.. اكنون همين افراد از خط امام دم مي زنند!
جنگ نرم از مواردي است كه همزمان، قبل و بعد از جنگ نظامي جريان دارد. دشمنان بعد از پيروزي انقلاب همه امكانات خودشان را براي سقوط نظام اسلامي به كار گرفتند. تحريم اقتصادي و نظامي، بايكوت سياسي، هجوم تبليغاتي، فعال كردن و پشتياني از گروهكهاي ملحد و مزدور و در كنار همه اينها جنگي ناخواسته و نابرابر بر ما تحميل كردند و از همه امكانات خود براي تخريب بناي مستحكم انقلاب بهره گرفتند. اگر تخريب از بيرون موفق نشد، به طور طبيعي دشمن استراتژي خودش را به تخريب از درون تغيير ميدهد. ما در دفاع مقدس دو نوع عمليات داشتيم. يك نوع عمليات، تك جبههاي يا تك رودررو بود كه در آنها نه چهره را از دشمن پنهان ميكرديم و نه ابايي داشتيم كه هويت مان شناسايي شود؛ به تعبير بهتر، شفاف و با علائم و نشانههاي خودمان به صفوف دشمن حمله ميبرديم. ولي بعضي از عملياتها، عمليات نفوذ بود. اگر ميخواستيم عقبههاي دشمن را منهدم كنيم، از نشانههاي دشمن استفاده ميكرديم تا شناسايي نشويم. دشمنان در عمليات نفوذ، متفاوت از عمليات رودررو عمل ميكنند. آنها براي تخريب نظامهاي سياسي مي كوشند پايهها را شناسايي و منهدم كنند و اين گونه عمليات هم صرفاً با نفوذ انجام ميگيرد. بنيادهايي هم در دنيا درست شدند كه مثل NGOها به ظاهر، غيردولتي هستند؛ ولي ريشه آنها در دولتهاي استكباري است. مثلاً بنياد سوروس كه اعلام شد آقاي خاتمي با وي ديدار داشته است در 32 كشور دنيا شعبه دارد و در حدود 23 كشور دنيا كه تاكنون انقلاب مخملي در آنها اتفاق افتاده، نقش محوري داشته است. مقام معظم رهبري بعد از دفاع مقدس، با ديدن علائم هجوم دشمن به پايههاي نظام اسلامي و زيرساختهاي اعتقادي نظام، با تعابيري از قبيل تهاجم فرهنگي، هجوم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، قتل عام فرهنگي و غارت فرهنگي، دائماً هشدار مي دادند؛ ولي مسؤولان وقت عملكرد مناسبي نداشتند. در نتيجه دشمن از بسترهاي داخلي استفاده كرد. بياعتنايي به مسائل فرهنگي، ترويج بي بندوباري، و روحيه اشرافيگري، تبليغ رفاه بيشتر، فرهنگ غرب، اقتصاد غرب، تساهل و تسامح و تبليغ انواع چيزهايي كه با آموزههاي ديني و اعتقادات ما در تعارض بود، بستر مناسبي براي دشمن فراهم كرد. قبل از دوره سياه اصلاحات كساني بودند كه به فرهنگ كشور بسيار بياعتنايي ميكردند و محصول سياستهايشان، هشت سال دوران اصلاحات شد كه در آن، با انواع امكانات و تريبونها به جان ارزشهاي انقلاب افتادند. در هشت سال اصلاحات بسياري از خواص سكوت كرده بودند؛ در حالي كه مقام معظم رهبري در مقابل هر موضوع انحرافي وارد ميدان شدند و موضع گرفتند. آقايان جامعه مدني را مطرح كردند، مقام معظم رهبري محتوا را روشن ساختند تا نتوانند در آن محتوا انحراف ايجاد كنند. چون جامعه مدني يك پوشش بود، همان گونه كه مثلاً NGOها يك پوشش هستند. اين سازمانها را درست كردند و ميخواستند اينها را با بودجههاي نظام، بدون اسم دولت و محذوريتهايي كه خودشان داشتند، به جان نظام بيندازند!
بعضي از شخصيتها مثل آيه` ا... مصباح يزدي، آيه` ا... خزعلي، آيه` ا... جنتي و ديگران به ميدان آمدند و از ارزشها و مباني فرهنگي و ديني ما دفاع كردند؛ ولي بسياري از خواص در دوران اصلاحات سعي ميكردند “لا الي هولاء و لا الي هولاء” باشند و خودشان را حفظ كنند. يكي از بزرگان مدعي اصلاحات، اخيراً گفته است كه من قبل از انقلاب و حتي زمان حضرت امام، اصل ولايت فقيه را قبول نداشتم؛ چه رسد به مطلقهاش، ولي ابهت و صلابت امام به ما اجازه نميداد كه موضعي بگيريم؛ حالا همينها مدام از “خط امام” دم مي زنند! مستحكمترين موضع حضرت امام در مسائل خارجي موضوع فلسطين و روز قدس بود. در چنين روزي بيايند در كنار مردم روزهدار؛ بطريهاي آب معدني را سر بكشند، عليه جمهوري اسلامي، امام و نظام و به نفع آمريكا و اسرائيل شعار بدهند! بعد هم آقايي خدمت مقام معظم رهبري برود و به دروغ بگويد پنجاه درصد جمعيت در روز قدس، از جنبش سبزيها بودند...! بستر، دموكراسي و انتخابات است. لذا آمدند از قبل روي انتخابات سرمايهگذاري كردند. سازمان رايي درست كرده بودند كه 400 هزار نفره و به صورت خوشهاي و هرمي بود. اين را از قبل طراحي كرده بودند؛ ولي كه متأسفانه دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي ما به مسؤوليتي كه از آنها توقع بود، درست عمل نكردند. بعضي از اخبار براندازي را حضرات بايگاني و تعدادي را كتمان كرده بودند. خودشان را براي درگيري آماده كرده بودند. انقلاب رنگي و مخملي غيرقابل انكار است. ميگويند دليل هر چيزي وقوعش است. در 23 - 22 كشور دنيا اين اتفاق افتاده است كه بارزترينش اوكراين و گرجستان است. اطراف خود ما اين اتفاق افتاد. اين را كه نميشود انكار كرد. جالب اينجاست كه وقتي خيلي از آنها انقلاب رنگين را رد ميكردند، آقاي محتشمي پور مي گفت: چه اشكالي دارد، اگر ميشود حكومت را با شيوهاي تغيير داد كه خسارت كمتري داشته باشد...! براندازي متناسب با هر حكومتي تعريف ميشود. تبليغ ناكارآمدي دين در اداره اجتماع، اينكه اسلام نظام سياسي و احكام حكومتي ندارد و نميتواند امروز ملاك عمل باشد، قرائتهاي مختلف، پلوراليسم ديني، تشكيك در وحي و... اينها در راستاي براندازي محسوب مي شود. ... به هر حال، اصل و اساس را زير سؤال بردند. مقام معظم رهبري اين هشدارها را داد ولي خواب سنگين برخي خواص به هم نريخت و اينها آمدند از بستر انتخابات استفاده كردند. همه چيز را حتي براي درگيري آماده كرده بودند. در ايام فتنه در تهران، نخالههاي ساختماني، آجر پاره، موزائيك شكسته، قلوه سنگ و... از بيرون وارد شهر ميشد و اينها را يك جايي خالي ميكردند كه دست آن اغتشاشگران پر باشد! وقتي نيروهاي امنيتي و انتظامي يك گاز اشك آور به سمت آشوبگرها ميزدند، پنج تا جواب ميآمد! از قبل خودشان را مهياي درگيري كرده بودند و چيزي براي پيروزي كم نگذاشتند. مقام معظم رهبري از اين فتنه به عنوان فتنه عميق ياد كردند. ما در انقلاب، فتنههاي مختلفي داشتيم؛ فتنه گروهكهاي ملحد و مزدور، بني صدر، خلق مسلمان و آقاي شريعتمداري، آقاي منتظري، مهدي هاشمي و... اينها كوچك نبود و هر كدام قربانياني داشت و عده اي سقوط كردند. در فتنه بني صدر كساني ايستادند؛ تا جايي كه با نهيب حضرت امام آنها هدايت نشدند! فرزند شهيد سيدمصطفي خميني (رضوان ا... عليه) در حمايت از بني صدر تا جايي پيش رفت كه نهيبهاي امام هم او را بيدار نكرد. معناي فتنه همين است. علي(ع) ميفرمايد: شبهه را شبهه گفتند به دليل شباهتش به حق، ميفرمايد: اگر حق عريان وارد شود، اهل حق دچار ترديد نميشوند. در فتنه بخشي از حق را با بخشي از باطل عجين ميكنند و مردم را دچار ترديد ميسازند، لذا در فتنهها بصيرت است كه به داد انسان ميرسد. در هيچ فتنهاي مثل اين فتنه خواص اين قدر بد عمل نكردند. بسياري از خواص در اين قضيه لغزيدند. شايد يكي از دلايلي كه مقام معظم رهبري فرمود “فتنه عميق”، لغزش خواص بود. لغزش خواص هم دلايل مختلفي دارد. ممكن است گروهي اصلاً با با انقلاب نباشند. يك عده آمدند با پيغمبر اكرم، ولي دلشان با ايشان نبود. هرجا دو راهي پيدا ميشد كه ميتوانستند گريزي داشته باشند، دنبال كار خودشان ميرفتند. مگر اطراف پيغمبر براي ايجاد انحراف جمع نشده بودند؟ مگر اينها غدير را نديده بودند؟! نتوانستند غدير را انكار كنند در محتواي آن تشكيك و ترديد ايجاد كردند. آقاي خاتمي در دوره دوم انتخابات (1380)، در نطق تبليغاتياش گفت علت اينكه پيغمبر اكرم(ص) در “من كنت مولاه فهذا علي مولاه” لفظ مولا را انتخاب كرد، اين بود كه در مولا، معني دوستي نهفته است! و با اين حرفش انحراف در محتواي غدير را دامن زد. اينها ساختار اعتقادات شيعه را زير سؤال بردند و چوب حراج به آن زدند. حادثهاي كه در انتخابات اخير اتفاق افتاد، حادثه دوران انتخابات نبود. بلكه از دوران سازندگي، به تدريج جلو آمد. در نيمه دوم شهريورماه امسال چند نفر از خواص خدمت آقاي موسوي رفتند، گفتند: بيانيههاي تند را قطع كن، چند تا جمله ملايم حرف بزن، ما هم كمك كنيم اين موضوع تمام شود. آقاي موسوي گفت: چند روز ديگر صبر كنيد، در مهرماه همه چيز تعيين تكليف ميشود! يعني فكر ميكردند اگر مدارس و دانشگاهها باز شود، ديگر نظام ساقط مي شود! آقاي جين شارپ يهودي 198 رهنمود در خصوص براندازي دارد. يكي از آن رهنمودها اين است كه در خلوتي شب پشت بام برويد و با قاشق و چنگال ته قابلمه بزنيد. شب را انتخاب كنيد كه لو نرويد و صدايتان به همه جا برسد. اين را بومي سازي ميكنند، ميشود تكبير. در اين انقلاب رنگيني كه درصدد بودند انجام دهند، 100 مورد از 198 مورد آقاي جين شارپ در تهران انجام شد. بعضي از خواص جلو نيامدند. چون اصلاً منتظر چنين فرصتي بودند. اينها از اولش هم نبودند و فقط تظاهر ميكردند. ابوسفيان هم در فتح مكه ايمان آورد، ولي واقعاً مؤمن نشده بود. معاويه، ابوسفيان را در حالي كه نابينا شده بود، سوار مركب كرد تا از احد عبور كنند ابوسفيان گفت: هر جا بالاي قبر حمزه رسيديم، به من اطلاع بده. بالاي قبر حمزه كه رسيدند، گفت: مرا پياده كن. ابوسفيان با لگد به قبر حمزه ميكوبد و ميگويد: يك روزي شما ما را شمشير ميزديد كه ما را مسلمان كنيد؛ حالا كجا هستي ببيني همه چيز دست ما افتاده است. اينها مسلمان نشده بودند. شمر در صفين فرمانده بود و براي علي(ع) شمشير ميزد؛ اما در كربلا روي سينه امام حسين(ع) نشست! برخي خواص هم اينگونه ميشوند. زهير در صفين مقابل علي ميجنگيد؛ اما در كربلا در ركاب امام حسين شهيد شد. شمر از اول خراب بود. تصور ميكرد پشت سر علي(ع) ميتواند به آن چيزهايي كه ميخواهد برسد.” وقتي ديد دنيايش با علي تأمين نميشود، راهش را از امام جدا كرد. در انقلاب ما هم بعضي از خواص دنبال چيزهايي بودند؛ اما وقتي ديدند انقلاب دارد راه خودش را ميرود، راهشان را كج كردند ... فتنه براي آزمون و نشان دادن ناخالصي هاست. يكي از عوامل مؤثر، لقمه حرام است. شريح قاضي 120 سال عمر كرد و 60 سال قاضي بود. وقتي ميخواستند فتواي قتل امام حسين(ع) را از او بگيرند، ابتدا اخم كرد و عصباني شد. اما وقتي كيسههاي سكه را رو به رويش خالي كردند، پيش خودش گفت با يك خط فتوا همه اينها براي من مي شود و بدين گونه فتواي قتل امام حسين را صادر كرد! طلحه و زبير چرا مقابل علي(ع) ايستادند؟ زماني كه علي(ع) خانه نشين بود، حضرت زهرا با بدن مجروح، امام حسن و امام حسين دور مركبش، سلمان و ابوذر پشت مركب حضرت زهرا، در خانه مهاجرين و انصار را ميزدند تا براي علي يار جمع آوري كنند. 40 نفر بيشتر اعلام آمادگي نكردند. دو تاي آنها طلحه و زبير بودند. علي فرمود اينها با تجهيزات بيايند و با من بيعت كنند. يكي يكي آب رفتند و فقط هشت نفر از جمله طلحه و زبير اعلام آمادگي كردند. ... وقتي شمشير زبير را براي علي آوردند، حضرت گريست و فرمود چه گرد و غبار غمي كه اين شمشير از چهره پيغمبر اكرم پاك كرد. به هر حال، ملاك حال فعلي افراد است. آقازادهها گاهي عامل انحراف مي شوند. علي(ع) ميفرمايد: خدا لعنت كند عبدا... بن زبير را، زبير با ما بود. از زماني كه پشت لب اين بچه بور شد و پا وسط گذاشت، زبير را از ما بريد. اگر لقمه حرام و آقازادهها يكجا جمع شوند، غوغا ميكنند. گاهي طرف اهل زهد و معنويت است؛ ولي اينجا كم آورد. چون مشكل بصيرت دارد. مقام معظم رهبري در سخنراني هايش بعد از فتنه اخير بر عنصر بصيرت، تأكيد فراواني داشته اند. زهير بن قين از اول انسان خوبي بود. آن زماني هم كه مقابل علي(ع) ميجنگيد انسان خوبي بود؛ اما بصيرت نداشت تصور ميكرد علي در قتل عثمان دخالت داشته است. وقتي چند دقيقه در مسير كربلا با حضرت اباعبدا... روبهرو شد، امام حسين آن راه فكرش را باز كرد. يكي از كساني كه شب عاشورا گفت اگر هزار بار كشته و زنده شوم، باز حاضرم در ركاب شما باشم، زهير بود. ولي وقتي شمر روي سينه امام حسين نشسته بود، حضرت اباعبدا... فرمود: ميداني من چه كسي هستم و كجا نشستهاي؟ گفت: خوب ميدانم، فرزند علي و زهرا و پيغمبر هستي. حضرت فرمود: حالا كه ميداني، چرا؟ گفت: به من وعده پاداش دادهاند فرمود: پاداش آنها مهمتر است يا شفاعت پدرم علي و جدم پيغمبر؟ گفت: يك ريال از پاداش آنها را با تو و شفاعت علي و پيغمبر عوض نميكنم! انسان بايد يا خودش بصيرت داشته باشد يا پشت سر رهبري حركت كند. علي(ع) ميفرمايد: در فتنهها به امام و پيشواي خودتان متمسك شويد كه سالم بيرون برويد. اگر كسي ولايتمدار باشد، نميلغزد. دوران كنوني سختتر از زمان حضرت امام(ره) است، همانگونه كه دوران علي(ع) پيچيدهتر از زمان پيغمبر اكرم(ص) بود. رسول خدا با كفر و بت و شرك تابلودار ميجنگيد. پيغمبر اكرم اگر گردني را ميزد، و نخي پاره ميشد، بتي به زمين سقوط ميكرد؛ ولي علي(ع) گردنهايي را ميزد كه اگر نخي پاره ميشد، قرآني روي زمين ميافتاد. اين، جنگ سختي است. يادتان ميآيد در ماجراي توهين به آيت ا... مصباح كه در مسجد اعظم قم تحصني برپا شد. بعضي از مراجع در اين تحصن آمدند. آقاي خاتمي گفته بود مهاجراني كارهاي نيست؛ بلكه او مجري سياستهاي فرهنگي من است. آيه` ا... مشكيني با حضرت آقا تماس ميگيرد و عرض مي كند: اين طلبهها مصّر بر تحصن هستند، آقاي خاتمي هم تهديد به استعفا كرده است. آقا فرمود: خوب به تحصن پايان دهند. عرض مي كند: آقا! ممكن است طلبهها حرف من را گوش نكنند، اگر اجازه ميفرماييد شما چند جمله بگوييد من بنويسم فرمايش شما را منتقل كنم. يادتان ميآيد وقتي ايشان به مسجد اعظم تشريف آورد، گفت: مالكها برگرديد. ملاك براي ما مهم است. نبايد روي يك مسأله جزئي زوم كنيم. يك نصب غلطي ممكن است در جبهه خودي ببينيم، بگوييم پس فلاني هم مثل فلاني! در حالي كه گاهي يك جريان، نابودي اساس انقلاب و نظام را دنبال مي كند و ممكن است چند انسان خوب هم در آن باشد و چند شعار خوب هم بدهند. يك جرياني هم هدفش حفظ و احياي انقلاب و ارزشهاي انقلاب است چند اشتباه هم ممكن است در آن اتفاق بيفتد. جريان مهم است. روي افراد و مصاديق زوم كردن، انسان را دچار گمراهي ميكند. حارث بن حر عرض ميكند: آقا اجازه بده من هم مثل سعيد بن عثمان، عبدا... بن عمر و ... يك گوشهاي بروم و منزوي شوم. حضرت فرمود: مگر آنها وظيفه شان را انجام دادند؟! آنها حق را نشناختند و ياريش نكردند و باطل را هم نشناختند و آن را خوار نكردند. گاهي سكوت يكي از خواص، گناهش از انساني كه بانك را آتش ميزند سنگينتر است. چگونه شد كه انقلاب اسلامي، سالم از اين ورطه هولناك عبور كرد؟ تدبير، كياست، زيركي، هدايت و سكانداري رهبر معظم انقلاب فضا را به شكلي مديريت كرد كه هر روز دامنه فتنه محدودتر و دنباله فتنه گران روشنتر شد. در سايه روشنگريها، مديريت درست و سعه صدر مقام معظم رهبري، مردم متوجه شدند فتنهگرها و سران فتنه به استكبار جهاني پيوند خوردهاند و در نتيجه راهشان را جدا كردند.
منبع : نشریه ی پرتو سخن
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.