مختصات جزئی کربلا

۱. این قسمت حرم اباعبدلله است که در آن (قبر شش گوش) حضرت علی اکبر در قسمت خارج شده از ضریح مدفون و امام حسین در قسمت اصلی ضریح مدفون هستند . حضرت علی اصغر هم در آغوش امام حسین (علیه السلام) دفن شده اند . در کنار قبرشش گوشمزار ۷۲ تن شهید کربلا قرار دارد .

۲. اینجا حرم حضرت ابالفضل است که میدانید ایشان بعد از برگشت از نهر از امام حسین خواستند که ایشان را به خیام نبرند و میبینید که بسیار از خیام دور هستند .

۳. انشعابی از فرات است که حضرت برای برداشت آب به ان نزدیک شده بودند .

۴. قتل گاه امام حسین (علیه السلام) در این قسمت است که کمی سطح پایین تری از اطراف دارد . (این قسمت در خود حرم است ولی به علت اهمیت شماره جداگانه درج کرم .)

۵. تل زینبیه در این مکان قرار دارد که در مکانی مرتقع تر از سطح خیابان است و البته کاملاً به قتل گاه اشراف دارد .

۶.خیام حسینی ، که در عکس معلوم ست کاملاً در پشت صحنه جنگ بوده و دور از صحنه .

۷. نوار صفوف دشمن در این مکان نشان داده شده است که حدود محل صف کشی دشمن را نشان میدهد . (البته این نوار تقریبی است)

۸. محل شهادت حضرت علی اصغر بردستان مبارک امام حسین (علیه السلام) (در این مکان زیارت گاهی درست شده است و مشخص است )

۹. محل شهادت حضرت علی اکبر و محل افتادن ایشان از اسب (در این مکان زیارت گاهی درست شده است و مشخص است )

۱۰. یکی از دستان مقطوع حضرت اباالفضل العباس که امروزه کنار خیابان بین الحرمین قرار گرفته است .

۱۱. دست دیگر حضرت که امروزه در بازار کربلا قرار گرفته .

** بین الحرمین ، بین دو حرم کاملا مشخص است .

التماس دعا

منبع

شریعتمداری: همان پیشنهاد کرباسچی را به ظریف تکرار می‌کنم

متن مذاکرات و آنچه در نشست ژنو میان هیئت ایرانی و هیئت‌ها و نمایندگان گروه 5+1 مطرح و رد و بدل شده است، به دلایلی که شرح آن گذشت نمی‌تواند محرمانه باقی بماند و نمانده است. ولی نکته دیگری در میان است که محرمانه بودن آن ضروری است. این نکته که باید محرمانه بماند، انگیزه و اهداف پشت صحنه‌ای است که از پیشنهاد و یا بسته ارائه شده جمهوری اسلامی ایران در میان بوده و هست.
... .

ادامه نوشته

یادداشت مهم شریعتمداری درباره مذاکرات ژنو

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، امروز طی یادداشتی در این روزنامه و در باره مذاکرات اخیر ایران و گروه 1+5 در ژنو، نوشت:

... .


ادامه نوشته

"دور زدن ممنوع" (حسین شریعتمداری)

بعد از سفر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به نیویورک و گفت‌وگوی تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکا که یکی از چند اقدام نابجای این سفر - در کنار اقدامات مثبت آن - بود و هزینه کردن از عزت مثال زدنی ایران اسلامی در جهان و منطقه را به دنبال داشت، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از ایشان نوشت «امام موافق حذف شعار مرگ‌بر آمریکا بودند»! این ادعا که همزمانی آن با مکالمه تلفنی دکتر‌روحانی و اوباما، هماهنگ شده به نظر می‌رسید، در فاصله‌ای کوتاه به تیتر و خبر اول روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. رسانه‌های مورد اشاره با استناد به ادعای آیت‌الله رفسنجانی، اصرار داشتند که از یکسو، گفت‌وگوی تلفنی روحانی و اوباما را قابل توجیه! جلوه دهند و از سوی دیگر، ابراز امیدواری می‌کردند شعار مرگ بر آمریکا از فرهنگ سیاسی و اعتقادی مردم حذف شود!

... .

ادامه نوشته

پاسخ بوش به "حسن نیت بزرگ" هاشمی/بازخوانی‌بازی‌فریب‌آمریکا

خوش بینی به آمریکا این بار درباره موضوع هسته ای. این شالوده آن چیزی است که این روزها می توان در لابلای سخنان و حتی سیاست کلان آقای حسن روحانی و محمد جواد ظریف برای حل موضوع هسته ای مشاهده کرد.

... .

منبع

ادامه نوشته

ابهاماتی درباره گفت‌وگوی تلفنی

خبرگزاری تسنیم: درمذاکرات ایران و ۱+۵ در دوره‌های مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و به‌شیوه‌های مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت ۳۴ را نمی‌شد گران‌تر فروخت که با حداقل‌های منافع ملی سازگار باشد.


متن یادداشت اختصاصی تسنیم با عنوان «ابهاماتی درباره گفت‌وگوی تلفنی» به‌قلم صالح اسکندری به‌شرح ذیل است:

تصمیم‌گیری سیاسی در مقاطع تعیین کننده عیار کنشگران عرصه سیاست را بالا و پایین می‌برد و ضمن فیصله بخشی به اختیارات نافذ در انتخاب گزینه‌های مختلف باعث می‌شود که سیاست‌مداران در روند تأمین منافع ملی با در نظر گرفتن تبعات یک تصمیم گیری که در برخی مواضع و مواقع ممکن است تنها چند دقیقه و یا چند ساعت فرصت داشته باشند، مسیر تأمین منافع ملی را تسطیح و یا بالعکس صعب العبور کنند. تصمیم گیری سیاسی از منطق شیر یا خط پیروی نمی‌کند و ربط چندانی به شانس و اقبال ندارد بلکه تابعی از عقلانیت سیاسی و ملاحظات استراتژیک برای تأمین منافع ملی و اهداف ملی است. این روزها افکار عمومی در کشور ما به‌خصوص در دالان‌های نخبگی با پرسش‌هایی پیرامون سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک و تصمیم ویژه هیئت ایرانی برای اجابت درخواست آمریکایی‌ها مبنی بر گفت‌وگوی تلفنی و تأثیر آن بر وضعیت عمومی بازار روبه‌روست. برخی از این سؤالات و ابهامات در این مجال و مجلا آمده است که توضیحات کنشگران اصلی در این تصمیم گیری می‌تواند زوایا و خفایای آن را بیشتر روشن نماید.

یکم؛ واکنش فوری بازار به اظهارات رییس‌کل بانک مرکزی در خصوص نرخ دستوری ارز و عدم حساسیت آن به گفت‌وگوی تلفنی آقای رییس جمهور با همتای آمریکایی خود نشانه چیست؟
دوم؛ چرا تا پیش از این مذاکرات تیم سابق شورای امنیت ملی با معاونین وزیر خارجه 1+5 حداقل دویست سیصد تومان قیمت ارز را بالا و پایین می‌کرد اما گفت‌وگوی مستقیم با عالی‌ترین مقام آمریکا نتوانست حتی دلار را به قیمت‌های هفته گذشته برساند؟
سوم؛ مشکلات اقتصادی کشور تا چه‌اندازه به‌شکل واقعی به تحریم‌ها بستگی دارد؟ ده درصد، بیست درصد، سی درصد، چهل درصد یا ...؟
چهارم؛ نوسانات قیمت ارز در گذشته تحت تأثیر مذاکرات هسته‌ای چه میزان واقعی و تا چه‌اندازه بازی روانی برای تن دادن بیشتر ایران به الزامات میز مذاکره بوده است؟
پنجم؛ آیا ممکن است با تداوم مذاکرات دولت یازدهم با آمریکا معجزه‌ای در اقتصاد کشور رخ دهد و سطح عمومی قیمت‌ها مثلاً به سالهای 83 و84 برگردد؟
ششم؛ اساساً سهم آمریکایی‌ها در بهبود وضعیت اقتصادی در ایران چقدر است؟
هفتم؛ آیا آمریکایی که نتوانست با اهرم‌های اقتصادی حسنی مبارک متحد استراتژیک خود در مصر را حفظ کند و مردم این کشور در فقر و فلاکت دست و پا می‌زنند می‌تواند ید بیضایی در اقتصاد ایران داشته باشد؟
هشتم؛ اگر فرض کنیم آمریکایی‌ها اصرار دولت‌مردان یازدهم را برای واکنش سریع بپذیرند و در مذاکرات ژنو در مهر ماه مثلاً تصمیم گرفته شود بخشی از تحریم‌ها در قبال مابه‌ازای ادعایی غربی‌ها تحت عنوان راستی‌آزمایی مواضع ایران!! کاسته شود آیا باز رئیس جمهور ظرف صد روز می‌تواند گزارش قانع کننده‌ای از وضعیت عمومی بازار و یا اشتغال به مردم ارائه دهد؟
نهم؛ واقعاً آمریکایی‌ها تا چه اندازه مقید به اعتبار دولت یازدهم در افکار عمومی داخل کشور ما هستند؟
دهم؛ اگر حتی یک در صد فرض کنیم آمریکایی‌ها دست دست کنند و کاهش تحریم‌ها را متغیری از پیشنهادات بیشتر ایران بدانند آیا باز می‌ارزید رئیس جمهور محترم مذاکره تلفنی را بپذیرند و یا در مقابل خبرنگاران داخلی از وضعیت نامساعد اقتصادی شکوه کند؟
یازدهم؛ مذاکره مستقیم حضوری یا تلفنی با ایران همواره یکی از درخواست‌های آمریکایی‌ها در دولت‌های مختلفشان بوده است. آنها حتی حاضر شدند برای مذاکره مستقیم با ایران هزینه افتضاح مک‌فارلین را نیز بپردازند. در مذاکرات ایران و 1+5 در دوره‌های مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و به‌شیوه‌های مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت 34 سال را نمی‌شد گران‌تر فروخت که با حداقل‌های منافع ملی سازگار باشد؟
دوازدهم؛ آیا نمی‌شد درخواست گفت‌وگوی مستقیم را به بعد از اثبات پذیری مواضع اخیر آمریکایی‌ها موکول کرد و حتی از آن به‌عنوان یک اهرم فشار در مذاکرات استفاده کرد؟
سیزدهم؛ چرا اوباما بلافاصله بعد از گفت‌وگوی تلفنی زمانی که رئیس جمهور ما در هواپیما در مسیر بازگشت بود خود را به خبرنگاران رساند و خبر گفت‌وگوی تلفنی خود را اعلام کرد و مشاوران و معاونین وی خبر دادند که درخواست مذاکره تلفنی از طرف ایران بوده است؟
چهاردهم؛ آیا در این موضع‌گیری ضد و نقیض مبنی بر درخواست ایرانی‌ها برای مذاکره فقط مسئله غرور آمریکایی‌ها مطرح بوده و یا آنها در صدد بودند که یک پیام مهم به دنیا و به‌خصوص تمام دشمنان آمریکا مخابره کنند و آن اینکه ایران بالاخره و به‌قول خودشان در نهایت تعجب و شگفتی درخواست مذاکره کرد؟
پانزدهم؛ آیا مواضع مقتدرانه رئیس جمهور در این سفر با امتناع از گفت‌وگوی تلفنی تقویت نمی‌شد؟
شانزدهم؛ آیا بهتر نبود موضوع گفت‌وگو به‌جای مسئله هسته‌ای مشغله‌های منطقه‌ای آمریکا در خاورمیانه مثل سوریه، عراق یا افغانستان بود؟
و ... .

منبع

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ لَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

(البقرة، 120)

برداشت های غلط سیاسیون از "نرمش قهرمانانه"

نرمش قهرمانانه بازی کردن در زمین حریف نیست.

نرمش قهرمانانه عدول از اصول و مبانی نظام نیست.

نرمش قهرمانانه عقب نشینی از حقوق به حق ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.

نرمش قهرمانانه خود کم بینی ملت بزرگ و مقتدر ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر جهان استکبار نیست.

نرمش قهرمانانه احساس ضعف و حقیر شمردن ملت بزرگ ایران و نظام استوار جمهوری اسلامی ایران نیست.

گریه‌های خنده‌دار!

این روزها، برخی از دولتمردان محترم کشورمان اصرار دارند که ابراز ناخشنودی توأم با عصبانیت نتانیاهو و سایر مقامات رژیم صهیونیستی از روند مذاکرات و اقدامات هیئت بلندپایه جمهوری اسلامی ایران در سفر اخیر به نیویورک را نشانه موفقیت‌آمیز بودن این سفر ارزیابی کنند و در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای خود با اشاره به دشمنی و کینه‌توزی رژیم اشغالگر قدس نسبت به ایران اسلامی، اعلام می‌دارند که اگر سفر نیویورک با موفقیت و دستاوردهای برجسته و درخور توجهی برای کشورمان همراه نبود، عصبانیت بارها اعلام شده نتانیاهو و هشدارهای پی در پی او به اوباما و سایر دولتمردان آمریکایی کمترین توضیح و توجیهی نداشت! مخصوصا آن که نخست‌وزیر رژیم کودک‌کش بلافاصله بعد از بازگشت رئیس‌جمهور محترم کشورمان به ایران، با عجله راهی آمریکا شد و در آستانه سفر خویش اعلام کرد برای مقابله با روند جدید روابط ایران و آمریکا و هشدار نسبت به نزدیکی این دو کشور به یکدیگر عازم واشنگتن است!
پیش از این طی یادداشتی در کیهان 7 مهرماه 92 با عنوان «چه دادیم و چه گرفتیم؟!» به ارزیابی مستند سفر رئیس‌جمهور محترم به نیویورک پرداخته و ضمن اشاره به برخی از نکات مثبت این سفر، نمونه‌های -متاسفانه - خسارت‌باری از نتایج آن را برشمرده بودیم. از این روی، درباره سفر نیویورک و ابعاد و آثار آن، اگرچه هنوز هم گفتنی‌هایی هست ولی موضوع یادداشت پیش روی، اشاره به ترفندی است که رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکایی در یک پروژه دو سویه علیه جمهوری اسلامی ایران به صحنه آورده و در کمال تعجب دیده می‌‌شود برخی از دولتمردان کشورمان نیز در چرخه این «عملیات فریب» افتاده‌اند. بخوانید؛
... .
ادامه نوشته

اظهارنظرهای روحانی در نیویورک تحسین‌برانگیز بود اما...

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:

پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛

... .

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

زن

«الامام علی (علیه السّلام): صیانه المرأه أنعم لحال‌ها و أدوم لجمال‌ها»

محفوظ بودن و پاکدامنی برای سلامتی زن مفیدتر است و زیبایی او را بادوام تر می کند.

دشمنان انقلاب بدانند ...

دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.

شهید آوینی

پوتین های پاره و آسمان

مکه برای شما

فکه برای ما

بالی نمی خواهم با همین پوتین های پاره ام هم می توانم به آسمان ها بروم.

   شهید مرتضی آوینی

بهای دیدار

... و چگونه

از جان نگذرد آن که می داند

جان بهای دیدار است.

شهید آوینی


پرواز

و چگونه

در بند خاک بماند آن که

پرواز آموخته است.

شهید آوینی

بهای خون

در عالم رازی است که جز به بهای خون فاش نمی شود.

شهید آوینی

دارند چشمانمان را به دیدن گناه عادت می دهند

خانم مانتویی داشت از کنار آقایی با کت و شلوار رد می شد، اندازه مانتو خانم با کت آقا برابر بود، حس کردم آن خانم یک کت مردانه با برچسب مانتو زنانه برای خود خریده است.

این روزها پوشش خانمها بسیار افتضاح است، کم کم دارند چشمانمان را به دیدن آنچه نباید ببینیم عادت می دهند، کم کم دارند قبح گناه را در نگاهمان می ریزند، کم کم دارند کاری می کنند که به تب در برابر مرگ راضی شویم به اینکه آنقدر بعضی بد بپوشند که گناه کوچکتر بقیه را نادیده بگیریم.

فکر می کنید به چه دلیل خدا مرز گناهان کبیره و صغیره را مشخص نکرده است؟ برای اینکه به بهانه گناهان بزرگ تن به گناهان کوچک ندهیم که این تن دادن باعث عادت به گناه می شود و قبح گناه را برایمان می ریزد و همان می شود که نباید بشود، همان می شود که با عِلم به گناه کبیره بودن گناه تن به آن می دهیم. اینها هم دارند همین کار را با ما می کنند، شاید خود ما در ظاهر گناه نمی کنیم اما با عملکرد دیگران به گناه عادت می کنیم برای خود گناه بزرگ و کوچک تعریف می کنیم و همین طور پیش می رویم تا نه تنها خودمان تن به همان گناهان البته نه به همان شکل می دهیم بلکه گناه بزرگ دیگران به چشممان کوچک دیده می شود.

دیگر کاری کردن از دست یک نفر خارج شده، حالا دیگر اگر همگی دست به دست هم ندهیم همه یمان در آن منجلاب که فکر نمی کنیم فرو رفته ایم و حتی یک نفر نمانده که دستمان را بگیرد و بیرونمان بکشد و آن می شود که دیگر نجاتی در کار نیست.

منبع

راه طی شده ...

... تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم. من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحاث بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پرفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش ـ طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جست‌وجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت... و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.

سید مرتضی آوینی

زیبایی تنها به چشم و ابرو نیست

بنده ی خدایی می گفت دختر خانم محجبه ای را دیده که با وجود اینکه حجابش کامل بوده یک عامل بسیار جذب کننده در نوع پوشش داشته، آن دختر خانم به جز چادر لباس های تنش همه رنگ فسفری داشته.

دلم می خواست آنجا بودم و با آن دختر حرف می زدم که خواهر من مگر خداوند در قرآن نگفته زنان طوری رفتار نکنند که برای مردان جذاب باشد؟ خوب تو اگر حجاب را قبول داری این پوشش تند در زیر چادرت چیست؟

اگر فکر می کنی چادر به سر داری و کسی نمی بیند اولاً اگر قرار است کسی نبیند چرا چادرت باز است و همه می بینند؟ دوماً اگر به گفته ی خودت کسی نمی بیند چرا خودت اینگونه رنگ لباسهایت را یک رنگ انتخاب کرده ای؟ وقتی کسی قرار نیست ببیند برای خودت زیر چادر لباس همرنگ و آن هم با رنگی تند پوشیده ای؟ سوماً بر این فرض می گیریم تو جوان هستی و دل داری، یعنی ما حالا در مقابلمان یک خانم جوان دین دار را داریم که دل داشتنش هم قابل انکار نیست، آیا به نظر دینی که تو قبولش داری سطح جامعه جولانگاه دل بخواهی های من و تو است؟

خوب است خودت به چشم میبنی آنان که دلشان را به سطح جامعه کشیده اند چه بر سر جامعه ی اسلامی ما آورده اند، خواهر من زیبایی که تنها چشم و ابرو نیست، شک نداشته باش لباس ما هم جزء زیبایی های ما به حساب می آید، اگر غیر از این بود چرا خود تو این همه وقت گذاشته ای برای انتخاب و خرید و پوشیدن لباسهای هم رنگ؟

"در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد."1

...

"و لا یبدن زینتهن الا ما ظهر منها"2

"زنان می بایست زیبای ها و خوشایندی های خود را آشکار نسازند.جز مقدار مشخص"

 

پی نوشت: 1- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۳، ص ۱۲۷٫

2- آیه 31 سوره نور

منبع

نصرالله: شلیک موشک فجر-5 به تل‌آویو نشانگر صلابت و قدرت مقاومت است

«سید حسن نصرالله» دبیر کل حزب‌الله لبنان به مناسبت آغاز محرم‌الحرام طی سخنرانی گفت روز گذشته شاهد حمله وحشیانه اسرائیل علیه نوار غزه بودیم. این حمله با ترور «احمد الجعبری» آغاز شد و در پی آن تعداد دیگری را نیز به شهادت رساند و تعدادی را مجروح کرد.

وی در ادامه این سخنرانی گفت: به برادرانمان در فلسطین به دلیل شهادت این رهبر فلسطینی تسلیت و تبریک می‌گوییم.

برای خواندن متن کامل خبر به ادامه ی مطلب بروید.

منبع


ادامه نوشته

نظرمقام معظم رهبری درباره ی ویژگی های مجالس عزاداری در ماه محرم

در مجلس عزاداری ماه محرم ، این سه ویژگی باید وجود داشته باشد:
۱- عاطفه را نسبت به حسین بن علی و خاندان پیغمبر علیهم صلوه الله ، بیش تر کند.علقه و رابطه و پیوند عاطفی را باید مستحکم تر سازد.
۲- نسبت به حادثه عاشورا، باید دید روشن و واضحی به مستمع بدهد.
۳- نسبت به معارف دین، هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان – ولو به نحو کمی- کند. 

بسیج ...

زمان بازرگان به ما بر چسب چریک زدند ،
زمان بنی صدر هم برچسب منافق!
 الان هم بر چسپ خشک مقدسی و تحجر؟

 هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم ،برچسب بارنمان کردند.

حالا روزی ده برچسب دشت می کنیم ،
اما بسیجیان دلسرد نباشید حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند.

حسینی شدن ...

بانوی نور...
شرمنده ايم...
كه بهای حسينی شدن ما  ، بی حسين شدن تو بود...

و شرمنده تر آن كه ، تو بی حسين شدی و ما حسينی نشديم...

ضعف و ترس..

شیطان حکومت خویش را بر "ضعف ها و ترس ها و عادات" ما بنا کرده است
و تو اگر نترسی و از عادات مذموم خویش دست برداری 
و ضعف خویش را با کمال خلیفة اللهی جبران کنی
دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست...

سید مرتضی آوینی

بايسته هاي يک بانوي خانواده ازبيان قرآن

قانت بودن
 

درسامان دادن امورخانواده زناني مي توانند شوهررا همراه خود سازند که خود مطيع شوهرباشند .احکام الهي مطابق با فطرت است و حکمي راکه خداوند مطرح کرده است با فطرت انسان مطابقت دارد.درفطرت زن اطاعت از شوهروجود دارد .البته به شرط اين که مرد گرفتار افراط و تفريط نگردد.چه بسيارديده مي شود که بانوان ازمردهايي که هيچ احساس مسئوليتي نمي کنند ناراضي اند.درطرف مقابل مرد هم به طورفطري خوي اطلاعت کردن ندارد مگر زماني که همسرش را مطيع ببيند .بسياري از اوقات وقتي مرد احساس کند که همسرش مطيع اوست او هم درامورتابع همسرش خواهد بود ولي اگرزن مقابل شوهرش بايستدو موضع بگيرد اعتماد شوهرنسبت به نظام زندگي ازبين مي رود و دراين صورت ديگر نمي توان زندگي موفق و شيريني را براي مرد وزن پيش بيني کرد.
زناني که درمقابل همسرانشان حالت مردانگي و صلابت مي گيرند درزندگي موفق نيستند؛چرا که چنين رفتاري با نظام خلقت مغايرت دارد .اگر خدا مي فرمايد که بنده ي خدا باشيد و بندگي کنيد،روح بندگي را درما سرشته است و ما ازبندگي به خدا لذت مي بريم .مرئوس ازاطاعت رئيس ناخشنود نيست مگراين که رئيس بد عمل کند. در فطرت زن نيز از اطاعت شوهرامري همواراست و طبيعي است که اطاعت يک طرف ،اطاعت طرف مقابل را نيز همراه خواهد داشت تا آنجا که خداوند تعالي مي فرمايد :«من مطيع آن کسي ام که ازمن اطاعت کند.»(1)
برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمایید.

ادامه نوشته

چرا جزایر سه گانه مهم هستند + عکس

 ايران‌ حاكميت‌ ٥٠درصدي‌ يكي‌ از مهمترين‌ تنگه‌هاي‌ بين‌المللي‌ يعني‌ تنگه‌ هرمز را داراست‌ كه‌ نبض خليج‌ فارس‌ را در دست‌ دارد. جزاير سه‌گانه‌ تنب‌ بزرگ‌ ، كوچك‌ و ابوموسي‌ سه‌ جزيره‌ از شش‌ جزيره‌ ايراني‌ هستند كه‌ به‌ جزاير قوسي‌ مشهور هستند. اهميت‌ اين‌ جزاير بخاطر موقعيت‌ نظامي‌شان‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ دژ دفاعي‌ تنگه‌ هرمز قلمداد مي‌شوند.حاكميت‌ شمالي‌ تنگه‌ هرمز از آن‌ ايران‌ و حاكميت‌ جنوبي‌ از آن‌ كشور عمان‌ است‌. 

به گزارش دیدبان، جزاير سه گانه اهميت خاصي در دفاع از ايران دارند و به لحاظ نظامي فوق العاده مهم و داراي موقعيت ويژه تدافعي هستند، البته نبايد اين اصل را ناديده گرفت كه با دقت و تامل در جغرافياي طبيعي خليج فارس درمي يابيم كه قدر و ارزش نظامي جزاير سه گانه فقط براي ايران مهم است، نه براي ساير كشورها، از جمله دول حاشيه جنوبي خليج فارس، چرا كه «ايران به تعدادي جزاير برخوردار از موقعيت ممتاز در تنگه هرمز در دهانه خليج فارس حاكميت دارد. از آن ميان شش جزيره كه زنجيره قوسي دفاعي ايران را تشكيل مي دهند اهميت بيشتري دارند. اين جزاير عبارتنداز؛ هرمز، لارك، قشم، هنگام، تنب بزرگ و ابوموسي كه در فاصله هايي نسبتا كوتاه از يكديگر قرار دارند. يك منحني فرضي كه اين جزاير را به يكديگر وصل نمايد، به درك برتري استراتژيك ايران در كنترل امنيت تنگه [هرمز] كمك بيشتري مي كند.

از نظر جغرافيايي اصولاخليج فارس، يك درياي عميق نيست و جالب آن كه عميق ترين قسمت آن نيز كه جهت كشتيراني و به ويژه حمل ونقل كشتي هاي بزرگ مناسب مي باشد، تقريبا در محدوده متعلق به ايران واقع شده است. «درخصوص كشتيراني در خليج فارس و اهميت جزاير ابوموسي و تنب بزرگ و كوچك در اين ميان بايد اشاره كرد كه به علت عمق كم آب در تمام نقاط تنگه هرمز كه از راس مسندم تا بندرعباس امتداد دارد، كشتي هاي بزرگ قادر به عبور نبوده و مجبور هستند از ناحيه محدودي كه معادل پانزده كيلومتر است و عمق آب جهت عبور آنها كافي است، حركت نمايند. 

در قسمت شمال اين معبر، جزاير ايراني قشم، هرمز و لارك قرار دارند. علاوه براين، در ابتداي اين راه عبور، كشتي هاي بزرگ جنگي و نفت كش ها مجبور هستند از كنار جزاير ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و ... عبور كنند.

 با اين وجود بايد مهم ترين دليل اهميت جزاير سه گانه را در مباحث نظامي جست وجو كرد. اين دو جزيره (تنب بزرگ و كوچك) به همراه ابوموسي بخشي از سيستم دفاعي و حفاظتي تنگه هرمز و كرانه هاي جنوبي كشور را تشكيل مي دهند و به علاوه موقعيت جغرافيايي آنها در عمق آب هاي خليج فارس و همچنين در داخل دو كريدور رفت و برگشت طرح تفكيك تردد بين المللي كشتي ها، آنها را از اهميت استراتژيك خاصي برخوردار نموده است. 



تنب‌ بزرگ‌

اين‌ جزيره‌ با وسعت‌ حدود ١١ كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ جزيره‌ قشم‌ واقع‌ شده‌ كه‌ از جنوب‌ به‌ جزيره‌ ابوموسي‌ از شرق‌ به‌ عمان‌ و از غرب‌ به‌ تنب‌ كوچك‌ ختم‌ مي‌شود. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا قشم‌ ٣١ تا تنب‌ كوچك‌ ١٢ تا ابوموسي‌ ٥٠ و تا جزيره‌ الحمرائدر راس‌ الخيمه‌ ٨٢ كيلومتر است‌. 
تنب‌ كوچك‌
اين‌ جزيره‌ با مساحت‌ ٢ تا ٢\٥ كيلومتر در جنوب‌ بندر لنگه‌ و در غرب‌ تنب‌ بزرگ‌ واقع‌ شده‌ است‌. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا بندر لنگه‌ ٥٠ كيلومتر تا راس‌ الخيمه‌ ٩٢ كيلومتر و تا تنب‌ بزرگ‌ حدود ١٣ كيلومتر است‌.
تنگه‌ هرمز
طول‌ اين‌ تنگه‌ در امتداد خط‌ عمود منصف‌ ١٨٧ و براساس‌ تعريف‌ كنوني‌ ٣١٠ كيلومتر بوده‌ و عمق‌ آن‌ در مجاورت‌ ساحل‌ ايران‌ ٣٦ متر و در مجاورت‌ ساحل‌ عمان‌ ١٤٤ متر است‌. هلالي‌ شكل‌ بوده‌ ،قسمت‌ برجسته‌ آن‌ به‌ طرف‌ ايران‌ و قسمت‌ فرو رفته‌ آن‌ به‌ سوي‌ عمان‌ است‌،بنابراين‌ در تنگه‌ بيشترين‌ ساحل‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. 
كنترل‌ اين‌ تنگه‌ براقتصاد و انرژي‌ ، رفت‌ و آمد و حمل‌ ونقل‌ نيروي‌ نظامي‌ در خليج‌ فارس‌ آن‌ را به‌ صورت‌ يك‌ نقطه‌ فشار و كنترل‌ درآورده‌ است‌. 
منبع : دیدبان

گفتگو با حجت الاسلام پناهیان پیرامون بیانات نوروزی رهبر انقلاب

             جوانان انقلابی بدنه‎اصولگرایی را رسوب‌زدایی کنند/

          ایراد رهبرانقلاب به اصل رقابت نبود،به شیوه رقابت بود

حجت الاسلام پناهیان در این گفتگو به صورت تفصیلی به بیان دلایل خود برای لزوم وجود رقابت انتخاباتی میان جریانات معتقد به انقلاب اسلامی پرداخته و انتخابات 12 اسفند سال گذشته را نمونه‌ای مناسب از این ایده بر شمرده است. 

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب بروید .


ادامه نوشته

سه نوع مسلمان داريم!!!

بسم الله


شهيد دكتر بهشتي:

پس از پيامبر ، تا به امروز سه نوع اسلام بوجود امده است.!

متن زير بخشي از سخنراني دكتر بهشتي در جمع دانشجويان در اوايل انقلاب ميباشد.اين متن از نوار سخنراني ايشان پياده شده است.نكات بسيار ريز و مطالب بسيار مهم و قابل تأملي در زير اشاره شده است كه مطالعه ي ان خالي از لطف نخواهد بود.

سوره ي آل عمران آيه 19:

إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّـهِ فَإِنَّ اللَّـهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

(در حقيقت، دين نزد خدا همان اسلام است. و كسانى كه كتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده، با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل‌] آمد، آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت. و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، پس [بداند] كه خدا زودشمار است.)


دين اسلام پس از پيامبر و حتي در مقطعي در زمان پيامبر هم در نوع پذيرش به سه دسته تقسيم شده است.

1- اسلام سياسي، مصلحتي و تابعيتي(سورهي حجرات 5 ايه ي اخر)


2- اسلام واقعي، قلبي،سازنده و عملي


3- اسلام پدر و مادري و اقليمي(اين نوع اسلام از دهه ي سوم نهضت اسلام بوجود امد)

  مجموعه ي افرادي كه  به اسلام روي اورده اند به 5 گروه تقسيم ميشوند:

1- افرادي كه حقيقت جو و حق گو بودند و همه جا را براي پيدا كردن حقيقت گشته بودند.

2-افرادي كه از اوضاع اطراف خود خسته شدند و دنبال فرصتي براي رها شدن از مشكلات هستند و از وضع خودشان ناراضي هستند 

3- افرادي كه مرتبه اي بالاتر از ناراضي ها هستند و دنبال گمشده اي هستند .اكثر اينها هم قهرماني رفتار ميكنند،البته قهرماني هايي كه در مسير شهرت و قدرت و شخصي فكر كردن باشد. 

4-فرصت طلبها،كساني كه در كمين مي نشستند و دنبال فرصت هستند كه سر سفره ي آماده حاضر شوند.

5-كساني كه اصولا به اينها كار ندارند و مردم معمولي هستند و مي خواهند به زندگي روز مره خود برسند اين افراد فقط براي خرمن كوبيدن خود دنبال باد هستند! و كاري به جهت باد ندارند!


***

تا وقتي كه نهضت اسلام به پيروزي نرسيده بود فقط سه گروه اول درگير بودند ولي وقتي نهضت به قدرت رسيد دو گروه بعدي هم وارد شدند و با ادبيات طلبكارانه برخورد ميكردند.در طول تاريخ گروههاي 3 و 4 به كمك گروه 5 ، گروه 1 را خانه نشين مي كنند و از صحنه خارج ميكنند.

افراد گروه 1 از تمام دارائي يشان ميگذرند و در راه اسلام جهاد ميكنند درواقع اسلام اينها واقعي و قلبي است درحاليكه افراد 4 گروه ديگر جزء اسلام سياسي و مصلحتي هستند.

در گروه 2 چون هدف بهتر كردن شرايط است براي همين هم رفاه زندگي را بر رفاه عقيده و داشتن تفكر مستقل ترجيح ميدهند.خود پرستي و شهوت پرستي از ايمان باز ميدارد و تمام هدفشان شكم و پائين شكم مي شود.

گسترش نهضت بايد همراه با سازندگي باشد تا اسلام به دست گروه اول باقي بماند.اگر گسترش سرعت گرفت  و سازندگي شكل نگرفت اين افت است.پس در واقع نهضت را بايد مهار كرد كه اكثرا هم قابل مهار نيست.

گروه 1 شجاع و پاكباخته است.خود نما و رياكار نيست.جاه طلب نيست.اهل ايثار است.اهل خوش گذاني نيست.

در ايران خطر و گلايه از گروه 5 بسيار كمتر از خطر گروههاي هدايتگر و سرشناس است.گروه 5 در ايران به تمامي وظايف خود به نحو احسن عمل ميكند ولي متاسفانه گروههاي هدايتگر و نخبه به وظايفشان خوب  عمل نميكنند.در بعد شناخت اسلام مواضع بسيار شكننده اي داريم.در شناخت مسائل اجتماعي چندين مرتبه بيشتر شكاف داريم.بايد كار شود.خود سازي و آمادگي نخبه گان و افراد سرشناس در نهضت ايران بسيار پائين تر از سطح كل نهضت است.

اگر كسي از گروه 1 خود را نشان دهد و ادعايي داشته باشد و سهم خواهي بكند خود به خود از گروه 1 خارج ميشود.

***

در نوع سوم اسلام اوردن، در واقع اينها اسلام عادتي دارند و به اين نوع رفتار عادت دارند،چون در اين فضا بزرگ شده اند.اينها در واقع مسلمان شناسنامه اي هستند.در اين بين كساني هم هستند كه در خانواده هاي لاابالي و بي بند و بار تربيت شده اند ولي چون حقيقت طلب هستند به نهضت اسلام روي مياورند و خود ساخته ميشوند.

وقتي پيامبر علي عليه السلام را به يمن فرستاد به او ميگفت اگر در اين مسير فقط يك نفر را هم هدايت كردي و با اسلام واقعي اشنا كردي اندازه ي تمام دنيا ارزش دارد.همچنان كه قران هرگز در نظر نداشته كه بشريت را يكپارچه هدايت كند،چون به پيامبر ميگويد : با اينكه تو اينهمه زحمت مي كشي تعداد كمي ايمان مي اورند.در هدايت كردن نبايد دنبال امپول باشيم بلكه به صورت تدريجي بايد هدايت كرد.

قضاوت با خودتان است، اسلام شما از كدام نوع است؟


اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك


منبع

بيانات امام خامنه ای در دیدار اقشار نمونه بسیج سراسر كشور

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
بسيج سياسى است، اما سياست‌زده نيست، سياسى‌كار نيست، جناحى نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بى‌انضباط نيست، افراطى نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛ بسيج اهل جذب است - گفته‌ايم جذب حداكثرى - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علم‌زده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما رياكار نيست؛ بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست. اين شد يك فرهنگ.

منبع

ادامه نوشته

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

این ماه ، ماه ماتم سبط پیمبر است
یا ماه سربلندی فرزند حیدر است
در ظاهر ار شکسته شد آن شیر دل ، منال
کز آن شکست ، بادۀ فتحش به ساغر است
سر لوح فتحنامۀ او شد شکست او 
مرد حق ار شکسته شود هم ، مظفّر است
امروز عید فتح حسین است و آل او
زاری مکن که خستۀ شمشیر و خنجر است
او کشته گشت و ملـّت اسلام زنده شد
این کشته از هزار جهان زنده ، برتر است
او کشته نیست ، زندۀ اعصار و قرنهاست
کش نام نیک تا به ابد زیب دفتر است
مرگ از برای ماست نه در خورد او که ما
ترسان زمحشریم و وی آن سوی محشر است
خواری و سرشکستگی آرد قبول ظلم 
او تا جهان به جاست عزیز است و سرور است
آن آهنین جگر که زتصویر تیغ او
تب لرزه ، مر سپاه عدو را به پیکر است
مظلوم نیست خانه بر انداز ظالم است
لب تشنه نیست ساقی تسنیم و کوثر است
مظلوم نی ، که رایت پیروزمند او
پیوسته بر بسیط زمین سایه گستر است
آن کس که بی سپاه زند بر سپاه خصم
دریای لشکر است ، نه محتاج لشکر است
دیندار باش و عدل گزین باش و مرد باش
کاین مکتب گزیدۀ سبط پیمبر است 
در راه دوست تکیه به شمشیر تیز کن
کاری که کرد شاه شهیدان تو نیز کن