ذكر يونسيه « لّا إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»
اين
سخن-ظاهراً- از «برناردشاو» نويسنده شوخ طبع و
بلندآوازه ايرلندي است كه مي گويد «اگر بعد از گاز زدن سيب متوجه شديد يك «كرم
درسته» در آن است، جاي نگراني چنداني نيست. كرم را بيرون مي آوريد و بقيه سيب را
مي خوريد. نگراني واقعي هنگامي است كه بعد از گاز زدن سيب، «نصف كرم» را در آن مي
بينيد و معلوم مي شود نصف ديگر كرم را بلعيده و به معده خود راه داده ايد. اينجاست
كه بايد نگران باشيد و تا دير نشده، عوارض بعدي را چاره كنيد.»!... و اما، ابتدا
بايد گفت «در مثل مناقشه نيست» تا گلايه تشبيه در ميان نباشد و بعد...
ديروز خبر انتصاب آقاي محمدشريف ملك زاده، يكي از سه عضو اصلي حلقه انحرافي به معاونت مالي و اداري وزارت امور خارجه، بلافاصله پس از انتشار، موج گسترده اي از اعتراض توأم با ناباوري دلسوزان نظام و دوستداران مردم را در پي داشت، چرا كه بعد از آشكار شدن چهره واقعي جريان انحرافي و دهها نمونه از فساد اقتصادي، روابط مشكوك بيروني، زمينه سازي براي نفوذ عوامل شناخته شده دشمنان به مراكز حساس نظام، حيف و ميل گسترده بيت المال، بي بند و باري فرهنگي و ساير اقدامات پلشت اين جريان، انتظار آن بود - و هست- كه افراد وابسته به جريان انحرافي از حلقه اطرافيان رئيس جمهور محترم پاكسازي شوند و به «درازدستي» اين «كوته آستينان» خاتمه داده شود نه آن كه يكي از اصلي ترين اعضاي حلقه انحرافي در كانون تعيين كننده و حساسي نظير معاونت مالي و اداري وزارت امور خارجه كشورمان به كار گرفته شود!
برخي از مقامات مسئول از پرونده قطور تخلفات و قانون شكني هاي آقاي محمدشريف ملك زاده در مراكز اطلاعاتي و دستگاه قضايي كشور خبر مي دهند و به همين علت، صلاحيت ايشان براي كانديداتوري مجلس هشتم رد شده بود. بنابراين بديهي است كه انتصاب نامبرده به معاونت وزارت امور خارجه با اعتراض گسترده دلسوزان و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي روبرو شود كه شده است و درخواست استيضاح آقاي صالحي به خاطر اين انتصاب بلافاصله تهيه شده و به جريان افتاده است. انتصاب آقاي ملك زاده با سوابقي كه به آن اشاره شد به اندازه اي غيرمنتظره، غيرقانوني و مصداق انحراف از اصول بوده است كه نمايندگان مجلس برخلاف روال جاري در اينگونه موارد جايي براي طرح سؤال از وزير محترم خارجه نديده و مستقيماً به استيضاح ايشان روي آورده اند.
و اما، در اين
باره گفتني ها و احتمالاتي هست؛
1- جريان
انحرافي مي داند كه فاقد پايگاه مردمي است و حضور مؤثر خود در صحنه را از طريق
نفوذ در دولت آقاي احمدي نژاد به دست آورده است، بنابراين طبيعي است كه پايان دوره
دولت دهم را نقطه پايان عمر مؤثر خود تلقي كند.
در اين حالت
جريان ياد شده، اگر به كانون يا مركزي بيرون از نظام وابسته نباشد، كنج عافيت
اختيار مي كند تا در فاصله باقيمانده از دوره قانوني دولت، حساسيت برانگيز نباشد و
زمينه ادامه حضور عادي خود پس از پايان دوره ياد شده را از دست ندهد. اما چنانچه
زلف جريان مورد اشاره با زلف يكي از مراكز و يا كانون هاي غريبه و بيروني گره
خورده و اهداف - احتمالاً و خداي نخواسته- ديكته شده داشته باشد، ادامه ماجرا به
گونه اي ديگر رقم خواهد خورد. در اين حالت، فرصت باقيمانده جريان انحرافي عمدتاً
در دو محور به كار گرفته و هزينه مي شود. اول؛ مهره چيني در سطح مديران مياني با
هدف ايجاد ردپا و نقاط نفوذ براي كانون وابستگي و دوم؛ دست زدن به ساختارشكني هاي
پي درپي به منظور تنش آفريني و ارائه تصويري متزلزل از نظام براي بهره گيري از سوي
دشمنان بيروني كه مخصوصاً در شرايط كنوني و حساس منطقه به منظور مقابله با الگو
گرفتن ملت هاي مسلمان از جمهوري اسلامي ايران، نياز مبرمي به آن دارند. همين جا
گفتني است كه جريان انحرافي در پي خيزش هاي اسلامي منطقه، اصرار داشت اين خيزش ها
را ترفند آمريكا!! معرفي كرده و تأثيرپذيري آن از انقلاب اسلامي ايران را انكار
كند!
بدون كمترين ترديدي مي توان گفت جريان انحرافي از واكنش شديد دلسوزان نظام نسبت به انتصاب آقاي ملك زاده باخبر بوده است و با توجه به نكته پيش گفته بعيد نيست كه اين واكنش قابل پيش بيني، هدف اصلي جريان انحرافي از انتصاب مورد اشاره بوده باشد.
2- آقاي ملك زاده قبل از انتصاب اخير، دبير شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور بود. اين شورا طي سه سال گذشته فعاليت هاي مشكوك فراواني داشت كه هزينه بي حساب و كتاب بيت المال، دعوت از برخي عوامل تابلودار وابسته به محافل بيگانه و پيشگيري از استعلام وزارت اطلاعات درباره هويت آنها، برقراري ارتباط هاي پنهان و اعلام نشده با شماري از مقامات و مراكز بيروني و... فقط چند نمونه از اين نوع فعاليت هاي سؤال برانگيز و غيرقانوني بوده است. امسال مجلس شوراي اسلامي از اختصاص بودجه به شوراي مورد اشاره خودداري كرد و اين شورا عملا به مرز انحلال و يا دستكم، انفعال كشيده شد. بنابراين، بعيد نيست كه انتصاب آقاي ملك زاده به معاونت وزارت خارجه با هدف تعقيب فعاليت شوراي مورد اشاره در قالب و چارچوب ديگري صورت پذيرفته باشد و با توجه به عملكرد جريان انحرافي، بيم آن مي رود كه اين انتصاب، پوششي براي حفظ ارتباط برخي از اعضاي حلقه انحرافي با مراكز بيروني باشد!
3- برخي از اخبار و گزارش هاي موثق حكايت از آن دارند كه اخيرا پيگيري پرونده قطور تخلفات و قانون شكني هاي آقاي ملك زاده در دستور كار دستگاه قضايي و مقامات امنيتي و اطلاعاتي كشور قرار گرفته بود و مخصوصا بعد از دستگيري شماري از افراد مرتبط با حلقه انحرافي و كشف موارد مستندي از فساد اقتصادي و تخلفات ديگر آنان، اين احتمال قوت بيشتري يافته بود. آيا انتصاب آقاي ملك زاده به معاونت مالي و اداري وزارت امور خارجه براي پيشگيري از تعقيب قضايي و نهايتا بازداشت احتمالي ايشان صورت گرفته است؟! و آيا حلقه انحرافي در پي آن بوده است كه بعد از اين انتصاب، تعقيب قضايي وي را «پرهزينه» نشان داده و مسئولان مربوطه را از پيگيري ماجرا به دليل پرهزينه بودن آن، منصرف كند؟!
4- و بالاخره، با توجه به موارد و احتمالات ياد شده، اين انتصاب نه فقط در صورت تداوم، مي تواند براي نظام اسلامي زيان آفرين باشد، بلكه موقعيت پرطرفدار دولت خدمتگزار و شخص رئيس جمهور محترم را نيز با آسيب جدي روبرو مي كند و بعيد نيست، كه ضربه زدن به موقعيت شناخته شده و مردمي آقاي دكتر احمدي نژاد- دانسته يا ندانسته- هدف اصلي از اين انتصاب غيرقابل توجيه باشد.
حسين شريعتمداري
منبع : کیهان
حتما حادثه تلخ تجاوز گروهی؛ به نوامیس مردم در باغات اطراف خمینی شهر اصفهان را مطلعید! این واقعه دردناک؛ عواطف عمومی در کل کشور را جریحه دار کرد و نقد و نظرهای مختلفی را پیرامون آن بر انگیخت!
در اظهار نظرهای اولیه از ارگانهای ذی ربط؛ اثر مخرب ماهواره و تحریک جنسی متهمان توسط قربانیان به عنوان زمینه های ارتکاب جرم بیان شد!
در واقع شاید این حرف را اینگونه باید بیان کرد:
... .
29 خرداد 90، سی و چهارمین سالگرد مرحوم شریعتی است. شخصیتی که به اندازه کافی موافق و مخالف داشته و دارد و همیشه یک پای دعواهای سنتی سیاسیون و روشنفکرن 3 دهه پس از انقلاب بوده است.
طبیعتا شریعتی نه بدون اشتباه بوده و نه 100% باطل، اما جدای از همه این مباحث که فرصت جداگانه ای می طلبد به نظر می رسد هنوز بخش هایی از تفکر وی که برای نسل امروز قابل استفاده می باشد ناشناخته مانده است. لذا بخشهایی از اشارات مسقیم وی پیرامون مبحث "ولایت فقیه" عینا نقل می شود:
« با آغاز دوران غیبت بزرگ و خاتمه کار نُواب انتصابی - که امام به وسیله آنها، در نهان، بر مردم خویش حکم می راند و مردم، از طریق این بابهای تعیین شده، با شخص رهبر تماس داشتند و وظیفه اجتماعی خود را از او کسب می کردند و حقیقت اعتقادی مذهب خویش را از او می پرسیدند - رابطه قطع می شود و مسئولیت امام به مردم واگذار می شود و دوران انتصاب پایان می گیرد و عصر انتخاب فرا می رسد.
" توقیع (فرمان) ِ مشهور امام –که پیش از ورود به دوران غیبت بزرگ صادر شده است- نظام ویژه ای را که جانشین ِ نظام ِ امامت می شود ، بدین گونه اعلام می دارد:
"فَامّا الحَوادث الواقِعَه ، فارجِعوا فیها اِلی رُواةِ احادیثُنا ، فَانّهُم حُجَتی عَلَیکُم وَ اَنا حُجَتُ الله عَلَیهِم"
"اما دربارۀ پدیده ها و رویدادهایی که در مسیر زمان و در طی تحولات و
تغییرات اجتماعی وقوع می یابد، به راویان سخن ما - دانشمندان و متفکرانی که
به سخنان ما ، هم دانایند و هم آشنا - رجوع کنید ، که آنان حجت منند بر
شما و من حجت خدایم بر ایشان"
اما اینها چه کسانی اند ؟ و چگونه و چرا انتخاب می شوند ؟
ضوابط و شرایط ِ انتخاب آنان را امام صادق علیه السلام برای توده مردم اعلام کرده است :
"امّا، مَن کانَ مِن الفُقَهاء صائِناً لِنَفسِه، حافِظاً لِدینه، مُخالفاً لِهواهُ، مطیعاً لامر مولاه، فللعوام اَن یُقَلّدوه"
"اما ، از دین شناسان، آنکه نگهدار و خویشتنش بود، نگهبان ایمانش، مخالف هوسش، فرمانبردار خدا و مطیع امر مولایش، بر توده مردم است که تقلیدش کنند"
تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، اساساً کار عقل این است که هر گاه نمی داند، از آنکه می داند تقلید می کند و لازمه عقل این است که در این جا خود را نفی کند و عقل آگاه را جانشین خود کند. بیمار خردمند کسی است که در برابر طبیب متخصص خردمندی نکند. چه ، خردمندی کردن در اینجا بی خردی است و اقتضای تعقل، تعبد است و تقلید. مهندس، طبیب، حقوقدان و رهبر یک تشکیلات انقلابی یا حزبی، همیشه تربیت شده ترین و فهمیده ترین افراد را در میان مراجعان و اعضای خود مطیعتر و مجری تر از همه یافته اند. زیرا شعور، این فضلیت علمی و عقلی را به آنان آموخته است که ابراز فضل در آنچه نمی دانند، فضولی است و این شیوه عقل است که در یک رشته علمی، از متخصص تقلید کند و این قانونی است که در همه رشته های زندگی جاری است و هر جامعه ای که پیشرفته تر و متمدن تر است، اصل تقلید و تخصص در آن استوار تر و مشخص تر است.
بنابر این می بینیم که در این دوره غیبت کبرا یک نظام انتخاباتی خاص به وجود می آید و آن یک انتخابات دموکراتیک است برای رهبر ... گر چه این انتخاب شونده به وسیله مردم انتخاب می شود ، اما در برابر امام مسئول است و در برابر مردم نیز. بر خلاف دموکراسی که منتخب به وسیله مردم، فقط در برابر خود مردم که انتخاب کنندگان و موکلین او هستند مسئول است .
این است که مردم ، نایب عام را خودشان، با تشخیص و آرای خودشان، بر اساس این ضوابط انتخاب کرده و رهبری او را می پذیرند، و او را جانشین امام تلقی می کنند و این جانشین امام در برابر امام و مکتب او مسئول است یعنی بر خلاف نماینده ای که با نظام دموکراتیک انتخاب شده ، مسئول این نیست که ایده ها و ایده آلها و نیازهای مردمی که او را انتخاب کرده اند بر آورده کند، بلکه مسئول است که مردم را بر اساس قانون و مکتبی که امام و رهبر و هدایت کننده آن مکتب است هدایت کرده و آنها را بر اساس آن مکتب تغییر و پرورش دهد.
البته این انتخاب که یک "انتخاب مُقُیّدی است، به این معنی نیست که همه مردم بیایند رای بدهند و هر کس آرایش بیشتر بود، به جانشینی امام منتخب شود و در مسند نیابت امام قرار گیرد، بلکه چون این فرد یک شخصیت اجتماعی است و در عین حال یک شخصیت علمی، بنابراین توده نا آشنا با علم، خود به خود شایستگی انتخاب او را ندارند و عقل حکم می کند کسانی که آگاهی و علم دارند و می دانند که عالم ترین و متخصص ترین و آشنا ترین فرد به این مکتب کیست، یعنی عالِم شناسان به این انتخاب مبادرت ورزند و مردم هم که خود به خود با فضلا و و روحانیان و علمای مذهب خودشان تماس و به آنها اعتماد دارند و از آنها پیروی می کنند، طبعاً رای آنها را برای انتخاب نایب امام می پذیرند و این یک انتخاب طبیعی است، همان طور که درباره متخصصان دیگر این کار را می کنیم، مثلاً من که بیماری قلب دارم و شخصاً هیچ گونه آگاهی طبی ندارم، بزرگ ترین متخصص قلب را خودم انتخاب نمی کنم و معمولاً از دانشجویان پزشکی، اطبا، داروسازان و یا کسانی که آگاهی به این مسایل دارند استخبار می کنم که بهترین متخصص قلب کیست و بنابر اعتقادی که به ایشان دارم، رای ایشان را به عنوان رای خودم می پذیرم ؛ یک نوع انتخابات دو درجه ای طبیعی.
این امام، در دوره غیبت، مسئولیت هدایت خلق و پیروانش را برعهده علمای روشن و پاک و آگاهان برمذهب خود می گذارد تاظهورش فرا رسد و آن هنگامی است که رژیم های حاکم و نظام های اجتماعی در سراسر زندگی انسان ها به حضیض فساد رسیده باشد."
کتاب انتظار مذهب اعتراض، صفحات 24 الی 29.
منبع : رجا نیوز
... .
منبع : خبرنامه ی دانشجویان ایران
به مناسبت سالگرد نمازجمعه تاریخی رهبر انقلاب؛
23جمله کلیدی در تاریخیترین نماز جمعه
... .
منبع : رجا نیوز
منبع : بانوان
*كنار نكش! مراقب باش
-حكمت شماره يك نهج البلاغه:"در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش؛ نه پشتي دارد كه سواري دهد و نه پستاني تا او را بدوشند."
-شرح از مقام معظم رهبري(در جمع اعضاي مجلس خبرگان 2/7/1388): "بعضیها در فضای فتنه، اين جملهی «كن فی الفتنه كبن اللبون لا ظهر فیركب و لا ذرع فیحلب»(ترجمه:در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش؛ نه پشتي دارد كه سواري دهد و نه پستاني تا او را بدوشند) را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنهگر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ذرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود."
*معناي زهد، كناره گيري و گوشه نشيني نيست
-حكمت 439 نهج البلاغه: "زهد بين دو كلمه از قرآن است كه خداي سبحان فرمود : لكيلا تاسوا علي مافاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم(حديد 23) "تا برآنچه از دست شما رفته حسرت نخوريد و به آنچه به شما رسيده شادمان مباشيد" كسي كه بر گذشته افسوس نخورد و به آينده شادمان نباشد. همه جوانب زهد را رعايت كرده است."
-شرح از شهيد مطهري در كتاب احياي تفكر اسلامي:"چه عالي مي فرمايد اميرالمومنين: الزهد كلمه بين كلمتين من القرآن. علي (ع) كه زهد را از جنبه قوت روحي تفسير مي كند مي فرمايد: خدا در قرآن بيان كرده لكيلا تاسوا علي مافاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم. وقتي از ناحيه روحي به اين مقام رسيديد كه اگر تمام دنيا به شما روي بياورد شادي زده و اسير نمي شويد و اگر تمام دنيا را از شما بگيرند روحتان شكست نمي خورد. در اين صورت شما زاهد هستيد."
*فرزندان منحوس؛ مسبب هلاكت بزرگان
حكمت 453 نهج البلاغه: "زبير از ما اهل بيت بود ماداميكه فرزند نامباركش عبدا... پا به جواني گذاشت."
شرح از مقام معظم رهبري (نماز جمعه حرم امام خميني(ره) در خرداد 1389): جناب زبير سوابقى درخشان دارد كه نظير آن را كمتر كسى از اصحاب اميرالمؤمنين داشت. بعد از به خلافت رسيدن جناب ابىبكر، در همان روزهاى اول، پاى منبر ابىبكر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت كردند، گفتند: حق با شما نيست؛ حق با علىبنابىطالب است. ... يكى از آن اشخاصى كه پاى منبر جناب ابىبكر بلند شد و از حق اميرالمؤمنين دفاع كرد، زبير است. اين سابقهى زبير است. مابين آن روز و روزى كه زبير روى اميرالمؤمنين شمشير كشيد، فاصله بيست و پنج سال است.
*فاصله حق و باطل؛ چهار انگشت
خطبه 141 نهج البلاغه: "... بدانيد بين حقو باطل جز چهار انگشت فاصله نيست"
شرح از مولا علي (ع):
مردم بعد از اين بيان امام(ع) از ايشان پرسيدند معناي آن چيست؟ امام(ع) انگشتان خود را ميان چشم و گوش گذاشتند و فرمودند: باطل آن است كه بگويي "شنيدم" و حق آن است كه بگويي "ديدم"
منبع : آنتی مثلثیزم
از آنجا که برام سوال پيش آمده بود که خوب، کار برای خدا یا برای خدا کار کردن یعنی چه؟ برای یافتن پاسخ خیلی جستجو کردم ولی نتونستم یک تعریف جامع و کامل براش پیدا کنم. اما جملات خیلی قشنگی در اين رابطه پیدا کردم. نهایتا اومدم نشستم و از این صحبت ها یه سری شاخصه ها و ویژگی ها برای کار برای خدا در آوردم. در زیر هر کدام از موارد رو مینویسم و مستند اون رو هم میارم. انشالله که مفید واقع بشه:
۱-کاری که برای خدا باشد توسط کننده آن اظهار نمی شود:
شهید حسين خرازی:اگر کار برای خداست، گفتنش برای چیست.
۲-كار براي خدا و براي خدا كار كردن با هم متفاوت هستند.
شهيد آويني: کارتان را براي خدا نکنيد، براي خدا کار کنيد. تفاوتش فقط همين قدر است که ممکن است حسين در کربلا باشد و من در حال کسب علم براي رضاي خدا…!
۳-براي اينكه بتوانيم براي خدا باشيم، بايد از داشته ها و تعلقات دنيوي مان بگذريم. و براي ترك تعلقات و رسيدن به رضاي الهي بايد هميشه دلمان و وجودمان و همه چيزمان با خدا باشد و هر لحظه با ياد او باشيم.
شهيد همت: براي اين كه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشود و براي اين كه از همه چيزمان بگذريم بايد شبانه روز دلمان و وجودمان و همه چيزمان با خدا باشد، اين قدر پاك باشيم كه خداوند از ما راضي باشد.
۴-كسي كه براي رضاي خدا كار مي كند هرگز شكست نمي خورد چراكه پيروزي در درون رضاي خدا نهفته است و كسي كه هدفش رضاي خداست فقط به فكر انجام وظيفه است. نتيجه هر چه باشد.
امام خميني: اگر کار برای خدا باشد که شکست ندارد.
شهيد همت: ...و همه چيز (بايد) براي رضاي خدا باشد كه اگر شد پيروزي درونش است چه بكشيم چه كشته بشويم. اگر اين چنين باشيم پيروزيم، و هيچ ناراحتي نداريم و شكست براي ما معنا ندارد.
۵- كسي كه براي رضاي خدا كار مي كند هر گز مغبون و متضرر نمي شود چرا كه براي كسي كار مي كند كه سريع الحساب است و ذره اي از عمل خير هم از چشمش نمي افتد و يا مثل انسان ها دچار فراموشي نمي شود. برعكس انسانها كه....
آيت الله حكيم هميشه مي گفتند : « براي خدا کار کنيد ، اگر براي انسان ها کار مي کنيد ، بدانيد که انسان از نسيان خلق شده است و فراموش خواهد کرد . پس براي خدا کار کنيد و هر قدمي برمي داريد براي خدا باشد تا مغبون نشويد » .
۶-كسي كه براي رضوان الهي عملي انجام مي دهد نبايد هيچ چشم داشت و توقعي از مردم براي تشكر و قدرداني و... داشته باشد.
امام خميني: اگر اين راه را براي خدا مي رويد، اگر اين طريق را براي خدا طي مي کنيد، افسرده نباشيد از اين که به شما اعتنا نمي شود؛ خداوند به شما عنايت دارد. کوشش کنيد که راه براي خدا باشد، کوشش کنيد که چشمتان را از مخلوق، از ما سواي خدا ببنديد. توجه تان به اين نباشد که اگر خدمتي براي خدا مي کنيد، ديگران پيش شما بيايند تواضع کنند.
۷-فردي كه در جهت رضاي خداوند كار مي كند و به فكر رضاي خداست، بايد تسليم مشيت الهي باشد، چه سخت و چه آسان. بلكه تمام سختي ها و مشكلات برايش چون عسل شيرين باشد.
امام راحل: عمده، مشیت خداوند است که هرچه او بخواهد، همان، خوب است و چون عسل شيرین و باید با آغوش باز، پذیرای آنچه او میخواهد باشیم و از هیچ چیز نگران نباشید.
يا جمله حضرت زينب سلام الله عليها در خطبه معروفشان(بعد از واقعه عاشورا) كه فرمودند: ما رايت الا جميلا!
۸-شخصي كه در جهت قرب خدا عمل مي كند، افسرده نمي شود، نمي ترسد، شك نمي كند، مايوس نمي شود، متزلزل و خسته هم نمي گردد.
امام خامنه اي: پيروزى جزو نعمتهاى خداست و امام به پيروزى علاقه مند بود نه اين كه علاقه مند نبود يا بى رغبت بود اما آنچه او را به سوى آن هدفها پيش مى برد، تكليف و عمل به وظيفه ى الهى بود؛ براى خدا حركت كردن بود. چون انگيزه ى او اين بود، لذا نمى ترسيد؛ شك نمى كرد؛ ماءيوس نمى شد؛ مغرور نمى شد؛ متزلزل و خسته هم نمى شد. اينها خاصيت عمل به تكليف و عمل براى خداست .
۹-چنين كسي اعتماد به نفس و اطمينان بالايي دارد و همين پشتوانه باعث قدرت و استقامت بالاي او در برخورد با مسائل شده و لذا پيروز مي گردد.
حضرت امام خميني: اگر قيام براي خدا باشد، پشتوانه خدا باشد، يك طمأنينه اي در نفس پيدا مي شود كه ديگر شكست توي آن نيست؛ يك حالت نفساني در انسان پيدا مي شود براي اينكه به يك قدرت لايزال متصل شده است.
۱۰-اگر كار براي خدا باشد، راه براي انسان باز مي گردد و بن بست وسرخوردگي و ياس وجود ندارد.
دكتر احمدي نژاد: اگر كار براي خدا شد، راه براي انسان باز ميشود و بنبست و سرخوردگي و ياس وجود نخواهد داشت و در چنين صورتي حتي هر روز و هر لحظه افق و دريافت متعالي و جديدي پيش روي انسان قرار خواهد داشت و...
۱۱- چنين شخصي هميشه با طراوت و با نشاط و نو خواهد بود.
دكتر احمدي نژاد: اگر كار براي خدا باشد.... و انسان هميشه با طراوت و نو خواهد بود. چه آنكه حضرت امام(ره) در سن 89 سالگي طراوت يك جوان 25 ساله را داشتند و هر روز نيز بر طراوت ايشان افزوده ميشد.
۱۲-كار براي خدا يعني صفا و خلوص و اخلاص داشتن و گذشتن از منافع مادي و شخصي.
امام خامنه اي: انقلاب ما كه پيروز شد، به بركت صفا و خلوص و اخلاص و كار براي خدا و بلند شدن از سر منافع مادي و شخصي بود.
۱۳-كار براي خدا يعني نيت اعمال كه روح آن هاست متفاوت مي شود اگرچه ممكن است شكل و ظاهر آن فرقي نكند.
امام خامنه اي: در اسلام ، به جهت كار خيلي توجه شده است . مثلاً در عبادات مي گويند : بايد قصد قربت كرد. قصد قربت ، يعني همان جهت گيري و اين كه انسان كار را براي خدا انجام دهد و در جهت رضاي الهي باشد. شايد ظاهر و شكل مادي كار ، خيلي هم فرق نكند. روح كار فرق مي كند.
۱۴-انجام كارها براي خدا باعث هدر رفتن زحمات شيظان (و كوتاه شدن دست او از نفوذ و فاسد كردن اعمال) مي گردد.
گوينده نامشخص ولي جمله منطقي و به جايي است: براي خدا ازدواج کردن نتيجه اش هدررفتن زحمات شيطان است.
۱۵-كسي كه براي رضاي الهي مي خواهد كاري بكند، تعيين تكليف نمي كند، بلكه دنبال تكليف وارده در هر لحظه مي گردد تاهمان را انجام دهد(هر چه باشد).
گوينده نامشخص ولي جمله منطقي و به جايي است: در محضر حضرت حق سعي کنيم تکليف خودمان را بفهميم نه اينکه براي خدا تعيين تکليف کنيم.
۱۶-براي انجام كار ها براي خداوند بايد ابتدا از ظلمت ها وتاريكي ها بيرون برويم. وادعيه انسان را رد اين راه بسيار كمك مي كنند.
امام خميني(ره): اين ادعيه انسان را از اين ظلمت بيرون مي برد. وقتي كه از اين ظلمت بيرون رفت، انساني ميشود كه براي خدا كار مي كند ، كار مي كند اما براي خدا ، شمشير مي زند براي خدا، مقاتله مي كند براي خدا ؛ قيامش براي خداست.نه اين است كه ادعيه انسان را از كار باز مي دارد.
۱۷-خداوند به كاري كه براي او باشد بركت مي دهد، يعني كمك كرده، كم ها را بسيار بالا برده و رشد مي دهد.
امام خامنه اي: كار خودتان را جهاد فيسبيلاللَّه بدانيد؛ احساس خستگي نكنيد و..... خداي متعال هم بركت خواهد داد. خداي متعال به آن تلاشي، به آن كاري، به آن نيت و عزمي كه در اين جهت باشد، حتماً بركت ميدهد و كمك ميكند؛ كما اينكه در طول اين سي و دو سال تا امروز خداي متعال به ما كمك كرده. بدون ارادهي الهي، امكان نداشت يك ملتي بتواند در مقابل استكبار جهاني بايستد.
۱۸حتي كارهاي خير و خوب هم ارزششان به خلوص آنها بستگي دارد و در راه خدا حتي به اندازه خردلي هم نبايد انحراف نيت داشته باشيم.
آيت الله علم الهدي: ارزش كار خير به خلوص نيت و انجام اين عمل براي رضاي خدا است.
قسمتي از وصيت نامه شهيد جمال دشوري:...اينرا بدانيد، عمل اگر خالص باشد نتيجه آن پرثمر خواهد بود پس براي تمام موضعگيريها خدا را بياد آوريد و بدانيد كه اگر ذره حتي به اندازه خردلي انحراف نيت داشته باشيد در روز قيامت جوابي براي خدا نخواهيد داشت.
۱۹- انسان بايد كارهايش را براي رضاي خدا انجام دهد تا مستحق پاداش گردد.
آيت الله علم الهدي: مومن بايد زرنگ و باهوش باشد، يعني هر کاري را براي رضاي خدا انجام دهد تا پاداش اخروي شاملش شود.
۲۰- در انجام دادن كارها براي خدا يك سري عواملي هستند كه به آنها ضريب مي دهند و حتما بايد آنها را در نظر گرفت از جمله زمان و مكان و شرايط سياسي، عاطفي و... وگرنه چه بسا عملي ظاهرا براي خدا باشد اما بي ثمر و نابجا.
حجة الاسلام قرائتي:..اما كار براي خدا، يك چيزهايي ضريب كار براي خدا را بالا ميبرد. مثلاً آب دادن به تشنه فرق ميكند با آب دان به سير. يا آب خنك در تابستان دادن با آب خنك دادن در زمستان فرق ميكند. زمان فرق ميكند يكبار جلوي شاه ميگويي مرگ بر شاه يكوقت ميروي سر قبر شاه ميگويي مرگ بر شاه ديگر فايدهاي ندارد زمان ارزش كار را پائين و بالا ميبرد.
منبع : برای خدا
با سلام و صلوات بر امير مومنان علي عليه السلام كه ميلاد باسعادتش را پشت سر گذاشتيم و درود خدا بر پيام رسان عاشورا، زينب كبري سلام الله عليها كه امروز روز رحلت آن بانوي بزرگوار مي باشد.
وسلام و خداقوت بر مومنين عزيزي كه انشالله براي خدا معتكف شدند و بعد از آن با روحيه اي مضاعف براي خدايشان خواهند بود.
مطلبي كه در نظر دارم در مورد تفاوت كار براي خدا و براي خدا كار كردن است. كه با توجه به يك جمله از سيد بزرگوار، پسر عم عزيزم آغازش مي كنم.
«کارتان را براي خدا نکنيد، براي خدا کار کنيد. تفاوتش فقط همين قدر است که ممکن است حسين در کربلا باشد و من در حال کسب علم براي رضاي خدا…!»
با دقت در اين جمله و ساير اطلاعاتم، فكر مي كنم در كار براي خدا انجام كار اولويت دارد و خدايي بودن عارض بر آن مي شود. يعني شخص ابتدا مي خواهد كاري را طبق شرايط و ميل و رغبتش انجام دهد و بعد مي گويد: خوب، اين كار را براي خدا انجام مي دهم. كه البته اين نيز مي تواند ماجور باشد. مثلا بنا به روال جامعه و فشارهاي مامان جون و باباجون تصميم مي گيرد درس بخواند و در كنكور هم شركت مي كند و متناسب با رتبه و بازار كار و كلاس اجتماعي انتخاب رشته كرده، وارد دانشگاه شده و بعد مي گويد خدايا من دارم براي تو درس مي خوانم كمكم كن! يا با كسي آشنا شده و تصميم ازدواج با او را گرفته و مي گويد خدايا من به خاطر تو دارم زن ميگيرم كارام رو رو به راه كن! و....
اما در براي خدا كار كردن، ابتدائا براي خدا بودن مهم است وبعد از آن كار كردن و چكار كردن عارض مي شود. لذا اين كار مي تواند هر چيزي باشد و گاهي حتي هيچ كاري نباشد و يا كاري باشد كه همه بگويند نكن و به خاطر ان هم فحش و دشنام بشنوي و يا مسخره شوي و يا جانت در خطر باشد و شايد هم تحريم اقتصادي شوي و یا در جنگی همه دنیا علیه تو متحد شوند و....
در اينجا شخص به دنبال براي خدا بودن است، و مثل یک غلام حلقه به گوش به دنبال كشف اوامر محبوبي مي رود كه ادعا كرده، دوستش دارد (خوب حتما از طرف مدعي عليه نيز براي صحت صدق نيز مورد آزمايش قرار مي گيرد و ادعاي بدون عمل هم كه ارزش ندارد). در نتيجه، هر كاري را كه دريافت در اين لحظه و در اين مكان و با وجود اين شرايط خواست خداي من و تكليف من است، انجام مي دهد بدون چون و چرا، چه دلخواهش باشد و چه نباشد، چه مردم به به و چه چهش بكنند و چه نه. اين چنين فردي فورا لبيك گفته و مجدانه در پي اجراي اوامر محبوبش است. اگر روزي لازم باشد بجنگد و در ميدان جهاد با كفار باشد ميرود و بدرها، خندق ها، عاشوراها، انقلاب ها و دفاع مقدس ها مي آفريند وگاهي اگر صلاح در سكوت باشد 25 سال سكوت مي كند و گاهي به مطالعه و منبر و سخنراني وتدريس و شايد هم وبلاگ نويسي! روي مي آورد.
مطلبي كه در اينجا قابل توجه است، اين است كه در براي خدا كار كردن بايد يا نهايت تدبير و زيركي و كياست و البته اخلاص عمل كرد تا حد ممكن پيروزي حاصل شود، اما اگر تمام تلاشش را هم به خرج داد و باز آن نتيجه ظاهري اي را كه ما اهل دنيا پيروزي اش مي ناميم بدست نيامد، هيچ نگراني ودلهره اي نخواهد داشت چرا كه به قول كتاب مبين: «لا يكلف الله نفسا الا وسعها» ويا به فرمايش حضرت روح الله: «ما مامور به تكليفيم نه نتيجه». كه البته اگر گاهي شكست ما برابر با از دست دادن جانمان باشد خوشا به سعادتمان چرا كه چه فيضي بالاتر از توفيق نوشيدن شهد شيرين شهادت.
اما در كار براي خدا اينگونه نيست شما داري كار خودت رامي كني و راه خودت را و آنچه را كه صلاح و مصلحت خودت و مطابق منافعت مي داني، ميروي، و محض اينكه هم خدا راداشته باشي هم خرما را نيتي هم مي كني و مي گويي:«قربة الي الله» و چه بسا از خدا طلبكار هم بشوي و براي او تعيين تكليف هم بكني. در اينجا امكان دارد كار را در جاي خودش انجام ندهي هر جند كار خوب وبسيار با فضيلت و مهمي مثل نماز شب خواندن و يا كسب علم باشد، اما كاري است بدون اولويت و نابجا. اين بود كه در دوران دفاع مقدس افرادي به بهانه درس خوتندن و نياز كشور به علم از اولويت اصلي كه جنگ و مجاهده بود طفره مي رفتند و يا الان كه تكليف اصلي كار علمي و پيكار علمي است به بهانه نياز دانشگاه و جامعه به كار ما وهمايش و فلان مراسم ما دست از درس كشيده اند و هر كاري مي كنند مگر دانش جويي.
** در پایان از دوستان خواهشمندم، اگر نکته ای را به عنوان تکمیل این مطلب لازم میبینند حقیر را محروم نفرمایند.
منبع : برای خدا
گزارشی از دیدار شعرای حوزه شعر مذهبی و آئینی با رهبر انقلاب
... .
در این مقاله سعی می کنم واقعیت هایی را در مورد جامعه و حجاب که شامل مشاهدات و بحث هایم با افراد مختلف بوده است را بگویم
امیدوارم با خواندن و بحث سر درستی یا نادرستی آن کمک کنید که به یک نتیجه گیری صحیح برسیم و حرکتی در حل مشکلات اجتماعی جامعه خود برداریم .
... .
منبع : وبلاگ اندیشه های من
به نام بهترین راهنمایان
در این مقاله سعی بر این داریم تا احکام مربوط به مرتد را در بین ادیانی هم چون اسلام مسیحیت یهود و زرتشتی برسی کنیم امیدوارم شما هم تا پایان با ما همراه باشید تا با لطف خداوند درهای حقیقت بر دلهای ما باز شود. آمین
ارتداد در لغت به معنای رجوع و بازگشت است. قرآن در مورد مرتدان می فرماید: (کسانی که بعد از ایمان کافر شوند غضب خدا بر آنها است و عذاب عظیمی در انتظارشان است.)مرتد در فقه اسلامی دو نوع است مرتد فطری و مرتد ملی و باز هر کدام به جنسیت طرف هم تقسم میشود .
مرتد فطری یعنی کسی که از پدر و مادر مسلمان – هر دو یا یکی از آنان – به دنیا آمده باشد و پس از بلوغ ، از اسلام برگردد.
... .
منبع : شیعه ها
... .
منبع : رجا نیوز
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
منبع : وبلاگ قریب
مردم آخر الزمان، باید باهوش باشند. باید با بصیرت باشند. خیلی راحت و سریع راه کار های تکراری دشمن را تشخیص بدهند.
من به شما می گویم. هر فیلمی که غیرت مرد را مسخره کند یا کمرنگ کند، صد در صد صهیونیستی است. باید به جایی برسیم که همه مردم این را تشخیص بدهند.
نمی گویم کارگردان آن جاسوس است. نه لزوما! شاید باشد شاید هم یک مزدور بی جیره و مواجب باشد. مهم این است که یک فیلم صهیونیستی ساخته.
مردم باید خیلی راحت ارتباط اینها را هضم کنند و بفهمند.
بله غیرت بی جا هم داریم. همانطور که مردم قرآن خوانی را داشتیم که حضرت علی علیه السلام را کشتند. خب ما بیاییم و قرآن را مسخره کنیم؟ نه.
---------
صحبت های بالا، نقل قول آزادی بود از بخشی از صحبت های آقای پناهیان عزیز در دانشگاه امام صادق علیه السلام در دهه اول محرم امسال.
حتما شما هم انبوه احادیث و روایات و نیز سیره در مورد ستایش و تقویت غیرت مردان را دیده یا شنیده اید.
حال چه شده است که با فیلم ها، با رسانه ها و تبلیغات و گاهی با اظهار نظر چند نفر روشنفکر مآب ، به ما القاء کرده اند که غیرت بد است و برخی زنان ما به دنبال شوهر بی غیرت هستند که کمتر جلوی دست و پای آنها را بگیرد و برخی مردان ما، می ترسند از اینکه به آنها برچسب غیرتی زده شود، الله اعلم.
همین بس که:
پیامبر (صلوات الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: "همانا غیرت نشانه ی ایمان است". (میزان الحکمه، ج7)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: "غیرت مرد ایمان است". (میزان الحکمه، ج7)
ایشان همچنین می فرمایند: "ارزش مرد به قدر همت او و پاکدامنی او به قدر غیرت اوست".
امام
صادق (علیه السلام) می فرمایند: "همانا خداوند تعالی غیرتمند است و غیرت
را دوست می دارد و به خاطر غیرتمندی است که فحش و زشتکاری آشکار و نهان را
جرام فرموده است". (آثار الصادقین، ج16، ص134)
و صد البته که در هر چیزی در اسلام، باید از افراط و تفریط پرهیز کرد. اما اینکه حد اعتدال از دیدگاه اسلام کجاست را هم باید از سیره اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین فهمید نه اینکه سلیقه ای رفتار کرد:
امام علی (علیه السلام) می فرمایند "غیرت بر دو گونه است؛ غیرت خوب و
زیبایی که مرد با داشتن آن اهلش را اصلاح می کند" که اینگونه غیرت باعث
اصلاح ناموس از بدحجابی و لاابالی گری می شود.
و "غیرتی که با داشتن
آن وارد آتش می گردد". غیرت اگر به افراط برسد موجب بدگمانی مرد به ناموسش
می شود. حضرت علی (علیه السلام) امام حسن (علیه السلام) می فرمایند: "از
اظهار غیرت بی جهت، اجتناب کن؛ زیرا این عمل موجب آن می گردد که زن را از
صحت عمل به فساد بکشاند". همچنین می فرمایند "غیرت زیاد درباره ی ناموست به
خرج مده که به رفتار بد منسوب گردی".
اما حد اعتدال در سیره چگونه است؟ خوب است که نگاهی به شیوه رفتار پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام بیندازیم.
منبع : وبلاگ قریب
به نام حق
... .
منبع : شبکه ایران
... .
منبع : صراط
از رأی مردم نه
از خون مردم
می خواست رئیس شود
همین بود که اعلام پیروزی اش در انتخابات، ربطی به اعلام رسمی
نتیجه ی انتخابات که هیچ، ربطی به پایان انتخابات هم نداشت حتی!
اصلاحات نیاز به خون داشت
و آشوب
باید که زودتر متولد می شد
بماند در تاریخ؛
که مردی برای اولین بار خود را در معرض رأی مردم قرار داد
و هنوز ناظرین و مجریان پای صندوق بودند
هنوز مردم برای دادن رای می آمدند و می رفتند
و هنوز رأی گیری تمام نشده بود، چه رسد به آغاز شمارش آراء
که آن مرد خود را پیروز انتخابات نامید
و فردا همینان، به رهبر اشکال کردند
که هنوز نتیجه ی رسمی اعلام نشده، چرا تبریک گفته است؟
در حالی آن وقت، اغلب صندوق ها شمارش شده بود…
آبروی نظام را هدف گرفت…
منبع : میوه ی ممنوعه
سکانسها
و پلانهای اغواکننده این سریال بر صفحات سایتها، روزنامهها و رسانههای
زنجیرهای و دیگر رسانههای غیررسمی دیداری و شنیداری این جریان نقش بست و
در بسیاری از لحظهها ترسناکترین و در عین حال مضحکترین صحنهها را رقم
زد که باعث ریزش بسیاری از خواص و بزرگان شد.
بخش دوم این سریال سیاسی پس از انتخابات سال 1388 و خصوصاً در ماههای اخیر، با شدت و حجم بیشتری تهیه و تولید شد. این بخش از سریال فوق به شرح زیر در 12 پرده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است...
پرده اول:
اتهام جریان سبز به احمدینژاد مبنی بر خیالبافی و خرافهگرایی
13 خرداد 1388: مدیریت خیالبافی و خرافهگرایی از این نوع مدیریت است...
میرحسین موسوی در مناظره با دکتر احمدینژاد مدعی شد: یک مدیریتی هست که بر اساس ماجراجویی و بیثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرماننمایی و شعاری، خیالبافی و خرافهگرایی، پنهانکاری، خودمحوری، قانونگریزی، سطحینگری و روزمرگی و افراط و تفریط که من بقیه بحثها را در این چارچوب پیش خواهم برد...
یک موردی هم هست که ما بیاییم بر اساس متانت رفتارهای منطقی و کارشناسی شده، خرافهستیزی و شفافیت، صراحت، قانونگرایی و اتکا به خرد جمعی، دوراندیشی و آینده نگری، اعتدال و میانهروی کار کنیم...
به هر حال مدیریت هیجانی و بی ثبات، نمایشی و شعاری، خیالبافی و خرافهگرایی از این نوع مدیریت است.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=890784
20 خرداد 1388: متوسل به خدا و پیغمبر میشوم، میگویند خرافهای است، حال به یک پارچه متوسل شدهاند
به
گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، دکترمحمود احمدینژاد در بخشی از
سخنان خود در اجتماع میلیونی مردم تهران که از میدان انقلاب تا دانشگاه
شریف حضور پیدا کرده بودند با اشاره به توزیع سیدیهای تخریبی علیه وی
گفت: میلیونها سیدی علیه من به عنوان 90 سیاسی منتشر کردهاند که محل چاپ
و تکثیر آنها معلوم است و آنها با بریدن مطالب در این سیدی میخواهند
مرا خرافاتی جلوه دهند و در حالی که ما از امام زمان و پیامبران اسم
میبریم، میگویند که ما خرافی هستیم اما خود آنها به یک تکه پارچه متوسل
میشوند.
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8803200639
29 خرداد 1388، مقام معظم رهبری: رئیس جمهور را خرافاتی، رمال و از این نسبتهای خجالتآور دادند!
امام
خامنهای در خطبه دوم نماز جمعه در مورد تخریب رئیس جمهور فرمودند: از یک
طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهور قانونی کشور شد. حتی از دو سه ماه
قبل از مناظرات هم این سخنرانیها را برای من میآوردند و من میدیدم یا
گاهی میشنیدم؛ تهمتهایی زدند، حرفهایی گفتند؛ به کی؟ به کسی که رئیس
جمهور قانونی کشور است، متکی به آرای مردم است. نسبتهای خلاف دادند، رئیس
جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغگویی متهم کردند! اینها
خوب است؟ کارنامههای جعلی برای دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند که
ما که در جریان امور هستیم، میبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛
فحاشی کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبتهای خجالتآور
دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190
ادامه دارد ... .
منبع : سیاست سبز
قتل و غارت و تجاوز به حریم خانوادههای شیعه کوفه همان اتفاقی است که
امروزه در علم جامعه شناسی تعبیر به ایجادنارضایتی عمومی میشود و آل زبیر
در آن زمان بدون اطلاع از چنین علمی به درستی قلب حکومت مختار را نشانه
رفتند.
اما درسی که مختارنامه شب گذشته برای مسئولین امروزی ما، به
خصوص مسئولین و موظفین به تامین امنیت داخلی داد و پیامی که داشت این بود
که احساس ناامنی و عدم امنیت جانی و مالی در یک جامعه مردم آن را نسبت به
نظام حاکمه بدبین کرده و موجب ایجاد احساس نارضایتی عمومی میشود.
در
بخشی از دیالوگهای مختار داشتیم که به واسطه رشوه گیری مامورانش، وی
گفت: آیا ما مسئول امنیت جان و مال و ناموس مردم هستیم یا خیر؟ اگر
نمیتوانیم این کار را انجام ...
شاید مصادف شدن پخش این قسمت از مختارنامه با اتفاقاتی که چند روز گذشته برای آمران به معروف افتاد و هم چنین رسانهای شدن تنها بخشی از کمکاریهای نیروی انتظامی در بخش برخورد با زورگیران و متجاوزان به عنف که در ملا عام درپی ربودن ناموس مردم هستند و یک روحانی با گذشتن از جان خود این کمکاری را جبران کند خیری باشد که در آن درسی نهفته است.
منبع : منجی
... .
منبع : افق سبز
گزارشی کوتاه از مقاله مؤسسه آمریکایی کارنگی
تقدیم به رهبر با عزت و مقتدر انقلاب اسلامی، امام خامنه ای (روحی له الفداء)

اشاره: در سال ۲۰۰۸ مقاله ای تحقیقی تحت عنوان "بازخوانی آیت الله خامنه ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر ایران" از طرف مؤسسه آمریکایی "کارنگی" به قلم نویسنده ایرانی این مؤسسه، کریم سجاد پور، منتشر شد که در دسامبر ۲۰۰۹ با اعمال ویرایش هایی، مجددا منتشر و روی وبسایت این مؤسسه قرار گرفت. نویسنده این مقاله گرچه خواسته آرای رهبر معظم انقلاب (زید عزه) را از میان سه دهه سخنرانی ها و اقدامات ایشان استخراج و به زعم خود بطور دقیق و جزء به جزء آنها را بررسی کند اما در خلال متن نتوانسته بغضش را از انقلاب اسلامی و رهبر مقتدر انقلاب مخفی کند و تحلیل های خود را به نحوی کینه توزانه ارائه داده است. در اینجا از ذکر عمده این کینه ورزی ها صرفنظر کرده و صرفا جهت اطلاع دوستان از اینکه چنین مقاله ای منتشر شده و همچنین آوردن شاهد بر حرفی که در پست گذشته زدیم و گفتیم که آغاز بیست و سومین سال زعامت ایشان خار در چشم آمریکاست، به عناوینی از این مقاله اشاره می کنیم و دوستان اهل تحقیق را به مطالعه اصل مقاله که لینک آن در ذیل این پست برای دانلود در دسترس است دعوت میکنیم. بازخوانی این مقاله مفصل از آنجا که یک مؤسسه آمریکایی در آن به زعم خود در جستجوی راهکاری برای احیای سلطه مجدد آمریکا بر ایران در آینده بر آمده جالب توجه است.
![]()
نویسنده این مقاله سخن خود را به این شکل آغاز کرده: "شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد" و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه های ایشان کرده و در عباراتی به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهره "میانه رو ناشناخته" بوده است تأکید می کند و علائم آنرا در علاقه ایشان به موسیقی و شعر و به دست کردن ساعت مچی می بیند!
نویسنده در ادامه به نفوذ ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرده و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده ست! وی اشاره می کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته ها و سخنان امام خمینی (ره) موجود است و بر همان مبنا نیز آیت الله خامنه ای چهار هدف انقلاب را عدالت، استقلال، خودکفایی و معنویت دینی می داند که از اینجا به بعد نویسنده سعی می کند دیدگاههای ایشان را در این چهار زمینه مثلا استخراج و بیان کند. او همچنین نواب صفوی (ره) و امام خمینی (ره) را دو شخصیت مؤثر بر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (زید عزه) می داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده اند و سپس به ذکر تاریخچه ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان می پردازد و بعد تأکید می کند که از آنجا که رهبری در ایران سیاستهای کلی را تعیین می کند و نفوذ فراوانی دارد، مهمترین شخصیت در ایران است.
نویسنده، آیت الله خامنه ای (زید عزه) را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی (ره) می داند و تأکید می کند که ایشان در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته و دشمنی خود با آنرا به صراحت ابراز کرده اند و ریشه دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه بخاطر مسئله هسته ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب الله بلکه بخاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است. راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز در بیان ایشان "مقاومت" معرفی شده چرا که ایشان معتقدند هر چقدر در برابر ابرقدرتها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آنها بیشتر خواهد شد. او ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت الله خامنه ای (زید عزه) در ترسیم "نقشه های آمریکا علیه انقلاب" برای مردم ایران، به تبیین ایشان درباره نحوه فروپاشی شوروی و انقلابهای رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تأکید ایشان بر تهاجمات فرهنگی ضد اسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی فروپاشی یک کشور را نیز مورد بررسی قرار داده است.
به جهت رعایت اختصار، بررسی های مفصل نویسنده مقاله پیرامون دیدگاههای امام خامنه ای (روحی فداه) را موکول به مطالعه دوستان می کنم. آنچه که برای خود من در متن مقاله جالب توجه است این است که این مقاله در ورای بررسی های خود، افادات بغض آلود نویسنده را در خود جا داده و در پایان به ایران پس از ایشان دل بسته و اظهار امیدواری کرده که در آن هنگام آمریکا بتواند به منافع خود در رابطه با ایران دست یابد! و نهایتا برخی دستورالعمل ها را برای سران دولت آمریکا ذکر کرده و اشاره کرده است که با وجود آیت الله خامنه ای (زید عزه) امید ایجاد شرایط داخلی یا خارجی مطلوب آمریکا دور از تصور است. این نکته فی نفسه مصداق روایت "الفضل ما شهد به الاعداء" و بدون تعارف بیانگر این واقعیت گزنده برای آمریکائی هاست که رهبری استراتژیک و مقتدارنه امام خامنه ای (روحی فداه) خار در چشم آنهاست. این چند نکته را بخوانید:
۱. آیت الله خامنه ای باید متقاعد شود (!) که آمریکا رویه خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با ایران برخورد خواهد کرد.
۲. آیت الله خامنه ای هیچ گونه عقب نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان مؤثر نمی افتد.
۳.
هر نوع برنامه ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح شود، نه مقامی دیگر و
گرنه مانند تلاشهای قبلی که در دوره اصلاح طلبان صورت پذیرفت بی نتیجه
خواهد ماند!
آخرین جملات این مقاله نیز تأکید می کند که تا زمانی که آیت الله خامنه ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، فرهنگ "مرگ بر آمریکا" در ایران حاکم است و گرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت است، اما باید دانست که اجرای هر برنامه ای برای دور زدن ایشان نتیجه نخواهد داد.
دریافت اصل مقاله (PDF)
با تشکر از "کانون تبلیغاتی مبلغان" تبریز و دوستان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تبریز
منبع : جنگ بی پیان