛ يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حركت عظيم دروني و صيرورت بخش و كيفيت بخشي كه اسمش فرهنگ است و در درون انسان‌ها و جامعه بوجود مي‌آيد، چگونه بايد باشد؟ فرهنگ هدف كدامست؟ اشكالات و نواقص‌اش چيست؟ چگونه بايد رفع شود؟ فرهنگ موجود كدامست؟كندي‌ها و معارضاتش كجاست؟مجموعه‌اي لازم است كه اينها را تصوير كند.» (مقام معظم رهبري 1383)

ضرورت مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، مهندسي فرهنگي را جزو تکاليف مسئولان نظام جمهوري اسلامي مي دانند؛
« با توجه به اهميت حقيقتي كه نامش فرهنگ جامعه است و با توجه به اين كه اگر اين مجموعه بناي فرهنگي را مهندسي و از آن حراست و حفاظت نكنيم، عوامل گوناگون تأثيرگذار در فرهنگ، قسم نخورده‌اند كه چون ما كاري نمي‌كنيم. آنها هم كاري نكنند. نه، آنها اثر خودشان را مي‌گذارند و كار خودشان را مي‌كنند. تكليف ما به عنوان مسئولان نظام جمهوري اسلامي چيست؟
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است يعني مشخص كنيم كه ....... بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد.» (مقام معظم رهبري 1383)
مقام معظم رهبري، مهندسي فرهنگي را در تصميمات کلان کشور موثر مي دانند:
«فرهنگ به عنوان جهت‌دهنده به تصميمات كلان كشور - حتي تصميم‌هاي اقتصادي،سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما مي‌خواهيم ساختمان بسازيم وشهرسازي كنيم در واقع با اين كار داريم فرهنگي را ترويج مي‌كنيم يا توليد مي‌كنيم يااشاعه مي‌دهيم.» (مقام معظم رهبري 1381)
ايشان، فرهنگ را روح تمام فعاليت هاي جامعه مي دانند و بر مهندسي فرهنگي در تمام ابعاد آن تاکيد دارند:
« فرهنگ مثل روحي است كه در كالبد همة فعاليت‌هاي گوناگون كشورحضور و جريان دارد. فرهنگي كه بايد در توليد، خدمات،ساختمان‌سازي، كشاورزي، صنعت، سياست خارجي و تصميمات امنيتي رعايت شود و حدود را معين و جهت را مشخص كند. چيست؟اين بايد در اين جا معين شود.» (مقام معظم رهبري 1381)
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، فرهنگ را مهمترين عامل دستيابي به آرمان اصلي ملت ايران مي دانند:« آرمان اصلي ملت ايران رسيدن به جامعه اي رشيد، موحد، پرنشاط، پراميد، عدالت طلب، داراي اعتماد به نفس، پركار، پيشرو، پيشرفته، داراي توكل و برخوردار از روح ايثار و گذشت است و «فرهنگ» مهمترين عامل دستيابي به اين هدف والاست.» ( مقام معظم رهبري 1386)
« عاملي كه يك ملت را به ركود و خمودي، يا تحرك و ايستادگي، يا صبر و حوصله يا پرخاشگري و بي‌حوصلگي يا اظهار ذلت در مقابل ديگران. يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران به تحرك و فعاليت توليدي يا به بيگارگي و خمودي تحريك مي‌كند. فرهنگ ملي است.فرهنگ - با همين تعريف ويژه - محصول تعريف جمعي از يك جامعه است و خودش موثر در همه حركات و تحولات و تشكيل‌دهنده هويت يك جامعه است.» (مقام معظم رهبري 1383)

ابعاد مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، ابعاد مهندسي فرهنگي را در زمينه هاي فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي، فرهنگ سازماني تعريف مي کنند؛
« فرهنگ يك سيستم است و داراي انواع و اجزائي است و مهندسي فرهنگ به عنوان يك مهندسي سيستم بايد انجام پذيرد.فرهنگ يك جامعه، اساس هويت آن جامعه است.فرهنگ كه مي‌گوئيم اعم از:مظاهر فرهنگي - مانند زبان و خط و امثال اينها و آنچه باطن و اصل تشكيل‌دهنده پيكرة فرهنگ ملي است مثل: عقايد، آداب اجتماعي، مواريث ملي، خصلت‌هاي بومي و قومي اينها اركان و مصالح تشكيل‌دهنده فرهنگ يك ملت است فرهنگ داراي انواعي است و در مهندسي فرهنگ همه اين انواع فرهنگ بايد مهندسي شوند.انواع فرهنگ عبارتند از: فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي، فرهنگ سازماني فرهنگ ملي.» (مقام معظم رهبري 1383)
مقام معظم رهبري، با اشاره به تأثيرگذاري عميق فرهنگ در ابعاد مختلف جامعه و كشور ، ابعاد مهندسي فرهنگي را در تمام زمينه هاي فردي و اجتماعي مي دانند:« فرهنگ عمومي علاوه بر رفتارهاي فردي و اجتماعي در تصميم سازيها و تصميم گيريهاي حكومتي نيز كاملاً مؤثر است و به همين علت بايد آن را به شكلي صحيح، تبيين و پيگيري كرد.» ( مقام معظم رهبري 1386)

مباني و معيارهاي مهندسي فرهنگي
رهبر معظم انقلاب در درجه  اول تعيين «مهندسي فرهنگ» را براي اجراي «مهندسي فرهنگي» ضروري مي دانند؛« براي "مهندسي فرهنگي كشور" بايد فرهنگ مهندسي شده‌اي كه بر اساس آن مي‌خواهد كشور مهندسي شود معين گردد. بنابراين جايگاهي كه وظيفه مهندسي فرهنگي كشور را بر عهده دارد بايد نخست مهندسي فرهنگ انجام دهد.» (مقام معظم رهبري 1381)
مقام معظم رهبري، نگاه معقول اسلامي را ملاک «مهندسي فرهنگي» مي دانند؛
« ما نمي‌خواهيم با نگاه افراطي به مقوله فرهنگ نگاه كنيم. بايستي نگاه معقول اسلامي را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطي كه معارف و الگوهاي اسلامي به ما نشان مي‌دهد تنظيم كرد. برخورد افراطي از دو سو امكان‌پذير است و تصور مي‌شود:
يكي از اين طرف كه مقوله فرهنگ را مقوله‌يي غيرقابل اداره و غير قابل مديريت بدانيم مقوله‌يي رها و خود رو كه نبايد سر به سرش گذاشت و وارد آن شد.
متأسفانه اين تفكر در جاهايي است وعده‌يي طرفدار رها كردن و بي‌اعتنايي و بي‌نظارتي در امر فرهنگ هستند. اين تفكر، تفكر درستي نيست و افراطي است.
در مقابل، تفكر افراطي ديگري وجود دارد كه آن سختگيري خشن و نظارت كنترل‌آميز بسيار دقيق است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است.
نه مي‌شود فرهنگ را در جامعه رها كرد كه هر چه پيش آمد، پيش بيايد نه مي‌شود آن طور سختگيري‌هاي غلطي را كه نه ممكن است و نه مفيد، الگو قرار داد.» (مقام معظم رهبري 1382)
رهبر معظم انقلاب اسلامي، اهداف عمومي ملت مسلمان و انقلابي ايران را مباني و معيارهاي مهندسي فرهنگي جهت دستيابي به جامعه آرماني مي دانند: « بايد ضمن پرهيز از بحثهاي صرفاً نظري و ذهني، به تطبيق وضع فرهنگي موجود با وضع مطلوب و آرماني پرداخت و با مشخص كردن عيبها و مشكلات و بررسي علل و عوامل آنها، به برنامه ريزي زمانبندي شده براي رفع مشكلات و دستيابي به اهداف و آرمانها، همت گماشت.» ( مقام معظم رهبري 1386)
مقام معظم رهبري همچنين تحقق عدالت اجتماعي در جامعه را از ديگر مباني و معيارهاي مهندسي فرهنگي مي دانند: «بايد فعاليتهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي زمينه ساز تحقق عدالت اجتماعي، رفتارهاي صحيح فردي و اجتماعي و دين باوري در جامعه و كشور شود.» ( مقام معظم رهبري 1386)

اهداف مثبت مهندسي فرهنگي حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي،‌افزايش نشاط كار و ابتكار، ارتقاء اعتماد به نفس فردي و ملي، افزايش اميد، مصرف صحيح و تقويت گرايش به كالاهاي ساخت داخلي، توجه بيشتر به نشانه ها و آثار «اسلامي، ايراني و انقلابي» در معماري عمومي كشور و افزايش خطرپذيري و شجاعت اقدام را از جمله اهداف مثبت مهندسي فرهنگي مي خوانند و بر اين نکته تاکيد دارند که «زمينه دستيابي به اين اهداف در جامعه وجود دارد و تحقق آنها،‌مستلزم تبيين مهندسي فرهنگي، برنامه ريزي و تلاش بيشتر است.» ( مقام معظم رهبري 1386)

توصيه هاي مقام معظم رهبري براي اجراي هر چه بهتر مهندسي فرهنگي 
توصيه اول رهبر معظم انقلاب اسلامي، براي اجراي مهندسي فرهنگي در کشور، تعيين يک متولي و مرکز براي انجام اين کار خطير مي باشد که ايشان اين وظيفه خطير را از شورايعالي انقلاب فرهنگي انتظار دارند؛
« يك متولي و يك مركز مي‌خواهد تا از يك طرف(فرهنگ را) مهندسي كند.يعني با يك فكر كلان،با يك نگاه برتر و بالاتر از همة جريانهاي فرهنگي در داخل كشورببيند حقيقت فرهنگي و عنصر فرهنگي چگونه و با چه كيفيتي بايد باشد.به كدام سمت بايد برود (فرهنگ هدف كدامست؟) كجاهايش ايراد دارد(فرهنگ موجود كدامست؟
اشكالات و نواقص‌اش چيست؟كندي‌ها و عارضاتش كجاست؟مجموعه‌اي لازم است كه اينها را تصور كند.يك متولي و يك مركز مي‌خواهد كه با يك فكر كلان، با يك نگاه برتر و بالاتر از همه جريانهاي فرهنگي در داخل كشور، ببيند حقيقت فرهنگي و عنصر فرهنگي كجاهايش ايراد دارد.» (مقام معظم رهبري 1383)
توصيه دوم رهبر معظم انقلاب اسلامي براي اجراي هر چه بهتر مهندسي فرهنگي، نقش دلسوزانه حکومت در اجراي مهندسي فرهنگي در جامعه است ؛
« در مقوله فرهنگ، رفتار حكومت بايد دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد. باغبان به هنگام، نهال مي‌كارد به هنگام، آبياري مي‌كند به هنگام، هرس مي‌كند به هنگام، سمپاشي مي‌كند به هنگام ، هم ميوه‌چيني بايد فضاي فرهنگي كشور را باغباني كرد .براي باغ با فنون مهندسي كشاورزي، نقشه مهندسي تهييه ، يعني مسئولانه و با دقت اين مقوله را دنبال كرد.» (مقام معظم رهبري 1382)
« دولت و مجموعة ‌حكومت نمي‌تواند خود را از اين موضوع بركنار بدارد و بگويد بالاخره فرهنگي وجود دارد و مردم به چيزي فكر مي‌كنند. نه، ما مسئوليت داريم اين فرهنگ را بشناسيم، اگر ناصواب است، آن را تصحيح كنيم. اگر ضعيف است، آن را تقويت كنيم، اگر در آن نفوذي هست، دست نفوذي را قطع كنيم.» (مقام معظم رهبري 1381)
 « آنچه در مقوله فرهنگ بر عهده حكومت است، عبارت است از نظارت هوشمندانه، متفكرانه، آگاهانه، مراقبت از هرزروي نيروها و هرزرويي علف هرزه ها، هدايت جامعه به سمت درست، كمك به رشد و ترقي فرهنگي افراد جامعه.»(مقام معظم رهبري 1382)
« در قبال هجمه‌اي كه امروزوجود دارد، نمي‌شود بيكار نشست و نظارت را از دست داد. بايستي با دقت مراقب رفتار و حركت فرهنگي جامعه بود و براي آن برنامه‌ريزي كرد.اين يكي از مهمترين وظايف حكومت است وحق بزرگي است كه مردم بر گردن حكومت دارند.»  (مقام معظم رهبري 1382)
توصيه سوم رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره «حدود مهندسي فرهنگي» است؛ «ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم، كه به هرج‌ و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيري شديد، اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامه‌ريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم.» (مقام معظم رهبري 1382)
«نمي‌شود ما ميدان را رها كنيم تا ديگران هر كاري كه مي‌خواهند، بكنند. امروز همان كساني كه ادعاي آزادي مي‌كنند و دم از ليبرال بودن مي‌زنند، پيچيده‌ترين و دقيق‌ترين و ظريفترين شيوة كنترل را بر روي فرهنگ كشورهاي خودشان، بلكه سراسر دنيا، اعمال مي‌كنند و سعي دارند كه فرهنگ خود را به كشورهاي ديگر منتقل و تزريق كنند.» (مقام معظم رهبري 1382)
توصيه چهارم رهبر معظم انقلاب براي اجراي مهندسي فرهنگي، بهره بردن از عوامل تاثيرگذار در فرهنگ است؛ « فرهنگ يك ملت را مي‌شود با عوامل تأثيرگذار به تدريج عوض كرد. يك ملت از لحاظ فرهنگي عزيز را تبديل كرد به يك ملت توسري خور و ضعيف، متقابلاً يك ملت تنبل را مي‌شود تبديل كرد به يك ملت زرنگ. اين رنگ ثابت لايزالي و لايزولي نيست.» (مقام معظم رهبري 1383)
توصيه پنجم  مقام معظم رهبري، در اجراي مهندسي فرهنگي، ميدان دادن به اراده هاست؛
« فرهنگ ملي را مي‌شود به مرور در طول زمان تغيير داد،يعني مثل كوه‌هاي عالم كه در قرن‌هاي متمادي جابه‌جا نمي‌شوند، جزو ثوابت نيست مجموعه‌اي لازم است كه اينها را( مشخص كنيم كه فرهنگ چگونه بايد باشد ، اشكالات و نواقص اش چيست و چگونه بايد رفع شود، كندي ها و معارضاتش كجاست ) تصوير كنند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشند.نمي‌گويم به طور كامل كنترل كنند، چون كنترل فرهنگ به صورت كامل نه ممكن است و نه جايز. اصلاً رشد فرهنگي با ابتكار و آزادگي و آزادي و ميدان دادن به اراده‌هاست. در اين ترديدي نيست. منتهاهواي كاررابايدداشت.» (مقام معظم رهبري 1383)
توصيه ششم رهبري بر شناخت نقاط ضعف در زمينه فرهنگي و تقويت اين نقاط و بهره جستن از نقاط قوت فرهنگي جامعه است؛ « فرهنگ به عنوان شكل‌دهندة به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. انديشيدن و تصميم‌گيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آنها حاكم است.در داخل كشور، چيزهايي كه در فرهنگ عمومي، ضعيف است، يا جايش كم است، كدام است؟ يكي از آنها انضباط است ديگري اعتماد به نفس ملي واعتزاز ملي است مورد بعدي، قانون‌پذيري است.مقوله بعدي، تدين و دين‌باوري است.
موارد ديگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگي، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است.
بنده با مد خيلي موافقم، جزو آدمهايي هستم كه به مد گرايش دارم، اما مدي كه از داخل جوشيده باشد- چون مد يعني ابتكار و نوآوري - نه چيزي كه از بيرون بيايد. مد آرايش مو و لباس و حرف زدن ما همه‌اش دارد از بيرون مي‌آيد.» (مقام معظم رهبري 1381)
توصيه هفتم رهبر معظم انقلاب در مهندسي فرهنگي، تاکيد ايشان بر ارايه يک «الگوي لباس» براي تعيين «فرهنگ لباس» در جامعه است؛
« يكي از موارد فرهنگ عمومي، فرهنگ لباس است. وقتي بنده خودم در اين شورا بودم، شورا وزير محترم آن وقت را - كه جناب آقاي خاتمي بودند - موظف كرد تا الگوي لباس بياورد. ايشان رفتند زحماتي كشيدند. اما به جايي نرسيد. من نمي گويم آقايان حتماً كت و شلوار را بكنند و همان لباسهاي پيشنهادي را بپوشند، اما بگذاريد ما لباسي داشته باشيم كه بگوييم ايراني است در موزه‌ها آن را نگه داريم و مال زمان هخامنشيان و ساسانيان و سلجوقيان هم نباشد. باب امروز باشد.» (مقام معظم رهبري 1381)
توصيه هشتم مقام معظم رهبري، در اجراي مهندسي فرهنگي، اعلام مواضع شفاف در ابعاد مختلف فرهنگ جامعه از سوي مسئولان ذيربط مي باشد؛
« بالاخره جايي بايد موضع خود را دربارة اينها (فرهنگ ازدواج و فرهنگ خانواده، فرهنگ لباس و الگوي مصرف و ... در فرهنگ عمومي) معين كند. حتي اگر بگويد من الان وقت ندارم و اولويتم تعيين لباس ملي نيست.خيلي خوب، معلوم بشود كه ما تا پنج سال يا ده سال اين اولويت را نداريم و مي‌خواهيم آن را كنار بگذاريم.ليكن بالاخره اين انبار مجموعه فرهنگي صاحبي داشته باشد.» (مقام معظم رهبري 1381)

نکته پاياني:
نويسنده بر اين اعتقاد است که فرهنگ روح حاکم در جامعه است و بايد جهت گيري هاي اصلي در تمام فعاليت ها بر اساس فرهنگ آن جامعه شکل گيرد. در نظام جمهوري اسلامي ايران نيز که با انقلابي شکوهمند روي کار آمده است بايد ادبيات انقلاب را در مهندسي فرهنگي مدنظر قرار داد و اميد، شجاعت، آرمان خواهي، همبستگي ملي، پيوستگي با نظام اسلامي را در مهندسي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران تقويت نمود.
به اعتقاد نويسنده، مهندسي فرهنگي، يعني به کارگيري همه عناصر در رسيدن به اهداف فرهنگي جامعه است که آرمان هاي اصلي يک ملت را رقم مي زند و در مورد ملت مسلمان ايران، اگر بخواهيم مهندسي فرهنگي اجرا شود، بايد فرهنگ جامعه را در همه عرصه ها تقويت کنيم و روح قرآني را در اين مسايل حاکم سازيم و بر اساس آموزه هاي ديني و باورهاي ملي در حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي گام برداريم تا به اهداف اصلي مهندسي فرهنگي که همانا رسيدن به قله هاي افتخار و پيشرفت براي ايران اسلامي است، نايل گرديم.
به نظر نويسنده، حال که زمينه براي مهندسي فرهنگي در کشور مهيا شده است و مقام معظم رهبري بر اجراي آن تاکيد فراوان دارند، بايد اولاً: هماهنگي بيشتري بين دستگاهها و نهادهاي فرهنگي که در اجراي مهندسي فرهنگي دخيل هستند، صورت پذيرد تا با هماهنگي بيشتر اين دستگاههاي اجرايي، سياست هاي کلان فرهنگي جامعه در قالب مهندسي فرهنگي اجرا شود.
ثانياً: در اجراي مهندسي فرهنگي کشور از دانشمندان و کارگروه هاي کارشناس فرهيخته و انديشمند استفاده شود تا با ارايه راهبردها و مصوبات براي حاکميت فرهنگي اسلامي بر لايه هاي اجتماعي و رفتار اجتماعي ايران اسلامي تلاش کافي صورت پذيرد.
ثالثاً: چنان که مقام معظم رهبري هم بر حرکت هوشمندانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تاکيد کرده اند، اين شورا بايد با حرکت هوشمندانه، جامع و معطوف به عمل جايگاه واقعي خود را به عنوان مهمترين مجري مهندسي فرهنگي در نظام جمهوري اسلامي پيدا کند.

منبع : گروه مشاوران جوان

گرمای جهنم یا گرمای چادر ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

.... بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ ...

                                                          امام خامنه ای ( مد ظله العالی )

افتخارم چادریست که سیاهیش چشم آدم های هرز را می زند!
و این بهترین انگیزه ایه که  دیگه به گرمای زیر چادر و پختن فکر نکنم!

که گرمای زیر چادر رو به گرمای جهنم ترجیح دهم!

  + لذت می برم از اینکه خدا مشتری من است!

منبع : آسمونی 313

حجاب، آخرین سنگر حیاء

اولین و شاید عمومی‌ترین ادعایی که در حوزه حجاب مطرح می‌شود این است که حجاب با عفت و حیا متفاوت است و باید برای تقویت و ترویج عفاف و حیا تلاش نمود و نه حجاب! افراد زیادی هستند که حجاب دارند ولی عفاف و حیا ندارند! و بر عکس افراد زیادی هستند که حجاب درستی ندارند ولی دل پاک و عفیفی دارند!

شاید این نوع استدلال را بتوان مهم‌ترین چالش برای ترویج و تقویت حجاب دانست. آنجا که حجاب به عنوان یک امر ظاهری و جدای از اخلاق و حیا تعریف می‌شود.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که رابطه‌ بین حجاب و حیا چیست؟

آیا می‌توان ادعای عفاف و حیا داشتن را بدون رعایت حجاب پذیرفت؟

حیاء، حالت انکسار و انفعال روح در برابر با عملِ قبیح و زشت است(۱). اگر خدای نکرده عمل زشتی از انسان سر بزند و کسی که آن عمل را ببیند، شاهدی بیرونی و غیر قابل مشاهده باشد و بعد از آن، انسان به دلیل حیاء از آن شاهد، منفعل شود و از آن کار دست بکشد، این حیاء را می‌توان با ارزش‏ترین حیاء دانست. یعنی حیاء نسبت به کسی که من، نه او را و نه دیدن او را، می‏بینم، ولی می‌دانم که او بر احوال من آگاه است و مرا می‏بیند. در این حالت، به همین دلیل که درک کرده‏ام آن شاهد بیرونی، بر اعمال من آگاهی دارد، مرتکب خلاف و عمل زشت نمی‏شوم.

در روایتی از امیرالمومنین علی(علیه‏السّلام) داریم: «اَفضَلُ الحَیاء اِستِحیاؤکَ مِنَ الله»(۲) با فضیلت‏ترین و ارزشمند‏ترین حیاء این است که انسان از خدا خجالت بکشد. یعنی خجالت کشیدن از آن رفتاری که خدا آن را زشت می‌داند و آن را ترک کنم.

حیاء از نفس، آنجایی است که انسان از شاهدی درونی که غیر مشهود است حیاء می‏کند یعنی انسان، هنوز انسانیّت داشته و عقل عملی‏اش کار می‏کند. هنوز قوای حیوانی و شهوانی نتوانسته آن ودیعه الهی را که در انسان نهاده است، محو کند. هنوز عقل عملی وجود دارد، به طوری که مانع ارتکاب اعمال زشت می‏شود.

بدین معنا، از خودم خجالت می‏کشم. اینجا دیگر صحبت از خدا نیست. چون من شهود نفسم را نسبت به اعمالم، درک می‏کنم و می‏دانم که او همیشه همراه من است و جدای از من نیست، خجالت می‏کشم و شرم می‏کنم. یعنی هنوز عقل عملی که زیبایی و زشتی را درک می‏کند، سرجای خودش هست. هنوز انسان هستم و مسخ نشده‌ام.

علی(علیه‏السّلام) فرمودند: «اَحسَنُ الحَیاء اِستِحیاؤکَ مِن نَفسِک»(۳) زیباترین حیاها آن حیائی است که از پیش خود و درون خود حیاء کنی.

علی(علیه‏السّلام) در یک روایت دیگر فرمودند: «مِن تَمامِ المُرُوَّه أَن تَستَحیی مِن نَفسِک»(۴) تمام مروّت این است که از خودت حیاء کنی. گاهی از مروّت به «جوان‏مردی» تعبیر می‌شود و می‏گوییم: مروّت، همان جوان‏مردی است که یکی از خصلت‏های انسانی است. به حیوان نمی‏شود گفت «جوان‏مرد»!. پس با این توضیح، کسی که از خودش حیاء می‏کند، هنوز خصلت انسانیّت خود را از دست نداده است.

اما حیائی که از دیگر اقسام حیاء، کاربرد بیشتری در جامعه دارد، حیاء از مردم است. چرا؟

چون اینجا، دیگر بحث شاهدی است که قابل مشاهده است و من هم دارم او را می‏بینم که او مرا می‏بیند. یعنی من دیدن خودم توسط دیگران را می‌بینم. از اینرو مثل اقسام دیگر نیست.

از نظر درجه‏بندی، ابتدایی‏‏ترین اقسام حیاء همین نوع حیاء است. یعنی ابتدایی‏تری اقسام حیاء، حیاء از مردم است و انتهای‏ترین آن، حیاء از خدا است. از طرفی زیربنای حیاء در انسان، حیاء از مردم است که اگر این حیاء باشد، بقیه می‏تواند دانه‏دانه در درون انسان شکل بگیرد و رشد یابد. اگر در انسانی، حیاء از مردم نباشد دیگر از هیچ‏یک از این اقسام حیاء، خبری نیست. نه حیاء از اولیاءالله دارد، نه حیاء از ملائکه دارد، نه حیاء از نفس دارد و نه حیای از خدا؛ هیچ حیاء دیگری ندارد.

امام حسن عسکری می‏فرمایند: «مَنْ لَمْ يَتَّقِ وُجُوهَ النَّاسِ لَمْ يَتَّقِ اللَّهَ»(۵) اگر کسی از مردمی که دارند او را می‏بینند پرهیز نداشته باشد، دیگر پرهیز از خدا ندارد. چون او، مردم را با همین چشم می‏بیند که آنها دارند کارهایش را می‏بینند؛ اما وقتی از آنها حیا نمی‏کند آیا از خدایی که با این چشم سر دیده نمی‏شود حیاء می‏کند؟! وقتی که ملاحظه این را نمی‏کند، ملاحظه خدا نکردن، برایش سهل است.

علی(علیه‏السّلام) فرمود: «مَن لَم یَستَحیِ مِنَ الناس لَم یَستَحیِ مِنَ الله»(۶) خیلی روشن است؛ هر کس که از مردم خجالت نکشد، از خدا خجالت نمی‏کشد.

جمله‏ای در عرف هست که می‏گوییم: حیاء به چشم است. مثلاً می‏گویند فلانی باحیاء بود چون وقتی ما می‏رفتیم و می‏آمدیم، سرش را پائین می‏آورد و چشم و نگاهش را به زمین می‏انداخت. این مطلب از روایات گرفته شده است. روایتی از امام باقر علیه‏السّلام است که حضرت به خادم خود مُیَسِّر فرمود: «یَا مُيَسِّرُ إِذَا طَلَبْتَ حَاجَةً فَلَا تَطْلُبْهَا بِاللَّيْلِ وَ اطْلُبْهَا بِالنَّهَارِ فَإِنَّ الْحَيَاءَ فِي الْوَجْه‏»(۷) اگر خواسته‏ای از کسی داشتی شب به او مراجعه نکن، کارت را در روز انجام بده! چون حیاء در چهره است.

حیاء، پوششی برای روح است و بی‏حیائی، پرده‏دری است. زیربنایی‌ترین نوع حیاء، همین حیاء از مردم است و دیگر اقسام حیاء از اینجا شروع می‏شود و پرورش می‌یابد. این حیاء مربوط به روابط اجتماعی موجود در سطح جامعه است. حال اگر بنا شود این حیاء از بین برود، دیگر اقسام حیاء هم در جامعه از بین رفته و حتی زمینه پیدایش هم پیدا نمی‏کنند.

از اینرو یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‏حیائی است، یعنی مشکل اصلی ما در سطح جامعه «پرده‏دری» است. این است که در اسلام، امر به معروف و نهی از منکر از اهمِّ واجبات است، برای این است که اسلام می‏خواهد در جامعه پرده‏دری رواج پیدا نکند. چون اگر این پرده حیاء در سطح جامعه شکسته شود، دیگر کسی از دیگری خجالت نمی‌کشد. وقتی که بنا شد من از تو خجالت نکشم، آیا از خدا در انجام احکام شرعیّه خجالت می‏کشم؟ این‏که در اسلام این همه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده‌است.

اگر این پرده در سطح جامعه دریده شود، جامعه‏ای درست می‏شود که هر روز به سمت حیوانیت می‏رود و دیگر انسانیّت تمام می‏شود. نه الهیّت، بلکه حتّی انسانیّت هم از چنین جامعه‏ای می‏رود. دیگر کسی قُبح سرش نمی‏شود.

لذا دشمنان اسلام هم خوب فهمیده‏اند که راه ضربه زدن به جامعه اسلامی ترویج بی‏حیائی است. اگر این اتفاق بیافتد آنها به اهداف خود رسیده‏اند. آنجا دیگر دشمن با انسان رو‏به‏رو نیست که بخواهد با آنها بجنگد. بلکه با مجموعه‌ای حیوان، طرف است و کارش بسیار راحت است. چون افراد بی‏حیاء جامعه، دیگر انسان نیستند که بخواهند از دینشان دفاع کنند.

کسی از دین و انسانیت دفاع می‏کند که پرده‏ای از حیاء از خدا داشته باشد. وقتی مردم از همدیگر خجالت نکشیدند و مثلِ حیوانات زندگی داشتند، دشمن به راحتی می‏تواند بر آن جامعه احاطه پیدا کنند. در این جامعه دیگر خبری از غیرتمندی هم نیست. چون کسی غیرت دارد که حیاء داشته باشد. چنین افرادی نه غیرت دینی دارند، نه غیرت انسانی و نه حیاء الهی.

اگر بی‌حیائی ترویج پیدا کند، دیگر جامعه، انسانی نخواهد بود. بی‏تفاوتی، زمینه‏سازِ پرده‏دری است و نهی از منکر، پرده‏داری است. اینکه من وقتی کار زشت را می‏بینم باید جلویش را بگیرم، برای این است که در جامعه پرده‏داری و پیش‏گیری شود. از اینرو بدون وجود حجاب ظاهری که پرده حیاء مردم از یکدیگر است، نمی‌توان به رشد حیاء از خدا و کمال معنوی جامعه فکر کرد.


۱- درس اخلاق و معارف اسلامی حاج آقا مجتبی تهرانی (+)

۲- غررالحکم، ص 257

۳- همان

۴- غررالحکم، ص 236

۵- بحارالأنوار، ج 68، ص 336

۶-  غررالحکم، ص 257

 ۷- مستدرك‏الوسائل، ج 8، ص 461

منبع : حیات باطنی

زندگی می کنم، با چادر!

دقت که کرده باشی، چادر خودش همه را غربال می کند.
شده است وسیله ی محک بسیاری از دختران و زنان سرزمین من.

بچه تر که بودیم، وقت بازی که میشد، پارک که می رفتیم، مسابقه که می گذاشتیم، کوه که می رفتیم، ... مدام باید در کلنجار بودی ، هم با خودت و هم با دیگران.
که وقتی دخترکان همسن و سالت چادر از سر بر می دارند - به راحتی - و مشغول بازی می شوند، تو هم می خواهی بازی کنی، اما با چادر.
چادری که اصلا دوست نداری از سر درش بیاوری و این در حالیست که مورد شماتت یا سرزنش بزرگتر و کوچکتر قرار می گیری که : "وقت بازی چادرت رو دربیار، چه طوری می تونی با چادر بازی کنی؟"

دبیرستانی که شدیم، مهمانی هایی که باید کمک می کردیم به بزرگتر ها، سینما که می خواستیم برویم، کوه که می رفتیم، ... مدام باید در کلنجار می بودی، با خودت و با دیگران.
که "مگه با چادر می تونی سفره پهن کنی و کمک کنی؟ "  یا "مگه با چادر می تونی ظرف بشوری؟" و "سینما می خوای با چادر بیای؟ ضایع است بابا. اونجا کسی اینجوری نمیره"
"با چادر می خوای بری کوه؟؟؟ می افتی نمیتونی خودتو کنترل کنیا" و...
چادری که حتی به بهانه ی یک ساعت کار و فیلم و کوه نوردی هم حاضر نبودی درش بیاوری. چرا که در صورت نبودش، حس نبود چیزی و سنگینی نگاه های ناسالم دیگران شدیدا احاطه ات می کرد... انگار باید در برابر این نگاه ها چیزی میداشتی که الان نداری و قرار است سنگینی نگاه هایشان کم کم شانه ات را خم کند...

به دانشگاه که رفتیم، وسایلی که باید مدام دستمان می گرفتیم، کلاس ها و... و البته بهتر بگویم، جو دانشگاه ... مدام تو را به کلنجاری دوباره سوق می داد. کلنجاری با خودت و با دیگران.
باید می دیدی دختران جوانی را که روز اول با چادر می آیند و یک ماه بعد کم کم چادر از سرشان می افتد.
باید می دیدی، به اجبار، دخترانی را که تا در دانشگاه از ترس ... (هرچیزی یا کسی) چادر سر می کنند و دم در، سریع چادر را از سر درآورده ، تا می کنند و وارد محوطه می شوند.
باید می دیدی دختران چادری ناراضی از چادر سر کردنشان را...
باید می دیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبود هایی که حس می کنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند.
و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش می داری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفته ای و آمده ای تا صرفا درس بخوانی و فعالیت کنی، ... و به خاطر خودت که پسران دانشگاهتان ، تو را با عروسک های مد روز دانشگاه اشتباه نگیرند که بخواهند با هر بهانه ای نزدیکت شوند...
و تو همچنان دوست داری درس بخوانی، کلاس بروی، طراحی کنی، کارگاه شرکت کنی، اردو بروی ، ... و زندگی کنی، با چادر!

ازدواج که کردیم، مهمانی هایی که باید  به اجبار، خودمان را به عنوان تازه عروس زیبای رویایی فرض می کردیم تا در خانواده همسرمان، ناچارا بدرخشیم، رقابت هایی که با دختران و زنان دیگر ایجاد می شد و ما نا خواسته وسط ماجرا بودیم، سفرهایی که با فامیل می رفتیم، تولد ها و میهمانی هایی که شرکتمان در آنها اجباری بود، همه جا و همیشه باید مدام در کلنجار می بودی، هم با خودت و هم با دیگران.
که تو هنوز دوست داری چادر حریم تو باشد با نامحرم حتی اگر این نامحرم، فامیل باشد، که تو هنوز دوست داری چادر چتر حفاظ تو باشد از نگاه های گاه و بیگاه نامحرمانی که در اطرافت حضور دارند، که تو هنوز چادر سر کردنت را دوست داری چه مشکی اش باشد و چه رنگی که هر دفعه قرار است با رنگ لباس ها و روسری ات ست شود...
اما باید تحمل کنی وقتی می شنوی "چادر اذیتت نمی کنه؟"
در حالی که تو دوست داری هنوز هم مهربان باشی و باعث اذیت دیگران نشوی، گرچه چادر تو را هم اذیت نمی کند. بلکه مهربان ترت می کند تا زنان دیگر در حضور تو آرامش داشته باشند همسرشان توجهش جلب نمی شود... اما با این همه؛
باید تحمل کنی وقتی می بینی دختران و زنان فامیل، گاه و بیگاه، با بهانه و بی بهانه، با کمال بی تفاوتی به دیگران و در اوج نامهربانی، چادر از سر در می آورند ، تا مثلا زیبایی هایشان مخفی نماند (حالا برای چه کسی معلوم نیست)
باید تحمل کنی حرف های زنان و دخترانی را که مدام شکایت دارند "اگر شوهرم چیزی نگه، میخوام چادرم رو بردارم. چادر به نظر من چیز اضافی ایه"

باید تحمل کنی ، وقتی تو چادر را دوست داری و با بودنش آرام می شوی،و البته مهربان تر... ... حتی اگر تنها مونث چادری کل مهمانی فامیلی تان یا جمع حاضر باشی...

منبع : قالب نگاه من

مشکی رنگِ ...

وقتی مشکی مد باشه خوبه

وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه

وقتی رنگ عشقه خوبه!

وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه!

وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد

بد شد!

افسردگی می آورد!

دنبال حدیث و روایت  می گردند

که رنگ مشکی مکروهه!

مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

 

 

دوست دارم چادر مد شود

مشکی رنگ عشق باشد

عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه

غیرت نم دیده مردان یا حیای بر باد رفته زنان

وقتی قرار است که طرحی یا هدفی اجرایی گردد باید همه جوانب آن در نظر گرفته شود، مسأله ای که این روزها به عنوان تب جامعه می توان از آن یاد کرد، مسأله اجرایی شدن طرح امنیت اجتماعی با رویکرد برخورد با بدحجابی و بی حجابی می باشد، اما در این رویکرد سه مسأله بسیار حائز اهمیت است و جای تأمل دارد.

اولین مسأله، مسأله حجاب مردان است! قرآن در آیه سی و یکم سوره مبارکه نور می فرماید: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»؛ به مردان با ایمان بگو دیده، فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند، آگاه است.

... .

منبع

ادامه نوشته

بله! «تحریک جنسی» قطعا در ارتکاب هر جنایتی موثراست!

حتما حادثه تلخ تجاوز گروهی؛ به نوامیس مردم  در باغات اطراف خمینی شهر اصفهان  را مطلعید! این واقعه دردناک؛ عواطف عمومی در کل کشور را جریحه دار کرد و نقد و نظرهای مختلفی را پیرامون آن بر انگیخت!


در اظهار نظرهای اولیه از ارگانهای ذی ربط؛ اثر مخرب ماهواره و تحریک جنسی متهمان توسط قربانیان به عنوان زمینه های ارتکاب جرم بیان شد!


در واقع شاید این حرف را اینگونه باید بیان کرد:

... .


منبع

ادامه نوشته