اعتماد به نفس چیست و از کجا ریشه گرفته؟!....
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بسیاری ازعناوین که برزبان ما جاری می شود و بار مثبت به آن می دهیم برمحوراومانیسم (اصالت انسان)شکل گرفته.
حدود 110سال قبل روانشناسی برمحوراومانیسم(انسان محوری) درغرب پدید آمد زیرا بازارمادی گرایی رونق نداشت و گرایش به معنویت مورد توجه خاص قرار گرفت . یکی از این عناوین که روانشناسان بر روی آن تکیه دارند، اعتماد به نفس می باشد.
چه کسی از این واژه تلقی منفی دارد؟!
تمام مردم دنیا دربرابرخود کم بینی، خود حقیر بینی،یأس ،افسردگی و..سراغ اعتماد به نفس می روند. روانشناسان ،برای درمان اولیه از روش اعتماد بنفس استفاده می کنند،می گویند:«به خود اعتماد داشته باش،توصاحب توانایی های بسیارهستی و...» بیماررا متوجه نکات مثبت خود می کنند !البته این بیماران به طور موقت بهبود می یابند ولی ریشه بیماری قطعا علاج نیافته است. همانند کسی که درد دارد وبه جای درمان ازمسکن استفاده می نماید وچند روزی به آرامش می رسد ، بعداز مدتی درد با شدت بیشتر برمی گردد!
روانشناسان غربی برای بیماری «خود کم بینی» از «اعتماد به نفس »استفاده می نمایند.
اما در فرهنگ وآموزه های دین اسلام : دستور آمده خود را کوچک بشمارید، خود را کم ببینید واعتماد به خدا داشته باشید. چرا که به بیماری بدترازآن« تکبر وعجب »مبتلا نشوید.
هیچکدام ازمعصومین اعتماد به نفس را سفارش ننمودند! ولی اعتماد به خدا بسیار سفارش شده است.
در جوشن کبیرخداوند رابا دو اسم ( عماد و معتمد )صدا می زنیم «یا عماد من لا عماد له»ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد .
درمناجات (مولای مولای)امیر المؤمنین علی( علیه السلام)می فرماید:
انت العزیز وانا الذلیل وهل یرحم الذلیل الا العزیز. تو عزیزی ومن پست وذلیل، چه کسی رحم کند به پست مگرعزیز؟
انت العظیم وانا الحقیروهل یرحم الحقیرالا العظیم.تو بزرگی ومن کوچک چه کسی رحم کند به کوچک مگر بزرگ؟
در این مناجات حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام)همه ،هیچی ها را به خود نسبت می دهد وهمه چیز را به خدا نسبت می دهد.این است معنویت دینی تمام درد ورنج بشر از خود خواهی ایجاد می شود
اعتماد وتکیه به خدا داشته باش ، معتمد اوست، تو همچنانکه به دیگران نباید تکیه کنی به خودت هم نباید تکیه داشته باشی درروایتی از «ام سلمه» آمده که گفت:نیمه های شب بیدار شدم دیدم رسول الله (صلوات الله علیه واله) در زیر آسمان قرار گرفته ومناجات می خواند؛ می فرماید :خدایا چشم به هم زدنی مرا به حال خودم رها مکن واشک می ریزد ؛ ام سلمه هم گریست ، رسول الله (صلوات الله علیه واله)متوجه گریه او شد وپرسید :توچرا گریه می کنی؟ گفت : یا رسول الله (صلوات الله علیه واله) شما اینگونه دعا می کنید واشک می ریزید ، پس ما چی بگوییم!! فرمود: چرا گریه نکنم ؟! در حالی که یونس یک ترک اولی کرد.در دل نهنگ اسیر شد وموقعی خلاص شد که گفت: لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (این عذاب ستم من بوده.)
رسول خدا (صلوات الله علیه واله) با آن همه عظمت وافضل بودن از پیامبران به اندازه سر سوزنی به خودش توکل نکرد تمام تکیه گاهش خدا بود،حال ما چگونه به خود اعتماد نمائیم که نفس ما اماره (نفسی که امر کننده آن شیطان می باشد)است؟! در اصل اعتماد به نفس یعنی اعتماد به شیطان !!! چرا که ما دارای نفس اماره هستیم ،امر به زشتی ها ،بدی ها ،پس با این کار نفس اماره رشد پیدا می نماید!
امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) درکتاب اربعین نقل می کند: همانا پیغمبر(صلوات الله علیه واله) هنگامی که لشکرش از جنگ با کفاربرگشتند فرمود :آفرین به گروهی که به جای آوردند جهاداصغر(کوچک) را و به جای ماند بر آنها جهاد اکبر(بزرگ) . گفته شد: ای پیغمبر خدا ، چیست جهاد بزرگ؟ فرمود : «جهاد نفس است »
دین می گوید با نفست بجنگ روانشناسان غرب می گویند به نفست اعتماد کن ؛تکیه کن !!! در روانشناسی غرب محور اصلی انسان است و توکل به خدا جایی ندارد!!!
غرب یک زمانی جسم می دید(مارکسیسم) اکنون هم جسم هم روح می بیند نه برای خدا بلکه برای خود نمایی ورسیدن به توان بیشتر ! خطری که دنیا را تهدید می کند ،از سوی افراد متکبر است،به جای اینکه با آموزه های دینی این بیماری را ریشه کن کنند ، به آن دامن می زنند.
عرفا گویند: نظر از خود بگیر، توچیزی نداری ....
ابو سعید ابوالخیر از عرفای ایران وقتی وارد شهری می شد به شاگردانش یاد داده بود که وی را اینگونه معرفی کند «هیچ کس ابن هیچ کس» وارد می شود،خود را چیزی نمی دید .
روزی شاگرد ابو سعید وارد کلاس درس شد ، دید ماری دور ابو سعید حلقه زده گویا دارد به او ادب می کند ،ابو سعید از او سؤال کرد آیا می خواهی به این مرتبه برسی؟! پاسخ داد :آری . ابوسعیدگفت: چون تمایل داری هیچگاه نمی رسی؟!! این همه را هیچ سودی نیست، مرد آن باشد که با خلقان نشیند ،دادوستد کند ،اما لحظه ای از یاد خدا غافل نباشد. سالک حقیقی باید در راه خدا هیچ شود برای او فانی شود.
انسان باید مخالف نفسش عمل کند تا بتواند رشد کند وبه درجه انسانیت برسد....
چرا در نماز شهادت«عبده ورسوله » را به پیامبر اکرم (ص)می دهیم ،عبد بر رسالت مقدم شده ،زیرا اگر عبد خدا نبود نمی توانست رسالتش را انجام دهد .ما باید از پیغمبرمون یاد بگیریم او را الگو قرار دهیم هرچه او می فرماید ما انجام دهیم تا موفق شویم.
در نمازهنگام بلند شدن می گوییم: خدایامن قدرت بلند شدن را ندارم این قوة توست من هر چه دارم از آن توست نه خودم...
نتیجه اینکه (اعتماد به نفس داشتن نفس را تکریم کردن ومطیع نفس بودن) سقوط از انسانیت به سوی حیوانیت است .
همان چیزی که قران کریم می فرماید: ...اولئک کلانعام بل هم اضل...179/اعراف
نفست را تربیت کن تا به عزت نفس برسد، نفست را عزیزکن ُنه پست .
هان ای انسان به خدا اعتماد داشته باش دستوراتش را خوب گوش بده وبه آن ها عمل کن وبدان هیچگاه دچار بیماری های افسردگی ، ضعف و... نمی شوید.
والسلام علیکم
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.