خاطره ای زیبا از حاج آقا محسن قرائتی
قبل از انقلاب در سفرى كه به كرمان داشتم وارد دبیرستانى
شدم. بچهها در حال بازى بودند و رئیس دبیرستان زنگ را به صدا در آورد و
ورزش را تعطیل و بچهها را براى سخنرانى من جمع كرد.
من هم گفتم:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. این بود
سخنرانى من، بروید سراغ ورزش.
رئیس دبیرستان گفت: آقاى قرائتى شما مرا خراب كردى! گفتم: تو مىخواستى مرا خراب كنى و بچهها را از بازى شیرین جدا كنى وپاى سخن من بیاورى. آنان تا قیامت نگاهشان به هر آخوندى مىافتاد مىگفتند: اینها ضد ورزش هستند و با این حركت از آخوند یك قیافه ضد ورزش درست میكردى.
بچهها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى. پرسیدند شبها كجا سخنرانى دارید. من هم آدرس مسجدى را كه در آن برنامه داشتم به بچهها دادم. شب دیدم مسجد پر از جوان شد.
منبع : کلوب
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۱/۰۹ ساعت 16:35 توسط ح.ا بابادی
|
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.