قاسم روان بخش

بوش طي دوران رياست‌جمهوري خود، چندين‌بار بدون پرده از مواضع مدعيان اصلاحات در منطقه و بهويژه در ايران حمايت كرده است، ولي اين بار عريانتر از هميشه در مراسم افتتاح «بنياد بوش»، اصلاح طلبان را خط مقدم آمريكا خواند. او كه در دانشگاه دالاس در ايالت تگزاس سخن ميگفت، ضمن ابراز نگراني شديد از وضعيت فعلي اصلاح طلبان افزود: «آن ها با چالشهاي فراواني روبه‌رو هستند و چشم اميدشان به ماست.» وي با اعتراف ضمني به شكست و از هم پاشيدگي سياسي طرفدارانشان در ايران گفت. «آنها منتظر حمايت و رمق گرفتن هستند. ما به آن ها وعده مي‌دهيم كه آمريكا پشتيبان آزادي كه آنها به سختي و همزمان با تنگ شدن عرصه توسط ديكتاتورها به دست آوردهاند، خواهد بود.» وي افزود: «من و همسرم لورا در طول دوران رياست جمهوري ام با فعالان دموكراسي، مدافعان آزادي مذاهب و خانواده زندانيان سياسي ديدار كرديم. بنياد بوش به اين راه ادامه خواهد داد. من از تمام فعالان سياسي در سراسر جهان حمايت خواهم كرد.» بوش در مورد ايران اختصاصاً از «محسن سازگارا» نام برد و گفت: «قرار است افرادي مانند سازگارا در تهيه بسته اي به نام «آزادي» به بنياد بوش كمك كنند.»

در باره اين اظهارات عريان و انتخاب اين زمان و چرايي نام بردن رسمي از يك جريان شكست خورده داخلي و تعيين استراتژي فعلي بوش و ايالات متحده نكاتي وجود دارد كه بعضاً به آن ها مي‌پردازيم:

1. هزينه سنگين

در اين ترديدي نيست كه آمريكا از مدعيان اصلاحات حمايت مي‌كند و بارها به آن تصريح كرده است ولي تصريح آن در اين شرايط كه تعدادي از افراد آن ها به جرم براندازي در زندان به سر ميبرند و در مقابله با نظام اسلامي‌وارد فاز جديدي شدهاند، بسيار تأمل بر انگيز است. اختصاص مبالغ كلان به براندازي نرم در مجلس سناي آمريكا و تأسيس بنياد بوش به اين منظور همه از ورود آنها به فاز جديد حكايت دارد. گرچه ممكن است برخي اينگونه فكر كنند كه رقابت احزاب در آمريكا جدي است، ولي واقعيت اين است كه دموكرات و جمهوري خواه به‌سان دو لبه قيچي ميمانند كه در پي نابودي همه نهضتهاي آزادي بخش و دولت‌هاي آزاد و مستقل و مردمي‌هستند. فراموش نميكنيم كه بوش با عنوان توسعه دموكراسي به عراق و افغانستان يورش برد و صدها هزار نفر را قتل عام كرد و امروز همان سياست بر كاخ سفيد سايه افكنده است؛ با اين تفاوت كه اكنون پارلمان بودجه براندازي نظام ايران را تصويب مي‌كند و بنياد بوش كه غيردولتي است آن را به اجرا مي‌گذارد تا چهره صلح طلبانه اي كه اوباما اتخاذ كرده در دنيا مخدوش نشود و در عين حال سياست هاي براندازانه و جنگ طلبانه بوش هم در قالب صلح جويانه ادامه يابد.

2. حمايت آشكار بوش

حمايت آشكار بوش از مدعيان اصلاحات به‌سان حمايت هاي آمريكا از سازمان منافقين و براندازان در سال هاي دهه 60 است كه از فاز مبارزات سياسي وارد فاز نظامي‌و ترور شده بودند. اين فاز همان است كه اخيراً آقاي خاتمي تحت عنوان هستههاي مقاومت - كه به صورت زير زميني تشكيل مي‌شوند - از آن نام برد. به نظر مي‌رسد كه جريان اصلاحات به آخر خط رسيده و فرماندهان آن راهي جز انتخاب راه منافقين ندارند؛ اتحاد همه گروه هاي اپوزيسيون سلطنت طلب و سازمان منافقين و احزاب كمونيستي توده و كومله با به اصطلاح جنبش سبز موسوي وخاتمي در تظاهرات مقابل سازمان ملل و آشوب هاي خياباني پس از انتخابات ايران با رهبري سفارت انگليس يك اتفاق ساده نيست، بلكه امري حسابشده و از پيش تعيين شده است. البته اگر حمايت هاي دهه 60 از منافقين توانست براي آمريكا اميدبخش باشد، اين حمايتها نيز ميتواند موثر افتد. قطعاً ورود هواداران آمريكا در داخل به فاز ترور و خشونت، روند نابودي آنها را سرعت خواهد بخشيد.

3. بسته پيشنهادي آزادي براي ايران

سخنراني بوش در حالي انجام مي‌شد كه تصويري از چند دختر ايراني به همراه واژه «آزادي» در پشت سر وي خودنمايي مي‌كرد و همان گونه كه ذكر شد قرار است سازگارا براي آن ها بسته آزادي فراهم كند. از تصوير پشت صحنه اين سخنراني كه در كنار خانم نيمه عريانش لورا به چشم مي‌خورد معلوم است طالب چه نوع آزادي براي ملت ايران هستند، آزادي سياسياي كه آنها مي‌خواهند، از همان نوعي است كه در ساير كشورها مثل تركيه و الجزاير اعمال كردند به اينگونه كه احزاب پيروز در انتخابات، چون طرفدار آمريكا نبودند منحل و سران آن تحويل زندان شدند! آزادي ليبراليستي كه آمريكا در عرصه فرهنگي مي‌خواهد همان ولنگاري و تسامح و تساهل ديني است كه سال هاست مدعيان اصلاحات در ايران به دنبال اجراي آن هستند.