محمدجواد اخوان

شهيد دكتر مصطفي چمران در كتاب "لبنان" خود پس از نقل ماجراي ناپديدشدن مشكوك امام موسي صدر، در تحليلي جالب و زيبا از اهداف امريكا در اين ماجرا و نقش ليبي به عنوان مزدور امريكا پرده برمي دارد كه خواندن آن در اين زمان كه معمر قذافي در دو قدمي سقوط است، خواندني است.



«آنچه به عيان ديده مي شود، اوج انقلاب اسلامي ايران و شكست حتمي شاه و نابودي مصالح امريكا در منطقه است، اما امريكا تلاش مي كند كه از اين شكست جلوگيري كند. گاهي با عناد و خشونت وارد معركه شده و گاهي كه كاملًا بيچاره مي شود، دست سازش و همكاري دراز مي كند. از آنجا كه بيچارگي امريكا حتمي است، آن كشور خيلي سعي كرده و مي كند كه با امام خميني از در مصالحه درآيد و حا ضر شده است شاه را ببرد، حا ضر شده است حتي نظام را تغيير دهد، اما مي خواهد مصالح خود را در منطقه حفظ كند. ولي تا به حال در همه آنها شكست خورده است.

... در پي اين شكست ها امريكا سعي كرد كه به طور مستقيم با امام خيمني وارد مذاكره شود و به نوعي سازش كند … و براي اين كار راه هاي زيادي انتخاب كرد، شخصيت هاي بزرگي ر ا واسطه قرار داد، آنگاه ملك حسين [اردني] را ر سماً وارد معركه كرد. ملك حسين حتي از قضية آقاي [امام موسي] صدر استفاده كرد و به طرفداري از آقاي صدر پيشنهاد كرد تا جناحي از ملك حسين + حافظ اسد + امام خميني تشكيل شود و اين سه مشتركاً نامه اي به قذافي نوشته و او را تهديد كنند، كه امام خميني نپذيرفتند. مسلماً اين نظر براي نزديكي با امام خميني و اشتراك طرفين در يك امر مهم پيشنهاد شده بود تا راه حلي براي وساطت بعدي باشد. همه اين امور و حقايق نشان مي دهد كه امريكا، با دستپاچگي زياد مي خواهد وسيله اي براي نزديكي و فشار به امام خميني به دست آورد … ولي آيا امريكا مي خواهد تسليم رأي امام خميني شود؟ آيا حقيقتاً امريكا مي خواهد با امام خميني كنار بيايد؟ … خيلي بعيد است! زيرا اولاً جناح امام خميني، با طرز تفكر انقلابي اسلامي براي امريكا بسيار خطرناك است؛ ثانياً اگر امريكا مي خواست تسليم نظر امام خميني شود، چرا اين همه دست به كشت و كشتا ر مي زند؟ اين همه در دفاع از نظام فاسد شاه، اصرار مي ورزيد و اين همه امام خميني را تحت فشار قرار مي دهد …؟



واضح است كه امريكا مي خواهد با امام خميني وارد مذاكره شود، اما نه براي تسليم به اوامر امام، بلكه براي داد و ستد، معامله و حفظ مصالح خود به حداكثر ممكن و حتي فشار بر امام، براي قبول بعضي نظرات امريكا در منطقه … نظراتي كه امام خميني آن ر ا نمي پذيرد. لذا براي پذيرش آن نظرات، امريكا احتياج به فشار دارد، تا نظرات خود ر ا بر امام خميني تحميل كند. يعني وساطت، براي تحميل نظرات خود بر امام.

عده زيادي از انديشمندان در اين رابطه معتقدند كه ربوده شدن امام صدر، نقش بزرگي براي وساطت امريكا بازي مي كند و دستگيري آقاي صدر و فشار بر امام خميني، در رابطه با امام خميني و تحميل نظراتي بر او با زور و فشار است كه نتيجه آن به نفع امريكا است.

براي درك بيشتر موضوع بايد توجه كرد كه غرب براي پيشبرد برنامه هاي استعماري خود راه هاي زيادي دارد. يكي از اين راه ها، تحريك عده اي انقلابي، با شعارهاي تند و انحرافي و تخريب هر نوع برنامه سازنده است. "جبهه شعبيه" در مقاومت فلسطيني چنين نقشي را بازي مي كند و هميشه كارهايي كرده، كه به انفجار و قتل عام فلسطيني ها ختم شده است، ولي با شعارهاي تند انقلابي كه هيچ كس قادر به اجراي آن نيست. لذا آنها هميشه معار ض برنامه هاي معمولي مقاومت فلسطين هستنند. دولت عراق [رژيم بعث صدام حسين] نيز خود ر ا خيلي انقلابي به حساب مي آورد و حتي دولت هاي ديگر عرب ر ا خائن و يا عقب مانده و ترسو معرفي مي كند. لذا از همكاري با آنها سرباز مي زند. "جبهه صمود عرب" [جبهه پايداري] ضد مصر و اسرائيل ر ا مي شكند. ولي به اسم انقلابي گري و با شعارهاي تند. در عمل مي بينيم كه عراق در خلال سال هاي گذشته هرچه كرده به نفع اسرائيل و عليه مقاومت فلسطين و عرب بوده است. در مورد امام خميني نيز ديديم كه عراق با وقاحت تمام در كنار شاه قرار گرفت و امام ر ا از عراق اخراج كرد و اكنون اگر با سوريه نزديك شده است (سال1357) و يا دست همكاري به سوي كشورهاي ديگر عرب دراز كرده، فقط از ترس سقوط حتمي خود پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران است.

در جنگ سال 1973 بين اعراب و اسرائيل، همه دولت هاي عربي صدور نفت خود را به غرب قطع كردند، جز عراق و ليبي! [كه] نفت آمريكا را تأمين كردند. اعمال اين دو دولت، با شعارهاي تند و كارشكني در برنامه هاي جاري، براي هر آدم منصفي حداقل ايجاد شك مي كند.

دستگيري آقاي صدر، بزرگترين شك را در مورد ليبي ايجاد مي كند. چون اين دستگيري تنها به سود استعمارگران، اسرائيل و نظام هاي فاسد مرتجع عربي است، ولي به صراحت و جرأت مي توان گفت كه آقاي قذافي امام خميني را درست نشناخته است، همانگونه كه ابرقدرت ها نيز نشناخته اند.»

وبلاگ رايگاه