از قدرت نرم تا تهديد و جنگ نرم
رضا مهر عطا
نظام بينالملل طى دو دهه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و اتمام جنگ سرد، با تغييرات ساختارى و ماهوى متعددى روبهرو شده است. ايالات متحده امريكا پس از فروپاشى شوروى به اين نتيجه رسيد كه بايد با ابزارى كم هزينه و كارآمد جهت ترويج فرهنگ ليبرال دموكراسى اقدام نمايد و در برابر كشورهاى مقاوم در برابر اين سياست، از ابزارهاى نرم به جاى سخت استفاده كند.
واژه قدرت نرم ابتدا توسط "ژوزف ناى" پس از جنگ سرد، و سپس توسط كارشناسان مسائل راهبردى و سياسى در محافل مختلف قرار گرفت. با توجه به ويژگىهاى نظام سرمايهدارى و امپرياليستى امريكا و غرب، قدرت نرم عليه كشورهاى توسعه يافته و مسلمان به تهديد نرم تبديل مىشود.
قدرت چيست؟
در فرهنگ لغت "قدرت" به توانايى انجام كار يا تأثيرگذارى بر ديگران معنا شده است. كاملترين تعريف به اين شرح است:
"قدرت يعنى توانايى نفوذ بر رفتار ديگران به منظور كسب نتايجى كه فرد مىخواهد".
قدرت بر اساس ابزارهاى موجود به صور مختلف تقسيم مىشود. مانند قدرت نظامى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى كه به روشهاى مختلف اين قدرت اعمال و مورد استفاده قرار مىگيرد. قدرت براساس به كارگيرى نيز به قدرت سخت، نرم و نيمه سخت تقسيم مىشود.
قدرت سخت
قدرت سخت عبارت است از "مجموعهاى از ابزار و آلات نظامى و زيرساختهاى اقتصادى و زيربنايى كه هر كشورى براى اجراى سياستهاى خارجىاش بر آنها اتكا مىكند." مجموعه تسليحات نظامى، زيرساختهاى صنعتى ـ نظامى، تعداد و كيفيت نيروهاى نظامى كه كشور را قدرتمند مىسازد به عنوان عوامل قدرت سخت تلقى مىشوند. البته نوع سرزمين، تعداد و تركيب جمعيت، ژئوپوليتيك و ... نيز به قدرت سخت كمك مىكنند.
به عبارت بهتر قدرت سخت همان توانايى تاثيرگذارى بر رفتار ديگران به وسيله اعمال زور و به منظور كسب نتيجه دلخواه است. استفاده از اين ابراز چنانچه با زمينهسازى مناسب صورت نگيرد به تنفر افكار عمومى از اعمال كننده قدرت منجر مىشود. در محافل سياست خارجى، واژه "قدرت سخت" اشاره به اسلحه و بمب و قدرت نظامى يك كشور دارد."
مؤلفههاى قدرت سخت عبارتند از:
1) جنگ افزار و نيروى انسانى 2) آتشافكنى و درگيرى نظامى 3) اعمال زور و تصرف 4) تحميل اراده و تغيير نظام سياسى.
قدرت نرم
پس ازفروپاشى اتحاد جماهيرشوروى و پايان جنگ سرد، نظريهپردازان برجسته در حوزه سياست بينالمللى، همچون ساموئل هانتينگتون، ويليام كريستول، رابرت كيگان و فرانسيس فوكوياما كوشيدند كه با طرح ديدگاههاى تازهاى شرايط راستين حاكم بر سامانه بينالملل را بررسى كنند. يكى از انيشمندانى كه دراين راه گام برداشت پرفسور "جوزف اس ناى" استاد روابط بينالملل مدرسه حكومتى "جاناف كندى" دانشگاه هاروارد است.
"ناى" قدرت نرم را اين طور توصيف مىكند: "توانايى يك كشور بر وادار كردن كشورهاى ديگر به اين كه همان چيزى را بخواهند كه او مىخواهد و آن هم از راه جاذبههاى فرهنگى و ايدئولوژيك كه خود در اختيار دارد."
به سخن ديگر قدرت نرم به آن گروه از توانمندىها وتوانائىهاى يك كشور گفته مىشود كه با به كارگيرى ابزارهايى چون فرهنگ، آرمان يا ارزشهاى اخلاقى به صورت غيرمستقيم برمنافع يا رفتار ديگر كشورها اثر مىگذارد.
در كل قدرت نرم را اين طور مىتوان تعريف كرد.
قدرت نرم عبارت است از "مجموعه سياستها، ديپلماسىها و ابزار و سياستهاى فرهنگى كه دولتها از طريق روابط ديپلماتيك و ديپلماسى عمومى و فرهنگى براى اجراى سياستهاى خود از آنها استفاده مىكنند." دولتهايى كه بتوانند افكار عمومى جهانى را با خود همراه نمايند از قدرت نرم خوبى برخوردارند. در اين شيوه تاثيرگذارى بر افكار عمومى با شكلدهى و جذب جامعه هدف و بدون بهرهگيرى از اجبار انجام مىشود. ايجاد احساس همراهى در مردم نسبت به منافع و ارزشهاى مشترك به ويژه در زمينههاى قومى، نژادى، ملى و مذهبى از مهمترين عناصر براى اعمال قدرت نرم است.
قدرت نرم فقط به معناى نفوذ نيست و چيزى بيش از اغوا كردن يا توانايى به حركت واداشتن افراد به كمك استدلال است. قدرت نرم، توانايى جذب كردن است و جذابيت اغلب منجر به پذيرش همراه با رضايت مىشود.
مولفههاى قدرت نرم عبارتند از:
1) ارتباط و مفاهمه ازطريق قدرت جذابيت و فريبندگى 2) اقناعسازى كه منجر به مقبوليت و مشروعيت مىگردد 3) تغيير مطالبات و آرمانها براساس اهداف تعيين شده 4) تحميل ارادهها و خواستهها.
ويژگىهاى قدرت نرم
ويژگىهاى قدرت نرم عبارتند از:
1)اثرات قدرت نرم مىتواند طولانى مدت باقى بماند و حتى ماندگار باشد.
2)تاثيرگذارى به مراتب عميقترى به جا مىگذارد.
3)به صورت غيرمستقيم بر رفتار ديگران اثر گذاشته مىشود.
4)در بسيارى از موارد از قدرت سخت، كارايى بيشترى دارد.
5)عاملين اجرايى قدرت نرم، نخبگان و عناصر فرهنگى و سياسى هستند كه مانند يك جريان بر افكارعمومى يك ملت تاثير مىگذارند. از قدرت نرم تا تهديد و جنگ نرم
كشورهايى كه قدرت جهانى دارند خصوصيت امپرياليستى نيز دارند يعنى از پوسته خود كه مرزهاى سياسى آنهاست خارج مىشوند و منافع خود را در تمام ادوار در خارج از مرزها جستجو مىكنند. و به دنبال كسب آن از طريق اعمال قدرت بر ديگر بازيگران بينالمللى هستند. آنها براى رسيدن به اهداف خود از روشهاى مختلفى استفاده مىكنند؛ روش نرمافزارى و روش سختافزارى كه با روشهاى امروزى همان قدرت نرم و سخت است.
ايالات متحده امريكا به عنوان يك قدرت هژمون و بينالمللى، منافع خود را در تمام ادوار در خارج از مرزها (مانند بريتانياى قرن 19)، جستجو كرده و قدرت سخت و نرم را در حالت تهاجمى و به صورت فزاينده به شكل تهديد و در مرحله نهايى جنگ درآورده است. فرهنگ ليبرال دموكراسى كه شاخص نظامهاى غربى و ايالات متحده است در همه حال به عنوان يك سمبل و هدف براى اجراى سياستهاى امريكايى در مناطق مختلف دنيا، قرار گرفته است.
اسلام به عنوان رقيب ايدئولوژيك غرب پس از جنگ سرد هميشه در برابر فرهنگ ونظام ليبرال دموكراسى غرب مقاوم بوده و آموزههاى آن را در جوامع خود رد مىكند. با توجه به اينكه استفاده از قدرت نرم، درحالت جنگ بدون درگيرى نظامى و گشوده شدن آتش، رقيب را به تسليم و انفعال وامىدارد، بهترين گزينه براى رويارويى با اسلام، استفاده ازاين حربه است. ايالات متحده امريكا به دنبال اجراى تاثيرگذارى مطلوب آرمانهاى فرهنگى و سياسى خود بر جوامع مختلف جهان است.
در اين رابطه استفاده از ديپلماسى عمومى به جاى جنگ افزارهاى مدرن جنگى، رونق بيشترى دارد و جهت اجراى اين ديپلماسى بايد از رسانههاى گروهى نظير تلويزيون و ماهواره حداكثر استفاده را كرد. در ديپلماسى عمومى بايد ارزشهاى غربى را به طور عميق منتشر نمود تا افكار عمومى جهان را تحت تأثير خود قرار دهد.
ويژگىهاى جنگ نرم
جنگ نرم به دليل پيچيدگى و اتكا به قدرت نرم از ويژگىهاى بسيار زياد و متنوعى برخوردار است كه مهمترين آنها عبارتند از:
1- در پى تغيير قالبهاى ماهوى جامعه و ساختار سياسى است.
در اين جنگ، اعتقادات، باورها و ارزشهاى اساسى يك جامعه مورد هجوم قرار مىگيرند. با تغيير باورهاى اساسى جامعه، قالبهاى تفكر و انديشه دگرگون مىشود و مدلهاى رفتارى جديدى شكل مىگيرد نهايتاً به جاى رفتارهاى حمايتى از ساختار سياسى، رفتارهاى چالشى جايگزين مىشود و اين رفتارها به سمت ساختارشكنى جهت مىيابند.
2- آرام، تدريجى و زيرسطحى است.
جنگ نرم دفعى، شتابان و پرتحرك در يك مقطع نيست. اين جنگ آرام شروع مىشود و به صورت تدريجى به سمت جلو حركت مىكند. آرام و تدريجى بودن اين جنگ به گونهاى است كه بسيارى آن را تشخيص نمى دهند. جنگ نرم زيرسطحى، غير آشكار و به همين دليل نامحسوس است.
3- نمادساز است.
نمادسازى با بهره گيرى از نمادهاى تاريخى و گذشته براى ارائه و نمايش يك تصوير مطلوب از خود يك ويژگى برجسته از جنگ نرم است. در اين جنگ تلاش مىشود تصويرى شكست خورده، نااميد و مأيوس از حريف ارائه شود و در مقابل مهاجم با نمادسازى و تصويرسازى خود را پيروز و موفق نشان مىدهد. در اين ويژگى عمليات روانى در اوج خود قرار دارد.
4- پايدار و بادوام است.
نتايج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پايدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلى در جنگ نرم تغيير باورها و اعتقادات است. چنانچه اين تغيير حاصل شود، به راحتى تغيير مجدد و بازگشت به حالت اوليه ميسر نمىباشد. در جنگ نظامى، يك سرزمين تصرف شده را ظرف چند ساعت، مىتوان باز پس گرفت، اما در جنگ نرم، اگر دشمنان موفق به تصرف افكار و دلهاى جامعه هدف شوند، به راحتى نمىتوان آن را بازپس گرفت و تغيير مجدد، زمانبر است.
5- پرتحرك و جاذبهدار است.
جنگ نرم كه به صورت تدريجى و آرام شروع مىشود، در نقطهاى با تمسك به ايجاد جاذبههاى كاذب، خود جامعه هدف را براى تحقق اهداف به كار مىگيرد و از اين طريق بر دامنه تحركات آن افزوده مىشود. در واقع با گذشت زمان، بسيارى از بازيگران و حتى بازيگردانان جنگ نرم به صورت خواسته يا ناخواسته از درون جامعه هدف به استخدام كارگزاران اصلى جنگ نرم در مىآيند.
6- هيجانساز است.
با ايجاد نماد، اسطورهسازى و خلق ارزشهاى جديد، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف نهايت استفاده مىشود. مديريت احساسات يك ركن در مهندسى جنگ نرم به حساب مىآيد و تلاش مىشود از احساسات و عواطف جامعه هدف به عنوان پلى براى نفوذ در افكار و انديشهها و دگرگونى باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دليل تحريكپذيرى، زمينههاى خلق بحران را فراهم مىكنند.
7- آسيب محور است.
آسيبهاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و سياسى، ميدان مانور جنگ نرم است. دشمنان در جنگ نرم با شناسايى نقاط آسيب جامعه هدف در حوزههاى ذكر شده، فعاليتهاى خود را سامان مىدهند و با خلق آسيبهاى جديد، بر دامنه تحركات خود مىافزايند.
8- چند وجهى است.
پردامنه بودن و برخوردارى از وجوه مختلف ويژگىهاى ديگر جنگ نرم است. در اين جنگ، از تمامى علوم، فنون، شيوهها و روشهاى شناخته شده و ارزشهاى موجود استفاده مىشود.
9- تضادآفرين است.
جنگ نرم از محيطهاى آسيب ديده در جامعه هدف شروع مىشود و با ايجاد گسلهاى متعدد در بخشهاى گوناگون جامعه و از طريق متفاوت كردن باورها، ارزشها و شكلدهى به رفتارهاى جديد، اعضاى يك جامعه را در برابر همه قرار مىدهد. تضادهاى به وجود آمده از طريق جنگ نرم، همبستگى اجتماعى و وحدت ملى را برهم مىزند و زمينههاى بروز بحران و درگيرىهاى داخلى را فراهم مىكند. بنابراين تخريب وحدت ملى يكى از پيامدها و ويژگىهاى جنگ نرم است.
10- ترديدآفرين است.
در جنگ نرم، ايجاد ترديد و بدبينى نسبت به بسيارى از مسائل يك اصل و قاعده است. حركت در اين جنگ با خلق ترديد و ايجاد نااميدى و يأس شروع مىشود. براىتوفيق در اين جنگ، با تكيه بر سنتها و لكن با نوپردازى به صورت ظريف و آرام، در باورها و اعتقادات اساسى ترديد ايجاد و به مرور بر دامنه اين ترديدها افزوده مىشود تا در نهايت تغييرات اساسى در باورها و ارزشها رخ مىدهد.
11- از ابزار روز استفاده مىكند.
در جنگ نرم از پيشرفتهترين تكنيكهاى روز استفاده مىشود. فضاى مجازى و سايبرى، محيط اصلى جنگ نرم در شرايط كنونى به حساب مىآيد. اين فضا، امكان اغواگرى (با ايجاد جاذبههاى گوناگون) و خلق بسترهاى لازم را براى سوار شدن به امواج احساسات به خوبى فراهم مىكند.
روشهاى اجراى جنگ نرم
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت از ابزارهاى ذهنى و فكرى استفاده مىشود در اين رابطه روشهاى اجراى آن را مىتوان در موارد زير جستجو كرد:
1) اقناع افكار عمومى؛ اگر افكار عمومى را فرآيند پيچيدهاى از تركيب و تلفيق ديدگاههاى فردى و گروهى در بافت فرهنگى يك جامعه بدانيم، جنگ نرم در اين فرآيند انحراف ايجاد مىكند و آن را در جهت منافع خود قانع خواهد كرد.
استفاده از شگردهاى جنگ روانى وتبليغات جزئى از ابزارهاى جنگ نرم دراين روش اجرايى است.
2) ترديدافكنى، فريب و اغواى طرف مقابل؛ شبههافكنى، دروغپردازى و ترديد، فرد را از ارزشها و هنجارهاى اصل خود رويگردان مىكند يا اعتقاد او را نسبت به آنان تضعيف مىكند. در اين شرايط بهترين وضعيت براى جايگزينى فرهنگ جديد نسبت به فرهنگ گذشته است كه با ترديدافكنى اين جابه جايى صورت مىگيرد.
3) الگوسازى به سبك غرب: فرهنگ ليبرال دموكراسى، آموزه فرهنگى و سياسى غرب در جوامع خويش است اما به واسطه خاصيت هژمونيك قدرت استيلاجو، اين فرهنگ سعى دارد بر فرهنگهاى ديگر غلبه كند، مرزهاى سياسى را بشكافد و بر نهادهاى ارزشى و فرهنگى كشور ضعيف تأثير بگذارد. بخش بزرگى از قدرت ليبرال دموكراسى امريكا در ارزشهاى غربى نهفته است. اين ارزشها در فرهنگ، سياست و اقتصاد جلوهگر مىشود و جهت تثبيت اين هژمونى بايد الگوسازى صورت گيرد.
هدايت و جذب افكار و اذهان و الگوسازى از طريق القا صورت مىگيرد و كشور مورد هجوم بدون اينكه خود احساس كند وارد يك جنگ نرم با كشور مهاجم خواهد شد؛ جنگى نامحسوس و در يك فضاى مجازى.
4) طراحى يك راهبرد و ادبيات مناسب؛ جهت نهادينه كردن و تسلط درازمدت بر فرهنگ يك كشور، بايد راهبردهاى تهديد و جنگ نرم مدون و مشخص باشد. راهبرد، اهداف و ضرورت كار انجام شده را مشخص مىكند از اين رو طراحى يك راهبرد با ادبيات مناسب و عامهپسند، در نبرد نرم ضرورى است. راهبرد جنگ نرم با هدف تسلط بر افكار عمومى ملتها در نظام سياسى و اجتماعى كشور طراحى مىشود. ايالات متحده امريكا پس از ناكامىهاى پىدر پى در خاورميانه پس از اشغال افغانستان و عراق، به فكر استفاده از راهبرد جنگ نرم بوده تا بتواند شكستهاى قبلى خود را جبران كند و جبهه ايالات متحده امريكا را نزد افكار عمومى ملتهاى خاورميانه با استفاده از ديپلماسى عمومى و در قالب جنگ نرم ترميم نمايد.
جنگ نرم يك فرايند، راهبرد وادبيات خاص خود را مىطلبد. ابزار جنگ نرم رسانهها، جرايد، نخبگان فكرى، وسائل ارتباط جمعى، اينترنت، ماهواره و ... هستند.
نتيجه گيرى
در دنياى معاصر و نظام كنونى سياست بينالملل، نيروى نظامى به تنهايى جايگاه خود را از دست داده است و به دليل انقلاب اطلاعات و پيچيدهتر شدن روابط سياسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى افراد، سازمانها و دولتها، قدرت فيزيكى از توان چندانى جهت استيلاجويى بر دولتها برخوردار نيست. قدرت نرم بر پايه قابليتهايى كه دارد مىتواند در دستور كار سياسى هر كشورى ترسيم شود و اهداف و اولويتهاى كشورهاى ديگر را نيز شكل دهد.
قدرتهاى بزرگ در جهت خصيصه استيلاجويى خود از قدرت نرم براى جنگ نرم عليه دولتهاى ياغى و سركش در برابر منافعشان استفاده مىكنند. جنگ نرم تأثيرگذارى بر ذهن، تغيير رفتار و تسلط بر افكار عمومى مردم يك كشور است و به دليل كم هزينه بودن و اثرگذارى بيشتر و مداوم، امريكا به دنبال اجراى اين جنگ عليه دشمنان خويش است.
هوشيارى، بيدارى و خودباورى، بصيرت، اعتماد به نفس، دشمنشناسى، حفظ اصول ايمانى و ارزشهاى اعتقادى و دينى، وحدت در فكر و عمل راههاى خنثى كردن جنگ نرم است.
منابع در دفتر مجله موجود است.
* هوشيارى، بيدارى و خودباورى، بصيرت، اعتماد به نفس، دشمنشناسى، حفظ اصول ايمانى و ارزشهاى اعتقادى و دينى، وحدت در فكر و عمل راههاى خنثى كردن جنگ نرم است.
* قدرتهاى بزرگ در جهت خصيصه استيلاجويى خود از قدرت نرم براى جنگ نرم عليه دولتهاى ياغى و سركش در برابر منافعشان استفاده مىكنند.
* قدرت نرم به آن گروه از توانمندىها وتوانائىهاى يك كشور گفته مىشود كه با به كارگيرى ابزارهايى چون فرهنگ، آرمان يا ارزشهاى اخلاقى به صورت غيرمستقيم برمنافع يا رفتار ديگر كشورها اثر مىگذارد.
* كشورهايى كه قدرت جهانى دارند خصوصيت امپرياليستى نيز دارند يعنى از پوسته خود كه مرزهاى سياسى آنهاست خارج مىشوند و منافع خود را در تمام ادوار در خارج از مرزها جستجو مىكنند.
* اسلام به عنوان رقيب ايدئولوژيك غرب پس از جنگ سرد هميشه در برابر فرهنگ ونظام ليبرال دموكراسى غرب مقاوم بوده و آموزههاى آن را در جوامع خود رد مىكند.
مجله پيام انقلاب - شماره 32
منبع : باشگاه افسران جوان جنگ نرم
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.