چهار مرواريد از درياي بيكران نهج البلاغه
*كنار نكش! مراقب باش
-حكمت شماره يك نهج البلاغه:"در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش؛ نه پشتي دارد كه سواري دهد و نه پستاني تا او را بدوشند."
-شرح از مقام معظم رهبري(در جمع اعضاي مجلس خبرگان 2/7/1388): "بعضیها در فضای فتنه، اين جملهی «كن فی الفتنه كبن اللبون لا ظهر فیركب و لا ذرع فیحلب»(ترجمه:در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش؛ نه پشتي دارد كه سواري دهد و نه پستاني تا او را بدوشند) را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنهگر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ذرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود."
*معناي زهد، كناره گيري و گوشه نشيني نيست
-حكمت 439 نهج البلاغه: "زهد بين دو كلمه از قرآن است كه خداي سبحان فرمود : لكيلا تاسوا علي مافاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم(حديد 23) "تا برآنچه از دست شما رفته حسرت نخوريد و به آنچه به شما رسيده شادمان مباشيد" كسي كه بر گذشته افسوس نخورد و به آينده شادمان نباشد. همه جوانب زهد را رعايت كرده است."
-شرح از شهيد مطهري در كتاب احياي تفكر اسلامي:"چه عالي مي فرمايد اميرالمومنين: الزهد كلمه بين كلمتين من القرآن. علي (ع) كه زهد را از جنبه قوت روحي تفسير مي كند مي فرمايد: خدا در قرآن بيان كرده لكيلا تاسوا علي مافاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم. وقتي از ناحيه روحي به اين مقام رسيديد كه اگر تمام دنيا به شما روي بياورد شادي زده و اسير نمي شويد و اگر تمام دنيا را از شما بگيرند روحتان شكست نمي خورد. در اين صورت شما زاهد هستيد."
*فرزندان منحوس؛ مسبب هلاكت بزرگان
حكمت 453 نهج البلاغه: "زبير از ما اهل بيت بود ماداميكه فرزند نامباركش عبدا... پا به جواني گذاشت."
شرح از مقام معظم رهبري (نماز جمعه حرم امام خميني(ره) در خرداد 1389): جناب زبير سوابقى درخشان دارد كه نظير آن را كمتر كسى از اصحاب اميرالمؤمنين داشت. بعد از به خلافت رسيدن جناب ابىبكر، در همان روزهاى اول، پاى منبر ابىبكر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت كردند، گفتند: حق با شما نيست؛ حق با علىبنابىطالب است. ... يكى از آن اشخاصى كه پاى منبر جناب ابىبكر بلند شد و از حق اميرالمؤمنين دفاع كرد، زبير است. اين سابقهى زبير است. مابين آن روز و روزى كه زبير روى اميرالمؤمنين شمشير كشيد، فاصله بيست و پنج سال است.
*فاصله حق و باطل؛ چهار انگشت
خطبه 141 نهج البلاغه: "... بدانيد بين حقو باطل جز چهار انگشت فاصله نيست"
شرح از مولا علي (ع):
مردم بعد از اين بيان امام(ع) از ايشان پرسيدند معناي آن چيست؟ امام(ع) انگشتان خود را ميان چشم و گوش گذاشتند و فرمودند: باطل آن است كه بگويي "شنيدم" و حق آن است كه بگويي "ديدم"
منبع : آنتی مثلثیزم
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.