پیام تبریک عید نیمه شعبان

کاش می شد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
میلاد نور پیشاپیش مبارک

در کودکی خوانده بودیم" آن مرد درباران آمد"؛ غافل ازاینکه تاآن مردنیاید، باران نمی بارد

هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به سینه بی قرار است
هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که جمعه آید روزی ... و این پایان خوب انتظار است

مهدی جان!
سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم
فرج اقا صلوات

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

چه جمعه هاکه یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضهاکه در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته نه؛ ولی برایعده ایچه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شدنیامدی

عزیز دیدنت را بهانه بسیار داریم اما بها نه
کلاس اول خواندیم " آن مرد در باران آمد " ...
اکنون می فهمیم تا آن مرد نیاید باران نخواهد آمد ...

خدایا !
آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ...

مهدی جان !
روا بود که گریبان ز حجر تو پاره کنم ...
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم ...

تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد
دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...
دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی

یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

بی تو ای صاحب زمان
بی قرارم هر زمان
از غم هجر تو من دلخسته ام
همچو مرغی بال و پر بشکسته ام

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد

اگر تو نیایی سیلی ظالمان همیشه بر گونه مظلومان می خورد و صدای ظالم همه جا به گوش می رسد ...

کامل بتاب و رخ بنما ...
اگر تو یاری کنی جسمم آرام می گیرد...
پس فکری برای دل بی تابم کن ...

فقط توئی که می توانی داد عدالت سر دهی ... چون تو زاییده حقی ...

به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...

اللهم عجل لولیک الفرج

سالروز ولادت جوانه رشید کربلا..

بسم الله الرحمن الرحیم

از دامان لیلا گلى بر آمد
شبیه حضرت پیغمبر آمد
نور دل زینب اطهرآمد
لشکر کربلا را افسر آمد

۱۱ شعبان سالروز ولادت حضرت علی اکبر حسین علیه السلام بر دلدادگان و شیفتگان اهل بیت ع مبارک..

 پیامبر اکرم-ص:
خداوند جوانی را که جوانی خویش را در راه اطاعت خدای تعالی بگذراند، دوست دارد.

خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند
به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه
بسان کاه زهر باد جابجا نشوند..

روز جوان مبارک

گرمای جهنم یا گرمای چادر ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

.... بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ ...

                                                          امام خامنه ای ( مد ظله العالی )

افتخارم چادریست که سیاهیش چشم آدم های هرز را می زند!
و این بهترین انگیزه ایه که  دیگه به گرمای زیر چادر و پختن فکر نکنم!

که گرمای زیر چادر رو به گرمای جهنم ترجیح دهم!

  + لذت می برم از اینکه خدا مشتری من است!

منبع : آسمونی 313

امام خامنه اي : در مقوله مهدویت از کارهای عامیانه و غیر معتبر پرهیز شود

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار جمعی از اساتید، کارشناسان، مؤلفان و فارغ التحصیلان تخصصی مهدویت، با اشاره به اهمیت بسیار بالای موضوع مهدویت به عنوان هدف حرکت و مجاهدت انبیاء در طول تاریخ، انتظار را بخش جدایی ناپذیر موضوع مهدویت دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد مهم و ضروری در مقوله مهدویت، افزایش کارهای عالمانه، دقیق و متقن به دست اهل فن و متخصصان واقعی این موضوع و پرهیز از کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمعتبر و براساس تخیلات و توهمات است.

... .

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

ادامه نوشته

حجاب، آخرین سنگر حیاء

اولین و شاید عمومی‌ترین ادعایی که در حوزه حجاب مطرح می‌شود این است که حجاب با عفت و حیا متفاوت است و باید برای تقویت و ترویج عفاف و حیا تلاش نمود و نه حجاب! افراد زیادی هستند که حجاب دارند ولی عفاف و حیا ندارند! و بر عکس افراد زیادی هستند که حجاب درستی ندارند ولی دل پاک و عفیفی دارند!

شاید این نوع استدلال را بتوان مهم‌ترین چالش برای ترویج و تقویت حجاب دانست. آنجا که حجاب به عنوان یک امر ظاهری و جدای از اخلاق و حیا تعریف می‌شود.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که رابطه‌ بین حجاب و حیا چیست؟

آیا می‌توان ادعای عفاف و حیا داشتن را بدون رعایت حجاب پذیرفت؟

حیاء، حالت انکسار و انفعال روح در برابر با عملِ قبیح و زشت است(۱). اگر خدای نکرده عمل زشتی از انسان سر بزند و کسی که آن عمل را ببیند، شاهدی بیرونی و غیر قابل مشاهده باشد و بعد از آن، انسان به دلیل حیاء از آن شاهد، منفعل شود و از آن کار دست بکشد، این حیاء را می‌توان با ارزش‏ترین حیاء دانست. یعنی حیاء نسبت به کسی که من، نه او را و نه دیدن او را، می‏بینم، ولی می‌دانم که او بر احوال من آگاه است و مرا می‏بیند. در این حالت، به همین دلیل که درک کرده‏ام آن شاهد بیرونی، بر اعمال من آگاهی دارد، مرتکب خلاف و عمل زشت نمی‏شوم.

در روایتی از امیرالمومنین علی(علیه‏السّلام) داریم: «اَفضَلُ الحَیاء اِستِحیاؤکَ مِنَ الله»(۲) با فضیلت‏ترین و ارزشمند‏ترین حیاء این است که انسان از خدا خجالت بکشد. یعنی خجالت کشیدن از آن رفتاری که خدا آن را زشت می‌داند و آن را ترک کنم.

حیاء از نفس، آنجایی است که انسان از شاهدی درونی که غیر مشهود است حیاء می‏کند یعنی انسان، هنوز انسانیّت داشته و عقل عملی‏اش کار می‏کند. هنوز قوای حیوانی و شهوانی نتوانسته آن ودیعه الهی را که در انسان نهاده است، محو کند. هنوز عقل عملی وجود دارد، به طوری که مانع ارتکاب اعمال زشت می‏شود.

بدین معنا، از خودم خجالت می‏کشم. اینجا دیگر صحبت از خدا نیست. چون من شهود نفسم را نسبت به اعمالم، درک می‏کنم و می‏دانم که او همیشه همراه من است و جدای از من نیست، خجالت می‏کشم و شرم می‏کنم. یعنی هنوز عقل عملی که زیبایی و زشتی را درک می‏کند، سرجای خودش هست. هنوز انسان هستم و مسخ نشده‌ام.

علی(علیه‏السّلام) فرمودند: «اَحسَنُ الحَیاء اِستِحیاؤکَ مِن نَفسِک»(۳) زیباترین حیاها آن حیائی است که از پیش خود و درون خود حیاء کنی.

علی(علیه‏السّلام) در یک روایت دیگر فرمودند: «مِن تَمامِ المُرُوَّه أَن تَستَحیی مِن نَفسِک»(۴) تمام مروّت این است که از خودت حیاء کنی. گاهی از مروّت به «جوان‏مردی» تعبیر می‌شود و می‏گوییم: مروّت، همان جوان‏مردی است که یکی از خصلت‏های انسانی است. به حیوان نمی‏شود گفت «جوان‏مرد»!. پس با این توضیح، کسی که از خودش حیاء می‏کند، هنوز خصلت انسانیّت خود را از دست نداده است.

اما حیائی که از دیگر اقسام حیاء، کاربرد بیشتری در جامعه دارد، حیاء از مردم است. چرا؟

چون اینجا، دیگر بحث شاهدی است که قابل مشاهده است و من هم دارم او را می‏بینم که او مرا می‏بیند. یعنی من دیدن خودم توسط دیگران را می‌بینم. از اینرو مثل اقسام دیگر نیست.

از نظر درجه‏بندی، ابتدایی‏‏ترین اقسام حیاء همین نوع حیاء است. یعنی ابتدایی‏تری اقسام حیاء، حیاء از مردم است و انتهای‏ترین آن، حیاء از خدا است. از طرفی زیربنای حیاء در انسان، حیاء از مردم است که اگر این حیاء باشد، بقیه می‏تواند دانه‏دانه در درون انسان شکل بگیرد و رشد یابد. اگر در انسانی، حیاء از مردم نباشد دیگر از هیچ‏یک از این اقسام حیاء، خبری نیست. نه حیاء از اولیاءالله دارد، نه حیاء از ملائکه دارد، نه حیاء از نفس دارد و نه حیای از خدا؛ هیچ حیاء دیگری ندارد.

امام حسن عسکری می‏فرمایند: «مَنْ لَمْ يَتَّقِ وُجُوهَ النَّاسِ لَمْ يَتَّقِ اللَّهَ»(۵) اگر کسی از مردمی که دارند او را می‏بینند پرهیز نداشته باشد، دیگر پرهیز از خدا ندارد. چون او، مردم را با همین چشم می‏بیند که آنها دارند کارهایش را می‏بینند؛ اما وقتی از آنها حیا نمی‏کند آیا از خدایی که با این چشم سر دیده نمی‏شود حیاء می‏کند؟! وقتی که ملاحظه این را نمی‏کند، ملاحظه خدا نکردن، برایش سهل است.

علی(علیه‏السّلام) فرمود: «مَن لَم یَستَحیِ مِنَ الناس لَم یَستَحیِ مِنَ الله»(۶) خیلی روشن است؛ هر کس که از مردم خجالت نکشد، از خدا خجالت نمی‏کشد.

جمله‏ای در عرف هست که می‏گوییم: حیاء به چشم است. مثلاً می‏گویند فلانی باحیاء بود چون وقتی ما می‏رفتیم و می‏آمدیم، سرش را پائین می‏آورد و چشم و نگاهش را به زمین می‏انداخت. این مطلب از روایات گرفته شده است. روایتی از امام باقر علیه‏السّلام است که حضرت به خادم خود مُیَسِّر فرمود: «یَا مُيَسِّرُ إِذَا طَلَبْتَ حَاجَةً فَلَا تَطْلُبْهَا بِاللَّيْلِ وَ اطْلُبْهَا بِالنَّهَارِ فَإِنَّ الْحَيَاءَ فِي الْوَجْه‏»(۷) اگر خواسته‏ای از کسی داشتی شب به او مراجعه نکن، کارت را در روز انجام بده! چون حیاء در چهره است.

حیاء، پوششی برای روح است و بی‏حیائی، پرده‏دری است. زیربنایی‌ترین نوع حیاء، همین حیاء از مردم است و دیگر اقسام حیاء از اینجا شروع می‏شود و پرورش می‌یابد. این حیاء مربوط به روابط اجتماعی موجود در سطح جامعه است. حال اگر بنا شود این حیاء از بین برود، دیگر اقسام حیاء هم در جامعه از بین رفته و حتی زمینه پیدایش هم پیدا نمی‏کنند.

از اینرو یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‏حیائی است، یعنی مشکل اصلی ما در سطح جامعه «پرده‏دری» است. این است که در اسلام، امر به معروف و نهی از منکر از اهمِّ واجبات است، برای این است که اسلام می‏خواهد در جامعه پرده‏دری رواج پیدا نکند. چون اگر این پرده حیاء در سطح جامعه شکسته شود، دیگر کسی از دیگری خجالت نمی‌کشد. وقتی که بنا شد من از تو خجالت نکشم، آیا از خدا در انجام احکام شرعیّه خجالت می‏کشم؟ این‏که در اسلام این همه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده‌است.

اگر این پرده در سطح جامعه دریده شود، جامعه‏ای درست می‏شود که هر روز به سمت حیوانیت می‏رود و دیگر انسانیّت تمام می‏شود. نه الهیّت، بلکه حتّی انسانیّت هم از چنین جامعه‏ای می‏رود. دیگر کسی قُبح سرش نمی‏شود.

لذا دشمنان اسلام هم خوب فهمیده‏اند که راه ضربه زدن به جامعه اسلامی ترویج بی‏حیائی است. اگر این اتفاق بیافتد آنها به اهداف خود رسیده‏اند. آنجا دیگر دشمن با انسان رو‏به‏رو نیست که بخواهد با آنها بجنگد. بلکه با مجموعه‌ای حیوان، طرف است و کارش بسیار راحت است. چون افراد بی‏حیاء جامعه، دیگر انسان نیستند که بخواهند از دینشان دفاع کنند.

کسی از دین و انسانیت دفاع می‏کند که پرده‏ای از حیاء از خدا داشته باشد. وقتی مردم از همدیگر خجالت نکشیدند و مثلِ حیوانات زندگی داشتند، دشمن به راحتی می‏تواند بر آن جامعه احاطه پیدا کنند. در این جامعه دیگر خبری از غیرتمندی هم نیست. چون کسی غیرت دارد که حیاء داشته باشد. چنین افرادی نه غیرت دینی دارند، نه غیرت انسانی و نه حیاء الهی.

اگر بی‌حیائی ترویج پیدا کند، دیگر جامعه، انسانی نخواهد بود. بی‏تفاوتی، زمینه‏سازِ پرده‏دری است و نهی از منکر، پرده‏داری است. اینکه من وقتی کار زشت را می‏بینم باید جلویش را بگیرم، برای این است که در جامعه پرده‏داری و پیش‏گیری شود. از اینرو بدون وجود حجاب ظاهری که پرده حیاء مردم از یکدیگر است، نمی‌توان به رشد حیاء از خدا و کمال معنوی جامعه فکر کرد.


۱- درس اخلاق و معارف اسلامی حاج آقا مجتبی تهرانی (+)

۲- غررالحکم، ص 257

۳- همان

۴- غررالحکم، ص 236

۵- بحارالأنوار، ج 68، ص 336

۶-  غررالحکم، ص 257

 ۷- مستدرك‏الوسائل، ج 8، ص 461

منبع : حیات باطنی

از قدرت نرم تا تهديد و جنگ نرم

نظام بين‏الملل طى دو دهه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و اتمام جنگ سرد، با تغييرات ساختارى و ماهوى متعددى روبه‏رو شده است. ايالات متحده امريكا پس از فروپاشى شوروى به اين نتيجه رسيد كه بايد با ابزارى كم هزينه و كارآمد جهت ترويج فرهنگ ليبرال دموكراسى اقدام نمايد و در برابر كشورهاى مقاوم در برابر اين سياست، از ابزارهاى نرم به جاى سخت استفاده كند.

واژه قدرت نرم ابتدا توسط "ژوزف ناى" پس از جنگ سرد، و سپس توسط كارشناسان مسائل راهبردى و سياسى در محافل مختلف قرار گرفت. با توجه به ويژگى‏هاى نظام سرمايه‏دارى و امپرياليستى امريكا و غرب، قدرت نرم عليه كشورهاى توسعه يافته و مسلمان به تهديد نرم تبديل مى‏شود.

 

قدرت چيست؟

... .

منبع : باشگاه افسران جوان جنگ نرم

ادامه نوشته

کریسمس با آقا در خانه یک شهید ارمنی

دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان، اوایل جنگ نمایندة امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد. امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردند و هم‌چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.

... .

منبع : ماهنامه امتداد

ادامه نوشته

آیت الله خزعلی : به رهبری بیش از سید خراسانی اعتقاد دارم



دقت داشته باشید که ما از سید خراسانی اطلاعات زیادی در دست نداریم. نمی دانیم ایشان چه کار خواهند کرد امّا در مقابل رهبری بسیار خوب کار کردند. مگر سید خراسانی چه کار خواهد کرد؟ رهبری همه آن توصیفاتی که برای سید خراسانی آمده است را بهتر از آن دارد انجام می دهد. با وجود دشمنان خطرناکی که اسلام و انقلاب دارد، اگر نبود این رهبری گرانقدر، ما الان نیست و نابود شده بودیم.

... .



منبع : عماریون

ادامه نوشته

امام خامنه ای : هرجا به نفع آمريكا و صهيونيسم شعار داده شود حركت، انحرافي است


جوهره بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه، حركت ضدصهيونيستي و ضد آمريكايي است اما در حوادث سوريه، دست آمريكا و اسرائيل آشكار است و "منطق و معيار ما ملت ايران " اين است كه هرجا به نفع آمريكا و صهيونيسم شعار داده شود حركت، انحرافي است.


... .

منبع : صراط


ادامه نوشته

بعثت حضرت رسول اکرم محمد مصطفی (ص)مبارک

عید رسول دو سرا آمده
منجی عالم ز حرا آمده
سیّد افلاک سلام علیک
خواجة لولاک سلام علیک

زندگی می کنم، با چادر!

دقت که کرده باشی، چادر خودش همه را غربال می کند.
شده است وسیله ی محک بسیاری از دختران و زنان سرزمین من.

بچه تر که بودیم، وقت بازی که میشد، پارک که می رفتیم، مسابقه که می گذاشتیم، کوه که می رفتیم، ... مدام باید در کلنجار بودی ، هم با خودت و هم با دیگران.
که وقتی دخترکان همسن و سالت چادر از سر بر می دارند - به راحتی - و مشغول بازی می شوند، تو هم می خواهی بازی کنی، اما با چادر.
چادری که اصلا دوست نداری از سر درش بیاوری و این در حالیست که مورد شماتت یا سرزنش بزرگتر و کوچکتر قرار می گیری که : "وقت بازی چادرت رو دربیار، چه طوری می تونی با چادر بازی کنی؟"

دبیرستانی که شدیم، مهمانی هایی که باید کمک می کردیم به بزرگتر ها، سینما که می خواستیم برویم، کوه که می رفتیم، ... مدام باید در کلنجار می بودی، با خودت و با دیگران.
که "مگه با چادر می تونی سفره پهن کنی و کمک کنی؟ "  یا "مگه با چادر می تونی ظرف بشوری؟" و "سینما می خوای با چادر بیای؟ ضایع است بابا. اونجا کسی اینجوری نمیره"
"با چادر می خوای بری کوه؟؟؟ می افتی نمیتونی خودتو کنترل کنیا" و...
چادری که حتی به بهانه ی یک ساعت کار و فیلم و کوه نوردی هم حاضر نبودی درش بیاوری. چرا که در صورت نبودش، حس نبود چیزی و سنگینی نگاه های ناسالم دیگران شدیدا احاطه ات می کرد... انگار باید در برابر این نگاه ها چیزی میداشتی که الان نداری و قرار است سنگینی نگاه هایشان کم کم شانه ات را خم کند...

به دانشگاه که رفتیم، وسایلی که باید مدام دستمان می گرفتیم، کلاس ها و... و البته بهتر بگویم، جو دانشگاه ... مدام تو را به کلنجاری دوباره سوق می داد. کلنجاری با خودت و با دیگران.
باید می دیدی دختران جوانی را که روز اول با چادر می آیند و یک ماه بعد کم کم چادر از سرشان می افتد.
باید می دیدی، به اجبار، دخترانی را که تا در دانشگاه از ترس ... (هرچیزی یا کسی) چادر سر می کنند و دم در، سریع چادر را از سر درآورده ، تا می کنند و وارد محوطه می شوند.
باید می دیدی دختران چادری ناراضی از چادر سر کردنشان را...
باید می دیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبود هایی که حس می کنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند.
و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش می داری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفته ای و آمده ای تا صرفا درس بخوانی و فعالیت کنی، ... و به خاطر خودت که پسران دانشگاهتان ، تو را با عروسک های مد روز دانشگاه اشتباه نگیرند که بخواهند با هر بهانه ای نزدیکت شوند...
و تو همچنان دوست داری درس بخوانی، کلاس بروی، طراحی کنی، کارگاه شرکت کنی، اردو بروی ، ... و زندگی کنی، با چادر!

ازدواج که کردیم، مهمانی هایی که باید  به اجبار، خودمان را به عنوان تازه عروس زیبای رویایی فرض می کردیم تا در خانواده همسرمان، ناچارا بدرخشیم، رقابت هایی که با دختران و زنان دیگر ایجاد می شد و ما نا خواسته وسط ماجرا بودیم، سفرهایی که با فامیل می رفتیم، تولد ها و میهمانی هایی که شرکتمان در آنها اجباری بود، همه جا و همیشه باید مدام در کلنجار می بودی، هم با خودت و هم با دیگران.
که تو هنوز دوست داری چادر حریم تو باشد با نامحرم حتی اگر این نامحرم، فامیل باشد، که تو هنوز دوست داری چادر چتر حفاظ تو باشد از نگاه های گاه و بیگاه نامحرمانی که در اطرافت حضور دارند، که تو هنوز چادر سر کردنت را دوست داری چه مشکی اش باشد و چه رنگی که هر دفعه قرار است با رنگ لباس ها و روسری ات ست شود...
اما باید تحمل کنی وقتی می شنوی "چادر اذیتت نمی کنه؟"
در حالی که تو دوست داری هنوز هم مهربان باشی و باعث اذیت دیگران نشوی، گرچه چادر تو را هم اذیت نمی کند. بلکه مهربان ترت می کند تا زنان دیگر در حضور تو آرامش داشته باشند همسرشان توجهش جلب نمی شود... اما با این همه؛
باید تحمل کنی وقتی می بینی دختران و زنان فامیل، گاه و بیگاه، با بهانه و بی بهانه، با کمال بی تفاوتی به دیگران و در اوج نامهربانی، چادر از سر در می آورند ، تا مثلا زیبایی هایشان مخفی نماند (حالا برای چه کسی معلوم نیست)
باید تحمل کنی حرف های زنان و دخترانی را که مدام شکایت دارند "اگر شوهرم چیزی نگه، میخوام چادرم رو بردارم. چادر به نظر من چیز اضافی ایه"

باید تحمل کنی ، وقتی تو چادر را دوست داری و با بودنش آرام می شوی،و البته مهربان تر... ... حتی اگر تنها مونث چادری کل مهمانی فامیلی تان یا جمع حاضر باشی...

منبع : قالب نگاه من

مشکی رنگِ ...

وقتی مشکی مد باشه خوبه

وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه

وقتی رنگ عشقه خوبه!

وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه!

وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد

بد شد!

افسردگی می آورد!

دنبال حدیث و روایت  می گردند

که رنگ مشکی مکروهه!

مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

 

 

دوست دارم چادر مد شود

مشکی رنگ عشق باشد

عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه

نگاهي به بيانات ولي امر مسلمين و نظرات مخالفان دولت پيرامون اهم اتهامات وارد بر دولت

نگاهي به بيانات ولي امر مسلمين
 
و نظرات مخالفان دولت پيرامون اهم اتهامات وارد بر دولت

در میان اصطلاحات و قواعد فقهی، موضوعی بنام( ممنوعیت اجتهاد در مقابل نص) وجود دارد که از اصلی ترین قوانین و اصول حاکم بر فقه شیعی است. معنای این اصطلاح آن است که : اگر در موضوعی آیه ای از قرآن کریم یا روایتی معتبر از کلام یا سیره معصومین (ع) ، به طور صریح و روشن وجود داشته باشد، برای فقها و کارشناسان دینی ، هر چند بزرگ و صاحب نام و سواد، هر گونه اجتهاد و اظهارنظر شخصی و متفاوت در مقابل آن، نص و کلام صریح قرآنی یا روایی جایز نیست. بطور قطعی آن آیه و روایت باید مبنای عمل و نظر آنان قرار گیرد.  


آقايان :  " اجتهاد" در مقابل " نص" جايز نيست!

اکنون به نظر میرسد در عرصه سیاسی و مخصوصا در زمینه تبعیت از ولی فقیه و نائب امام زمان عج این اصل مهم بعضا به فراموشی سپرده شده و در مواردی که رهبر معظم انقلاب اسلامی ، نص و بیان صریحی از موضوعات را اعلام میکنند ، باز هم بعضی از اشخاص و جریانها و خواص ، اقدام به اجتهاد و اظهار نظر شخصی در آن موضوع کرده، و همین امر باعث افزایش اختلاف در جامعه و بالا رفتن غبار شبهات میگردد.

متاسفانه طی دو ماه اخیر که فضای جدیدی از حمله به دولت و رئیس جمهور که توسط برخی از افراد و رسانه ها و جریانها شکل گرفته است، رهنمود ها و سخنان رهبر معظم انقلاب، نه تنها فصل الخطاب این جماعت نبوده است ، بلکه بعضا به عنوان سخنن حاشیه ای عمداً یا سهواً مورد غفلت قرار گرفته است.

 

قبل از اشاره به برخی از این موارد ذکر دو نکته ضروری ست :

الف : اخیرا عده ای ادعا میکنند که در ملاقاتهای خصوصی خود با رهبر انقلاب ، ایشان ، آنان را مأمور به افشاگری بر علیه مجموعه دولت نموده، و یا از شخص رئیس جمهور اظهار ناراحتی و نگرانی فرموده اند!

برای پاسخ به این دسته از افراد ، توجه همگان را به این فرمایش صریح رهبر معظم انقلاب جلب میکنیم :

...نبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم...

...نه جايز است، نه شايسته است كه مواضع ديگرى غير از آنچه كه رهبرى به صورت علنى و صريح به عنوان مواضع خودش اعلام ميكند، وجود داشته باشد؛ نه، همينى است كه دارم ميگويم...

بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 1431 - 31/5/1389

ب : موضوع این مقال ، صرفا شخص رئیس جمهور و آندسته از عناصر متدین و انقلابی در مجموعه دولت است که ولایت، آرمانها و ارزشهای انقلابی ، سرلوحه کار و عمل آنهاست و البته برخی اشکالات و خطاهای موجود در دولت به رئیس جمهور نیز به جای خود قابل نقد و تحلیل است.

به عبارت بهتر هدف از این مقال، بررسی و تطبیق محورهای اصلی انتقاد به رئیس جمهور با نص صریح مقام معظم رهبری و واقعیات موجود است.

 

با این مقدمه اهم موضوعات مورد انتقاد علیه دولت را با نظر صریح رهبر معظم انقلاب خواهیم سنجید:

 

1- تضاد و اختلاف رئیس جمهور با رهبری :

القای اختلاف رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب از مهمترین مسائلی است که سیل حملات و محور انتقادات عده ای را به خود اختصاص داده است.

باید توجه داشت که رهبر معظم انقلاب در آخرین اظهار نظر صریح خود در خصوص عملکرد رئیس جمهور که در تاریخ 3 اردیبهشت امسال و در روزهای خانه نشینی دکتر احمدی نژاد بیان شد فرمودند :

شما ببينيد در همين پنج شش روز گذشته سر يك قضيه‌اى كه آنچنان هم از اهميت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اينها - چه جنجالى در دنيا راه انداختند. تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بى‌پايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانه‌اند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشسته‌اند كه يك بهانه‌اى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند. ميدانند كه دولت مشغول تلاش و فعاليت و خدمت است. خب، واقعاً در كشور دارد خدمت انجام ميگيرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نميكنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار ميدهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست. و بحمداللَّه امروز كار دارد انجام ميگيرد. مسئولين دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش ميكنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئيس جمهور. اينها شب و روز ندارند؛ من مى‌بينم، من از نزديك شاهدم. اينها دائم مشغول كارند، مشغول خدمت و تلاشند.

بيانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس - 3/2/1390

ایشان چندی قبل از این سخنرانی نیز در جمع جامعه مدرسین فرمودند:

بنده از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام ولی این دولت با دولت‌های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کند “. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست “. “در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند ”. "دولتمردان فعلی حرف حق و حرف نظام و حرف انقلاب را می‌زنند و جای نگرانی نیست ". در دولت نهم و دهم -از وقتي که آقاي احمدي نژاد آمده- بحث حاکميت دوگانه نيست؛ حاکميت يگانه است؛ يعني دولت و رهبري و تشکيلات درامتداد یک خط قرار دارند». این را من جازما و قطعا به شما عرض می کنم».

ديدار معظم له با اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم ۶ آبان ۱۳۸۹

در این زمینه علاوه بر صراحت مقام معظم رهبری (که به هیچ وجه در سخنان بعدی ایشان نقض نشده است)، شخص رئیس جمهور نیز اخیرا طی چهار سخنرانی و مصاحبه مختلف در تبعیت خود از ولایت و ارتباط معنوی و قلبی خود با شخص امام خامنه ای تاکید نموده و در عمل نیز با اجرای منویات رهبر معظم انقلاب و همچنین با دامن نزدن به اختلافات و سکوت در مقابل فضای سنگین علیه خود ، تبعیت محض خویش از ولایت را به اثبات رسانده است.

 

2- مکتب ایرانی :

از جمله مهمترین حملاتی که طی چند ماه اخیر به دولت شده است ، ادعای تلاش دولت برای تقابل ایران گرایی با اسلام است.

در این زمینه نیز ، رهبر معظم انقلاب با بیان صریح خود اینگونه فرمودند:

... اینکه اینها (دولت) میخواهند یک مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام علم کنند ، من واقعا این را نمیفهم، با ملاحظه قرائن گوناگون در کارهای اینها ، این بدست نمی آید... آقای احمدی نژاد واقعا نمی خواهند ایران را در مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد، چرا که هیچ رئیس جمهوری به اندازه او از اسلام و آرمانها و ارزشهای اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنکه همواره به مسئولان انتقاد کرده ام ، اما انصافاً او بوده که نام امام زمان و حضرت زهرا را در محافل بین الملل احیا کرده است ...

ديدار معظم له با اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در تاريخ ۶آبان ۱۳۸۹

جالب است که پس از بیان صریح ولی امر مسلمین در قم ، هیچ سخن دیگری از معظم له مبنی بر نقض این سخن ، بیان نشده و هیچ کدام از اعضای دولت نیز موضوع مکتب ایرانی را مطرح نکرده و در هیچ یک از عملکردهای اخیر آنان هم نشانه ای بر ترویج ایران گرایی دیده نمیشود.

در همین راستا رئیس جمهور اخیرا در قم، بر اصالت مکتب اسلام و لزوم ترویج آن در جهان به تفضیل سخن گفته است. با این وجود هنوز مسئله مکتب ایرانی و اتهام به دولت در این زمینه از سوی بسیاری از منتقدان ادامه دارد.

 

3- نوع برخورد دولت با حجاب :

روش مواجهه دولت با بدحجابی موجود در جامعه نیز از مهمترین انتقاداتی ست که به وسیله آن اخیرا دولت متهم به ترویج بی بندوباری نیز شده است! در همین راستا رهبر معظم انقلاب در آخرین اظهار نظر خود در این زمینه صریحاً فرموده اند:

... من این مطلب را -که دولت نسبت به حجاب فقهی بی توجهند- قبول ندارم. مسئولان امروز، همه حجاب فقهی را قبول دارند، ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک هاست... فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خدا تضرع می کند و یا در راهپیمایی ٢٢ بهمن تصویر امام را می گیرد، نمی توان گفت که بی دین است، بلکه نمی داند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه  کرد. باید در باب حجاب، کتاب نوشت و از طریق مختلف مانند فیلم های تلویزیونی، حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد...

ديدار معظم له با اعضاي جامعه مدرسين ۶ آبان ۱۳۸۹

در این زمینه نیز موج حملات به دولت در حالی ادامه دارد که دستگاههای مورد اشاره رهبری در این سخن مورد بازخواست چندانی قرار نمیگرند و اساسا رئیس جمهور نیز ممانعتی از عملکرد نیروی انتظامی در این زمینه نداشته است .

هر چند که در این عرصه ، ان شاء الله با کار و جدیت بیشتری باید عمل کند ، اما این موضوع هرگز نباید به عنوان ابزاری برای اثبات موافقت دولت با بی بند و باری مورد استفاده قرار گیرد

 

4- عدم انتشار اختلافات مسئولان در میان مردم و لزوم همراهی مجلس و دولت :

رهبر عزیز انقلاب ، طی چند ماه اخیر بارها بر این نکته تاکید کرده اند که بیان اختلافات مسئولان کشور در میان مردم، غلط و مردود است، با این وجود بسیاری از کسانی که خود را به دلیل ولایتمداری خود را منتقد دولت میدانند، اختلافات مجموعه خود با دولت را بزرگنمایی میکنند ؛ به عنوان نمونه و براساس آمار، تنها پس از دیدار اخیر نمایندگان مجلس با رهبر معظم انقلاب، قریب 60 درصد از اخبار و مباحث مندرج در سایت خانه ملت (سایت رسمی مجلس) به مسائل اختلاف برانگیز با دولت اختصاص داشته است. در همین حال رئیس مجلس نیز اخیرا 26 نامه ی داخلی خود به رئیس جمهور را که بعضا دارای طبقه بندی (به کلی سری) بوده را به صورت علنی منتشر کرده و آنرا دست آویز رسانه های داخلی و خارجی قرار داده است. به دنبال همین مسئله ، برخی از صاحبان تریبون و مسئولان نهادها و قوای دیگر نیز، مرتباً با بیان سخنان اختلاف برانگیز، نص صریح بیانات رهبر معظم انقلاب را نقض میکنند.

این در حالی است که در طول ایام اخیر ، رئیس جمهور چه در مصاحبه و چه در سخنرانی ها، هرگز سخنان اختلافی را بر زبان نیاورد، و هر بار با حفظ احترام مجلس و دیگر مسئولان از کنار موضوع گذشته و بر لزوم وحدت و همدلی تاکید نموده است.

 

5- لزوم توجه به فتنه ی 88 و دشمنان خارجی ، بجای مسائل درجه چندم:

در یکسال گذشته در اکثر سخنرانی های رهبر معظم انقلاب و حتی در آخرین سخنرانی در مرقد مطهر حضرت امام ره بر لزوم توجه و تحلیل فتنه 88 به عنوان یک اصل تاکید و تصریح شده است.

ایشان در آخرین سخنان خود در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند:

متاسفانه بعضی از جناحهای ما این جوری اند، وقتی با طرف دیگر مخالف میشوند، دیگر آمریکا فراموش میشود، اسرائیل فراموش میشود، مخالفین انقلاب و دشمنان امام فراموش میشوند. تضاد اصلی میشود ، همینی که در مقابلش قرار دارد! خب ، این غلط است. پس جناح ها با همدیگر اینجور جنجال و دعوا نداشته باشند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی - 9/3/1390

 

اکنون عملکرد اخیر اشخاص، جریانها و رسانه ها در تقابل با دولت در معرض قضاوت همگان قرار دارد، که متاسفانه اکثر اخبار و محور سخنان آنان پیرامون حمله به دولت و فراموش کردن فتنه گران 88 و آمریکا و اسرائیل بود.

 

6- لزوم پرهیز از اخبار غیرموثق و غیر مستند:

اخیرا به دنبال سخنرانی یکی از ائمه جمعه که در سخنان خود با نقل سخنانی از مقام معظم رهبری در مورد جریان انحرافی و دولت و ... برخی نسبتها را در این زمینه بیان نموده بود، دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه ای رسمی صریحا بیان داشت که :

با توجه به برخی اظهارات در خصوص تدابیر و بیانات و مواضع مقام معظم رهبری مدظله العالی که حاوی مطالب خلاف واقع بوده و از راههای غیرموثق و غیرمستند در اختیار گویندگان آنها قرار گرفته ضمن تحذیر اقایان محترم ، از نقل این قبیل مطالب بی اساس ، موکداً یادآوری میشود که اخبار مربوط به معظم له صرفا از مجاری رسمی انتشار می یابد.

در همین راستا متاسفانه درج اخبار بی اساس توسط برخی رسانه های معتبر و بولتن ها و ... همچنان ادامه دارد و نتیجه آن نیز همان است که برخی از بزرگان که به محتوای این رسانه ها اعتماد داشته اند، به موضع گیری علیه دولت اقدام کرده اند. این در حالی است که بر اساس نص صریح دفتر مقام معظم رهبری این نوع رسانه ها نمی تواند ، منبع موثقی برای خواص باشند و باید به سخنان صریح رهبر معظم انقلاب رجوع شود.

 

7- حاشیه دانستن جریان انحرافی توسط رهبر معظم انقلاب :

در حالی که بسیاری از اشخاص و رسانه ها با اصلی کردن موضوع جریانی با عنوان انحرافی، خود را برای استفاده از سخنان رهبر معظم انقلاب در این زمینه در سخنرانی مهم 14 خرداد آماده میکردند، معظم له به در پیش گرفتن سیاست اعلام شده ی خود مبنی بر فرعی دانستن این مسائل، نه تنها کوچکترین اشاره ای به این مباحث نفرمودند، بلکه با اشاره به مصادیق اصلی انحراف از خط امام ره در موضع نصیحت به همگان فرمودند:

اگر به نام عدالت خواهی و انقلابی گری به برادران خود ، مردم مومن و به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند ، اما میدانیم که به اصل نظام و اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم ، اخلاق را زیر پا گذاشتیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، امنیت را برخی از مردم جامعه و کشورمان سلب کردیم ، از خط امام منحرف شده ایم و ضرر کرده ایم، مبادا خیال کنیم تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه ، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است؛ همه هوشیار و بیدار باشیم...

سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در سالگرد رحلت امام خمینی(ره) - 14 خرداد 90

 

به هر حال تمامی شواهد فوق از بیان صریح رهبر معظم انقلاب در حالی بیان گردید که متاسفانه شخصیت ها و جریان های سیاسی بعضاً سعی میکنند تا در مقابل این تصریح و نص ولایت امر از خود اجتهاد کرده و موضع گیری کنند، که وضعیت امروز سیاسی کشور محصول همین تفکر است.

در همین زمینه نیز رهبر معظم انقلاب فرموده اند:

شاخص تشخیص حق ، چهره ها نیستند، برخی اوقات ، چهره های موجه نیز، مسیر را به اشتباه میروند، بنابراین باید با بصیرت حق و باطل را تشخیص داد، نه با چهره ها و اشخاص...

رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع پرشور هزاران نفر از بسیجیان استان قم در شبستان امام خمینی (ره)


قطعا راه رهایی و بازگشت به نقطه اعتدال و آرامش در کشور، توجه به فرامین ولی امر مسلمین و اطاعت از سخنان و مواضع حکیمانه ایشان است، که امیدواریم همه مسئولان عزیز در این زمینه پیشتاز و پرچمدار باشند.

ان شاء الله

..........

نشريه عبرتهاي عاشورا- شماره 183


لغت شناسي " فتنه " در قرآن كريم

فتنه در اصل بمعناي قرار دادن طلا در آتش براي ظاهر شدن ميزان خوبي آن از بدي است و بگفته ي بعضي ، گذاشتن طلا در آتش براي خالص شدن از ناخالصي ها است . واژه ي فتنه و مشتقات آن در قرآن مجيد 60 بار ذكر شده و در معاني گوناگون بكار رفته .

گاهي بمعناي آزمايش و امتحان (عنكبوت-2) گاه بمعناي فريب دادن (اعراف-27) گاه بمعناي بلا و عذاب (ذاريات-13) گاه بمعناي گمراهي (مائده-41) و گاه بمعناي شرك و بت پرستي يا سد راه ايمان آورندگان . ولي بظاهر ، تمام اين معاني به همان مفهوم اصلي فتنه كه گفته شد باز مي گردد . زيرا اين واژه با توجه به معناي اصلي اش كه قرار دادن طلا در زير فشار آتش براي خالص يا جدا كردن سره از ناسره است ، در هر مورد كه نوعي فشار و شدت وجود داشته باشد يكار مي رود .

مانند امتحان كه معمولا با فشار و مشكلات همراه است ، عذاب كه نوع ديگري از شدت و فشار است ، فريب و نيرنگ كه تحت فشار و شدت است و همچنين شرك يا ايجاد مانع در هدايت خلق كه هر كدام متضمن نوعي فشار و شدت است . (منبع : تفسير نمونه ج2 ص21)

علامه طباطبايي هم در اين باره مي فرمايند : فتنه در اصل بمعناي اين عمل بوده كه طلا را در آتش كنند تا خوبي و بديش معلوم گردد . آنگاه استعمالش را توسعه داده ، داخل كردن هر چيز در آتش و يا سوزاندنش را فتنه خواندند .

فتنه بمعناي هر چيزي است كه نفوس بدان آزمايش مي شوند . قهرا بايد فتنه چيزي باشد كه بر نفوس ، گران مي آيد ولكن بيشتر در پيش آمدهاي جنگي و نا امني ها و شكستن پيمان هاي صلح استعما مي شود . ( منبع : تفسير الميزان ج9 ص116)

امام صادق عليه السلام مي فرمايند : كسي كه حقيقت را از طريق قرآن نشناسد ، از گزند فتنه ها بر كنار نماند . ميزان الحكمه ،حديث 16586

منبع : نکته های ناب قرآن

حدادعادل: همه مسائل كشور جريان انحرافي نيست

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: تمام مسائل كشور جريان انحرافي نيست و بسياري كارهاي ديگري هم داريم كه بايد انجام دهيم.
غلامعلي حدادعادل در نشست پرسش و پاسخ با حضور نخبگان فرهنگي استان بوشهر در پاسخ به سوال يكي از حضار كه در مورد جريان انحرافي سوال كرد، اظهار داشت: اين موضوع آنقدر مهم نيست كه به عنوان يك سوال مطرح باشد.

... .

منبع : الف

ادامه نوشته

در آيه ۳۴ سوره نساء، برتري مردان بر زنان به چه معنا است؟

آيه ۳۴ سوره مباركه نساء در موضوع مديريت خانواده است، و به بحث حقوق زن و مرد در خانواده اشاره دارد. لازم است پيش از ورود به صحنه بحث، متن و ترجمه آيه نقل شود تا بر اساس آن بحث كنيم:

«الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم»

ترجمه : مردان سرپرست زنان هستند، به واسطه برتريهايى كه خداوند برخى از ايشان را بر برخى ديگر داده است و همچنين به دليل اين كه آنها از اموالشان بايد به زنان نفقه بدهند.

پيش از بحث درباره مفاد اين آيه، آيه ديگرى از قرآن را بيان و تشريح می‏كنيم تا با ديد دقيقترى به تفسير اين آيه بپردازيم.

و لهن مثل الذى عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجة و همانند وظايف و حقوقى كه به طور شايسته بر عهده زنان است، به نفع آنان بر عهده مردان هم حقوق و وظايفى است و مردان بر آنان درجه‏ اى برترى از نظر حقوق و وظايف دارند.

در روايتى كه در ذيل آيه است، امام (عليه السلام) می‏فرمايند كه حق مردان بر زنان بيشتر از حق زنان بر مردان است.از اين آيه چند مطلب روشن می‏شود:

۱ زنان با توجه به وظايفشان، از حقوقى برخوردارند و مردان هم با توجه به وظايفشان داراى حقوقى هستند.

۲ زنان و مردان نسبت به هم حقوق متقابل دارند زيرا حقوق يكطرفه نيست، هم له شخص و هم عليه اوست و اين حقوق متقابل را در اجتماع بايد شناخت و رعايت كرد.

۳ حق و وظيفه از هم جدا نيستند و هركس به هر ميزانى كه وظيفه بر عهده دارد، به همان ميزان حق خواهد داشت. به عبارت ديگر حقوق هر كس به اندازه مسؤوليت و وظايف اوست نه بيشتر و نه كمتر از آن. به طور مثال مدير عامل اداره نسبت به كارمندان خود، وظايف بيشترى دارد و به همان ميزان حقوق و اختيارات بيشترى دارد.

۴ مردان در امور خانواده و اجتماع وظايف سنگين‏ ترى دارند، و به همين ميزان از حقوق بيشترى برخوردارند. تفاوتهاى جسمانى و روحى زن و مرد غير قابل انكار است. و وظايف هم بر اساس توانايی‏ها تقسيم می‏شود. اسلام وظيفه سنگين ‏ترى براى مرد نسبت به زنان قرار داده است و به همين دليل اختيارات و حقوق بيشترى هم براى آنها قرار داده است. در هر حال در خانه و خانواده يك نفر بايد مدير باشد، و اسلام مديريت را بر عهده مرد قرار داده و زن را از وظيفه سنگين تأمين معاش خانواده معاف كرده است تا در خانه آرامش خانه را تأمين كند و تربيت فرزندان را كه با ساختمان وجودى او هماهنگ‏ تر است، بر عهده بگيرد.

پس آيه شريفه بيان يك حكم حقوقى است كه طبق آن اشاره به حكمى عقلايى دارد و آن اينكه هركس وظيفه بيشترى دارد، حقوق و اختيار بيشترى دارد و درجه و برترى مرد بر زن فقط در حد برترى حقوقى است كه در اداره خانواده لازم است.

لازم به يادآورى است كه عدالت حكم می‏كند كه در رعايت حقوق افراد رعايت تفاوتها بشود و اين با تساوى حقوق منافات ندارد. مثلًا حقوق و اختيارات مدير عامل سازمان با معاون ادارى و مالى سازمان، برابر نيست، و مديرعامل نسبت به مسئوليت و وظايفش از حقوق و اختيارات بيشترى برخوردار می‏باشد و عدالت حكم می‏كند كه هركدام با توجه به مسئوليت خود از حقوق مساوى با آن برخوردار باشد و اين اصل عقلايى در رابطه با حقوق خانواده هم بايد اجراء شود كه اسلام چنين كرده است.

با روشن شدن اين مقدمه، وارد بحث آيه ۳۴ سوره نساء می‏شويم. مردان وظايف بيشترى از زنان دارند و به اين دليل از اختيارات بيشترى برخورددار هستند، از اين اختيارات و وظايف در آيه مذكور به سرپرستى مردان بر زنان تعبير شده است، خلاصه پيام آيه اين است كه نظام مديريت خانواده به عنوان يك واحد اجتماع بر عهده مردان است. آيه دو دليل بر اين سرپرستى بيان داشته است:

۱- بما فضل الله بعضهم على بعض برترى نسبى جسمى و جسمانى مردان بر زنان و قدرت بيشتر بر تحمل مشكلات اجتماعى كه در بطن خلقت به آنها داده شده است.

ممكن است اشكال شود كه برتری‏هاى جسمى و جسمانى مردان بر زنان همگانى نيست و چه بسا در بعض موارد زنان برتر باشند. پاسخ اين است كه اين سخن حقى است و به اين دليل قرآن از قيد بعضهم على بعض استفاده كرده است، اما احكام و قوانين براى تك تك افراد وضع نمی‏شود، بلكه براى نوع بشر و به صورت كلى وضع می‏شود. در اين مورد هم در غالب خانواده‏ها چنين قاعده‏اى رعايت می‏شود و هم اكنون تحقيقات روانشناسان و پزشكان و به ويژه جامعه شناسان خانواده بر صحت اين مطلب صحه می‏گذارد.

مطلب ديگر اينكه اين برترى در امور اجتماعى و خانوادگى كه موجب سپردن مسئوليت خانواده به مردان مى‏شود، هيچ دلالتى بر برترى‏هاى ديگر مردان بر زنان ندارد. زيرا از نظر شخصيتى زن و مرد هر دو داراى روحى خدايى مى‏باشند و بدين جهت از تمامى موجودات مادى برتر هستند و از نظر معنوى نيز برترى به تقواست كه هر دو مى‏توانند به آن برسند، از نظر علمى هم وضع روشن است و همينطور است برترى‏هاى ديگر. پس مردان نه در دنيا و نه در آخرت بر زنان برترى حقيقى و واقعى ندارند. تنها در زندگى اجتماعى و اعتبارى و حقوقى و قراردادى، كه يك نفر بايد مدير باشد و ديگرى زير نظر او كار كند، مديريت واحد خانواده برعهده مرد است.

۲ بما انفقوا من اموالهم به دليل اينكه مردان متعهد هستند كه هزينه آبرومندانه زندگى خانواده و همسران خود را تأمين كنند. در قبل تذكر داديم كه اسلام اصرار زيادى دارد كه مسئوليت سنگين مالى و تأمين مخارج خانواده را از دوش زنان بر دارد و بر گردن مردان بياندازد تا آنان راحت‏تر به اداره خانواده و ايجاد محيطى عاطفى و آرام براى كل اعضاء خانواده و تربيت فرزندان كه سازندگان اجتماع فردا هستند، همت گمارند.

چند تذكر:

۱ سرپرستى مردان بر زنان تنها در حدود قانون الهى است و حق تعدى و تجاوز از آن را ندارند و در صورتى كه سرپرستى و مديريت به ديكتاتورى و استبداد بيانجامد و موجب آزار و اذيت همسر فراهم شود، او صلاحيت خود را از دست مى‏دهد و دادگاه وى را مجازات حتى مجازات بدنى مى‏كند.

۲ سرپرستى با استقلال و آزادى زنان و حقوق فردى و اجتماعى زنان مغايرت ندارد و قرآن و اسلام با جديت اين حقوق را به رسميت شمرده است.

۳ سرپرستى مردان مساوى با وظايف بيشتر آنها در خانواده است كه تأمين زندگى معقولانه و آبرومندانه همسرانشان از جمله آنهاست و اجازه تخطى از آن را ندارند.

۴ معناى قوامون برترى نيست، بلكه سرپرستى است و چنانچه روشن شد، برترى واقعى به تقوى است و آيه درصدد بيان برترى مردان بر زنان نيست. بنابر منطق قرآن، تمام انسانها، اعم از زن و مرد با سرمايه اوليه فطرت آفريده شده‏اند، و همگى استعداد رسيدن به تكامل واقعى را دارند و برترى واقعى هم به تقوى است. ان اكرمكم عند الله اتقكم گرامى‏ترين و باكرامت‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.

۵ زندگانى خانوادگى از نظر اسلام و قرآن بر اساس مودت دوستى و رحمت بنا مى‏شود كه آرامش و عشق را به همراه دارد و زن در ايجاد اين زندگى نقش بيشترى از مرد دارد، زيرا زنان معدن عاطفه و مهربانى هستند و مردان نسبت به آنها خشن‏ترند. به عبارت ديگر هر زندگى مشترك از دو عنصر اساسى تشكيل مى‏شود، يكى زن كه عاطفى‏تر از مرد است و ديگرى مرد كه به جنبه‏هاى معقولانه زندگى بيشتر توجه دارد، به همين دليل جنبه‏هاى مديريتى كه با حساب و كتاب و درگيرى اجتماعى همراه است، به مردان واگذارده شده است و جنبه‏هاى اداره خانه و ايجاد محيط آرام و تربيت فرزندان كه با عاطفه هماهنگى بيشترى دارد، به زنان واگذاشته شده است.

۶ اسلام دين جامع است كه داراى ظاهر و باطن است و مسلمان واقعى كسى است كه هر دو جنبه را در خود پياده كند. احكام فقهى و دستورات قانونى به منزله اسكلت ساختمان هستند و احكام اخلاقى به منزله سفيدكارى آن. زندگانى به صرف احكام، بسيار سخت است و مانند اين مى‏ماند كه در خانه‏اى ناآماده و نيمه تمام كه در مرحله سفت‏كارى است منزل گزينيم كه سخت و غير قابل تحمل است. اما رعايت هر دو جنبه احكام فقهى و حقوقى و احكام اخلاقى مانند اين است كه در خانه‏اى آماده و مجهز زندگى كنيم كه آسان است و گوارا. در زندگانى مشترك زناشويى هم اگر تنها به احكام فقهى بسنده شود، زندگى خشن و بيروح مى‏شود. زيرا شوهر حق ندارد به زن خود فرمانى بدهد و زن حق ندارد بدون اجازه شوهر خود از خانه بيرون برود. اما اگر اين قوانين با اخلاق اسلامى درباره زندگى زناشويى همراه شود، زندگى مشترك زيبا و گوارا و محل دوستى‏ها و محبت‏ها و عشقها خواهد بود. متأسفانه بسيارى از ما به ظاهر دين، اكتفاء مى‏كنيم و چون نمى‏توانيم خود را با آن انطباق دهيم، به زياده خواهى‏ها و تجاوزات از دستورات دينى دچار مى‏شويم كه اين ظلم آشكار است كه موجب عقاب و مجازات دنيوى و اخروى مى‏شود.

بنابراين آيه مذكور حكمى حقوقى است كه قوام و نظام خانواده را مستحكم مى‏نمايد و عقل سليم نيز بر آن فتوا مى‏دهد و اگر با دستورات اخلاقى اسلام درباره خانواده همراه شود، زندگى پر از آرامش و دوستى و محبت و نشاط را در محيط خانواده ايجاد مى‏كند، محيطى كه باعث تربيت فرزندانى سالم و صالح و سرشار از اميد مى‏گردد و جامعه‏اى، ايده‏آل را نويد مى‏دهد. و اين عين عدالت است كه در اجتماع خانواده وظايف تقسيم شده است و حقوق هركس بر اساس وظيفه‏اش معين شده و نقش مديريت نيز به مردان سپرده شده تا زنان به وظيفه ايجاد آرامش در خانواده مبادرت ورزند.

منبع

غیرت نم دیده مردان یا حیای بر باد رفته زنان

وقتی قرار است که طرحی یا هدفی اجرایی گردد باید همه جوانب آن در نظر گرفته شود، مسأله ای که این روزها به عنوان تب جامعه می توان از آن یاد کرد، مسأله اجرایی شدن طرح امنیت اجتماعی با رویکرد برخورد با بدحجابی و بی حجابی می باشد، اما در این رویکرد سه مسأله بسیار حائز اهمیت است و جای تأمل دارد.

اولین مسأله، مسأله حجاب مردان است! قرآن در آیه سی و یکم سوره مبارکه نور می فرماید: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»؛ به مردان با ایمان بگو دیده، فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند، آگاه است.

... .

منبع

ادامه نوشته

مَثَل الإمامِ مَثَل الکَعبَةِ إذ تُؤتی و لا تَأتی

قَالَت فاطمة (علیها السلام): قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): “مَثَل الإمامِ مَثَل الکَعبَةِ إذ تُؤتی و لا تَأتی”

تجاوز دست جمعی رسانه ها به آبروی مردم

این روزها پس از انتشار حمله اراذل و اوباش مست به عده ای که در یک باغ مختلط به رقص و پایکوبی مشغول بودند، خبری مجددا به عنوان سرخط اخبار ایران از سوی رسانه های بیگانه و برخی رسانه های داخل مطرح شد با تیتر « بازهم تجاوز دستجمعی به نوامیس مردم در فلان منطقه کشور » و از این رو از وبلاگ های سرگردان تا برخی تلویزیون های فارسی که خبر تجاوز یک مجری مرد به دیگر مجری زن آن به عنوان اخبار دست چندم حاشیه  ای آن تلویزیون هنوز هم دست به دست می شود، به واکاوی ابعاد خاص این مجرا پرداخته و کارشناسان خود را یکی پس از دیگری برای ریشه یابی و شناسایی عاملان اصلی این حادثه ردیف کردند.

... .

منبع : نگارستان

ادامه نوشته