تحلیل حسین شریعتمداری از ترور شهید ربانی

آيا مي توان در اين واقعيت كمترين ترديدي داشت كه شهيد برهان الدين رباني، قرباني خشم و كينه آمريكا و متحدانش از نقشه راهي بوده است كه اجلاس بيداري اسلامي پيش روي ملت هاي مسلمان گشوده است؟


همه نشانه ها حكايت از آن دارند كه برهان الدين رباني، رئيس شوراي عالي صلح افغانستان و اولين رئيس جمهور اين كشور، در جريان يك توطئه و پروژه مشترك از سوي آمريكا و رژيم آل سعود به شهادت رسيده است و شهادت ايشان پيام خشم آميخته به اضطراب و نگراني آمريكا و متحدان غربي و منطقه اي آن از موفقيت بي نظير و بيرون از انتظار كنفرانس بيداري اسلامي در تهران بوده است. اين نظريه، فقط يك «گمانه» نيست، بلكه واقعيتي است كه شواهد و قرائن فراواني بر صحت آن گواهي مي دهند. بخوانيد!
1-منزل مسكوني شهيد برهان الدين رباني كه عمليات ترور در آن صورت پذيرفته، در جاده دهم وزير محمد اكبرخان كابل كه يكي از مناطق و محله هاي معروف كابل است، قرار داشته است. اين ساختمان در فاصله كوتاهي از سفارت آمريكا در كابل واقع شده و منطقه ياد شده تا شعاع چند كيلومتر تحت حفاظت شديد نيروهاي آمريكايي بوده است و سرفرماندهي ارتش آمريكا در افغانستان، اين منطقه را «منطقه امن و حفاظت شده و غيرقابل نفوذ» اعلام كرده و مخصوصا بعد از تلاش دو هفته قبل طالبان در حمله به سفارت آمريكا، بر شدت حفاظت از آن به گونه اي محسوس و چشمگير افزوده بود، تا آنجا كه غير از افسران ارشد ارتش آمريكا و چند مقام رسمي دولت افغانستان، هيچكس بدون بازرسي نمي توانست راهي به درون اين حلقه حفاظتي داشته باشد. با اين حال دو تروريستي كه برهان الدين رباني را به شهادت رسانده اند علي رغم آن كه موادمنفجره را در ميان دستار و روي سر خود جاسازي و با خود حمل مي كرده اند، بدون بازرسي وارد حلقه حفاظتي شده اند. و يا بعد از بازرسي بي آن كه مانع ورود آنها شوند به درون حلقه راه يافته اند! ممكن است گفته شود از آنجا كه تروريست هاي مورد اشاره به عنوان نمايندگان رسمي مذاكره كننده از سوي طالبان آمده بودند، نيازي به بازرسي بدني آنها احساس نشده است كه اين احتمال با ارائه شواهدي در ادامه همين نوشته، نفي خواهد شد.
2- شهيد برهان الدين رباني يكي از شخصيت هاي برجسته و شناخته شده اي بود كه به اجلاس بيداري اسلامي در تهران دعوت شده و در اين اجلاس مخصوصا به دليل جايگاه و سابقه اسلامي و مبارزاتي خود حضور چشمگير و موثري داشت. ايشان تصميم داشت و اعلام نيز كرده بود كه تا چند روز بعد از پايان اجلاس به حضور خود در ايران ادامه خواهد داد ولي روز دوم همايش آقاي «حامد كرزاي» رئيس جمهور افغانستان كه براي شركت در اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد به نيويورك رفته بود، در يك تماس تلفني به ايشان خبر مي دهد كه دو تن از اعضاي طالبان به نمايندگي از اين گروه قصد مذاكره فوري با ايشان را دارند و از شهيد رباني مي خواهد كه براي انجام اين گفت وگو به كابل مراجعه كند. اصرار شهيد برهان الدين رباني براي تعويق چند روزه اين قرار بي نتيجه مي ماند و ايشان با عجله و از طريق دوبي به كابل باز مي گردد. قرار ملاقات ساعت 30/5 بعدازظهر به وقت كابل بود و شهيد رباني كه ساعت 30/4وارد كابل شده بود بي آن كه فرصت انجام مقدمات لازم و متعارف را پيدا كند در ساعت مقرر دو فرستاده طالبان -يعني تروريست ها- را به حضور مي پذيرد و فاجعه در همان اولين دقايق ديدار به وقوع مي پيوندد. دراين باره گفتني است كه؛
الف: شهيد برهان الدين رباني از يكسال قبل به عنوان رئيس «شوراي عالي صلح» افغانستان انتخاب شده و در اين فاصله مذاكرات فراواني با گروههاي مختلف افغان داشته است و مطابق روال تعريف شده و شناخته شده اينگونه قرار ملاقات ها، نظير ملاقات مورد اشاره از مدتها قبل برنامه ريزي مي شود و از سوي ديگر طي چند روز اخير اتفاق درخور توجه و تعيين كننده اي در ميان نبوده است كه ترور رئيس شوراي عالي صلح از سوي طالبان، ضرورت فوري و فوتي داشته باشد. بنابراين به وضوح مي توان نتيجه گرفت كه ترور شهيد رباني، طي چند روز اخير طراحي شده و به اجرا درآمده است، چرا كه تروريست ها مي توانستند با بهره گيري از عنوان نمايندگي طالبان- گروه تروركننده كه مسئوليت آن را نيز پذيرفته است- زمان مناسب ديگري را براي ترور ايشان در نظر بگيرند و يا اين كه اقدام تروريستي خود را طي چند ماه گذشته و در فرصت ملاقات هاي فراوان ديگري كه داشته اند عملياتي كنند؟ اين نكته نشان مي دهد كه كانون ترور، از قبل تصميم به ترور شهيد رباني نداشته و يا انجام آن را يك ضرورت فوري تلقي نمي كرده است. و اين تصميم در چند روز اخير اتخاذ شده است. و اما، طي چند روز اخير، چه رخداد غيرمنتظره اي اتفاق افتاده كه باعث شده كانون مشترك ترور- آمريكا، آل سعود و پياده نظام آنها يعني طالبان- ترور شهيد رباني را در دستور كار فوري و فوتي خود قرار دهد؟ تنها رخداد مهم و سرنوشت ساز اين روزها برپايي اجلاس بيداري اسلامي در تهران و موفقيت بي نظير و فراتر از حد انتظار آن در همراهي ملت هاي مسلمان براي مقابله با سلطه آمريكا و حذف ديكتاتورهاي دست نشانده در جهان اسلام بوده است.
ب: اصرار حامد كرزاي براي مراجعه شهيد رباني به كابل و انجام ملاقات با نمايندگان طالبان نمي تواند به مفهوم اطلاع وي از ماجرا باشد. چرا كه شهيد رباني از مخالفان سرسخت طالبان بود و طالبان از دشمنان سرسخت كرزاي نيز هست اگرچه مخالفت شهيد رباني و كرزاي با طالبان از دو موضع جداگانه بوده است. از سوي ديگر، حامد كرزاي به يقين مي دانسته كه اصرار تلفني و آشكار وي به برهان الدين رباني براي بازگشت به كابل و ملاقات با فرستادگان طالبان از نگاه هيچكس پنهان نمي ماند بنابراين چنانچه از طرح ترور باخبر بود، نبايد با اصرار و آشكارا از برهان الدين رباني مي خواست كه به كابل بازگشته و با نمايندگان طالبان ملاقات كند.
3- بعداز بازگشت شهيد رباني به كابل و استقرار در محل سكونت خود، دو فرستاده طالبان كه در پوشش ملاقات با وي و گفت وگو درباره صلح آمده بودند، وارد محوطه منزل شهيد مي شوند. در اين هنگام، اگرچه شهيد رباني و برخي از اطرافيان و محافظان وي با توجه به مقررات حلقه استحفاظي، اطمينان داشتند كه آنها قبل از ورود به اين حلقه از سوي نظاميان آمريكايي تحت بازرسي قرار گرفته اند ولي براي اطمينان بيشتر خواستار بازرسي بدني فرستادگان مي شوند. اما، دو تن از اعضاي طالبان كه عضو شوراي عالي صلح به رياست برهان الدين رباني بودند، خطاب به شهيد رباني و محافظان وي اظهار مي دارند كه اين دو تن بدون بازرسي نمي توانند از حلقه حفاظتي نيروهاي آمريكايي عبور كرده باشند و از سوي ديگر، آنها به نمايندگي از سوي طالبان آمده اند و بازرسي بدني آنان مي تواند اهانت به آنها تلقي شده و موجب ناخرسندي گروه طالبان شود! در پي اين توضيح، شهيد رباني و محافظان وي از بازرسي صرفنظر مي كنند. همين جا، بايد به احتمالي كه در صدر اين نوشته آمده و نفي شده بود اشاره كرد و آن اينكه، برخلاف احتمال ياد شده، نمايندگان طالبان نمي توانسته اند با اين عنوان كه نمايندگان رسمي مذاكره كننده هستند بدون بازرسي آمريكايي ها وارد حلقه حفاظتي شده باشند، چرا كه، اولا؛ در گفت وگوي اوليه با محافظان شهيد رباني بر انجام بازرسي آنها از سوي آمريكايي ها- البته به دروغ- تاكيد شده و ثانيا؛ تصميم محافظان به بازرسي آنان نشان مي دهد كه اينگونه بازرسي ها عادي و جاري بوده است و ثالثاً؛ دو تروريست ياد شده از شخصيت هاي شناخته شده نبوده اند كه آمريكايي ها در ضرورت بازرسي بدني آنها ترديد كرده باشند. و اما، در پي انصراف از بازرسي بدني نمايندگان طالبان، يكي از آنها براي روبوسي و مصافحه به برهان الدين رباني نزديك مي شود و در همان حال، دو عضو طالبان در شوراي عالي صلح كه مانع از بازرسي شده بودند، به گونه اي محسوس، خود را از نقطه ملاقات و اطراف شهيد رباني دور مي كنند و قابل توجه آن كه بعد از چند قدم، با حالت نيم خيز به دور شدن خود ادامه مي دهند!... و شهيد رباني، حامي صديق مردم مظلوم افغانستان و يار ديرينه حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب، بي سر به ديدار يار مي شتابد.
تروريست ها چگونه از حلقه حفاظتي نظاميان آمريكايي عبور كرده اند؟ چرا بازرسي نشده اند؟
4- طالبان را مي توان به سه طيف تقسيم كرد.
اول؛ گروه معروف حاكم بر افغانستان طي سال هاي 75 تا 80 كه تحت رهبري
- ظاهري و اسمي- بن لادن و ملا عمر قرار داشته و اكنون بعد از كشته شدن بن لادن، رهبري اين گروه برعهده «ايمن الظواهري» است. او اهل قاهره است و به اعتراف حسني مبارك در مصاحبه با نيويورك تايمز، از سوي سازمان سيا در قاهره عضوگيري شده بود. بن لادن نيز عضويت خود در سازمان «سيا» را نفي نمي كرد بلكه مدعي بود كه بعدها از سازمان اطلاعاتي آمريكا جدا شده است! اين گروه به اعتراف آمريكايي ها و اظهارات بي نظير بوتو، ساخته مشترك «مديريت آمريكا، حمايت مالي آل سعود و تدارك محلي سازمان اطلاعات پاكستان» است. ترور شهيد رباني از سوي اين طيف صورت گرفته است. رهبران اصلي اين طيف عمدتا غيرافغاني و از اتباع عربستان و مصر هستند.
دوم؛ طيف ميانه با رهبري ضمني «حكمت يار».اين طيف معتقد به مذاكره براي سهيم بودن در حاكميت افغانستان است و رباني و كرزاي در مذاكرات چندماهه اخير با اين طيف، پذيرفته بودند كه حاكميت 16 استان جنوبي افغانستان به طالبان- تمامي گروه ها- سپرده شود.
سوم؛ طيفي كه از آن با عنوان «طالبان محلي» ياد مي شود و از نظر جمعيت در اكثريت هستند ولي در مذاكرات و معادلات، كمتر به بازي گرفته مي شوند.
بديهي است كه فقط طيف اول يعني طالبان وابسته به آمريكا و سعودي مي توانسته اند براي ترور برهان الدين رباني انگيزه داشته باشند، چرا كه اين طيف بارها نشان داده اند بدون اشاره آمريكا دست به هيچ اقدامي نمي زنند. رهبران اين طيف روابط اعلام شده اي با ژنرال پترائوس- سرفرماندهي سابق آمريكا در منطقه- داشته اند.
5- و بالاخره، اجلاس بيداري اسلامي در تهران كه با حضور بيش از هفتصد نفر از نخبگان و انديشمندان موثر در جهان اسلام تشكيل شده بود از چند ويژگي و شاخصه مورد اتفاق در ميان تمامي شركت كنندگان برخوردار بود كه؛ مقابله جدي با سلطه آمريكا و متحدانش، ساقط كردن ديكتاتورهاي دست نشانده و برپايي نظام هاي حكومتي برخاسته از اسلام در كشورهاي اسلامي، هوشياري نسبت به جريانات سياسي وابسته به قدرت هاي استكباري و پيشگيري از ترفند آنها براي انحراف در خيزش هاي اسلامي منطقه و...
اجلاس بيداري اسلامي در تهران از نخستين روزهايي كه خبر برپايي آن منتشر شد و مخصوصا بعد از برپايي اجلاس و آثار و دستاوردهاي خيره كننده
- و به اعتراف دوست و دشمن- بي نظير و غيرمنتظره آن، به ويژه بيانات حكيمانه و گره گشاي حضرت آقا، با خشم و نگراني شديد آمريكا و متحدان غربي و منطقه اي آمريكا روبرو شد. چرا كه اين اجلاس و به ويژه رهنمودهاي حكيمانه رهبر معظم انقلاب كه استقبال همگاني شركت كنندگان را در پي داشت، جايي براي تحريف انقلاب هاي اسلامي اخير باقي نمي گذاشت و...
با توجه به آنچه به اجمال گذشت، آيا مي توان در اين واقعيت كمترين ترديدي داشت كه شهيد برهان الدين رباني، قرباني خشم و كينه آمريكا و متحدانش از نقشه راهي بوده است كه اجلاس بيداري اسلامي پيش روي ملت هاي مسلمان گشوده است؟
حسين شريعتمداري

منبع : روزنامه ی کیهان

زندگی زیباست ، اما ...

زندگی زیباست ، اما شهادت از آن زیبا تر است
سلامت تن زیباست ، اما پرنده ی عشق ، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند
و مگرنه آنکه گردن ها را باریک آفریده اند تا در مقتل کربلا ی عشق آسان تر بریده شوند
و مگر نه آنکه از پسر آدم
عهدی ازلی ستانده اند که ، حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد
و مگر نه آنکه خانه ی تن راه فرسودگی می پیماید تا خانه ی روح آباد شود
 و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینه ی سرگردان آسمانی که کره ی زمین باشد برای ماندن در
اصطبل خواب و خور آفریده اند
و مگر از درون این خاک اگر نردبانی به آسمان نباشد ، جز کرم هایی فربه و تن پرور بر می آید
ای شهید
ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای

دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز ، از این منجلاب بیرون کش


شهید سید مرتضی آوینی

و ما مانديم!

بسم الله الرحمن الرحیم

خيلي سعي كردم به مناسبت هفته دفاع مقدس متني در مورد شهدا بنويسم.نشد كه نشد كه نشد!مطلب پاييني صحبت هاي اقاي رحيم پور ازغدي هست.توصيه ميكنم بخونيد حتي اگر براتون تكراري باشه.

« در عملیات بدر، بچه ها سی ساعت در هورالهویزه پارو زدند. وقتی خط را گرفتند، حدود 72 ساعت زیر بمباران گاز خردل بودند. مقاومت بچه ها همه به عشق تشکیل حکومت علوی بود. در عمليات بدر وقتي يك عده از بچه ها و شهدا و مجروحان آن جا ماندند و بقيه برگشتند به عقب،‌ دوباره گفتند كه اگر مي توانيد بلند شويد و به محور برگرديم، نيرو لازم داريم. دوباره بچه ها به نام اميرالمومنين و به نام اهل بيت بلند شدند و آمدند. این بچه ها که شیمیایی شدند و الان 16 سال است که نمی توانند یک نفس راحت بکشند ـ بچه هایی که مطابق آمار در 96 درصد از وصیت نامه هایشان کلمه ولایت فقیه آمده است ـ به خاطر حکومت دینی و اجرای احکام شهید شدند. در عملیات کربلای 4 بچه های غواص که وارد آب می شدند، من کنار آب بودم؛ بچه ها به سجده می رفتند و وارد آب می شدند. اخوی هم جزء آنها بود؛ هیچ کدام آنها برنگشتند و همه مفقود شدند. من به برادرم گفتم: فلانی این جا محور عمل چگونه است؟ محکم گفت: ما را می زنند؛ ولی ان شاءالله بچه های موج دوم که پشت سر ما می آیند، جزیره را می گیرند؛ به همین راحتی؛ بعد هم بچه های ستون غواص، وارد آب می شدند و این بسیجی ها دم گرفتند: لبیک، اللهم لبیک و داخل آب شدند. این ستون در باتلاق های هورالهویزه و جزیره بوآرین فرو رفت؛ ولی وصیت نامه هایشان هست؛ آنها نوشته اند که ما برای اجرای عهدنامه مالک اشتر رفتیم و شهید شدیم.

در عملیات والفجر 8 مین منور منفجر شد؛ یک بچه بسیجی یا علی گفت و خود را روی مین منور با هزار درجه حرارت انداخت و زغال شد تا منطقه روشن نشود و بچه ها لو نروند و خط بشکند. اینها شریف ترین بچه های این مملکت بودند.

آن ها رفتند و عرض من اين است كه مسئولان حكومت كه اين امانت الهي بر دوش آن هاست(‌بنا به گفته ي حضرت امير عليه السلام حكومت امانت خدا و مردم است) بايد قدر اين ها را بدانند. بحث وعده و شعار انتخاباتي و ميتينگ  و مسابقه سخنراني نيست. وقتي عمل به عهده نامه مالك اشتر نشود اگر مسئولان به زبانشان عسل بمالند و شيرين ترين حرف ها را بزنند، ‌گوش مردم تلخ مي شنود. هرچه هم شيرين صحبت كنند مردم تلخ مي شنوند.

برادرانی که در والفجر 8 آموزش غواصی می دیدند، در زمستان، شبی 6 تا 7 ساعت در آب سرد بودند و وقتی که از آب بیرون می آمدند ،پنجه هایشان از شدت سرما قفل می شد. گاهی با 40 درجه تب، داخل آب می شدند و یکی شان می گفت که در آب هم عرق می کنم؛ ولی وقتی می گفتند امشب استراحت کن، پاسخ می داد که مسئله آزاد کردن کل بشریت و اجرای احکام دین است؛ آنان این گونه بودند. از آب اروند که بچه ها می خواستند عبور کنند، یکی از برادران غواص به دیگری - که هر دو شهید شدند - گفت: جایی که ما آموزش دیده ایم، عرض آب این قدر نبود؛ شدت آب هم این قدر نبود؛ این جا کوسه دارد؛ امشب چه می شود؟ آن دهاتی 19 ساله پاسخ داد: تو ابتدا توحید خود را اصلاح کن؛ چون اگر این طرف اروند دلت آرام است و آن طرف اروند ناراحت هستی، معلوم می شود که خدای این طرف اروند را خدای آن طرف نمی دانی. به او گفت: ما امشب وارد آب می شویم و اگر عراقی ها ما را نزنند، کوسه ها می زنند و اگر کوسه ها نزنند، آنها می زنند. اگر هیچ کدام نزنند، ما لابه لای تله های انفجاری گرفتار می شویم؛ ولی من امشب وارد آب می شوم تا به امام خبر بدهند که بچه ها به آب زدند. امام باید از ما راضی باشد. می گفت: اصلاً برایم مهم نیست که از آب بیرون بیایم؛ برای من مهم است داخل آب بشوم. مگر چند نمونه از این بچه ها در کل تاریخ ایران بوده اند که ما با خون این بچه ها این قدر راحت معامله می کنیم؟» صفحات 68 و 6۹ و 70 : کتاب علي علیه السلام و شهر بي آرمان.

30جمله کوتاه از سخنان امام خامنه ای در خصوص جنگ نرم

۱-اين جنگ نرم ، شما جوانهاي دانشجو ، افسران جوان اين جبهه اید...

۲-شرط اصلي فعاليت درست شما در اين جبهه ي جنگ نرم ، يكي اش نگاه خوشبينانه واميدوارانه است

۳-خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثير دشمن ، يكي از خطوط القائي و تبليغاتي دشمن است.

۴-در ميدان تنظيم شده ي از سوي دشمن بازي نكنيد.... چون چه ببريد ، چه ببازيد ، به نفع اوست.

۵-امروز اولويت اصلي کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است

۶-در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود

 

۷-جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ باواقعیت های تردیدناپذیراست.

۸-دراین جنگ نرم،كافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیكار ننشینند چراكه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است.

۹-فرهنگ یك سیستم است و دارای انواع و اجزائی است و مهندسی فرهنگ به عنوان یك مهندسی سیستم باید انجام پذیرد

۱۰- فرهنگ یك جامعه، اساس هویت آن جامعه است

۱۱-جنگ نرم يعنى ايجاد ترديد در دلها و ذهنهاى مردم

۱۲-يكى از ابزارها در جنگ نرم اين است كه مردم را در يك جامعه نسبت به يكديگر بدبين كنند

۱۳-در جنگ روانى و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته ميشود در دنيا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مى‌‌آيد كه آنها را منهدم كند؛

۱۴-مؤثرترين سلاح بين‌‌المللى عليه دشمنان و مخالفين، سلاح تبليغات است؛

۱۵-من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی

۱۶-کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد

۱۷-کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد.

۱۸-مقابله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران، معنا پیدا می کند.

۱۹-دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند

۲۰-اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قراردارد

۲۱-برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید

۲۲-شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.

۲۳-هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است،

۲۴-شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و درهم تنیده ی عالم، علیه اسلام متمرکز شده است.

۲۵-گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف

، نظام جمهوری اسلامی است

۲۶-در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه کن کردن فرهنگ ملّی و ازبین بردن آن است

۲۷-تهاجم فرهنگی انجام می گیرد تا فرهنگ خودی را ریشه کن کند

۲۸-فرهنگ مایه اصلی هویت ملت هاست

۲۹-فرهنگ یک ملت است که می تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند.

۳۰-در تهاجم معنوی ، تهاجم فرهنگی ، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی بینید هوشیاری لازم است.

منبع : مبارزین جنگ نرم

تلویزیون ما چادر ندارد

این روزها به هر سایتی که سرک می کشی بعید است خبری در رابطه با جشنواره های مختلف فیلم در خارج از کشور نداشته باشند و همگی آنها یکی از بازیگران زن ایرانی ، که این روزها دیگر لیاقت حضور در رسانه های داخلی را ندارد ، را سوژه کرده و به بهانه ی حضورش در آن جشنواره ها به راحتی عکس های مبتذل این خانم بی عفت را نشان می دهند .

در این دوران وا نفسا که هجمه ها و تبلیغات رسانه های خارجی اذهان جوانان و نوجوانان پاک و معصوم کشورمان را آزار می دهد ما نباید به هر بهانه ای این تصاویر را در رسانه های داخلی خودمان به تصویر بکشیم .

یک نکته در این باب فقط بگویم که گور بابای هر کسی که می خواهد از ایران برود . اولا بیایید خودمان را و چشمان خودمان را پاک نگهداریم ثانیا از رسانه ی ملی خودمان غافل نباشیم که این روزها در میان غفلت عمومی خودمان خواسته یا ناخواسته در حال ترویج انواع مکاتب غربی از جمله فمنیست است . بیایید به فکر حجاب بازیگران زن رسانه ی ملی خودمان باشیم که شما یک بازیگر با حجاب را در خارج از صفحه ی تلویزیون به سختی می توانی بیابی .

ما در خانه های خودمان که ادعای اسلامی گری داریم ، پای فیلم هایی می نشینیم که الگوهای محجبه ی فیلمهایمان هم در خارج از فیلم ها بد حجاب اند و این بد که گفتم را شما خیلی بد بخوانید . دلم به حال خودم و چشم آلوده ام می سوزد که کم کم به بد حجابی عادت می کند و روز به روز از معنویت و روح اسلامی گری دور می شود . از بس پای این تلویزیون بی حجاب نشسته ام قساوت قلب تمام وجودم را فرا گرفته است و خیلی راحت با خودم می گویم ، همه چی آرومه من چقدر خوشحالم ... . کدام فیلم یا برنامه ی تلویزیونی را ببینم که مروج حجاب برتر باشد و در آن از روسری های رنگارنگ بازیگران و مجریان خبری نباشد ؟؟؟

منبع : لجمن

فرعون مرا مسلمان کرد !!!

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.


رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.
ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری. در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898میلادی کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟
و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟ او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر کند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید.

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت کرد:
{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]
ما امروز پیکرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى از مردم از آیت‏هاى ما بى‏خبرند

 این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: “من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.”

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.
و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب “قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید” بود.

دانلود کتاب
منابع:
http://en.wikipedia.org/wiki/Maurice_Bucaille
http://www.islamic-invitation.com/book_details.php?bID=899&dn=1
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=123209

یک تذکر مهم

بسمه تعالی

برادر محترمی عکس خانمی را آورده، و طوری سخنران رانده که انگار مصداق اتم و اکمل حجاب و عفاف را معرفی کرده (معذورم از گذاشتن لینک، زیرا اجازه نشر عکس نوامیس شیعه را ندارم، البته نیازی به لینک نیست! یحتمل دیده اید!) بگذریم که کلی ایراد شرعی می توانم از آن عکس بگیرم که بدیهی ترینش نپوشاندن کامل وجه و کفین است،اما موضوع این نوشته عکس مذکور نیست، بلکه چیز دیگری است.

این روزها که انواع و اقسام این مسائل اعم از انحرافات اعتقادی، ترویح کادوپیچ شده تفکرات وهابیت، توهین به مراجع و علما به بهانه دفاع از زید و عمرو و بکر، اجتهادات رسانه ای!! ، ترویج حجاب گل و بلبلی ، مزخرفات صدا و سیما و .... را می بینم (متاسفانه از قشر مومن و مذهبی)، یاد این روایت می افتم که حضرت حجت که ظهور می کنند، *«یاتی بدین جدید...»*...

صرفا می خواستم تشکر کنم که معنی این روایت را برای ما جا انداختید!! دست مریزاد!!

اللهم عجل لولیک الفرج

زمانه بر سر جنگ است، یا علی مددی...

منبع :

با تشکر از جناب آقای محمد ت

امام خامنه ای : ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت

امام خامنه ای در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان تبیین کردند :

زوایای اقدام تاریخی امام در نظام سازی مبتنی بر فقه اسلامی/ مردم سالاری دینی هدیه ی امام خمینی به ملتهای منطقه

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بی سابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشكیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان "حفظ هویت و اصول نظام" با "تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی" پرداختند و ضمن تشریح معنای صحیح ولایت مطلقه فقیه و تأكید بر لزوم تصحیح و تكمیل مستمر مسیر حركت نظام افزودند:

... .

منبع : امام خامنه ای

ادامه نوشته

عطر حجاب

متن زیر، دریافتی است.


یه تجربه جالب البته تجربه ی من نیست تجربه مادر بزرگمه، می گفت:

 دیروز دم در مسجد یه دختری کنار من اومد تو که خيلي حجابش خوب نبود. از کنار من که رد شد یهو برگشت گفت: " چه عطر خوش بویي!؟"

من گفتم : محمدیه. مال کربلاست و دست کردم تو کیفم و گرفتم جلوش و گفتم: قابلی نداره!

دختره تعارف کرد ولی به هر اصراري بود دادم بهش.

بعد در عطر رو باز کرد و بو کرد و گفت: خیلي خوشبوه.

گفتم: مثل خودته دخترم. فقط کاش يه کم.... و به موهاش اشاره کردم. دختره هم سریع دست برد و موهاش رو درست کرد.

منبع : مهتد


جهاد اقتصادی و اقتصاد بدون نفت!

*ورود  نفت  به عرصه اقتصاد  ایران



روز پنجم خرداد 1287 برای اولین بار در ایران، در مسجدسلیمان نفت کشف شد، این کشف در پی واگذاری امتیاز استخراج و بهره برداری از نفت به «ویلیام نکس دارسی» انگلیسی انجام شد.

شرکت تحت فرمان «ویلیام دارسی » پس از پنج سال جستجو در مسجدسلیمان در عمق360متری زمین از چاهی که امروزه «چاه نمره یک» نامیده می شود به نفت رسید. نويسنده انگليسي كتاب « Oil Persian» در اين باره مي‌نويسد:
«… روز 26 ماه مه سال 1908 [5 خرداد سال 1287] كه عمليات چاه‌كني به عمق 1180 پا رسيده بود، نفت فوران كرد و متجاوز از 50 پا از دستگاه حفاري بالا زد
. به اين ترتيب صنعتي آغاز شد كه طي دو جنگ‌، نيروي دريايي انگلستان را نجات داد ولي براي ايرانيان زحمتي ايجاد كرد كه از مجموع مزاحمتهاي سياسي دولت هاي بزرگ بيشتر بود

و صدور نفت ایران از سال 1292 ش / 1913 م ـ يكسال پيش از وقوع جنگ جهاني اول ـ آغاز شد، دستيابي به نفت ايران براي انگليسي‌ها، يك جهش بزرگ در نظام اقتصادي كشورشان و به مانند خون در رگ اقتصاد بريتانيا بود،در حقيقت‌،اعمال نفوذ دائمي بر دولتهاي قاجار، به قدرت رساندن رضاخان و يا اشغال خاك ايران‌، رويدادهايي است كه انگليسي‌ها در همه آنها يك هدف مشترك را دنبال مي‌كردند و آن حفظ منابع نفتي ايران بود.

 

*ملی شدن صنعت نفت

رویای ملی شدن صنعت نفت با حمایت جدی آیت الله کاشانی بالاخره در دولت مصدق  که البته تنها دو سال و سه ماه و پانزده روز بر سر کار بود، تحقق یافت (اولین روز تشکیل دولت مصدق13خرداد 1330 و روز سقوط دولت او 28مرداد 1332) مصدق بعدها در خاطرات خود می نویسد «... چند روز بعد از ملي شدن صنعت نفت يكي از مديران ايراني و موثر شركت نفت بريتانيا و ايران به من گفت اگر دولت توانست يك ماه مملكت را بدون عايدات نفت اداره كند و به كار ادامه دهد آن وقت مي‌توان گفت نفت را ملي كرده است ».

واقعيت اين است كه نفت يك سرمايه عظيم ملي براي نسل‌هاي متوالي است و با يك حساب و كتاب ساده مي‌توان دريافت كه پس از گذشت نزديك به 60 سال از ملي شدن صنعت نفت حداكثر آنچه ‌نصيب ملت ايران شده، حدود يك‌سوم بوده و دوسوم آن در جيب غارت كنندگان رفته است. اگر فشار سياسي تعيين كننده قيمت نفت در بازار كه هميشه باعث فاصله گرفتن قيمت واقعي نفت بوده را نيز حساب كنيم، آنچه نصيب ملت ايران مي‌شود، به يك‌پنجم كاهش پيدا مي‌كند.(1)

 

*چرایی اقتصاد بدون  نفت

الف) اولاً از آنجاکه دهه چهارم انقلاب اسلامی، دهه‌ي پيشرفت و عدالت ناميده شده است و به فرموده رهبرمعظم انقلاب «ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنيا نشان دهيم؛ "الگو" را بر سر دست بگيريم تا ملتها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه‌ اسلام و با تعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند.» ثانیاً با توجه به اينکه الگوهای مارکسيستی و سرمايه‏داری، هريک به طريقی، دچار بحران شده‏اند؛و در شرايطی که يكي از اين دو الگو از ميان رفته و الگوي دوم هم نتوانسته است مردم را به آسايش و رفاه وعده داده، برساند، مردم دنيا اكنون طالب الگوي ديگري هستند چرا كه دريافته‏اند الگوهای سابق نمي‌توانند نيازهاي آنها را برآورده كنند. لذا انقلاب اسلامي ايران بايد بتواند برای ملت‏هاي خواهان الگوي جديد - چه در كشورهاي عربی در حال انقلاب و چه در كشور‌هاي اروپايي- الگویي جامع مبتنی بر آموزه‏های اسلامی ارائه کند. در اين صورت، اين الگو با استقبال روبه‌رو شده و نشان مي‏دهد که اگر به آموزه‌های اسلام، درست عمل شود، بشر نه تنها آخرت، بلکه در دنيا نيز به آسايش می‌رسد؛ طبيعی است که اقتصاد از ارکان مهم اين الگو است.

 

ب) صنعت نفت ایران و بویژه صدور نفت بیش از یک سده است که سرنوشت اقتصاد ایران را رقم‌زده است، واقعیت این است که امروزه بیش از 50 درصد اقتصاد ایران وابسته به نفت است؛ این یک چالش جدی است و اگر روزی بلایی بر سر قیمت نفت بیاید، اقتصاد هم به موازات آن سقوط خواهد کرد. با این حال باید فکری برای این چالش اندیشید(2)

 

*چیستی اقتصاد بدون  نفت

«اقتصاد بدون نفت» این جمله ی سه کلمه ای به ظاهرساده می آید. حال آنکه عملی کردن آن سخت و مشکل می نماید، تردیدی در وابستگی  بدبختی های کشورهای نفت خیزدنیای درحال توسعه به درآمدهای نفتی وجود ندارد. حتی خود این ملت ها نیزبه خوبی دریافته اند که میان درآمدهای بادآورده نفتی و سبد سنگین بدبختی ها و ناکامی هایشان پیوندی استوار وجود دارد و هرقدرهم که وابستگی هایشان به این درآمدهای خدادادی بیشترشود٬ رنجوری هایشان نیزبیشترخواهد شد، ازآنجاکه منابع حاصل ازنفت٬منابع جایگزینی ندارند وتمام شدنی هستند٬به همین دلیل استفاده ازآنها برای نسلهای فعلی ازبین بردن حق نسلهای آینده است.

«امروز به خاطر خیانت بعضی از کشورهای تولیدکننده نفت و همدستی شان با دزدان غارتگر بین المللی، به جای اینکه نفت، وسیله ای در دست کشورهای تولیدکننده آن برای کسب سود یا استفاده سیاسی و اقتصادی باشد، به عکس به عنوان وسیله ای در دست مصرف کنندگان قرار دارد! ... در حقیقت نفت در مشت آنهاست، نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه ای مایه دردسر است»(3)

... این خشت کجی است که در زمان رژیم پهلوی گذاشته شده است، آن جوانانی که نمی دانند رژیم گذشته با این کشور چه کرده است، بدانند یکی از دهها کار خیانت آمیزی که کردند، این است! اقتصاد این کشور را متکی به نفت کردند.

 

*چگونگی اقتصاد بدون  نفت

هرچند:

الف) طبق اعلام مسئولان وزارت نفت در آخرین اظهار نظر رسمی، حجم ذخایر نفت خام ایران 151.17 میلیارد بشکه و معادل حدود 14% ذخایری نفتی دنیا برآورد شده است که عنوان سومین کشور دارای ذخایر نفتی دنیا را دارد(4)

ب) همچنین کشور ما حدود 17% ذخایر گاز طبیعی دنیا به میزان 33.1 تریلیون متر مکعب را در اختیار دارد و عنوان دومین کشور دارای ذخایر گازی دنیا را دارد.

ج) طبق اعلام مسئولین وزارت نفت، ایران تا 143 سال گاز و 86 سال آینده نفت خواهد داشت،

د) اکثر مخازن نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود هستند و در طول این دوره تولید نفت آنها کاهش یافته و یا به عبارتی وارد دوره نیاز به فرایند EOR شده اند.(5)

اما به فرموده رهبر معظم انقلاب« کیفیت بنای هندسه اقتصاد کشور ، از دوران رژیم وابسته پهلوی، کیفیت غلطی بوده که تغییر دادن آن تا امروز، کار دشواری بوده است» ، آگاهی از میزان وابستگی اقتصاد کشور به نفت موید این است که ما امروز باید فکر روزی را بکنیم که کشور ما نفت نداشته باشد.

اقداماتی در راستای کاهش مصرف داخلی نفت، یا در راستای کاهش از وابستگی ما به نفت و اصولاً در راستای تغییرات ساختاری برای آمادگی ورود به عصر «ایران پس از نفت!».

لذا برای جدا شدن از یک اقتصاد متکی به نفت و قرار گرفتن در جرگه کشورهای نوصنعتی و نیمه صنعتی توسعه یافته گام های متعددی باید برداشته شود.«... آن روزی که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانش مان بدست بیاوریم و در چاه های نفت را پلمپ کنیم، آن روز برای ما روز خوبی است » ، بسیاری از متخصصان بر این باورند که ما نه از امروز که شاید از دیروزهای دورتر باید برای آینده‌ی بی‌نفت فکری می کردیم.

بررسی اجمالی فرمایشات مام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له بویژه از سال 1373 تا کنون(1390) به مناسبت های مختلف بر شعار تکیه بر « اقتصاد منهای نفت» پای فشاری داشته و حتی در دیدار اخیر خود با فعالان عرصه اقتصادی فرمودند؛ «من چند سال قبل از اين گفتم - البته آن وقت مسئولين دولتى از اين حرف هيچ استقبال نكردند - ما بايد به جائى برسيم كه اگر يك روزى به خاطر قضاياى سياسى، اقتضائات سياسى، يا اقتضائات اقتصادى در دنيا، اراده كرديم كه صادرات خودمان را مثلاً براى مدت پانزده روز يا يك ماه متوقف كنيم، بتوانيم. شما ببينيد اين كار چه قدرت عظيمى را براى يك كشور توليد كننده‌ى نفت به وجود مى‌آورد كه يك وقت اگر اراده كرد، بگويد آقا من از امروز تا بيست روز نفت صادر نميكنم. ببينيد چه حادثه‌اى در دنيا به وجود مى‌آيد. امروز ما نميتوانيم اين كار را بكنيم، چون به اين درآمد احتياج داريم. اگر يك روزى اقتصاد كشور از درآمد نفت و صادرات نفت بريده شود، اين توان را ملت ايران و نظام اسلامى در ايران به دست خواهد آورد؛ كه تأثيرگذارى‌اش در دنيا فوق‌العاده است. ما بايد به اينجا برسيم. خب، اين حمايت ميخواهد؛ بايد از صادرات حمايت بشود»

 

*جهاد اقتصادی و اقتصاد بدون  نفت

اقدامات مهم و شجاعانه دولت های نهم و دهم (علی رغم اشکالاتی که ممکن است وجود داشته باشد) در راستای طرح تحول اقتصادی همچون سهمیه بندی بنزین، هدفمندی یارانه ها، تغيير در نظام اعتبارات بانكي و تحول نظام بانكي و تغيير پول ملی و ... گام های مهمی است در مسیر حرکت به سمت جهاد اقتصادی و اقتصاد بدون نفت اما بنظر می رسد توجه ویژه مسئولان (خصوصاً وزارت خانه های اقتصادی کشور) به بخش های ذیل امری است ضروری:

- افزایش سهم بخش خصوصی در تولید ناخالص ملی

اگر توجه بیش‌تری به حوزه‌ی تولید در کشور شود و شرایط تولید کنندگان تسهیل شود به طور قطع ظرفیت‌های صادراتی کشور آینده‌ی بهتری را به ما نشان خواهد داد.

- افزایش صادرات غیر نفتی

علی رغم اقدامات مفید صورت گرفته در سال های اخیر در زمینه صادرات اما هم‌چنان رتبه‌ی فعلی صادرات با ظرفیت ملی صادرات فاصله‌ی زیادی دارد چراکه در بخش‌های صادراتی می‌توان اقدام‌های بسیار بیش‌تری انجام داد.

مقام معظم رهبری نیز در زمینه‌ی صادرات غیرنفتی از گذشته بیانات مهمی دارند و با همین هدف نیز زمانی فرمودند: «آروزی من این است که چاه‌های نفت بسته شود و اقتصاد کشور از راه صادرات غیرنفتی رشد، پیدا کند»

- بالابردن ارزش افزوده کالاهای تولیدی (تقویت ارز آوری منابع کانی و خام)

- اجرای صحیح و کامل طرح مالیات برارزش افزوده

بیش از4 دهه ازاجرای مالیات برارزش افزوده دردنیا می گذرد.هم اینک این شیوه مالیات ستانی در140کشورجهان درحال اجراست و این نشان دهنده اهمیت این نوع مالیات ستانی و فواید مثبت آن است.

- توجه ویژه به میدان گازی پارس جنوبی و میادین مشترک

ارزش گازی كه در میدان پارس جنوبی ذخیره شده است، معادل درآمد 120 سال صادرات نفت خام تولیدی كشور است. با توجه به این كه  ایران در پارس جنوبی با كشور همسایه شریك است و همچنین بیگانگان و شركت‌های بزرگ بین‌المللی غربی بسیج شده‌اند تا این میدان را تخلیه كنند.
اگر به نقش و اهمیت اقتصادی و اجتماعی تولیدات میدان پارس جنوبی و موضوع ایجاد فرصت‌های اشتغال و كارآفرینی آن،
مقوله دیپلماسی نفت و افزایش قدرت چانه‌زنی كشور در مبادلات و مناسبات بین‌المللی و افزایش نقش و اقتدار ایران در بازارهای تولید و تجارت انرژی را نیز اضافه كنیم، میدان پارس جنوبی بیش از بیش آشكار می‌شود.

- توسعه جهانگردی و صنعت توریسم

- خلق مزیت های جدید(نیروی کارفراوان و ارزان، منابع طبیعی و مواد اولیه، موقعیت خاص جغرافیایی و ترانزیتی و ...)

- پیگیری جدی طرحهای احیای مهار آب

- ایجادبستر لازم برای فعالیت ها و طرح های تحقیقاتی

 

در پایان باید گفت :

همانطور که رهبری فرزانه انقلاب فرمودند؛ «جهاد يعني مبارزه؛ يعني دشمنی در عرصه اقتصاد وجود دارد که بايد با آن مبارزه كرد» ، با تحقق جهاد اقتصادي، ملت به‏جاي استفاده از درآمد نفتي از نتيجه تلاش خود بهره‌مند شده و به اين ترتيب وابستگي به درآمد نفتي كاهش يافته و فرهنگ مجاهدت نهادينه مي‌شود، اما همانگونه که کارشناسان و دلسوزان کشور نیز معتقدند؛ لازمه اين امر طراحي ارتقاي فرهنگي مناسب جهاد اقتصادي است. باور عمومي جهاد اقتصادي در كشور فراهم شود و فرهنگ كار و تلاش در جامعه بايد نهادينه شود و بدون فرهنگ كار و تلاش جهاد اقتصادي تحقق نمی یابد.

«مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم قرار دهند ... البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند؛ دولت هم بايد فعال برخورد كند و بتوانند ان‌شاءاللَّه مسئله‌ى اقتصادى را پيش ببرند

 

به امید روزی که بتوانیم چاه های نفت ، این سرمایه گرانبهای نسل های آیندگان را پلمپ کنیم !

 

 پی نوشت:

1- دکترمحمود احمدی نژاد در مراسم تودیع و معارفه وزیر نفت

2- دکتر عبدالمجید شیخی12 ارديبهشت 1390

3- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگران و معلمان در روز کارگر و هفته معلم 13/03/1373

4-  Annual Statistical Bulletin(OPEC 2010-2011)

5- Enhanced Oil Recovery= EORبازیافت ثانویه نفت


منبع : سنگر باقیمانده

پاسخ حضرت علی ( ع ) به پرسش " علم بهتر است یا ثروت؟ "

جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:

- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

علی(ع) در پاسخ گفت:

علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

علی فرمود:

علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود:

علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند:

علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند:

علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:

یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت:

علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام فرمودند:

علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود:

علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:

یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود:

علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:

علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.

سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

با کدام تعریف از مشروعیت این متون غربی را به ما تدریس می‌کنید؟

سیزدهمین همایش اساتید بسیجی دانشگاه‌های کشور از شنبه ۱۲ شهریور در مشهد مقدس شروع به کار کرد. این همایش با حضور ۱۱ هزار نفر از اساتید، نخبگان کشوری با هدف کار گروه تحول در علوم انسانی، کار گروه حلقه های صالحی، کار گروه انجمن علمی، کار گروه جهاد اقتصادی، کار گروه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و کار گروه مطالبات ولی امر مسلمین برگزار شده است.
امروز حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در این همایش حضور یافت. آنچه در ادامه می‌خوانید گوشه‌هایی از سخنان ایشان در راستای تحول در علوم انسانی است.

... .

منبع : تریبون مستضعفین

ادامه نوشته

آیا غرب پاسخی برای این رسوایی‌ها دارد؟

شلیکی که زندگی را از نوجوان ۱۴ ساله بحرینی گرفت با گلوله ای که منجر به مرگ "ندا آقاسلطان" شد، تفاوتی داشت از زمین تا آسمان. هم برای محافل غربی، هم معترضان ایران و بحرین و هم متهمان قتل.


سرویس سیاسی جهان- گلوله "ضارب گمنام" که باعث مرگ ندا آقاسلطان شد انگار جنس متفاوتی داشت زیرا در کمتر از چند روز آوازه ندا را جهانگیر کرد و به مدد تریبون های غربی حتی اشک محروم ترین مردمان آفریقا و آمریکای جنوبی را هم برای روزگار طاقت فرسای جریان فتنه در ایران درآورد!

آنچنان که بعدا و با کنار رفتن بخشی از پرده های تبلیغاتی روشن شد "ندا" تنها بنزینی برای افروختن آتش آشوب ها بوده است.

این موضوع برای مقامات و رسانه‌هاي غربي و صهيونيستي فرقی نکرد و آنان همچنان ندا را از صدر رسانه های خود پایین نکشیدند و برای نقض حقوق یک جوان بیگناه اشک تمساح ریختند.

در همین فاصله، سران و رسانه های غربی ندا را در خارج از ايران به‌عنوان نماد "نداي اعتراض ايرانيان"، "نداي آزادي خواهي ايرانيان" و "صداي اعتراض دموكراسي خواهان" معرفي و حتي برخي از عنوان "فرشته آزادي" براي او استفاده كردند. 

مجله آمريكايي "تايم" تصوير ندا را به عنوان يكي از ۱۰ نماد اعتراضي برتر دنيا منتشر كرد. باراك اوباما با ديدن فيلم قتل او در كاخ سفيد، به خبرنگاران گفت كه ديدن اين فيلم "مايه دل‌شكستگي" است. مقامات ايتاليايي، خياباني را در رم به نام ندا نامگذاري كردند. نشريه انگليسي "تايمز" ندا آقاسلطان را به‌عنوان فرد سال ۲۰۰۹ برگزيد. دانشگاهي در انگلستان دوره بورس تحصيلي ندا آقاسلطان را تاسيس كرد و همه این ها تنها گوشه ای از ابراز حزن و اندوه غرب برای نقض حقوق بشر و ندایی بود که با شلیک خودشان خاموش شده بود!

در این ایام نیز، نظام جمهوري اسلامي(به عنوان دشمن شماره یک آمریکا و صهیونیسم) در هزاران گزارش، تحلیل، خبر، کنفرانس، بیانیه، موضع گیری سیاسی و ... رسانه ها و مقامات غربی، همواره بر كرسي متهم نشانده و ناقض حقوق مردمش خوانده شد. 

فریب دادن ندا و گرفتن زندگی شیرین او ظلم و از هر نظر محکوم است و قاتلان فراری او هرگز از زیر بار این اقدام ننگین رهایی ندارند هرچند آزادانه در خیابان های لندن هم در حال قدم زدن باشند اما ماجرای این روزهای نوجوان مظلوم بحرینی بیش از همه یادآور آن روزهای مرگ نداست.

گلوله گاز اشک آور نيروهاي امنيتي بحرين زمانی به سر ‌"علي جواد الشيخ" نشست که این نوجوان ۱۴ ساله بحرینی در روز عید فطر برای خواندن فاتحه بر سر مزار یکی از شهدای قیام بحرین حاضر شده بود.
پیکر کوفته و نحیف علی جواد چند ساعتی بیشتر تاب تحمل گلوله را نداشت و خیلی زود عنوان "دومین شهید نوجوان انقلاب بحرین" به نام او ثبت شد.

نیروهای رژیم آل خلیفه پیکر علی جواد الشیخ را پس از تهدید پزشکانی که قصد نجات او را داشتند، ربوده و شکافتند سپس، به خانواده‌اش تحويل دادند.

تنها شباهت این واقعه تلخ با آنچه غروب ۳۰ خرداد ۸۸ روی داد و تا هفته ها خبر اول دنیا شد، فقط "در میان بودن پای یک گلوله" بود. همه چیز غیر از این متفاوت است.

تبلیغات عالمگیر درباره قتل برنامه ریزی شده ندا، اکنون به سیاست سکوت و گم کردن خبر شهادت علی جواد در میان ده ها خبر کم ارزش تبدیل شده است. اظهار دل‌شکستگی‌ها و بیانیه های شدیدالحن دیروز در حمایت از ندا جایش را به تبلیغات ضدمردمی و تشویق پنهان قاتلان علی جواد داده است. به جای چماق حقوق بشر، غرب و صهیونیسم جهانی دست ناز بر سر رژیم آل خلیفه می کشند. 

لوله تفنگ های نیروهای رژیم آل‌خلیفه داغ داغ است و در عوض پایگاه پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین همچنان در امن و امان است و شیعیان منامه دستشان بسته.

آیا هنوز زود است که به راحتی باور کرد آمریکا و صهیونیسم جهانی از موضوع حقوق بشر به‌عنوان ابزاری برای "سرکوب ملت‌ها" استفاده می‌کنند؟

آیا ملت های بحرین، یمن، مصر، لیبی، تونس، اردن، عراق، افغانستان، پاکستان و دهها مردم دیگر جز تناقض و منفعت طلبی از رفتار آمریکا و صهیونیسم جهانی در قبال خود، چیز دیگری می بینند.

آیا می توان دولتی یا دولت هایی که حقوق بشر را به چماقی برای کسب منافع خود تبدیل کرده اند، ملاک و معیار حقوق بشر و رعایت آن دانست.

بر این اساس عجیب نیست که این روزها تیغ نفوذ کاخ سفید بویژه در منطقه خاور میانه و میان ملت ها کند شده است.

به نظر می رسد انتظار برخورد درست از آمریکا و صهیونیسم جهانی هیچگاه جامه عمل نخواهد پوشید؛ عرب‌ها ضرب المثل زیبایی دارد: «فاقد الشیء لایعطی». آن کسی که فاقد عزت است نمی‌تواند عزت بدهد.

منبع : جهان نیوز


مجری مراسم : من دعا می کنم شما به جای آمین کف بزنید!

شهرداری تهران در روز عید سعید فطر اقدام به برگزاری مراسم جشن در پارک ها و فرهنگسراهای مختلف تهران کرد که البته ماننده همیشه با حاشیه های فراوانی روبرو بود.


به گزارش مشرق، در یکی از این مراسم ها که چهار شنبه شب، در بوستان ولیعصر (عج) شهر ری برگزار شد، شهرداری تهران از هشت خواننده مبتذل برای برگزاری کنسرت دعوت کرد. این خواننده ها نیز در مراسم یادشده به اجرای موسیقی های مبتذل و تحریک کننده پرداختند.

بنابر گفته شاهدان عینی، در این مراسم که بیشتر به پارتی شبیه شده بود تعدای دختر و پسر با ظاهرهای زننده در این جشن حضور پیدا کرده بوده و به رقص و آواز پرداخته اند و حتی برخی از بانوان اقدام به کشف حجاب کرده بودند اما مسوولان برگزاری مراسم نیز هیچ گونه اعتراضی به این حرکات زننده نکرده اند.

مجری مراسم : من دعا می کنم شما به جای آمین کف بزنید!

نکته قابل تامل آنجاست که مجری برنامه نیز در انتها رو به حاضرین کرده و گفته: " من دعا می کنم و شما به جای آمین کف بزنید. " همچنین مجری مراسم نیز شدیدا آمادگی داشته در مقابل هرگونه اعتراضی فضا را متشنج کند.

شنیده شده که تعدای از حاضرین در این مراسم با ماموران نیروی انتظامی که قصد برخورد با اینگونه حرکات زننده را داشته اند درگیر شده اند، که در این درگیری سه تن از ماموران ناجا مجروح شدند.

یکی از شاهدان عینی در گفت و گو با خبرنگار مشرق با بیان اینکه چهارشنبه شب وضع زننده ای در بوستان ولیعصر (عج) برقرار شده بود گفت: ما قبل از برگزاری این مراسم جشن و در ماه مبارک رمضان نیز اعتراضاتی را نسبت به نحوه برگزاری مراسم شب های رمضان انجام داده بودیم ولی حداقل در مراسم های قبلی یک گروه تواشیح نیز برای خالی نبودن عریضه می آوردند، اما در روز عید فقط خواننده ها بالای جایگاه بودند.

این شاهد ادامه داد: در پنجاه متری محل برگزاری این مراسم شهدای گمنام دفن شده اند و برخی از مردم در زمان اجرای این مراسم بر سر مزار شهدا حاضر شدند و از شهدا بابت برگزاری چنین چشن هایی ابراز شرمندگی کردند.

به گفته وی شهرداری تهران در حالی مدعی انجام کار فرهنگی در سطح شهر تهران است که بودجه کل کانون های فرهنگی مساجد تهران و شهرری، 300 میلیون تومان است اما شهرداری برای برگزاری این جشن ها مبلغ 10 میلیارد تومان هزینه کرده است.

گفتنی است در ایام ماه مبارک رمضان تعدادی از مردم شهرری در حوالی شهرداری اقدام به برگزاری محفل قرآنی کرده بودند که عوامل شهرداری با حدود 20 نیرو به این مراسم حمله ور شده و بنرها و تبلیغات مراسم قرآنی را جمع آوری کرده اند و مسوولان نیز مدعی شده اند که در شعاع یک کیلومتری شهرداری هیچ گونه مراسم فرهنگی نباید برگزار شود!

همچنین تعدادی از جوانان شهرری در حرکتی اعتراضی، اقدام به جمع آوری طوماری برای برخورد با عوامل برگزاری اینگونه مراسمات کرده اند و قرار است تا چند روز آینده تجمعی در مقابل شهرداری برگزار شود.

رقص و پایکوبی مختلط در پارک لاله!

همچنین در مراسم های دیگر شهرداری به مناسبت عید فطر، نیز حرکات مشابهی انجام شده است. در مراسمی که در پارک لاله تهران برگزار شد، یک خواننده گروه مبتذل، اقدام به برگزاری کنسرت کرده و تعدادی دختر و پسر همراه با آهنگ های خوانده شده اقدام به رقص و پایکوبی کرده اند که در این مورد نیز مسوولان شهرداری هیچ اعتراضی به وضع پیش آمده نکردند.

خواننده ای که به این مراسم دعوت شده بود از خواننده های مبتذل بوده و با ظاهری عجیب ( رنگ کردن قسمتی از موها و آرایشی زنانه) به روی سن حاضر شده است. وی در قسمتی از اجرای خود اقدام به بازکردن موهای بافته شده اش کرده و خطاب به حاضرین می گوید: " امشب می خوایم بترکانیم!"

گفتنی اعضای گروه تواشیح محراب که به این که مراسم دعوت شده بودند در اعتراض به حضور عناصر منحرف در این جشن، از اجرا خودداری کرده اند.

یکی از شاهدان این مراسم نیز در گفت و گو با خبرنگار مشرق درباره وضعیت مراسم جشن عیدسعید فطر در پارک لاله، گفت: تعدادی دختر و پسر در جلوی جایگاه مجری در حال رقص بودند و تعدادی دیگر به صورت دسته ای حرکات موزون انجام می دادند.

برگزاری مراسم های به اصطلاح فرهنگی توسط شهرداری تهران در شب های ماه مبارک رمضان در گذشته نیز مورد اعتراض دلسوزان و مردم متعهد قرار گرفته بود ولی شهردار تهران در پاسخ به اعتراضات گفته: " تمام این حرکات و خبرها حاشیه سازی است. "

حال باید دید که مسوولان شهرداری تهران چه پاسخی برای اینگونه کارهای فرهنگی!!! دارند و آیا باز شهردار تهران عکس ها و فیلم هایی که از این مراسم ها منتشر می شود را توطئه می خواند؟

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی


جایگاه زن در خانواده؛ بزرگ و گلِ خانه

[درباره‌ى مسئله‌ى زن در جامعه، اساس مشكل، دو چيز است؛ يكى عبارت است از نگاه غلط و بد فهميدن جايگاه زن و شأن زن در جامعه؛]

مسئله‌ى بعدى - كه در قضيه‌ى زن مشكل دومى است - مسئله‌ى خانواده است. نظر اسلام در باب خانواده و جايگاه زن در خانواده، نظر خيلى روشنى است. «المرأة سيّدة بيتها»؛(1) بزرگ خانه، زن خانه است؛ اين از پيغمبر اكرم است. جايگاه زن در خانواده، همانى است كه در گفتارهاى گوناگون ائمه (عليهم‌السّلام) آمده: «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة».(2) در تعبيرات عربى، قهرمان يعنى كارگزار، پادو، يك خدمتگزار محترم. ميفرمايد: در داخل خانه، زن قهرمانه نيست؛ ريحانه است، گلِ خانه است. خطاب به مردان ميفرمايد: بهترين شما كسانى هستند كه بهترين رفتارها را با همسرانشان دارند.(3) اينها نظرات اسلام است و از اين قبيل الى ماشاءاللَّه وجود دارد. ولى در عين حال تحقق خواسته‌ى اسلام در خانواده، يك امرى است كه با اين بيانات تمام نميشود، حل نميشود؛ احتياج به پشتوانه‌ى قانونى، پشتوانه‌ى اجرائى و ضمانت اجرائى دارد؛ و اين كار بايد انجام بگيرد. اين كار در طول سالهاى متمادىِ گذشته انجام نگرفته است. خانواده‌هائى كه متدين بودند، مردانى كه از اخلاقِ خوب برخوردار بودند و پايبندى‌هاى شرعى داشتند، ملاحظاتى كردند؛ اما در مواردى كه اين خصوصيات نبوده، اين ملاحظات نشده؛ به زن در داخل خانواده ظلم شده.

... .

منبع : دفتر نشر و حفظ آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

ادامه نوشته

ژئوپلیتیک مقاومت و درد زایمان تولد خاورمیانه اسلامی

احمد نادری

سال ۲۰۱۱ میلادی سالی سرنوشت ساز در صحنه شطرنج ژئوپلیتیک دنیای اسلام و خاورمیانه است. از سویی طبق برنامه مصوب، قرار است نیروهای آمریکایی تا پایان سال از عراق بیرون روند، و از سوی دیگر، وقوع انقلاب های عربی در شمال آفریقا و خاورمیانه، و فروپاشی دیکتاتورهای وفادار به غرب سبب تضعیف مواضع غرب و آمریکا در این منطقه شده است. این تضعیف موضع غرب، با تحکیم موضع رقبای آن، و بطور خاص جمهوری اسلامی در منطقه همراه است و این مساله ای است که در این گفتار در پی پرداختن به آن هستیم.

آغاز افول امریکا در منطقه

روزهای پایانی سال ۲۰۱۰ میلادی، با بازیگری جدی ایران، شمارش معکوس تنزل موقعیت سیاسی و نظامی آمریکایی ها در منطقه آغاز شد. این تنزل، که در آستانه دور جدید مذاکرات هسته ای ایران در استانبول بود، محصول سه رویداد بزرگ بود:

اول اینکه دولت ایران چند هفته از ورود تانکرهای سوخت نیروهای ناتو به افغانستان جلوگیری نمود. این ممانعت، علیرغم فشارهای زیاد و حتی راه اندازی تظاهرات عوامل آمریکا در جلوی سفارت ایران در کابل، تا زمانی که ایران به اهداف کامل خود نرسیده بود، به اتمام نرسید.

رویداد دوم، رفتن مقتدا صدر پس از قریب به پنج سال دوری از وطن، به عراق بود. مقتدا صدر که از پایگاه اجتماعی بسیار زیادی در میان برخی از شیعیان عراق و بخصوص در میان اقشار فرودست عراقی داشته و از سویی مواضع ضد اشغالگری وی پس از اشغال عراق توسط آمریکا و متحدانش، توجه بسیار زیادی را در میان اقشار مختلف شیعی و سنی عراق به خود جلب کرده بود، پس از طی یک دوره تبعید خودخواسته به شهر قم، به عراق بازگشت و در ابتدای بازگشتش به عراق، مواضع بسیار محکمی بر ضد آمریکا اتخاذ کرد.

رویداد سوم، از رسمیت افتادن کابینه سعد حریری نخست وزیر لبنان توسط حزب الله، و سقوط کابینه دولت لبنان بود. آقای سعد حریری که از سوی جریان ۱۴ مارس (مخالفان حزب الله) در سالهای اخیر، و پس از ترور پدرش رفیق حریری توسط عوامل سرویس های جاسوسی اسرائیل و غرب، همواره در یک همراهی تمام عیار با غرب و اسرائیل، بر علیه حزب الله مواضع محکمی را اتخاذ کرده و این ترور را به آنان نسبت می داد، در اوج تلاش های خود و در آستانه صدور حکم دادگاه این پرونده، طی سفری به آمریکا، به دیدار باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا رفت.

این سفر و این دیدار اگرچه با هشدارهای جدی مخالفان وی از جمله حزب الله همراه بود، اما حریری بی توجه به تهدید های مخالفان، به انجام این دیدار اصرار کرد. از اینرو، نتیجه چیزی نبود جز سقوط لحظه ای کابینه حریری. سعد حریری در واقع، قبل از ورود به دفتر اوباما و انجام دیدار با وی، نخست وزیر بود و پس از بازگشت از اتاق اوباما، هیچ کاره. حزب الله با بیرون کشیدن وزیران خود و متحدانش (نظیر مسیحیان)، ضربه ای محکم بر پیکره مشروعیت حریری وارد آورد و این ضربه، قبل از هر چیز، معادلات سیاسی منطقه خاورمیانه را به هم ریخت و کفه ترازوی توازن قدرت در منطقه را به سوی ایران سنگین کرد.

این سه رویداد، یعنی جلوگیری از سوخت رسانی به افغانستان و نیروهای ناتو؛ بازگشت مقتدا صدر به عراق و تداوم مواضع سرسختانه ضد اشغالگری وی؛ و سقوط کابینه حریری؛ سیاست های شیعی را در منطقه بسیار پر رنگ نمود و توجه اذهان عمومی را قبل از هر چیز به مرکز این سیاست ها یعنی ایران جلب کرد. در واقع، جمهوری اسلامی ایران که در طول سه دهه پس از انقلاب اسلامی، یکی از اهداف و شعارهای اصلی سیاست خارجی خود را صدور انقلاب قرار داده بود، و این سیاست را در سه سطح شیعیان، مسلمانان و مردم جهان دنبال می کند، در این رویدادها نشان داد که از توان بسیار بالایی در سطح اول و دوم برخوردار است و توانسته است حوزه نفوذ خود را، از مرز چین تا دریای مدیترانه گسترش دهد و این، یعنی برگ برنده ای که جمهوری اسلامی ایران می تواند با آن رقیب آمریکایی و غربی خود را مبهوت کند.

سال سقوط دیکتاتورها

رویداد دیگری که در پایان سال ۲۰۱۰ و بخصوص در ابتدای سال ۲۰۱۱ روی داد، سبب شد تا قبل از هر چیز، مواضع ایران تقویت شود، و آن چیزی نبود جز بهار عربی، و سقوط دیکتاتورهای طرفدار غرب و مخالف ایران. این انقلابها در دسامبر ۲۰۱۰ از تونس شروع شد. معترضان تونسی بعد از آنکه یک افسر پلیس گاری یک جوان دستفروش ۲۶ ساله را به دلیل نقض قوانین شهری توقیف کرد و آن دستفروش نیز اقدام به خودسوزی کرد، اعتراضات خود را شروع کردند (Hounshell, 2011, P.4 ) و مردم یک ماه علیه “زین‌العابدین بن‌علی ” رئیس‌جمهوری تونس تظاهرات انجام دادند.

در نهایت نیز بعد از آنکه ارتش از برخورد خشونت‌آمیز با معترضان و حمایت از بن‌علی خودداری کرد وی به عربستان سعودی پناهنده شد تا جهان عرب در بهت و حیرت فرو رود. این رویداد، سبب شد تا راشد الغنوشی رهبر اسلامگرایان تونس، پس از سالها دوری و تبعید، به این کشور بازگردد. اگر چه او در بدو ورود به تونس اذعان کرد که وی آیت الله خمینی نبوده و نقشی شبیه وی در انقلاب تونس ندارد، اما بررسی مختصری در افکار وی و بخصوص نوشته هایش، نشان از این دارد که وی این موضع را بصورت تاکتیکی اتخاذ نموده است و خود به آنچه به ظاهر گفته است، اعتقادی ندارد. دلیل این مدعای ما، کتب منتشر شده توسط وی است. کتاب های وی، که مهمترین آنها “حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلام” است، همگی به مساله بازگشت به خویشتن اسلامی و لزوم بازنگری در “خود” مسلمانان در مقابل یک “دیگری” به نام غرب توجه دارد.

پس از موفقیت انقلاب در تونس، موجی از ناآرامی ها در جهان اسلام آغاز شد و مردم کشورهایی همچون الجزایر، اردن، مصر، بحرین و یمن ، با تعیین روزی به نام روز خشم، که معمولا روز جمعه بود، و با اتمام نماز جمعه، به خیابان ها آمده و با برپایی تظاهرات و شعارهای اسلامی همچون الله اکبر، خواهان انجام اصلاحات یا سرنگونی حاکمان خود شدند. در همین اثنا، درعرض چند هفته میلیون‌ها نفر در خیابان‌های مصر حاضر شدند و حسنی مبارک پس از ۳۰ سال حکومت، در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱، پس از ۱۸ روز اعتراض و آشوب در مصر،قدرت را تسلیم کرد و حامی دیرینه وی یعنی آمریکا نیز کمکی به او نکرد.

این شورشها در لیبی به جنگ وسیع داخلی منجر شد که با مداخله نیروهای ناتو و بمباران زیرساخت های حیاتی این کشور توسط نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی ادامه یافت و به سرنگونی دولت قذافی پس از بیش از چهار دهه انجامید.
در یمن و بحرین نیز شورش های مردمی در نتیجه انقلابهای عربی بوجود آمد و پلیس در این دو کشور به زد و خورد با شورشیان پرداخت که در طی این زد و خوردها، افراد بسیاری کشته و زخمی شدند. در بحرین، با ورود ارتش سعودی به این کشور و کشتار بسیاری از مردم، خاندان آل خلیفه سعی در سرکوب شورش نمودند اما در یمن، از آنجا که سه گروه مختلف بطور همزمان درگیر در شورش بودند، شورش ها دامنه وسیعتر و بسیار خشنی به خود گرفت. شیعیان شمال که از سال ۲۰۰۴ به اینسو درگیر شش جنگ خونین با حکومت مرکزی بودند، از سویی؛ جنوبی ها از سوی دیگر؛ و خاندان قبیله حاشد و الاحمر که در گذشته همپیمان علی عبدالله صالح بوده و اکنون در مقابل وی هستند از سوی دیگر؛ مخالفین سر سخت حکومت مرکزی هستند که پس از فرار صالح به عربستان، هنوز نتوانسته اند به توافق بر سر آینده حکومت برسند.

دامنه این اعتراضات به شیعیان عربستان سعودی نیز رسید و آنان نیز در اعتراض به محدودیتهایی که دولت برای آنان تعیین کرده، دست به اعتراض زدند. آزادی زندانیان سیاسی و درخواست اصلاحات سیاسی یکی از مهمترین شعارهای شیعیان در این تظاهرات بود.

بیداری اسلامی، جدال عربستان سعودی و ایران

مساله مهم در این انقلابها، موضع ایران به عنوان پایگاه شیعیان منطقه، و همچنین حمایتگر اصلی جنبش های اسلام گرا در سه دهه اخیر است.مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، این انقلاب ها را “بیداری اسلامی”خواند (Lutz, 2011 ) و با تاکید بر اسلامی بودن این حرکتها، به بررسی شباهت این حرکت های ضد دیکتاتوری در جهان عرب، با حرکت انقلابی مردم ایران در سال ۱۹۷۹ پرداخته و این انقلابها را الهام گرفته از انقلاب ایران نامید. این مقایسه باعث موضع گیری هایی در سوی غربی معادلات منطقه شد. بخصوص، برخی از سران کشورهای عربی که در آنها شورش ها واقع شده بود، با متهم کردن ایران به دخالت در این شورش ها، سعی نمودند این انقلابها را توطئه ای خارجی از سوی ایران جلوه دهند. اما مساله اصلی تر در این میان، نزاع میان عربستان سعودی و ایران بود.

آنچنان که Spindle and Coker می نویسند، ریاض، در طول دهه های اخیر، رهبری مصر را خاکریز کلیدی اهل تسنن بر سر راه گسترش نفوذ ایران می‏دید. بخشی از این دیوار سال ۲۰۰۳ با حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام فروریخته بود. در نتیجه از دست دادن مبارک بدین معناست که سعودی‌ها هم‌اکنون خود را آخرین غول سنی باقی مانده در منطقه می‌بینند .( Spindle and Coker 2011)

با از میان رفتن دو سد سنی در برابر نفوذ ایران، یعنی صدام حسین و حسنی مبارک، ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری فرصت یافته است بدون دغدغه های قبل، به بسط حوزه نفوذ خود در منطقه بپردازد. اولین نمود نمادین این مساله، تردد ناوهای ایرانی پس از ۳۰ سال از کانال سوئز، در فوریه ۲۰۱۱ است این دو ناو که به مقصد بندر لاذقیه در سوریه در حرکت بودند، پس از عبور از این کانال، به مقصد رسیده و موجب خشم اسرائیل شدند. ایران در سالهای اخیر ارتباطات خوبی با جنبش های سنی منطقه از جمله حماس، جهاد اسلامی و اخوان المسلمین داشته است و پس از سرنگونی حکومت مبارک، هیات های متعددی از مصریان به دیدار مقامات عالی ایران آمده اند.

بحران‌سازی در سوریه برای فرار از شکست در منطقه

از آنجا که در پی این انقلابها، محور سنتی ریاض- قاهره – واشنگتن در منطقه به شدت تضعیف شده بود، آنان برای جبران شکست خود در منطقه، بر یکی از کلیدی ترین نقاط محور مخالف، یعنی سوریه برنامه ریزی نمودند.سوریه که متحد کلیدی ایران در سه دهه اخیر بوده است و از زمان ریاست جمهوری حافظ اسد تاکنون، همچنان بر این اتحاد تاکیدی ویژه داشته است، یکی از نقاطی بود که می توانست با سقوطش، برنامه سیاست های شیعی-اسلامی به رهبری ایران تضعیف شود. سوریه که از زمان اشغال فلسطین توسط دولت نامشروع اسرائیل، تاکنون در کنار مقاومت مردم فلسطین مانده است و باوجود تلاش های زیاد دیکتاتورهای عربی و همچنین کشورهای غربی، از این مواضع عقب نشینی نکرده و طرح جبهه ایران ستیزی و ایران هراسی اعراب را تاکنون ناکام گذاشته است، کشوری بود که بسیار دیر تر از همه کشورهای دیگر، به آشوب کشیده شد و این به دو دلیل بود: اول، اینکه انقلاب های عربی، اساسا نوعی انقلاب هویتی محسوب می شود که در پاسخ به بحران های چند دهه اخیر جهان عرب بوقوع پیوسته و در پی پاسخ به این بحران می باشند- و یکی از پایه های اساسی بحران هویت و مشروعیت رژیم های محافظه کار عرب، مساله اسرائیل بوده است-، از اینرو، از آنجا که سوریه پای هیچ پیمانی که به آرمانهای فلسطین خیانت کند را امضا ننموده است و با پشتیبانی محور مقاومت حزب الله- ایران- حماس وفاداری خود را ثابت نموده است، در زمانی که کشورهای عربی رو به آشوب آوردند، این کشور کشوری آرام محسوب می شد و دلیل آن همین امر بود. دومین دلیل، به سردرگمی آمریکا و متحدان غربی اش در قبال حرکت های اخیر مردمی در کشورهای اسلامی برمی گردد. آمریکایی ها از سویی، متحدان تمام عیار دیکتاتورهای عربی بوده و از سویی، شعارهای دموکراتیک و برابری طلبانه و آزادی خواهانه و حقوق بشری سر می دهند و این دو امر، در تناقضی آشکار، سبب شد تا آمریکایی ها نتوانند رفتار درستی در قبال حرکت های مردمی داشته باشند. از اینرو، آنان پس از آنکه نتوانستند انقلاب ها را کنترل کنند، دو استراتژی را در قبال منطقه در پیش گرفتند: پشتیبانی کجدار و مریز از خواسته های مردمی (که بیشتر در قالب مصاحبه ها و بیانیه های دولتمردان آمریکایی بود)؛ و سعی در ایجاد شورش در سوریه، و سرنگونی بشار اسد به عنوان نقطه استراتژیک پیوند ژئوپلیتیک مقاومت، یعنی محور ایران-سوریه-حزب الله-حماس، و اخیرا اخوان المسلمین مصر.
آمریکایی ها به خوبی واقفند که اگر این انقلاب ها به ثمر برسد، و اراده ملت های زخم خورده خاورمیانه تحقق پیدا کند، جایی برای آنان وجود نخواهد بود. از اینرو، با ایجاد جبهه ای جدید در سوریه، سعی در انحراف مسیر این انقلاب ها و تضعیف مرکز سیاست های منطقه، یعنی ایران نمودند.

جنگ داخلی سوریه که بیش از ۵ ماه از آن می گذرد، با پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا، حمایت های مالی و تسلیحاتی عربستان سعودی ، هدایت جنگ روانی و رسانه ای از سوی شبکه الجزیره و دولت قطر، و تحرکات دیپلماتیک ترکیه به نیابت از آمریکا آغاز شد . در طی این جنگ که کماکان ادامه دارد، عربستان سعودی با تسلیح گروه های تندرو سلفی و القاعده، آنان را از طریق مرزهای عراق، اردن و ترکیه به داخل سوریه می فرستد تا با ایجاد آشوب و ناامنی، با دولت مرکزی و ارتش درگیر شده، و از سویی با کشته شدن مردم بی دفاع، با مقصر جلوه دادن دولت مرکزی، مردم را تحریک به شورش علیه حکومت نمایند.

این جنگ، اگرچه موقعیت بسیار دشواری را در منطقه، و در کشور سوریه بوجود آورده است، اما با حمایت های ایران از سویی و تحرکات روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل از سوی دیگر، تاکنون به نفع بشار اسد به پیش رفته است و می تواند در تحکیم موقعیت ژئوپلیتیک مقاومت نقش بسزایی ایفا نماید.

خاورمیانه اسلام
اگرچه هنوز دومینوی سقوط دیکتاتورها در بهار انقلاب های عربی و بیداری اسلامی به پایان نرسیده است و بازی همچنان ادامه دارد، اما نگاهی گذرا به تحولات منطقه در سال جاری، از بازیگری موفق ایران در اجرای سیاست های خود در قضیه افغانستان، عراق و لبنان گرفته تا سقوط دیکتاتورهایی همچون بن علی، مبارک، صالح و قذافی، که متحدان کلیدی غرب و آمریکا در منطقه بودند؛ همگی حکایت از آن دارد که توازن قدرت در منطقه و در صحنه ژئوپلیتیک دنیای اسلام، بشدت به نفع ایران و محور مقاومت ضدغربی بوده و چنانچه اوضاع به همین منوال ادامه یابد، خاورمیانه ای جدید با محوریت ایران متولد خواهد شد. زمانی کاندولیزا رایس وزیر خارجه سابق آمریکا، از جنگ تابستان ۲۰۰۶ حزب الله و اسرائیل، به “درد زایمان خاورمیانه جدید” نام برده بود. (Karon, 2006) اما این طفل خیالی مورد انتظار آنان، نه تنها متولد نشد، بلکه از اساس نطفه ای در کار نبود. شاهد آن نیز، شکست طرح خاورمیانه بزرگ با محوریت اسرائیل بود. اما امروز، به جرات می توان ادعا نمود که تحولات اخیر در دنیای اسلام و خاورمیانه، درد زایمان تولد خاورمیانه ای اسلامی با محوریت سیاست های اسلامی-شیعی ایران است.

ارجاعات:
Hounshell, Blake, 2011, So Much to Be Angry About, see in: Revolution in the Arab World. Tunisia, Egypt, and the Unmaking of an Era. Edited by Marc Lynch, Susan B. Glasser, and Blake Hounshell, USA: Foreign Policy and Slate Group
- Lutz, Meris, 2011, Iran’s supreme leader calls uprisings an ‘Islamic awakening’, Los Angeles Times, February 04, 2011, see online on: http://articles.latimes.com/2011/feb/04/world/la-fg-khamenei-iran-egypt-20110205 access: August 2011
- Spindle, Bill & Coker Margaret, 2011, The New Cold War, The Wall Street Journal, Saturday, April 16, see online on: http://online.wsj.com/article/SB10001424052748704116404576262744106483816.html
- Karon, Tony, 2006, Condi in Diplomatic Disneyland, Time: Wednesday, July 26, 2006 see online on: http://www.time.com/time/world/article/0,8599,1219325,00.html access: August 2011

http://english.aljazeera.net/news/middleeast/2011/01/201111652129710582.html

http://m.memri.org/14499/show/c7ebb5e62ff2ff67375828f23e3c7e67&t=20320d97cb30b6845cb6422bedb5dfbe

http://www.foxnews.com/world/2011/02/21/official-iran-naval-ships-enter-suez-canal/

http://www.bbc.co.uk/news/world-middle-east-12488908

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8910230238

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/01/110116_k01_afg_feul_russia.shtml

http://naderiahmad.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=79:1389-10-16-20-18-43&catid=36:1388-04-11-01-53-02&Itemid=59

http://naderiahmad.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=80:1389-11-06-21-23-15&catid=38:middle-east&Itemid=59

منبع : امت اسلامی

آقای ضرغامی سیاه و سفید می بیند !!!!

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وقتی چنین افاضاتی را آقای ضرغامی از وضعیت آرایش بازیگران و گویندگان خبری می پرانند: هيچ‎گونه آرايشي نيست، گريم هم بسيار منطقي و مطلوب است، اما هنگام پخش به‎دليل عدم تنظيم درست رنگ‎‎هاي مانيتور‎‎ها و گيرنده‎‎‎ها احساس مي‎شود که آرايش غليظي صورت گرفته است؛ در واقع در کنتراست رنگ چنين اتفاقي مي‎افتد.


توجیه نوشت:

سه دلیل برای اینکه آقای ضرغامی سیاه و سفید می بیند:

1- دچار مشکل بینایی شده که ما توصیه می کنیم حتما به چشم پزشک مراجعه فرمایند.

2-  از تلوزیون توشیبای چهارده اینچ سیا ه و سفید استفاده می کنند.

3- شایداصلا برنامه ها و سریالها و .... تلوزیون ایران را نمی بینند.

دلیل چهارمی وجود ندارد مگر اینکه ایشان فرق گریم و آرایش را نمیدانند.

یازهرا (س)./

منبع : نسل حضور

رهنمودهای 10 ساله امام خامنه ای به دانشجویان


دریافت نسخه پاورپوینت -  رهنمودهای 10 ساله امام خامنه ای به دانشجویان [ حجم فایل : 1340 کیلوبایت ]


منبع

امام خامنه ای : انتخابات پشتوانه‌ى امنيت است، نبايد اجازه داد به امنيت ما صدمه وارد كند

انتخابات پشتوانه‌ى امنيت است، نبايد اجازه داد به امنيت ما صدمه وارد كند/ از ظلم به مردم بحرين بسيار نگرانيم
مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز عيد فطر با اشاره به انتخابات آتي مجلس تاكيد كردند: بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسى، كسانى كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهى پاسدارى كنند.


دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامي متن كامل خطبه‌هاي نماز عيد سعيد فطر تهران را كه به امامت حضرت آيت‌الله خامنه‌اي اقامه شد را به شرح زير منتشر كرد:
... .
منبع : رجا نیوز

ادامه نوشته

زنان چادری بودند که به شما رأی دادند، حالا مزاج تان عوض شده است

مرجع تقلید شیعیان با اشاره تغییر نگرش برخی گروه‌های سیاسی برای جلب آرای عده‌ای از افراد غیرمومن، این کار را مصداق نمک خوردن و نمکدان شکستن عنوان کرد.

به گزارش جهان به نقل از  مهر، آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی بعدازظهر سه‌شنبه در جمع نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه(س) با اشاره به زندگانی نوح پیامبر اظهار داشت: همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط به شوهران خود خیانت کردند اما در مقابل، در قرآن کریم از زنانی به نیکی یاد شده که نه تنها الگوی زنان، بلکه به عنوان الگوی مردان از آنان یاد شده است.

وی ادامه داد: اینهایی که دارند جار و جنجال می‌کنند که شما می‌خواهید نیمی از جامعه را کنار بگذارید، دروغ می گویند، قرآن این بانوان را الگوی مردان قرار داده است و حتی مردان باید از آنها درس بگیرند.

این مرجع تقلید تاکید کرد: زنان با ایمان و چادری بودند که به شما رأی دادند، حالا مزاج تان عوض شده و می‌خواهید آرای یک اقلیت غیرمومن را به دست آورید؟ این است معنی نمک خوردن و نمکدان شکستن.

مسلمان واقعی از تنهایی در مسیر هدایت هرگز وحشت نمی‌کند

وی عدم وحشت از تنهایی در مسیر حق را مسئله بسیار مهم دانست که انبیای الهی به ما آموخته‌اند و اظهار داشت: در تاریخ زندگانی نوح پیامبر هم این مسئله وجود دارد.

این مرجع تقلید بیان داشت: ابراهیم خلیل به تنهایی وارد بتکده شد و تمام بت‌ها را در هم شکست و حتی نگفت تنها هستم و اینها مرا اذیت می‌کنند بلکه توکل او به خدا بود چراکه افراد توکل کننده به خدا تنها نیستند.

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: افرادی هستند که نامه به ما می‌نویسند و می‌گویند که برای عبادت خدا در منزل تنها هستند و پدر و مادرشان آنها را مسخره می‌کنند. این افراد باید مقاومت کنند چون مقاومت آنها مقاومت پدر و مادرشان را در هم می‌شکند.

وی ادامه داد: جوانانی هستند که برای تحصیل به خارج از کشور می‌روند؛ اینها باید توجه داشته باشند که نباید همرنگ جماعت شوند، بلکه باید در مسیر درست حرکت کنند.

وی با بیان اینکه شخص مسلمان از تنهایی در مسیر هدایت هرگز وحشت نمی‌کند گفت: حضرت پیامبر(ص) نیز تک و تنها بود، اما به مسجدالحرام و مقابل کعبه می‌آمد در حالی که تنها علی و خدیجه در کنار او بودند، می‌ایستادند و نماز جماعت را اقامه می‌کردند، اگر آن نماز جماعت نبود این نماز جماعت‌های امروز هم نبود.

آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به تحریفاتی که در تورات به وجود آمده است گفت: در مسئله حضرت آدم، قرآن می‌گوید افتخار و امتیاز آدم بر فرشتگان علم و دانش بود، اما تورات می‌گوید وقتی آدم از درخت علم خورد از بهشت رانده شد.

ما تابع قرآن و عترت هستیم

وی بر لزوم توجه بیشتر جوانان به اذکار مربوط به معصومین تاکید کرد و گفت: برادران و خواهران، هر ذکری به شما بدهند که از ائمه معصومین نرسیده، اعتباری ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: به ما فرموده‌اند "ما ان تمسکتم بهما لن تظلوا ابدا" اگر دست به دامان قران و ائمه بزنید گمراه نمی‌شوید، اما اگر از این مسیر جدا شدید گمراه می‌شوید.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه ما تابع قرآن و عترت هستیم، تاکید کرد: جوانان و مردم باید حواس خودشان را جمع کنند؛ ممکن است افرادی باشند که سوء نیت نداشته باشند، اما شما را به اذکاری غیر از اذکار معصومین دعوت کنند.

منبع : جهان نیوز

صحیفه ی سجادیه نيايش، در وداع ماه مبارك رمضان

خدايا، بر محمد پيغمبر ما و آل او رحمت فرست، همچنانكه بر فرشتگان مقرب خود رحمت فرستادى. و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانكه بر پيغمبران مرسلت رحمت فرستادى و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانكه بر بندگان صالحت رحمت فرستادى، و بهتر از آن اى پروردگار جهانيان: چنان رحمتى كه بركتش بما برسد، و نفعش بما عايد شود و به موجب آن دعايمان مستجاب گردد، زيرا كه تو كريمتر كسى هستى كه بر او توكل كنند و بخشنده‏تر كسى هستى كه از فضلش مسئلت نمايند. و تو بر هر چيز قدرت بى‏نهايت دارى.

... .

منبع : آوینی

ادامه نوشته

فرازی از خطبه امیرالمؤمنین در عید فطر

من خطب اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال:

ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنة. 

عباد الله! ان ادنى ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان:

«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون.»

 

اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نا اميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏ به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت ‏برين. 

اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

منبع : تاملات

تحليل شهيد چمران از نقش آمريكا و قذافي در ربودن امام صدر

محمدجواد اخوان

شهيد دكتر مصطفي چمران در كتاب "لبنان" خود پس از نقل ماجراي ناپديدشدن مشكوك امام موسي صدر، در تحليلي جالب و زيبا از اهداف امريكا در اين ماجرا و نقش ليبي به عنوان مزدور امريكا پرده برمي دارد كه خواندن آن در اين زمان كه معمر قذافي در دو قدمي سقوط است، خواندني است.



«آنچه به عيان ديده مي شود، اوج انقلاب اسلامي ايران و شكست حتمي شاه و نابودي مصالح امريكا در منطقه است، اما امريكا تلاش مي كند كه از اين شكست جلوگيري كند. گاهي با عناد و خشونت وارد معركه شده و گاهي كه كاملًا بيچاره مي شود، دست سازش و همكاري دراز مي كند. از آنجا كه بيچارگي امريكا حتمي است، آن كشور خيلي سعي كرده و مي كند كه با امام خميني از در مصالحه درآيد و حا ضر شده است شاه را ببرد، حا ضر شده است حتي نظام را تغيير دهد، اما مي خواهد مصالح خود را در منطقه حفظ كند. ولي تا به حال در همه آنها شكست خورده است.

... در پي اين شكست ها امريكا سعي كرد كه به طور مستقيم با امام خيمني وارد مذاكره شود و به نوعي سازش كند … و براي اين كار راه هاي زيادي انتخاب كرد، شخصيت هاي بزرگي ر ا واسطه قرار داد، آنگاه ملك حسين [اردني] را ر سماً وارد معركه كرد. ملك حسين حتي از قضية آقاي [امام موسي] صدر استفاده كرد و به طرفداري از آقاي صدر پيشنهاد كرد تا جناحي از ملك حسين + حافظ اسد + امام خميني تشكيل شود و اين سه مشتركاً نامه اي به قذافي نوشته و او را تهديد كنند، كه امام خميني نپذيرفتند. مسلماً اين نظر براي نزديكي با امام خميني و اشتراك طرفين در يك امر مهم پيشنهاد شده بود تا راه حلي براي وساطت بعدي باشد. همه اين امور و حقايق نشان مي دهد كه امريكا، با دستپاچگي زياد مي خواهد وسيله اي براي نزديكي و فشار به امام خميني به دست آورد … ولي آيا امريكا مي خواهد تسليم رأي امام خميني شود؟ آيا حقيقتاً امريكا مي خواهد با امام خميني كنار بيايد؟ … خيلي بعيد است! زيرا اولاً جناح امام خميني، با طرز تفكر انقلابي اسلامي براي امريكا بسيار خطرناك است؛ ثانياً اگر امريكا مي خواست تسليم نظر امام خميني شود، چرا اين همه دست به كشت و كشتا ر مي زند؟ اين همه در دفاع از نظام فاسد شاه، اصرار مي ورزيد و اين همه امام خميني را تحت فشار قرار مي دهد …؟



واضح است كه امريكا مي خواهد با امام خميني وارد مذاكره شود، اما نه براي تسليم به اوامر امام، بلكه براي داد و ستد، معامله و حفظ مصالح خود به حداكثر ممكن و حتي فشار بر امام، براي قبول بعضي نظرات امريكا در منطقه … نظراتي كه امام خميني آن ر ا نمي پذيرد. لذا براي پذيرش آن نظرات، امريكا احتياج به فشار دارد، تا نظرات خود ر ا بر امام خميني تحميل كند. يعني وساطت، براي تحميل نظرات خود بر امام.

عده زيادي از انديشمندان در اين رابطه معتقدند كه ربوده شدن امام صدر، نقش بزرگي براي وساطت امريكا بازي مي كند و دستگيري آقاي صدر و فشار بر امام خميني، در رابطه با امام خميني و تحميل نظراتي بر او با زور و فشار است كه نتيجه آن به نفع امريكا است.

براي درك بيشتر موضوع بايد توجه كرد كه غرب براي پيشبرد برنامه هاي استعماري خود راه هاي زيادي دارد. يكي از اين راه ها، تحريك عده اي انقلابي، با شعارهاي تند و انحرافي و تخريب هر نوع برنامه سازنده است. "جبهه شعبيه" در مقاومت فلسطيني چنين نقشي را بازي مي كند و هميشه كارهايي كرده، كه به انفجار و قتل عام فلسطيني ها ختم شده است، ولي با شعارهاي تند انقلابي كه هيچ كس قادر به اجراي آن نيست. لذا آنها هميشه معار ض برنامه هاي معمولي مقاومت فلسطين هستنند. دولت عراق [رژيم بعث صدام حسين] نيز خود ر ا خيلي انقلابي به حساب مي آورد و حتي دولت هاي ديگر عرب ر ا خائن و يا عقب مانده و ترسو معرفي مي كند. لذا از همكاري با آنها سرباز مي زند. "جبهه صمود عرب" [جبهه پايداري] ضد مصر و اسرائيل ر ا مي شكند. ولي به اسم انقلابي گري و با شعارهاي تند. در عمل مي بينيم كه عراق در خلال سال هاي گذشته هرچه كرده به نفع اسرائيل و عليه مقاومت فلسطين و عرب بوده است. در مورد امام خميني نيز ديديم كه عراق با وقاحت تمام در كنار شاه قرار گرفت و امام ر ا از عراق اخراج كرد و اكنون اگر با سوريه نزديك شده است (سال1357) و يا دست همكاري به سوي كشورهاي ديگر عرب دراز كرده، فقط از ترس سقوط حتمي خود پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران است.

در جنگ سال 1973 بين اعراب و اسرائيل، همه دولت هاي عربي صدور نفت خود را به غرب قطع كردند، جز عراق و ليبي! [كه] نفت آمريكا را تأمين كردند. اعمال اين دو دولت، با شعارهاي تند و كارشكني در برنامه هاي جاري، براي هر آدم منصفي حداقل ايجاد شك مي كند.

دستگيري آقاي صدر، بزرگترين شك را در مورد ليبي ايجاد مي كند. چون اين دستگيري تنها به سود استعمارگران، اسرائيل و نظام هاي فاسد مرتجع عربي است، ولي به صراحت و جرأت مي توان گفت كه آقاي قذافي امام خميني را درست نشناخته است، همانگونه كه ابرقدرت ها نيز نشناخته اند.»

وبلاگ رايگاه

باز هم خاتون، حجاب اسلامي، ضرغامي، رسانه ملي

اشتباه نكنيد... اين يادداشت براي نقد ضرغامي فقط نيست. هدف اول من نهيب زدن به شيوه ي انتقاد از حوزه فرهنگ است و اينكه چقدر سوال هست كه هنوز به آنها پاسخ نداده ايم. اكنون همه دغدغه مندان شريف و متعهدي كه در ماجراي خاتون بدرستي احساس خطر كردند را دعوت مي كنم كه در خصوص مهمترين دستگاه فرهنگي و تبليغي كشور فكر كنند و راهبرد ارائه دهند. آيا اين درست است كه رئيس سازمان صدا و سيما ترويج روسري رنگي را وظيفه خود تلقي كند و  سال ها با حساسيت و جديت هم به اين وظيفه اش عمل كند ولي احدي به اين وظيفه رسانه اي خرده نگيرد؟! و آيا اين رشد و تكليف مداري ماست كه فقط براي گفتن حرفي كه سال هاست در عملي كردن آن در رسانه ملي مي كوشد، به ميدان مي آييم؟!!!

منبع : کیستی ما

ادامه نوشته

آرمان روح الله

حالا که به چشم می بینیم بارقه های انفجار نور 57 را در تاریکنای دنیای 2011 و هر روز تندیس نازیبای دیکتاتوری در گوشه ای از گیتی به پایین کشیده می شود و در هم می شکند، به خود بیشتر می بالیم از عشق امامی که می فرمود: "جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم"! و هیچ بیمی نداشت از روشنفکر نماهایی که خود را زیتون صلح می دیدند و اشکار و نهان بر این شعار او خورده می گرفتند... 

فتنه ها یکی یکی خود را نشان می دهند و در حوالی ما چرخی می زنند و گاه سبزند و گاه انحرافیند و گاه... نه، همیشه آمریکایی! اما ما امیدهای دبستانی امام روح الله خوب می دانیم که " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند". 

22 بهمن حسنی نامبارک منهدم شد و در آستانه روز قدس معمر قلدر! چه تلاقی عجیبی ست بین روزهای افتخار خمینی و نابودی بدخواهانش! تقویم را که بگردی پر است از روزهای یوم الله خمینی! پس نامردان عالم یکی یکی به صف شوید که تفکر روح الله د راه است.....

غده ی سرطانی دارد جان می کند و به آب و آتش می زند برای عفونی تر شدن دنیایش اما تقدیر الهی چیز دیگریست.... 

سرباز اسرائیلی تفنگت را به سوی کودک فلسطین نشانه برو . آری او موسی ی در گهواره ی توست، فرعون جان!

و امسال هم هر چند عطش ناک و عرق ریز اما می آیم و لبیک یا حسین گویان مشت می کوبم بر دهان هر چه نامرد... 

اگر باور داری که کل یوم عاشورا پس باید بیشتر باور داشته باشی که هر روز روز قدس است و هرجا فلسطین . 

هر نسکافه ای را که نمی خوری! هر نوکیا ای را که به زمین می اندازی و با گوشی غیرصهیونیستی ات "نو ریسپانس تو پیجینگ" می شوی! هر اینتلی را که از سیستمت حذف می کنی و دقیقه ها را در انتظار بالا آمدن سی پی یوی درجه دو ات به انتظار می نشینی!هر پپسی ای را که نمی نوشی! یک قدم به آرمان فلسطین نزدیک تر می شوی و بعد نمازت قبول تر خواهد شد، مسلمان.

 

-------------
پ ن: چه شیرین بود در حرم زینب (س) سی دی می فروختند و رویش نوشته شده بود "حزب الله" و من دست و پاشکسته با شوق به فروشنده می گفتم " أنت من حزب الله؟ This money send to Hizbolah?" و وقتی گفت "نعم" تندتند سی دی خریدم و انگار می کردم هر اسکناسی که می دهم دقیقا تیری ست بر سینه ی خود نتانیاهو !

منبع : شاهد

چرا بحرین مهم و متفاوت است؟

بیداری اسلامی چنان غیر منتظره و سریع پیش رفت که افزون بر حکمرانان مستبد، دیگر بازیگران نظام بین الملل را نیز در شوک فرو برد اما گویی این دومینو در برخی کشورها، من جمله بحرین متوقف شده است...


از نخستین روزهای سال جاری میلادی، جهان شاهد پدیده جدیدی است که به سرعت منطقه وسیعی را از شمال آفریقا تا کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس را در بر گرفت. این پدیده که از آن با عنوان بیداری اسلامی یاد می‌شود آن چنان غیر منتظره و سریع پیش رفت که افزون بر حکمرانان مستبد این کشورها، دیگر بازیگران نظام بین الملل را نیز در شوک فرو برد. این حرکت که نخستین بار از تونس آغاز شد دومینو وار به دیگر کشورهای منطقه نیز سرایت کرد و به سرعت مصر، یمن، لیبی، اردن، عربستان، کویت، مغرب و دیگر کشورهای عربی ـ اسلامی را در بر گرفت. این سونامی در نخستین گام، «زین العابدین بی علی» حاکم مستبد تونس را از قدرت ساقط کرد و در مرحله‌ی بعد با سقوط «حسنی مبارک»، مردم مصر نیز پیروزی انقلاب خود را جشن گرفتند.

برای خواندن متن کامل لطفا به ادامه ی مطلب بروید .

منبع : برهان

ادامه نوشته

امروز تمامی خاتونها آمده بودند.

امروز تمامی خاتونها آمده بودند ؛خاتونهایی که چادرمشکی به سرداشتند . حتی خاتونهای شهید مسجد گوهر شاد هم آمده بودند . خاتونهایی که رنگ آسمان را فقط از حیاط خانه شان میدیدندو عده ای هم با ضربه های باتومهای سربازان رضاخان فرقشان شکافت. ازگرمای 50 درجه جنوب گرفته تا هوای بارانی وطوفانی شمال خاتونها محکم چادر مشکیشان را گرفته  و به میدان آمدند . خاتونهایی که عکس شهیدشان را به دست گرفته بودند. فرقی نمی کرد بزرگ یا کوچک  آن یکی لباس رزمی پوشید این هم بچه محصل بود؛  خاتونی با دستهای پینه بسته تمثال امام بدست گرفته ؛ خاتون چهار ساله ای که زیر باران با مشت گره کرده تمامی عکاسان را به خودش جلب کرده بودو خاتونهای دانشجویی که پرچم ایران و  فلسطین را به چادرشان گره زدند ؛ همه آمده بودند . خاتونهایی که امام(ره) می گفت اگر نبودند انقلاب پیروز نمی شد . آنها که نیامدند خزتونهای گم شده ای بودند که عکسهایشان برای عده ای با فکرهای حداقلی  شایدشانس بیاورد . خاتون من بگذار سیاستمداران بی سیاست همانانیکه یا حسین گفتند و چادر از سر زنان در روز عاشورای 88 کشیدند و در نقابی دیگر  رنگ چادرت را مرده خواندند و ندانستند ؛این نه باب اینکه از خون شهید رنگین تر چرا که شهید هم میداند این چادر یادگار ام ابیهاء حضرت زهراء سلام الله است؛ هویت اسلامیت را اْمل بخوانند و بروی شترهای زانو بسته سوارو مرتب بر بدن شتر تازیانه زنند ، مستاصل شدگان خائفی که نمی دانند دست و پای این شتر بسته است ؛سرشان را با رجزخوانی ها در جلساتی که عقل و قلب ناظران خودی که معرکه گردانان بی خودی هستند ،  از گرد و غبار فتنه پوشیده ، گرم کنند. خدا دید فی قلوبهم مرض را "چادر مشکی" آفرید وآن را فقط به تو "خاتون من "هدیه داد.وبدان خاتون من دلیل حقانیت تو همانیست که رسانه های شیطان حضور پرشور و شعورت آنهم با چادر مشکی که رویش کفن پوشاندی و نوشتی جانم فدای امام سید علی  نشان ندهند.

منبع : نسل حضور

انتخاب همسر از نگاه قرآن



در انتخاب همسر ملاك چیست؟ قرآن به عنوان معلم می‌گوید اولین ملاك دین است. یعنی ایمان دارد یا نه؟ عقیده دارد یا نه؟ بعد از ایمان اخلاق است. بعد اصالت خانوادگی است. بعد هم تناسب از نظر فكری.


قرآن یك آیه دارد که می‌گوید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا» یعنی ای كسانی كه ایمان دارید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، بعد می گوید: «إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» (آل عمران/118) اگر عاقل هستید.

بنابراین زن و مرد باید هم كُفو باشند. كُفو را اسلام كُفو مالی قرار نداده. كه قالی‌های خانه‌ ما یك طور باشد، ماشین ما مثل هم باشد. لهجه‌ ما مثل هم باشد. قد ما به هم نمی‌خورد. ازدواج کردن پیراهن نیست كه به یك سایز بخورد. حالا ممكن است یك سانت كوتاه تر باشد، یك سانت بلندتر باشد. سنشان باید به هم بخورد. اما حالا لازم نیست حتماً سنشان مو به مو... حالا یا شش ماه او بزرگتر است، یا یك سال این بزرگتر است. اینها مشکل نیست.  بلکه منظور از کفو؛ ایمان، اخلاق و خانواده است. کفو البته در ظاهر و قیافه هم مطرح است. باید دو طرف همدیگر را بپسندند.

برای خواندن متن کامل لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمایید .

منبع : کلوب ازدواج تبیان

ادامه نوشته

آثار گناه؛ از بین بردن معنویت و نابودی استقامت

آثار گناه بستن رحمت الهی و از بین رفتن استقامت در طریق حق

گناهانى که انسان انجام مى‌دهد، این تخلّفهاى گوناگون، این کارهایى که ناشى از شهوترانى و دنیاطلبى و طمع‌ورزى و حرص ورزیدن به مال دنیا و چسبیدن به مقام دنیا و بخل نسبت به داراییهاى موجود در دست آدمى و نیز حسد و حرص و غضب است، به طور قطعى دو اثر در وجود انسان مى‌گذارد: یک اثر، معنوى است که روح را از روحانیت مى‌اندازد، از نورانیت خارج مى‌کند؛ معنویت را در انسان ضعیف مى‌کند و راه رحمت الهى را بر انسان مى‌بندد. اثر دیگر این است که در صحنه‌ى مبارزات اجتماعى، آن جایى که حرکت زندگى احتیاج به پشتکار و مقاومت و نشان دادن اقتدار اراده‌ى انسان دارد، این گناهان گریبان انسان را مى‌گیرد و اگر عامل دیگرى نباشد که این ضعف را جبران کند، انسان را از پا درمى‌آورد. البته گاهى ممکن است عاملهاى دیگرى مثل یک صفت و یا کار خوب در انسان باشد که جبران کند. بحث بر سر آن موارد نیست؛ اما گناه، فى‌نفسه اثرش این است.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸/۱۰/۱۳۷۵

ضرورت تضرع و دعا در جامعه اسلامی

جامعه ی اسلامی باید جامعه ی دعا و تضرّع و انابه الی الله باشد.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۷/۱۲/۱۳۷۱

ضرورت خودسازی برای جامعه سازی

در ماه رمضان، هم باید به خودمان برسیم، هم باید به مردم برسیم. ضمناً بدانیم که اگر به خودمان نرسیم، به مردم هم نمى‌شود رسید. این دعاهاى ماه رمضان، این روزه‌ى ماه رمضان، این مناجاتها، این تضرعها، این اذکار، این نوافل در ماه رمضان، همه براى این است که ما خودمان را اول کمى نورانى کنیم. اگر نورانى شدیم، آن وقت مى‌توانیم به دیگران هم برسیم. والّا اگر نورانى نشدیم که نمى‌توانیم دیگران را نورانى کنیم. هرچه هم بگوییم، زیادى خواهد بود، مضر خواهد بود و مفید واقع نخواهد شد.
بیانات در دیدار ائمه‌ى جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانه‌ى ماه مبارک رمضان ۲۵/۱۱/۱۳۷۱

دعا شرط حرکت

رابطه‌ى دعا، رابطه‌ى قلبى شما با خداست. دعا، یعنى خواستن و خدا را خواندن. خواستن، یعنى امیدوارى. تا امید نداشته باشید، از خدا چیزى را درخواست نمى‌کنید. انسان ناامید که چیزى طلب نمى‌کند. پس، دعا یعنى امید، که ملازمِ با امید به اجابت است. این امید به اجابت، دلها را مُشعل مى‌کند و منوّر نگه مى‌دارد. به برکت دعا، جامعه با نشاط و اهل حرکت مى‌شود.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۱۰/۱/۱۳۶۹

منبع : تریبون مستضعفین

مرگ بر اسرائیل-الموت لاسرائیل-Death to Israel-מוות לישראל

persian : مرگ بر اسراییل

arabic: الموت لاسرائیل

english: Death to Israel

hebrew: מוות לישראל