پرده اول: اسلام طالباني

عبدالمالك ريگي رهبر گروهك تروريستي جند ا... در شرق كشور كه هفته قبل دستگير شد، طلبه‌اي است وهابي از حوزه تحت اشراف دولت سعودي و نماينده اسلام طالباني در ايران كه با دلارهاي نفتي اداره مي‌شود؛ كسي كه به جاي تبليغ و بهكارگيري قلم از سلاح گرم استفاده مي‌كند و به جاي ارائه منطق و اقامه استدلال، سر مي‌بُرّد و تير خلاص مي‌زند. صحنه‌هاي دلخراش سربريدن مردم بي‌گناه در جاده بم، كرمان، زابل، زاهدان و قتل عام دهها تن از مردم بيگناه، دل هر انساني را ميخراشد. اين گروهك اخيراً با ارشاد حاميان غربي‌اش نام خود را از «جندا...» به جنبش مقاومت تغيير داد تا بتواند به صف جبهه دموكراسي خواهي، و به اصطلاح اصلاح‌طلبان بپيوندد.

- پرده دوم: اسلام منفعل آمريكايي

اين گروه كه در برابر غرب، سخت منفعلاند و سعي ميكنند اسلام را طوري عرضه كنند كه با اومانيسم و ليبراليسم و سكولاريسم سازگار باشد، در طي 20 سال اخير همواره تلاش كردهاند با اسلام ناب محمدي (ص)به مبارزه برخيزند و دست در دست استكبار جهاني براي شكست اسلام و جايگزين كردن ليبراليسم بكوشند و اخيراً نيز در صدد بودند با پياده كردن مدل انقلابهاي مخملين در كشور براي هميشه كار نظام اسلامي را يكسره كنند. يكي از افرادي كه در دهه اخير در اين جبهه سخت به تكاپو افتاده بود، رامين جهانبگلو بود؛ پدرش اميرحسين جهانبگلو در ابتداي دهه 20 محفلي به نام «انجمن اصلاح» پايه‌گذاري كرد و در سال1323 به حزب توده ايران پيوست (شواليه‌هاي ناتوي فرهنگي به نقل از چپ در ايران اسناد ساواك، ش 83، ص 2.)

وي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 از حزب توده بريد و به دربار پهلوي رفت و نماينده رژيم ستم شاهي در سازمان اوپك شد. مادرش «خجسته كيا» داراي تحصيلات دانشگاهي از انگلستان كه خانه‌اش را به پاتوق جمعي از هنرمندان بهايي و كارگزاران فرهنگي عصر استبداد پهلوي دوم تبديل كرده بود، در سال 1346 به عنوان مشاوري نافذ براي شوراي عالي جشن هنر شيراز برگزيده شد(همان، ص45)

رامين نيز فارغ‌التحصيل در رشته دكتراي فلسفه سياسي از سوربن فرانسه است و در بنياد مطالعات ايران به مديريت اشرف پهلوي در شهر واشنگتن مشغول به كار شد. او در همين زمان بهعنوان خبرنگار راديو بيبيسي نيز فعاليت مي‌كرد. در تابستان 1380 بنياد اعانه ملي براي دموكراسي كه به عبارتي همان انديشكده سازمان جاسوسي سيا ميباشد، از وي دعوت به همكاري كرد و در همين زمان از مشاوران مهم نهادهاي دولت محمد خاتمي شد و به روزنامه‌هاي زنجيره‌اي مدعيان اصلاحات رفت و آمد مي‌كرد و از او به عنوان يك كارشناس مهم سياسي در نشست‌هاي مهم اصلاح طلبان دعوت به عمل مي‌آمد و مصاحبه‌هايش در روزنامه‌هايشان با آب و تاب خاصي به چاپ مي‌رسيد. عيسي سحرخيز، مدير كل وقت مطبوعات داخلي وزارت ارشاد اسلامي در دولت اصلاحات، مصاحبه وي را به عنوان يك اسلام‌شناس در ماهنامه «آفتاب» چاپ مي‌كند. رامين در اين مصاحبه، زرتشت را به عنوان برترين معرفي مي‌كند و «پيامبر عدم خشونت،‌ شكيبايي و مدارا» از پيامبر اكرم (ص) بالاتر مي‌برد( !همان ص61) وي با توهين تمام مي‌گويد: مكتب اسلام همانند ايدئولوژي كمونيسم چنان سست و بي‌مايه است كه آژانس‌‌‌‌‌هاي امنيتي غرب، با يافته‌هاي استراتژيك از جنگ سرد،‌ مي‌توانند مُهر پايان بر آن بزنند( !همان، ص 65)

وي در» مانيفيست روشنگري» كه به سفارش اصلاح طلبان نوشته است، دين مقدس اسلام را توحش و سنت ايراني را توحش فرهنگي مي‌خواند( !همان، ص 85) جهانبگلو در ميزگردي كه روزنامه دانماركي ميان او و علوي‌تبار برگزار كرده بود، خطاب به علوي‌تبار گفت: شماها دروغ‌ مي‌گوييد كه اصلاح‌طلبيد؛ نمي‌شود با حقوق هم جنس‌بازان و بهائيان مخالف بود، ولي در عين حال شعار اصلاح‌طلبي داد( !همان، ص 113)

در انتخابات مهم رياست جمهوري از حاميان جدي كانديداتوري‌هاشمي رفسنجاني بود و در بيانيه‌اي مشترك با محمد خاتمي،‌ مهدي كروبي، مصطفي معين، يوسف صانعي و.... با عنوان بيانيه موسوم به جنبش ملي نخبگان از كانديداتوري‌هاشمي رفسنجاني حمايت كرد سرانجام در 5 ارديبهشت 85 در حالي كه در فرودگاه مهرآباد آماده پرواز به مقصد بروكسل بود با حكم ويژه بازپرس امنيت دادستاني عمومي و انقلاب تهران و به اتهام اقدام عليه امنيت ملي دستگير و بازداشت شد.

پرده سوم: حمايت متقابل اسلام طالباني و منفعل آمريكايي

پس از بازداشت جهانبگلو، شوراي مركزي حزب مشاركت نيز طي بيانيه‌اي هماهنگ با ريگي، جهانبگلو را يكي از «چهره‌هاي روشنفكر ايران» خواند و نسبت به بازداشت او اظهار نگراني كرد؛ (ايلنا 12/2/85) زيرا وي يكي از نويسندگان ثابت يا مصاحبه شوندگان مهم در همه روزنامه‌هاي اين حزب مثل نوروز، وقايع اتفاقيه، ياس نو و ... بود. زماني كه محمدرضا خاتمي - دبير كل وقت حزب مشاركت و نايب رئيس مجلس ششم - به رياست مركز پژوهش‌هاي مجلس برگزيده شد، از وي براي شركت در جلسات مشورتي و سخنراني، دعوت بهعمل مي‌آورد. علاوه بر اين، رامين به پژوهشگران مجلس ششم درس معرفت شناسي توسعه مي‌داد. (شواليه ناتوي فرهنگي، ص 91) و روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و رسانه‌هاي حلقه كيان او را الگوي مطلوب براي روشنفكران ايران معرفي مي‌كردند. وي از عناصر اصلي حلقه كيان بود كه تا خرداد 76 عصر هر چهارشنبه در دفتر ماهنامه كيان با حضور عناصري مثل سعيد حجاريان، شمس الواعظين، اكبر گنجي، سروش،‌هاشم آغاجري، عماد الدين باقي و ... تشكيل مي‌شد. رامين به پيشنهاد آن‌ها «مانيفست روشنفكري» را به رشته تحرير درآورد كه در آن دين اسلام را ايده توحش و سنت ايران را توحش فرهنگي خواند. (همان، ص 84)

محسن كديور يكي از اعضاي حلقه كيان و مركز استراتژيك زمان‌هاشمي، دستگيري جهانبگلو را نشان دهنده وضعيت خطرناك آزادي‌هاي دانشگاهي در ايران دانست و گفت: «ما دولت ايران را مسؤول وضعيت و سلامت رامين جهانبگلو مي‌دانيم»(همان، ص 204)

عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي جندا... نيز طي بيانيه‌اي اعلام كرد: حاضريم در برابر آزادي شخصيتي مثل دكتر جهانبگلو كه براي دموكراسي، حقوق بشر و حقطلبي ايستادگي كرده، گروگان‌هايمان را با جمهوري اسلامي مبادله كنيم. براي ما حس آزادگي مهم است، حتي حاضريم از بهايي‌ها، نيز دفاع ‌كنيم.

علاوه بر آن فرقه ضاله بهائيت نيز خواهان آزادي وي شد. (همان، ص 223)

دولت كانادا نگران امنيت رامين جهانبگلو است، شوراي اتحاديه اروپا نيز با بيانيه‌اي از بازداشت فيلسوف ايراني! اظهار نگراني كرد.(همان ص 223)

مركز مطالعات اشرف پهلوي، سايت گويانيوز و 621 نفر از عناصر مسأله‌دار مثل مسعود بهنود، عباس اميرانتظام، سيمين بهبهاني مشاور اشرف پهلوي، اكبر گنجي، سعيد حجاريان، حاتم قادري، يوسفي اشكوري و... طي بيانيه‌اي ضمن محكوم كردن بازداشت جهانبگلو خواهان آزادي سريع وي شدند( !همان، ص 218)

حزب كومله، فدائيان خلق، حزب دموكرات كردستان، سازمان اتحاد فدائيان خلق و چهار سازمان تروريستي به خاطر تلاش جهانبگلو براي استقرار دموكراسي در ايران از وي دفاع كردند و خواهان آزادي او شدند. (همان، ص224)

پرده چهارم:حمايت آمريكا از مدعيان اصلا‌حات

بارها رئيسجمهور آمريكا - چه بوش و چه اوباما - رسماً از اصلاحطلبان حمايت كرده‌ و در فتنههاي اخير نيز آن‌ها را مورد حمايتهاي صريح رسانهاي، مالي، سياسي قرار دادهاند. حمايت اصلاحطلبان از سران فتنه و خيانتكاراني از قبيل جهانبگلو بسيار صريح و آشكار است. سران فتنه اعدام دو تن از اعضاي انجمن پادشاهي به جرم محاربه با نظام اسلامي را محكوم كردند و پس از دستگيري عبد المالك ريگي حاضر نشدند از وي تبري نمايند.

نتيجه: هدف، براندازي نظام اسلامي است؛ چه از طريق سلاح وچه از طرق ديگر

همه اين پرده‌ها نشان از يك واقعيت دارد و آن، اين كه غرب به ويژه آمريكا به دنبال براندازي نظام جمهوري اسلامي و مقابله با اسلام و قرآن است و هر گروه و فرقه‌اي چه با سلاح و چه با توطئه‌هاي ديگر با جمهوري اسلامي به جنگ برخيزد از حمايت آن‌ها بهره‌مند مي‌شود.

گروهك‌هاي معاند با نظام اسلامي از يك آبشخور فكري سيراب مي‌شوند ولي تاكتيك‌هاي آن‌ها متفاوت است؛ميان كومله، دموكرات، فدائيان اكثريت، منافقين و گروهك جند ا... كه با زبان تفنگ سخن مي‌گويند با جهانبگلو، سروش، كديور و... كه با توطئه اقدام مي‌كنند، تفاوت ماهوي وجود ندارد؛ همه زير آتش تهيه شده توسط انگليس، فرانسه، آمريكا حمله ميكنند.

دستگيري عبد‌المالك ريگي، ضربه‌اي كاري به ستاد عمليات غرب بر ضد نظام اسلامي بود. آخرين خبرها حاكي از آن بود كه آمريكا و انگليس در صدد ادغام گروهكهاي جندالشيطان، منافقين، كومله، ‌دموكرات و... بودند و در همين راستا عبد المالك ريگي با تعدادي از عناصر و فرماندهان سازمان منافقين در پاكستان ديدار كرده بود. دستگيري وي ضربه سختي به اين ستاد عملياتي و اصلاح‌طلباني بود كه براي سرنگوني نظام اسلامي به يك ائتلاف رسيده بودند.

منبع : نشریه ی پرتو سخن