سال ۱۳۹۰ به منوال سال‌های گذشته با پیام مقام معظم رهبری آغاز شد، سالی که معظم‌له آن را هوشمندانه سال جهاد اقتصادی نامیدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صراحتاً اولویت و فوریت مسئله اقتصادی را بر همه مسائل کشور یادآور شدند. اما آنان‌که سهم خود را در ایجاد شکاف بین مسئولین و افزایش تنش در جامعه‌ می‌دیدند بنای خود را بر تخریب دولت نهادند.

علت این تخریب‌ها چنانکه رهبر عظیم‌الشأن انقلاب در دیدار با مردم استان فارس فرمودند امر مهمی نبود، ایشان در آن دیدار تأکید کردند: «این مسئله مهمی نیست، نظایرش هم اتفاق می‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونی، تریبون‌دارهای بین‌المللی بوق‌های تبلیغاتی، از همین مسئله استفاده می‌کنند برای این‌که فضای تبلیغاتی را شلوغ کنند.

عرض من به عناصر داخلی، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانی که در داخل با مسائل تبلیغاتی سروکار دارند این است که سعی کنند به این آشفتگی کمک نکنند. اینکه تحلیل بگذارند، یکی از آن طرف، یکی از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، برای هیچ و پوچ، چه لزومی دارد؟» اولین سؤالی که مطرح می‌شود این است که چه کسانی با چه عقبه‌ای با زیرپا نهادن توصیه ولی امر مسلمین، نه تنها ایجاد تنش در جامعه را متوقف نساخته بلکه بر دامنه آن نیز افزودند.

همه ادعاهای جریان مخالف دولت در حالی مطرح می‌شود که دکتراحمدی‌نژاد فارغ از بازی‌های سیاسی بار‌ها تأکید کرده‌اند که هر یک از منتسبین من که آلوده به فسادی است، دستگاه‌های مسئول موظفند آزادانه و تحت رعایت عدالت با آنان برخورد کنند. اما در این بین ادعاهای مخالفین هرگز به اثبات نرسید و آن هنگام که به بی‌تأثیری القائاتشان برای طرد رئیس‌جمهور از سوی مردم پی بردند، طرح مسائلی همچون ارتباط با اجنه و رمالی را آغاز کردند.

اما آنان‌که تنها نام مقام معظم رهبری را ترجیع‌بند سخنانشان قرار می‌دادند و برخلاف خط ایشان حرکت می‌کردند به این بیانات اهمیت نداده و در ظلمی آشکارا به رهبری، مدعی طرح نظرات خصوصی معظم‌له برای خود با عنوان خواص می‌شدند.

آنان یا فراموش کرده بودند یا نمی‌خواستند به یاد بیاورند که رهبر انقلاب فرموده‌اند: «من این را گاهی بیرون هم شنفته‌ام. می‌گویند آیا ما هم باید مثل رهبری موضع بگیریم یا نه؟ خب رهبری یک تکلیفی دارد، ما یک تکلیف دیگر داریم.

ببینید، مبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان رسمی مطرح می‌شود، در خفا به بعضی از خواص و مخلصین آن نظر را منتقل می‌کند که اجرا کنند؛ مطلقاً چنین نیست. اگر کسی چنین تصور کند تصور خطایی است اگر نسبت بدهد گناه کبیره‌ای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همین است که صریحاً اعلام می‌شود، همین است که من صریحاً اعلام می‌کنم.»

آری رهبری تکلیف ما را روشن کرده‌اند، همگان بخوبی می‌دانند که دولت نهم و دهم بر آرمان‌های خود از جمله اطاعت از اوامر رهبری میثاق بسته است.

شاید مرور گذرا بر برخی مواضع این رسانه‌ها ابعاد ماجرا را کمی روشن‌تر کند، رسانه‌هایی که به مدد بودجه مبارزه با جنگ نرم، جنگ علیه دولت را شروع کرده‌اند و بر آتش این فتنه کور می‌دمند.

از یک خبرگزاری‌ در رأس این ماجرا نام می‌برند؛ خبرگزاری‌ای که با برگزاری جلساتی موسوم به «پاتوق» خبرنگاران خود را نسبت به دولت حساس کرده است.

این سایت خبری برای دامن زدن به تئوری حاکمیت دوگانه روزانه ده‌ها مصاحبه، گزارش و... را تولید می‌کند تا موضوع فرعی کشور را به اصلیترین سوژه نظام تبدیل کند. این در حالی است که روزانه بعضی از خبرهای این سایت خبری تبدیل به تیتر اصلی رسانه‌هایی همچون بی‌. بی. سی یا صدای امریکا می‌شود.

این خبرگزاری از ابتدای سال ۹۰ بیش از ۷۵۳ خبر، مصاحبه و... را با محوریت تخریب دولت و تشویش اذهان عمومی مخابره کرده است تا وجود حاکمیت دوگانه را به اثبات برساند. این در حالی است که در چند سال اخیر این خبرگزاری برای یکدست کردن نیروهای خود بار‌ها دست به تصفیه خبرنگاران غیرهمسو زده است.

این فضا آنچنان توسعه یافته که مؤسسات و خبرنگاران وابسته به این سایت خبری در مقابل ده‌ها میلیون بیننده داخلی و خارجی با توهین به رئیس‌جمهور در کنفرانس خبری علیه ایشان بیانیه قرائت کنند.

از سوی دیگر رئیس ستاد یکی از نامزدهای انتخابات گذشته ریاست جمهوری، سایت خبری خود را با‌‌ رها کردن دغدغه‌هایی همچون جهاد اقتصادی، اصلاح علوم انسانی، دفاع از مظلومین و... به محلی برای عقده‌گشایی علیه رئیس‌جمهور قانونی کشور تبدیل کرده است.

به واقع چه کسانی از طرح آزادانه نظرات هراس دارند؛ چه کسانی از افزایش محبوبیت رئیس‌جمهور در اثر اجرای صحیح طرح هدفمندی یارانه‌ها بیمناک هستند و چه کسانی اخلاق را فدای کسب کرسی قدرت‌های زودگذر می‌کنند.

منبع : شبکه ایران