بسم الرب الشهدا و الصدقین

خوش نداشتم و ندارم که دوستانم و بزرگان به خاطر دوستی و محبت از من دفاع کنند ومرا ازمیان توفــان بلای حوادث نجات دهنــد.خـوش نداشم که رحمت و شفقت دوستان ومخلصیـن رابرانگیزم و از قدرت مـعنوی و مادی آنان در راه هدف مقدس خویش استفاه کنم.اما اما هـمیشـه می خواستم که شمع باشـم و بسوزم و نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق ومقاومت در مقابل ظلم باشم می خواستم همیشـه مظهــر فــداکاری  و شجاعـت باشــم و پرچم شــهـادت را در راه خـــدا بـــه دوش بکشم.می خواستم دردنیای فقر غوطه بخورم ودسـت نیازبه سوی کسی دراز نكنم. می خواستـم فریاد شوم و زمین و آسما ن را با فداکاری و ایمان و پایــداری خود بلرزانم .میخواستم میزان حق وباطل باشـم و دروغ گویــا ن و مصلحـت طلبـان و غـرض ورزان را رسوا کنـم.می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم بوجود آورم که هیـچ حجتـی بــرای چـب وراست نمانـد و طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد و هرکس درمعرکه سرنوشت موردامتحان سخت قرار گیــرد و راه فرار برای کسی باقی نماند. اما همیشه آرزو داشتم اگر دوسـتـــانـم می خواهنـد ازمن دفاع کنند به خاطر  حـق دفاع کنند نه به خاطر محبـــت و دوستـی اگـــر به هدف من علاقمنـدنـد به خاطر طرفداری از حـق باشد نه رحـــــم و شفقت به دوستی که دل سوخته ورنج دیده که احیاناکسب قلب او ثواب داشته باشـد.   خدایا هدایتم کن زیرامید انم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است. خدایا نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است. خدایامحتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.خدایا ارشادم کـن کـه بی انصافی نکنم زیرا که کســی که انصاف ندارد شرف ندارد. خدایاراهنــمایم بــاش تاحـق کـسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انــــسان همانا کفر خدای بزرگ است. خدایا مراازبلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمــال زیبای تو را مشاهده کنم.خدایا پستی دنــیاو ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فرــیب زرق وبرق عـالم خـاکی مـرا از یـادتـو دور نکند. خدایا من کوچکم ضعیفم ناچیزم پرکاهی درمقابل توفانها هستـــم به من دیده ای عبرت بیـن ده تا نـاچیـزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم وبه درسـتی تدبــیرکنــم. خدایا دلم از ظلم وستم گرفته اسـت تـو را به عدالتت سوگند می دهـم که مــرا درزمــره ستمگران و ظالمان قرار مده. خدایا می خواهم فقیری بی نیازباشم که جاذبه های مادی زندگی مـرااز زیـبایـی و عظمت تو غافــــل نگرداند خدایا خوش دارم گمـنام وتـنـها باشـم تا درغـوغـای کشـمکشهـای پـــوچ مدفــون نشــوم. خدایــا دردمــندم روحم از شدت دردمی سوزد قلبم می جوشداحساسم شعله می کشد و بند بند وجودم از شدت درد صیـــحه می زند تومرا در بستر مرگ آسایش بخش.خسته شـــــده ام پیر شده ام دل شکتسه ام ناامیــدم دیگر آرزویـی نـدارم احساس می کنم که این دنیادیگرجــای مــن نیست با همـه وداع می کنــم ومی خواهم فقط  با خدای خود تـنهـــا باشم. خدایا به ســـــوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمــتــت سکنــی ده."از مناجات شهید چمران"