مختصات جزئی کربلا

۱. این قسمت حرم اباعبدلله است که در آن (قبر شش گوش) حضرت علی اکبر در قسمت خارج شده از ضریح مدفون و امام حسین در قسمت اصلی ضریح مدفون هستند . حضرت علی اصغر هم در آغوش امام حسین (علیه السلام) دفن شده اند . در کنار قبرشش گوشمزار ۷۲ تن شهید کربلا قرار دارد .

۲. اینجا حرم حضرت ابالفضل است که میدانید ایشان بعد از برگشت از نهر از امام حسین خواستند که ایشان را به خیام نبرند و میبینید که بسیار از خیام دور هستند .

۳. انشعابی از فرات است که حضرت برای برداشت آب به ان نزدیک شده بودند .

۴. قتل گاه امام حسین (علیه السلام) در این قسمت است که کمی سطح پایین تری از اطراف دارد . (این قسمت در خود حرم است ولی به علت اهمیت شماره جداگانه درج کرم .)

۵. تل زینبیه در این مکان قرار دارد که در مکانی مرتقع تر از سطح خیابان است و البته کاملاً به قتل گاه اشراف دارد .

۶.خیام حسینی ، که در عکس معلوم ست کاملاً در پشت صحنه جنگ بوده و دور از صحنه .

۷. نوار صفوف دشمن در این مکان نشان داده شده است که حدود محل صف کشی دشمن را نشان میدهد . (البته این نوار تقریبی است)

۸. محل شهادت حضرت علی اصغر بردستان مبارک امام حسین (علیه السلام) (در این مکان زیارت گاهی درست شده است و مشخص است )

۹. محل شهادت حضرت علی اکبر و محل افتادن ایشان از اسب (در این مکان زیارت گاهی درست شده است و مشخص است )

۱۰. یکی از دستان مقطوع حضرت اباالفضل العباس که امروزه کنار خیابان بین الحرمین قرار گرفته است .

۱۱. دست دیگر حضرت که امروزه در بازار کربلا قرار گرفته .

** بین الحرمین ، بین دو حرم کاملا مشخص است .

التماس دعا

منبع

واژه‌ای که ویکی‌پدیا باآن غریبه‌است

ویکی‌پدیا که خود را دانش‌نامه‌ای همگانی و آزاد معرفی می‌کند، در مقاله‌هایی که برای شهدای اسلام نوشته شده است، از بیان واژه شهید ابا داشته و می‌گوید: «کاربرد لقب «شهید» و مشتقات آن در مقاله‌های ویکی‌پدیا نادرست است».

... .

لطفا برای دیدن عکس ها و متن کامل به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه نوشته

"دور زدن ممنوع" (حسین شریعتمداری)

بعد از سفر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به نیویورک و گفت‌وگوی تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکا که یکی از چند اقدام نابجای این سفر - در کنار اقدامات مثبت آن - بود و هزینه کردن از عزت مثال زدنی ایران اسلامی در جهان و منطقه را به دنبال داشت، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از ایشان نوشت «امام موافق حذف شعار مرگ‌بر آمریکا بودند»! این ادعا که همزمانی آن با مکالمه تلفنی دکتر‌روحانی و اوباما، هماهنگ شده به نظر می‌رسید، در فاصله‌ای کوتاه به تیتر و خبر اول روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. رسانه‌های مورد اشاره با استناد به ادعای آیت‌الله رفسنجانی، اصرار داشتند که از یکسو، گفت‌وگوی تلفنی روحانی و اوباما را قابل توجیه! جلوه دهند و از سوی دیگر، ابراز امیدواری می‌کردند شعار مرگ بر آمریکا از فرهنگ سیاسی و اعتقادی مردم حذف شود!

... .

ادامه نوشته

پاسخ بوش به "حسن نیت بزرگ" هاشمی/بازخوانی‌بازی‌فریب‌آمریکا

خوش بینی به آمریکا این بار درباره موضوع هسته ای. این شالوده آن چیزی است که این روزها می توان در لابلای سخنان و حتی سیاست کلان آقای حسن روحانی و محمد جواد ظریف برای حل موضوع هسته ای مشاهده کرد.

... .

منبع

ادامه نوشته

ابهاماتی درباره گفت‌وگوی تلفنی

خبرگزاری تسنیم: درمذاکرات ایران و ۱+۵ در دوره‌های مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و به‌شیوه‌های مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت ۳۴ را نمی‌شد گران‌تر فروخت که با حداقل‌های منافع ملی سازگار باشد.


متن یادداشت اختصاصی تسنیم با عنوان «ابهاماتی درباره گفت‌وگوی تلفنی» به‌قلم صالح اسکندری به‌شرح ذیل است:

تصمیم‌گیری سیاسی در مقاطع تعیین کننده عیار کنشگران عرصه سیاست را بالا و پایین می‌برد و ضمن فیصله بخشی به اختیارات نافذ در انتخاب گزینه‌های مختلف باعث می‌شود که سیاست‌مداران در روند تأمین منافع ملی با در نظر گرفتن تبعات یک تصمیم گیری که در برخی مواضع و مواقع ممکن است تنها چند دقیقه و یا چند ساعت فرصت داشته باشند، مسیر تأمین منافع ملی را تسطیح و یا بالعکس صعب العبور کنند. تصمیم گیری سیاسی از منطق شیر یا خط پیروی نمی‌کند و ربط چندانی به شانس و اقبال ندارد بلکه تابعی از عقلانیت سیاسی و ملاحظات استراتژیک برای تأمین منافع ملی و اهداف ملی است. این روزها افکار عمومی در کشور ما به‌خصوص در دالان‌های نخبگی با پرسش‌هایی پیرامون سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک و تصمیم ویژه هیئت ایرانی برای اجابت درخواست آمریکایی‌ها مبنی بر گفت‌وگوی تلفنی و تأثیر آن بر وضعیت عمومی بازار روبه‌روست. برخی از این سؤالات و ابهامات در این مجال و مجلا آمده است که توضیحات کنشگران اصلی در این تصمیم گیری می‌تواند زوایا و خفایای آن را بیشتر روشن نماید.

یکم؛ واکنش فوری بازار به اظهارات رییس‌کل بانک مرکزی در خصوص نرخ دستوری ارز و عدم حساسیت آن به گفت‌وگوی تلفنی آقای رییس جمهور با همتای آمریکایی خود نشانه چیست؟
دوم؛ چرا تا پیش از این مذاکرات تیم سابق شورای امنیت ملی با معاونین وزیر خارجه 1+5 حداقل دویست سیصد تومان قیمت ارز را بالا و پایین می‌کرد اما گفت‌وگوی مستقیم با عالی‌ترین مقام آمریکا نتوانست حتی دلار را به قیمت‌های هفته گذشته برساند؟
سوم؛ مشکلات اقتصادی کشور تا چه‌اندازه به‌شکل واقعی به تحریم‌ها بستگی دارد؟ ده درصد، بیست درصد، سی درصد، چهل درصد یا ...؟
چهارم؛ نوسانات قیمت ارز در گذشته تحت تأثیر مذاکرات هسته‌ای چه میزان واقعی و تا چه‌اندازه بازی روانی برای تن دادن بیشتر ایران به الزامات میز مذاکره بوده است؟
پنجم؛ آیا ممکن است با تداوم مذاکرات دولت یازدهم با آمریکا معجزه‌ای در اقتصاد کشور رخ دهد و سطح عمومی قیمت‌ها مثلاً به سالهای 83 و84 برگردد؟
ششم؛ اساساً سهم آمریکایی‌ها در بهبود وضعیت اقتصادی در ایران چقدر است؟
هفتم؛ آیا آمریکایی که نتوانست با اهرم‌های اقتصادی حسنی مبارک متحد استراتژیک خود در مصر را حفظ کند و مردم این کشور در فقر و فلاکت دست و پا می‌زنند می‌تواند ید بیضایی در اقتصاد ایران داشته باشد؟
هشتم؛ اگر فرض کنیم آمریکایی‌ها اصرار دولت‌مردان یازدهم را برای واکنش سریع بپذیرند و در مذاکرات ژنو در مهر ماه مثلاً تصمیم گرفته شود بخشی از تحریم‌ها در قبال مابه‌ازای ادعایی غربی‌ها تحت عنوان راستی‌آزمایی مواضع ایران!! کاسته شود آیا باز رئیس جمهور ظرف صد روز می‌تواند گزارش قانع کننده‌ای از وضعیت عمومی بازار و یا اشتغال به مردم ارائه دهد؟
نهم؛ واقعاً آمریکایی‌ها تا چه اندازه مقید به اعتبار دولت یازدهم در افکار عمومی داخل کشور ما هستند؟
دهم؛ اگر حتی یک در صد فرض کنیم آمریکایی‌ها دست دست کنند و کاهش تحریم‌ها را متغیری از پیشنهادات بیشتر ایران بدانند آیا باز می‌ارزید رئیس جمهور محترم مذاکره تلفنی را بپذیرند و یا در مقابل خبرنگاران داخلی از وضعیت نامساعد اقتصادی شکوه کند؟
یازدهم؛ مذاکره مستقیم حضوری یا تلفنی با ایران همواره یکی از درخواست‌های آمریکایی‌ها در دولت‌های مختلفشان بوده است. آنها حتی حاضر شدند برای مذاکره مستقیم با ایران هزینه افتضاح مک‌فارلین را نیز بپردازند. در مذاکرات ایران و 1+5 در دوره‌های مختلف نماینده هیئت آمریکایی بارها و به‌شیوه‌های مختلف از طرف ایرانی درخواست مذاکره مستقیم کرده بود. آیا پاسخ به این درخواست پس از گذشت 34 سال را نمی‌شد گران‌تر فروخت که با حداقل‌های منافع ملی سازگار باشد؟
دوازدهم؛ آیا نمی‌شد درخواست گفت‌وگوی مستقیم را به بعد از اثبات پذیری مواضع اخیر آمریکایی‌ها موکول کرد و حتی از آن به‌عنوان یک اهرم فشار در مذاکرات استفاده کرد؟
سیزدهم؛ چرا اوباما بلافاصله بعد از گفت‌وگوی تلفنی زمانی که رئیس جمهور ما در هواپیما در مسیر بازگشت بود خود را به خبرنگاران رساند و خبر گفت‌وگوی تلفنی خود را اعلام کرد و مشاوران و معاونین وی خبر دادند که درخواست مذاکره تلفنی از طرف ایران بوده است؟
چهاردهم؛ آیا در این موضع‌گیری ضد و نقیض مبنی بر درخواست ایرانی‌ها برای مذاکره فقط مسئله غرور آمریکایی‌ها مطرح بوده و یا آنها در صدد بودند که یک پیام مهم به دنیا و به‌خصوص تمام دشمنان آمریکا مخابره کنند و آن اینکه ایران بالاخره و به‌قول خودشان در نهایت تعجب و شگفتی درخواست مذاکره کرد؟
پانزدهم؛ آیا مواضع مقتدرانه رئیس جمهور در این سفر با امتناع از گفت‌وگوی تلفنی تقویت نمی‌شد؟
شانزدهم؛ آیا بهتر نبود موضوع گفت‌وگو به‌جای مسئله هسته‌ای مشغله‌های منطقه‌ای آمریکا در خاورمیانه مثل سوریه، عراق یا افغانستان بود؟
و ... .

منبع

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ لَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

(البقرة، 120)

برداشت های غلط سیاسیون از "نرمش قهرمانانه"

نرمش قهرمانانه بازی کردن در زمین حریف نیست.

نرمش قهرمانانه عدول از اصول و مبانی نظام نیست.

نرمش قهرمانانه عقب نشینی از حقوق به حق ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.

نرمش قهرمانانه خود کم بینی ملت بزرگ و مقتدر ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر جهان استکبار نیست.

نرمش قهرمانانه احساس ضعف و حقیر شمردن ملت بزرگ ایران و نظام استوار جمهوری اسلامی ایران نیست.

الهی ...

الهی!

از غافلانیم ... نه از کافرانیم ...

همسرت بانوی خانه است، نه مانکن چشم های هرزه

زن ها زیبایند و زیبا خلق شدند و زیبا دیده میشوند، اینکه میگویم زیبا دیده میشوند، خودش یک کتاب است، اینکه اصلا چرا چشم ما زن ها را زیبا میبیند، چرا بعضی زن ها برای بعضی زیبایند و برای بعضی نه، یعنی در آن واحد دو چشم یک زن را میبیند، یکی زیبا میبیند یکی زشت، بگذریم که این خود مقاله ای جداست، اما در این مبحث حرفمان چیز دیگریست، و آن اینکه همسرت زن خانه است، نه مانکنی برای چشم های هرزه .

این تیتر دو معنا میدهد، که من به معنای دومش کار دارم،
معنای اول:  همسرت زن خانه است، و باید زن خانه باشد، مادر خانه باشد، نه این که بزکش کنی و ابزاری کنی برای جلوه نمایی و نشان دادن به چشم های هرزه و با هر وضعی بیرون آمدن و با هر پوششی زن را در جامعه نشان دادن که روی سخن این معنا، با کسانی است که آب پاکی بر روی غیرتشان ریخته اند، و همچون موجوداتی اخته شده، کم کم شناختی از مفهوم غیرت ندارند، برای همسرشان هم آنچه مهم نیست حیا و عفت است.

معنای دوم:  همسرت زن خانه است، دارد کارهای فرشته ها را انجام میدهد، فرشته ی خانه است، مادر است، مربی است، حواسش به زندگیست، حواسش به همسرش است، حواسش به کودکش است، از یک زن یا باید انتظار اندام دنیایی داشت یا کارهای خدایی، آخر با هم جور در نمی آید که تو هم مادر نمونه بخواهی هم اینکه همسرت مانکن باشد، نمیشود عزیز، هم همسرت حرص غذا درست کردن و گرسنگی شما را در خانه بکشد، هم حواسش به تربیت فرزندانش باشد، و هم اینکه حواسش به اندامش باشد و خود را همچون مانکن هایی در آورد که همه ی شغلشلن مانکن بودن است.

مطمئنا من با معنای دوم کار دارم، برای کسانی که این روزها زیاد عرصه ی مقایسه برایشان به وجود می آید، و چه زیبا گفته اند اول من قاس ابلیس، اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود.
امروزه زیاد میبینیم مردهایی که در منزل نشسته اند و پای شبکه های ماهواری ای و تلوزیونی همسرشان را با فلان بازیگر یا با فلان فاحشه ی عرب مقایسه میکنند و مکرر به خود میگویند که همسرت چه زشت است، همسرت چرا این زیبایی را ندارد، چرا اندام فلان کانکن شبکه فلان فشن، اینقدر از زن تو سر است و هزار کوفت و زهرمار دیگری که حاصل مقایسه های پوچ برخاسته از قیاس چشمانیست که حالا باید گفت هرزه شده اند.

چشمانی که عادت کرده اند غیر از محارم راحت با نامحرم با دیده ی لذت نگاه کنند!

کم نیست این گونه موارد که بعد از گذشت یک سال و یا حتی چند ماه همسرشان برایشان کهنه میشود و به خیال شهوت خودشان دیگر همسرشان آن تراوت و تازگی را ندارد و این ها حاصل چیست؟
جز اینکه چشمان هرزه ی قیاس گر با دور انداختن تعقل، دو زن را با هم مقایسه میکند ولی نه از همه جهات، بلکه فقط از جهت اندام و هیکل زنانه!
مانکنی که همه سرمایه اش بدنش است، همه تلاشش برای خوب نگه داشتن بدنش است، همه آینده اش را همین بدنش تعیین میکند، آن هم بدنی که با هزار خرج چنین و چنان و مواد آرایشی فلان قیمت را به همراه بهترین گریمور های متخصص برای خود ساخته است، جز بدنش هیچ ندارد.
اما دختری پاک و نجیب که از منزلش با هزار امید به خانه ی تو آمد، همسرت شد، همه فکرش تویی، زندگی اش تو،با اشک های تو اشک میریزد، با لبخندهای تو میخندد، همه زندگی اش را به تو تقدیم میکند، باردار میشود،دوران سخت بارداری را میگذراند، بچه دار میشود، پاک میشود، مادر میشود، همه ی دغده اش میشود زندگی اش، نه وقتش صرف آرایش خود میشود، نه متخصص ترین گریمور های دنیا آمده اند روی سرش تا زیبایش کنند، مادری که آن قدر دغدغه دارد شاید روزی یک بار هم وقت نکند خود را جلوی آیینه ببیند.

این دختر را با آن مانکن مقایسه نکن!

بفهم که زندگی کردن بصیرت میخواد، بینش میخواهد،
اگر فهمیدی عشق باطن شریک زندگی ات را دیدن است عاشق شو،
اگر فهمیدی که لیلی از نگاه هرزه چشمان آن زمان زشت و سیاه بود و مجنون آن همه در وصف لیلی سرود، عاشق شو
اگر فهمیدی که حس مادرانه در کالبدی مانکن گونه با هم جمع نمیشود، عاشق شو

کسانی که متاهلند و چشمشان هنوز متاهل نشده، این ها متعهد نیستند و تاهل چیزی جز تعهد نیست.

 منبع

قیمت انسان

امام علی ( ع ) :
«قِیمَةُ کُلِّ أمْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»

«ارزش هر انسانی به اندازه‌ی چیزی است که دوست می‌دارد».

پ ن :
مراقب قیمت خودت باش

زن

«الامام علی (علیه السّلام): صیانه المرأه أنعم لحال‌ها و أدوم لجمال‌ها»

محفوظ بودن و پاکدامنی برای سلامتی زن مفیدتر است و زیبایی او را بادوام تر می کند.

دشمنان انقلاب بدانند ...

دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.

شهید آوینی

پوتین های پاره و آسمان

مکه برای شما

فکه برای ما

بالی نمی خواهم با همین پوتین های پاره ام هم می توانم به آسمان ها بروم.

   شهید مرتضی آوینی

بهای دیدار

... و چگونه

از جان نگذرد آن که می داند

جان بهای دیدار است.

شهید آوینی


پرواز

و چگونه

در بند خاک بماند آن که

پرواز آموخته است.

شهید آوینی

بهای خون

در عالم رازی است که جز به بهای خون فاش نمی شود.

شهید آوینی

عواقب مخصوص به برخی گناهان

آیا گناهان مختلف دارای اثرات و عواقب یکسانی هستند و هر گناهی در نقطه مقابل نعمت خاصی است و یا همین قدر که انسان یک گناه مرتکب شد خدا تمامی نعمت ها را از او می گیرد؟ یکوقت گناه ما این است که حق الله را ادا نمی کنیم، و یک وقت گناه ما این است که حق الناس را ادا نمی کنیم. حق الله هم فرق می کند، گاهی نماز نمی خوانیم، گاهی روزه نمی گیریم، یکوقت العیاذ بالله شراب می خوریم، یکوقت دروغ می گوییم، یکوقت حج خانه خدا را نمی رویم. همین طور است حق الناس. آیا اینها دیگر فرق نمی کند؟
از منابع اسلامی می فهمیم که علاوه بر آثار و مجازات های مشترک بین گناهان، برخی از گناهان عواقبی مخصوص به خود دارند و موجب سلب نعمت خاصی می شوند.

در دعای کمیل که از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده است، می خوانیم:
«
اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم»: خدایا آن گناهانی را که نقمت را بر بنده نازل می کند ببخش.
«
اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم»: آن گناهانی را که نعمت را می گیرد ببخش.
«
اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء»: گناهانی را که بلاها را نازل می کند بیامرز.
«
اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء»: گناهانی را که سبب می شود دعاهای ما حبس بشود ببخش (یعنی حال دعا از ما گرفته بشود که دعا نکنیم که این بدترینش است، یا دعا بکنیم و مستجاب نشود(.»

منبع

ادامه نوشته

اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم ...

اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم 
خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده عصمتم را مى‏درد 

اللــــهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم 
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مى‏کند 

اللــــهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم 
خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مى‏بندد 

اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء 
خدایا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم مى‏شود 

الهــــــم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء 
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من بلا مى‏فرستد

اللــهم اغفر لی الذنوب التی تقطع الرجاء
خدایا ببخش آن گناهانی را که باعث قطع امیدم از تو می شود 

اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته و کل خطیئه اخطاتها
خدایا هر گناهى که مرتکب شده‏ام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش

دارند چشمانمان را به دیدن گناه عادت می دهند

خانم مانتویی داشت از کنار آقایی با کت و شلوار رد می شد، اندازه مانتو خانم با کت آقا برابر بود، حس کردم آن خانم یک کت مردانه با برچسب مانتو زنانه برای خود خریده است.

این روزها پوشش خانمها بسیار افتضاح است، کم کم دارند چشمانمان را به دیدن آنچه نباید ببینیم عادت می دهند، کم کم دارند قبح گناه را در نگاهمان می ریزند، کم کم دارند کاری می کنند که به تب در برابر مرگ راضی شویم به اینکه آنقدر بعضی بد بپوشند که گناه کوچکتر بقیه را نادیده بگیریم.

فکر می کنید به چه دلیل خدا مرز گناهان کبیره و صغیره را مشخص نکرده است؟ برای اینکه به بهانه گناهان بزرگ تن به گناهان کوچک ندهیم که این تن دادن باعث عادت به گناه می شود و قبح گناه را برایمان می ریزد و همان می شود که نباید بشود، همان می شود که با عِلم به گناه کبیره بودن گناه تن به آن می دهیم. اینها هم دارند همین کار را با ما می کنند، شاید خود ما در ظاهر گناه نمی کنیم اما با عملکرد دیگران به گناه عادت می کنیم برای خود گناه بزرگ و کوچک تعریف می کنیم و همین طور پیش می رویم تا نه تنها خودمان تن به همان گناهان البته نه به همان شکل می دهیم بلکه گناه بزرگ دیگران به چشممان کوچک دیده می شود.

دیگر کاری کردن از دست یک نفر خارج شده، حالا دیگر اگر همگی دست به دست هم ندهیم همه یمان در آن منجلاب که فکر نمی کنیم فرو رفته ایم و حتی یک نفر نمانده که دستمان را بگیرد و بیرونمان بکشد و آن می شود که دیگر نجاتی در کار نیست.

منبع

شهادت

حیات عندالرب، نقطه‌ی پایانی معراج بشریت است كه به آن جز با شهادت دست نمي‌توان یافت.

شهادت

ما وارث انبیا هستیم و غایات الهی آفرینش انسان در وجود ماست كه معنا مي‌یابد. ما از مرگ نمي‌ترسیم، كه مرگ ما شهادت است و شهادت، حیات عندالرب. عقل‌های محجوب به آیینه‌های قیراندود فطرت بشر غربی چگونه خواهند توانست كه معنای حیات عندالرب را دریابند؟ حیات عندالرب، نقطه‌ی پایانی معراج بشریت است كه به آن جز با شهادت دست نمي‌توان یافت. ای وجدان‌های نیم‌خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران، گوش فرا دهید: ماییم كه بار تاریخ را بر دوش گرفته‌ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی است كه پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح، ما را در راهی كه اینچنین عاشقانه در پیش گرفته‌ایم یاری فرما.

شهید آوینی

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد ...

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود، هم در غم عشق

اما نه چنین زار که این بار افتاد

هر روز دلم در غم تو زارتر است

و ز من، دل بی رحم تو بیزارتر است

بگذاشتی ام،غم تو نگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادارتر است

مولوی

آژیر خطر در قدس به صدا در آمد

به گزارش فارس، شبکه‌های خبری الجزیره و العربیه از انفجار دو موشک در قدس اشغالی خبر دادند و اعلام کردند که صدای آژیر خطر در این شهر به صدا درآمد.

برخی از رسانه های اسرائیلی از شنیده شدن صدای سه انفجار در شهر قدس اشغالی ناشی از حملات موشکی مقاومت فلسطین خبر دادند.

گردانهای القسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» مسئولیت حمله موشکی به قدس اشغالی را بر عهده گرفت.

رسانه های اسرائیلی همچنین از اصابت موشک مقاومت فلسطین به نزدیکی شهر تل آویو خبر دادند. 

پیشتر نیز نیروهای مقاومت اسلامی با موشک دوربرد ساختمان کنست اسرائیل را در قدس اشغالی مورد هدف قرار دادند.

جنگنده‌های اسرائیلی از روز چهارشنبه حملات خود به نوار غزه را شروع کردند و تاکنون 25 فلسطینی شهید شده و بیش از 260 نفر مجروح شدند.

نیروهای مقاومت فلسطینی نیز در پاسخ به این حملات، صدها موشک به شهرک‌های اسرائیلی شلیک کردند.

منبع

نصرالله: شلیک موشک فجر-5 به تل‌آویو نشانگر صلابت و قدرت مقاومت است

«سید حسن نصرالله» دبیر کل حزب‌الله لبنان به مناسبت آغاز محرم‌الحرام طی سخنرانی گفت روز گذشته شاهد حمله وحشیانه اسرائیل علیه نوار غزه بودیم. این حمله با ترور «احمد الجعبری» آغاز شد و در پی آن تعداد دیگری را نیز به شهادت رساند و تعدادی را مجروح کرد.

وی در ادامه این سخنرانی گفت: به برادرانمان در فلسطین به دلیل شهادت این رهبر فلسطینی تسلیت و تبریک می‌گوییم.

برای خواندن متن کامل خبر به ادامه ی مطلب بروید.

منبع


ادامه نوشته

آخرین جزئیات از حمله اسرائیل به غزه

فارس به نقل از شبکه خبری المنار لبنان نوشت: اسرائیل بامداد امروز نیز حمله هوایی به نوار غزه را از سرگرفت.

العربیه نیز از حمله مجدد اسرائیل به شهر غزه خبر داد.
حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه همچنان ادامه دارد و در دور جدید حملات این رژیم ۸ نفر در بیت لاهیا در شمال نوار غزه زخمی شدند.

متن کامل خبر در ادامه ی مطلب

منبع

ادامه نوشته

نظرمقام معظم رهبری درباره ی ویژگی های مجالس عزاداری در ماه محرم

در مجلس عزاداری ماه محرم ، این سه ویژگی باید وجود داشته باشد:
۱- عاطفه را نسبت به حسین بن علی و خاندان پیغمبر علیهم صلوه الله ، بیش تر کند.علقه و رابطه و پیوند عاطفی را باید مستحکم تر سازد.
۲- نسبت به حادثه عاشورا، باید دید روشن و واضحی به مستمع بدهد.
۳- نسبت به معارف دین، هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان – ولو به نحو کمی- کند. 

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده،  پلکی بزن، یا حی یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود

شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

تو را به جان عزیزت بخواب

تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم

ببین که حال دلم شد خراب عزیز دلم

نفس نفس نزن اینگونه ای همه نفسم

مکن تو مادر خود را عذاب عزیز دلم

تو رو به قبله شدی از عطش وَ میگردد

برای تو جگر آب،آب عزیز دلم

یااباعبدالله

امروزكمى هوائى اربابم
ازصبح دلم گرفته و بيتابم
تقويم بياوريد اى واى حسين
يک روزمانده است و من درخوابم ...

زینب و کربلا

وقتی اسرا را از کنار قتلگاه عبور دادند تا ببرند کوفه، زینب پیاده شد.
آمد کنار جسد بدون سر برادرش.
همه نگاه میکردند ببینند این خواهر چطور میخواهد بشکند.
زینب دستش را برد،
و کمی بلند کرد،
و گفت:خدایا این قربانی کوچک را از ما قبول کن!

صدای شکسته شدن تماشاگران می‌آمد
یکی یکی