ساعت 8 و 15 دقيقه روز دوشنبه 6 اوت 1945- 15 مرداد 1324- هواپيماي آمريكايي 29-B كه با دستور مستقيم هري ترومن- رئيس جمهور وقت آمريكا- به پرواز درآمده بود يك فروند بمب اتمي 9000 پوندي با نام رمز «پسر كوچك-LITTLE BOY» را بر فراز شهر هيروشيما رها كرد. حرارت توليد شده از اين بمب چند ميليون درجه سانتيگراد بود. اين گرماي عظيم همه آنچه را كه تا شعاع 5/1 كيلومتري محل اصابت بمب قرار داشت، به طور كامل ذوب كرد. بمب اتمي رها شده بر فراز هيروشيما در لحظه اصابت جان بيش از 90 هزار نفر از مردم اين شهر را گرفت و ده ها هزار نفر ديگر تا پايان همان سال -1945- بر اثر جراحات وارده جان باختند. صدها هزار نفر نيز طي چند دهه اخير و در پي آثار تخريبي آن بمباران اتمي، معلول و همراه با بيماري هاي صعب العلاج به دنيا آمده اند. 3 روز بعد از بمباران هيروشيما، آمريكايي ها دومين بمب اتمي با همان مختصات و با اسم رمز «مرد چاق-FAT MAN» را بر فراز شهر ناكازاكي رها كردند و تلفات مشابهي به بار آوردند كه رقم انساني اين دو بمب اتمي در اولين دقايق پس از اصابت 220 هزار نفر بوده است.
بازخواني پرونده بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي نشان مي دهد كه آمريكايي ها تا چه اندازه وحشي، خونريز، بي رحم و فاقد كمترين ارزش هاي اخلاقي و انساني هستند. اين وحشي گري تاكنون در تمامي دولت هاي بعدي آمريكا نيز به وضوح ديده شده است. هيچ يك از دولت هاي آمريكا طي 65 سال گذشته نه فقط آن جنايت هولناك را محكوم نكرده اند بلكه ادعا مي كنند با بمباران هيروشيما و ناكازاكي به جنگ جهاني دوم خاتمه داده و از كشتار بيشتر در جريان جنگ ياد شده جلوگيري كرده اند! اين ادعاي مسخره و برخاسته از خوي وحشي گري دولت هاي آمريكا در حالي است كه جنايت هيروشيما و ناكازاكي بعد از قطعي شدن پيروزي متفقين در جنگ جهاني دوم صورت پذيرفته بود. زيرا از 3 دولت محور آلمان، ايتاليا و ژاپن كه در مقابل متفقين قرار داشتند، دولت هاي آلمان و ايتاليا در ژوئن 1945- خرداد 1324- يعني نزديك به 2 ماه قبل از بمباران هيروشيما و ناكازاكي، بدون قيد و شرط تسليم شده بودند، هيتلر، رهبر آلمان نازي در پناهگاه خود دست به خودكشي زده و موسوليني رهبر ايتاليا بازداشت و به جوخه آتش سپرده شده بود و ژاپن درباره شرايط تسليم با متفقين در حال رايزني و گفت و گوي رسمي بود. بنابراين در حالي كه دو كشور اصلي و قدرتمند در ائتلاف محور، بي آن كه از بمب اتمي عليه آنها استفاده شود، تسليم شده بودند، به كارگيري سلاح اتمي براي وادار كردن ژاپن به تسليم- آنگونه كه دولت هاي آمريكا ادعا مي كنند- با هيچ تاكتيك جنگي و منطق نظامي قابل توجيه نبوده و نيست و اين حركت وحشيانه آمريكا براي هميشه به عنوان يك داغ ننگ بر پيشاني دولت هاي آمريكا باقي است.
گفتني است، ژنرال «هنري آرنولد» فرمانده ارتش آمريكا و نيروي هوايي اين كشور در دولت ترومن تاكيد مي كند «هميشه به نظر ما اينطور مي رسيد كه ژاپني ها در هرحال سقوط مي كردند و فرقي نمي كرد كه از بمب اتمي استفاده شود يا نشود» و ژنرال «ويليام ليهي» رئيس وقت ستاد مشترك ارتش آمريكا اعتراف مي كند كه «ژاپن قبل از بمباران هيروشيما و ناكازاكي شكست خورده و آماده تسليم بود. ژاپني ها از دو ماه قبل يعني ژوئن 1945 براي تسليم اعلام آمادگي كرده و با ما در حال مذاكره بودند، بنابراين احساس من آن است كه استفاده ما از بمب اتمي چيزي شبيه برخورد آدم هاي وحشي و قرون وسطايي بود». درباره اين جنايت هولناك اگرچه گفتني هاي فراوان ديگري نيز هست كه شنيدن آن نشان مي دهد مقايسه اين جنايت با «برخورد آدم هاي وحشي و قرون وسطايي» كه در اعترافات ژنرال ليهي آمده، بسيار محترمانه!! است ولي از آن ميان تنها به دو نكته ديگر بسنده مي كنيم، و آن اين كه؛ آمريكايي ها پروژه توليد بمب اتمي را با نام «پروژه منهتن» از مدت ها قبل كليد زده بودند و اين پروژه در ژانويه 1945 به نتيجه رسيده بود. «جك مديگان» مشاور وقت وزارت جنگ آمريكا اعتراف مي كند كه «دانشمندان آمريكايي آزمايش هاي اوليه خود را با تزريق پلوتونيوم به بيماران و زندانيان و بدون اطلاع آنها آغاز كردند» و در ژانويه 1945، پروژه منهتن با توليد بمب هسته اي به موفقيت رسيد و تاكيد مي كند كه «بمب اتمي توليد شده نياز به آزمايش داشت و چنانچه نتيجه آزمايش موفقيت آميز بود، ديگر نيازي به ادامه تحقيق نبود و فرصت آزمايش نيز هميشه به دست نمي آمد»! تا همين جا ميزان اعتقاد دولت هاي آمريكا به انسانيت و حقوق بشر و ده ها ادعاي دهان پركن ديگر را ارزيابي كنيد! تا به نكته دوم كه فقط «يك حرف از آن هزاران است» بپردازيم.
روز 20 ژوئن 1945 شوراي عالي سياستگذاري جنگ ژاپن كه با حضور امپراتور، وزير خارجه و فرماندهان نيروهاي دريايي و هوايي ژاپن تشكيل شده بود با تسليم ژاپن مشروط به باقي ماندن نظام امپراتوري- يعني درخواستي كه بعد از پايان جنگ نيز متفقين پذيرفتند- موافقت مي كنند و اين موافقت را رسما به اطلاع متفقين مي رسانند، اما آمريكا خواستار تسليم بدون قيد و شرط مي شود. برخي از ژنرال هاي آمريكايي از مخالفت آمريكا با درخواست تسليم ژاپن- با حفظ امپراتوري- تعجب مي كنند، چرا كه تسليم با حفظ نظام امپراتوري ژاپن، خواسته قبلا اعلام شده آمريكا بود!
سه هفته قبل از بمباران هيروشيما و ناكازاكي- اواسط جولاي 1945- ژنرال «رالف بارد» معاون فرمانده نيروي دريايي آمريكا با ارسال نامه اي رسمي براي «استيسون» وزير جنگ، ضمن اشاره به تلفات انساني سنگين و هولناك بمب اتمي و با تاكيد بر درخواست ژاپن براي تسليم، و ضرورت «بازي عادلانه»! توصيه مي كند اكنون كه تصميم براي بمباران اتمي ژاپن در حال قطعي شدن است، بهتر است «اطلاعات لازم درباره قدرت تخريبي بمب اتمي اعلام شود» و نتيجه مي گيرد كه «ژاپن در حال تسليم به طور قطع بعد از اطلاع از قدرت تخريبي بمب هاي اتمي، بدون قيد و شرط تسليم خواهد شد.» اما اين توصيه كمتر وحشيانه از سوي «ترومن» رئيس جمهور وقت آمريكا رد مي شود و انتشار هرگونه اطلاعات درباره بمب اتمي ممنوع اعلام مي شود. ژنرال «رالف بارد» بعدها در خاطرات خود نوشت: «رد پيشنهاد وي ترديدي باقي نمي گذارد كه ادعاي آمريكا درباره استفاده از بمب اتمي براي پايان دادن به جنگ جهاني دوم، فقط مي تواند يك شوخي تلخ - BITTER JOKE- باشد و انگيزه اصلي در اين جنايت هولناك، آزمايش تلفات انساني بمب اتمي و ايجاد رعب و وحشت از قدرت آمريكا در جهان بوده است و....»
آنچه گذشت، تنها شرح مختصر و البته مستندي بود از جنايت هولناك آمريكا در هيروشيما و ناكازاكي و انگيزه دولتمردان آمريكا از آن جنايت وحشيانه. آيا هيچ انساني كه كمترين بويي از انسانيت - دين و اخلاق و آزادگي و جوانمردي پيشكش!- برده باشد را مي توان يافت كه دولتمردان آمريكايي را وحشي، آدمكش، حيوانات درنده زنجير گسيخته و جنايتكاران حرفه اي نداند؟! ممكن است گفته شود كه اين جنايت را دولتمردان وقت آمريكا - دوران رياست جمهوري ترومن - مرتكب شده اند و نمي توان همه دولتمردان آمريكايي را اينگونه تلقي كرد! كه بايد گفت؛ اگرچه مي توان برخي از دولتمردان آمريكايي را بيرون از اين قاعده دانست ولي اولاً؛ تعداد آنها بسيار اندك بوده و هست و ثانياً؛ اين عده اندك فقط يك استثناء در مقابل قاعده كلي هستند كه شرح آن به درازا مي كشد. اما اوباما، رئيس جمهور كنوني آمريكا بي ترديد و به يقين يكي از همان دولتمردان وحشي آمريكاست. تعجب نكنيد، بخوانيد!
روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز در شماره روز سه شنبه 17 فروردين 89- 6 آوريل 2010- به نقل از اوباما در مصاحبه با اين روزنامه نوشت «من به عنوان رئيس جمهور آمريكا متعهد مي شوم كه آمريكا هرگز از سلاح هسته اي عليه رقباي خود كه اين سلاح را در اختيار ندارند و به مقررات منع گسترش تسليحات اتمي احترام مي گذارند، استفاده نكند... البته كشورهاي خارج از اين معيار، مانند ايران از استثناهاي اين مقررات جديد خواهند بود»!
اوباما، رئيس جمهور مدعي حقوق بشر آمريكا در اين مصاحبه كه بازتاب جهاني گسترده اي داشته و خشم بسياري از مجامع رسمي و ملت ها را برانگيخته است، با تلويحي نزديك به تصريح، مردم ايران را به حمله اتمي تهديد مي كند. اكنون با توجه به شرح مختصري كه از جنايت وحشيانه و هولناك بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي گذشت، چه احساسي نسبت به اوباما داريد و آيا در پس آن لبخندهاي مصنوعي، جانوري درنده، وحشي و زنجيرگسيخته اي را نمي بينيد كه كمترين نشانه اي از انسان و انسانيت ندارد؟! آدم نمايي كه صد البته، حماقت او خيلي بيشتر و غليظ تر از وحشي بودن اوست. وقتي اوباما با شعار «تغيير» و پز حقوق بشري و صلح طلبي به رياست جمهوري آمريكا رسيد، كيهان با بهره گيري از آموزه هاي امام راحل(ره) و خلف حاضر او درباره ماهيت آمريكا با تيتر «آن باز در لباس كبوتر آمد!» به استقبال رياست جمهوري او رفت و هنگامي كه در نقاب صلح دوستي از مذاكره با جمهوري اسلامي ايران سخن گفت؛ رهبر معظم انقلاب كه بارها نشان داده است، هرجا، همه «مو» مي بينند، ايشان از «پيچش مو» خبر مي دهند، با درايتي مثال زدني و هميشگي فرمودند «دولت جديد آمريكا مي گويد ما مايليم با ايران مذاكره كنيم، ما به سوي ايران دست دراز كرديم، خب! اين چه جور دستي است؟ اگر دستي دراز شده باشد كه يك دستكش مخملي رويش باشد، اما زيرش يك دست چدني باشد، اين هيچ معناي خوبي ندارد».
و ديروز وقتي با تهديد اتمي آمريكا آنچه را كه آقا در خشت خام ديده بودند، همه جهانيان در آينه شفاف مشاهده كردند، ضمن تحقير شخصيت رئيس جمهور بي شخصيت آمريكا فرمودند؛ «اين سخن بسيار عجيب است و دنيا نبايد از آن بگذرد، زيرا در قرن بيست ويكم كه قرن ادعاهاي حمايت از حقوق بشر و مبارزه با تروريسم است، رئيس يك كشور تهديد به حمله اتمي مي كند» ايشان با اشاره به تبليغات آمريكايي ها درباره غيرقابل اعتماد بودن برنامه هسته اي ايران، گفتند «غيرقابل اعتماد، آن دولت هايي هستند كه بمب اتمي دارند و با بي حيايي ديگران را تهديد به بمب اتم مي كنند بنابراين سخنان رئيس جمهور آمريكا رسواكننده است».
اوباما مي داند- يعني به او فهمانده اند- كه به قول حضرت امام(ره)، «آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند» و اظهارات اخير وي قبل از آن كه قلدرمآبانه باشد، نشان دهنده وحشت از اقتدار جمهوري اسلامي است. اما اظهارات اوباما برخلاف انتظار وي نه فقط از نگاه جمهوري اسلامي ايران تهديد تلقي نمي شود، بلكه حاوي نكات خشنودكننده اي نيز هست. اين- به زعم اوباما- تهديد، نشان مي دهد كه؛
1- دشمني آمريكا با ملت ايران است. پيش از آن نيز «واين برگر» وزير دفاع وقت آمريكا گفته بود «ايران را به عنوان يك ملت بايد نابود كرد»! رجز خنده داري كه ماهيت واقعي آمريكا را برملا مي كند و اين افشاي ماهيت، به نوبه خود موهبت بزرگي براي ايران و همه ملت هاي مسلمان است.
2- اوباما در اظهارات اخير خود اعتراف مي كند كه تمامي توطئه ها و سرمايه گذاري هاي آمريكا و متحدانش براي مقابله با ايران اسلامي ناكام مانده و شكست خورده است كه تازه ترين نمونه آن فتنه 88 بود.
3- او تاكيد مي كند كه آنهمه رجزخواني درباره جنگ نرم و سرمايه هنگفت رسانه اي و جاسوسي كه با بهره گيري از وطن فروشان داخلي براي مقابله با ايران اسلامي به كار گرفته بود، دود شده و به هوا رفته است. يعني به قول آقا، مردم ايران نشان داده اند در مقابله با جنگ نرم، نيز به اندازه مقابله با جنگ نظامي و سخت، كارآمد و قدرتمندند.
4- و بالاخره، اگرچه دراين باره سخن بسيار است ولي در محدوده اين يادداشت محدود، اين نكته نيز گفتني است كه هرچند ايران اسلامي درپي توليد و بهره گيري از سلاح هسته اي نيست ولي استفاده از سلاح اتمي در دنياي امروز نمي تواند يكجانبه باشد و از كجا معلوم كه آمريكا در خاك خود با حملات تلافي جويانه مشابهي روبرو نشود؟ سلاح هسته اي كه فقط در اختيار آمريكا نيست. هم اكنون صدها موشك با كلاهك هاي ويران كننده هسته اي به سوي آمريكا نشانه رفته است. به قول حضرت امام(ره) قصه قدرت هاي استكباري شبيه حلقه گرگ هاي درنده است كه هريك منتظر كوچكترين حركت ديگري براي پيشدستي در حمله هستند. و صد البته ايران اسلامي نيز از تمامي قواي خود و ساير ملت هاي مسلمان و فداكار جهان براي حملات پشيمان كننده و ضربات خردكننده عليه آمريكا در همه جاي دنيا استفاده خواهد كرد. بنابراين بهتر است اوباما سخن امام راحل(ره) ما را آويزه گوش كند و ديگر از اين غلط هاي زيادي نكند!
حسين شريعتمداري

منبع : روزنامه ی کیهان