بازيگران ماجراي ايرانگيت
اكبر هاشمي رفسنجاني: رئيس مجلس وقت ايران، با توجه به اين كه مسئوليت
اداره جنگ را نيز بر عهده داشته به صورت مستقيم در ماجرا وارد شده و هدايت
بخش ايراني را به عهده گرفته بود. هاشمي در روز 13 آبان سال 65 در سخنراني
مقابل لانه جاسوسي امريكا به افشاي ماجراي مکفارلين پرداخت. رسانههاي
خارجي او را همتاي ايراني ريگان ميدانستند.
رونالد ريگان: با اين كه كميسيون تاور او را از قانون شكني در ماجراي ايران-كنترا تبرئه كرد اما او از روز اول از معامله تسليحاتي خبر داشت. برخي دستور شليك به هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس را به عصبانيت ريگان از تحقيرش در ماجراي مکفارلين نسبت ميدهند. وي در 4 مارس 1987 در يك نطق تلويزيوني مسئوليت همه اقداماتي را كه بدون اطلاع وي روي داده و به تجارت اسلحه در برابر گروگانها از سوي ايران منجر شده بود، پذيرفت. پيش از اين ريگان معامله تسليحاتي در برابر گروگانها را نپذيرفته بود.
ميرحسين موسوي: هرچند نخستوزير وقت ايران در نامهاي اظهار ميدارد كه در جريان سفر مکفارلين نبوده اما واسطهگري محسن كنگرلو از نزديكترين يارانش نقش موسوي را برجسته ميكند. در منابع انگليسي منوچهر قربانيفر، موسوي را دوست صميمي خود ميداند. او اخيراً اظهار داشته كه در ديدار سران قوا در سال 65 با امام خميني، از همه كم و كيف ماجرا خبر داشته و آن را براي امام توضيح داده است.
رابرت مکفارلين: از سال 1983 تا انتهاي سال 1985 مشاور امنيت ملي امريكا بود. او كه مدالهاي افتخار مختلفي به خاطر جنگ ويتنام گرفته بود، در ميانه ماجرا به دستور ريگان سرپرستي هيأت امريكايي - اسرائيلي براي سفر به تهران را بر عهده گرفت. او با گذرنامه ايرلندي و با نام شون دولين وارد تهران شد. مك فارلين بعدها گفت كه در تهران تحقير شده و انتظار داشته تا با مقامات ارشد ايران مذاكره كند. وي پس از افشاي رسوايي ايران-كنترا استعفا داد. بعدها پس از اصرار فراوان كنگره امريكا مبني بر كشف مقصرين بحران ايران گيت كه با مشخص شدن كمك امريكا به كنتراها در نيكاراگوئه به ايران كنترا معروف شد. در 22 مارس 1987 پس از دوسال از گذشتن ماجرا، مکفارلين با خوردن تعداد زيادي قرص واليوم دست به خودكشي زد اما نجات يافت. او هم اكنون يكي از مشاوران سياسي حزب جمهوريخواه است.
محسن رضايي: فرمانده وقت سپاه پاسداران در چند روز پيش از ورود مکفارلين متوجه روابط پنهاني مسئولين سياسي با امريكاييها شده بود، تمايل داشت شخصاً هدايت مذاكرات را برعهده گيرد اما اقتدار هاشمي رفسنجاني مانع از اين مسئله شد. محسن رضايي پس از بازگشت مکفارلين از تهران با واسطه كردن علي هاشمي كوشيد تا رابطه با مسئولين امنيتي امريكايي را ادامه دهد.
اليور نورث: افسر ارشد نيروي دريايي امريكا كه عامل اجرايي معامله اسلحه-گروگان بود. او داراي حق امضا براي برداشت از حسابي در سوئيس بود كه ايران هزينههاي سلاح را به آن واريز ميكرد. نورث به همراه مکفارلين به تهران آمد و او بود كه در مذاكرات با طرف ايراني در هتل استقلال نقش اول را داشت. نورث پس از افشاي واريز مبالغ سلاحها به حساب شورشيان نيكاراگوئه محاكمه شد اما از دادن هرگونه شهادت در رابطه با نقشش در نابود كردن مدارك مربوط به ماجراي ايران - كنترا خودداري كرد. اليور نورث هماكنون تحليلگر ارشد شبكه فاكسنيوز است و در همه گفتوگوهايش درباره ايران از گزينه حمله نظامي دفاع ميكند. وي همچنين كتابي درباره ماجراي ايران-كنترا منتشر كرده است.
محسن كنگرلو: پيش از انقلاب از اعضاي گروه فجر اسلام و گروه صف به رهبري محمد بروجردي بود. پس از انقلاب از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب شد و به خاطر نزديكي با خسرو تهراني و بهزاد نبوي پس از ماجراي هشت شهريور به اطلاعات نخستوزيري رفت و با نخستوزيري ميرحسين موسوي مشاور امنيتي او شد. كنگرلو واسطه اصلي ايراني ماجراي مکفارلين بود اما اجازه نيافت تا در مذاكرات حضور داشته باشد. ضعف او و تمايل شديد طرف امريكايي محدود نبودن كانال ارتباطي با يك نفر، سبب ارتباطگيري منوچهر قربانيفر با بيت حسينعلي منتظري و ارتباطگيري علي هاشمي با مقامات امريكايي شد. او پس از جنگ از ايران خارج شد و گفته ميشود در يك كشور اروپايي ساكن است.
منوچهر قربانيفر: اين دلال بدنام و بدسابقه پيش از انقلاب از عوامل ساواك بود. در ماجراي كودتاي نوژه از طرف بختيار مأمور تأمين پول و اسلحه براي كودتاگران بود. او در شب كودتا در حالي كه لباس نظامي شاهنشاهي پوشيده بود قرار بود در عمليات تصرف صداوسيما شركت كند اما با شكست كودتا از كشور فرار كرد. قربانيفر سپس با پوشش اطلاعاتي و امنيتي سازمان سيا به دلالي اسلحه در كشورهاي مختلف پرداخت. قربانيفر در ماجراي مکفارلين نقش اول را در ارتباط عوامل ايراني و امريكايي بازي ميكرد. در نامه معروفي كه قربانيفر به كنگرلو نوشته، انگيزهاش را براي واسطهگري پرداختن سهمش در جنگ تحميلي و جبران كوچكي از گذشتهها دانسته است. قربانيفر پس از آن كه مأموريت مکفارلين با شكست نسبي روبهرو شد و مقداري از پولش نزد ايران بلوكه شد، اسناد و اسرار اين معامله را به اميد نجفآبادي دست راست حسينعلي منتظري داد. در گزارش كنگره درباره ايران-كنترا آمده است كه قربانيفر در آزمون دروغ سنجي سازمان سيا مردود شده است. در سالهاي اخير نيز، پس از حملات 11سپتامبر قربانيفر ديدارهايي با دونالد رامسفلد وزير دفاع وقت امريكا براي ايجاد ارتباطهايي با ايران درباره افغانستان داشت كه رامسفلد مدعي شد چيز بهدرد بخوري از اين ديدارها به دست نيامده است. در آخرين مورد نيز به گزارش دستگاههاي امنيتي ايران، قربانيفر شايعه كسالت و درگذشت رهبر انقلاب را در سال 85 به مايكل لدين داده است.
فريدون وردينژاد: در سال 65 معاون اطلاعات سپاه بود و به نام مهدي نژاد شناخته ميشد. هر چند محسن رضايي مدعي است، او وردينژاد را به عنوان رابط اول ماجراي مکفارلين معرفي كرده اما به نظر ميرسد كه حضور وردي نژاد در مذاكرات از پيش تعيين شده و با نظر هاشمي رفسنجاني بوده است. وردي نژاد پس از آن كه مکفارلين تهران را ترك كرد نيز مسئول پيگيري توافقنامه مندرج در هتل استقلال شد. وردي نژاد بعدها به مديرعاملي خبرگزاري جمهوري اسلامي و سفارت ايران در چين رسيد اما هيچ گاه حاضر نشد درباره ماجراي مکفارلين توضيحي دهد.
اميرام نير: در سال 1984 شيمون پرز نخستوزير وقت اسرائيل او را به سمت مشاور امور ضدتروريسم خود منصوب كرد. نير در ماجراي ايران-كنترا ناظر رژيم صهيونيستي بود و در كمال تعجب مکفارلين را در سفر به تهران همراهي كرد. برخي معتقدند كه نير عامل شكست مذاكرات مکفارلين در تهران بوده است. نير كه در جنگ 7 روزه يكي از چشمهايش را از دست داده بود با يكي از ثروتمندترين خانوادههاي مقيم سرزمينهاي اشغالي يعني جودي موسي ازدواج كرد. پدر همسر نير مالك بزرگترين روزنامه چاپ تلآويو (يديعوت آحارنوت) بود. چند سال بعد نير به لندن رفت و سازمان سيا به وسيله زني به نام ادريانا استنتون او را تحت نظر گرفت. در پائيز 1988 نير در حالي كه براي سركشي به باغهاي ميوه اش به مكزيكوسيتي رفته بود در يك سانحه هوايي كوچك كشته شد. در زمان حادثه يك چمدان با 700 هزار دلار پول در هواپيماي كوچك نير بود. گفته ميشود سازمان سيا با همكاري موساد نير را به دليل رفتارهاي ضدامنيتياش كشتهاند.
علي هاشمي رفسنجاني: برادرزاده اكبر هاشمي رفسنجاني كه به گفته خودش به صورت اتفاقي وارد ماجراي ارتباط محرمانه ايران و امريكا شد. گفته ميشود او در اين رابطه به بلژيك، تركيه، امريكا و سرزمينهاي اشغالي برده شده است. اكبر هاشمي رفسنجاني معتقد است كه محسن رضايي، علي هاشمي را شخصاً و بدون هماهنگي براي دور زدن او و ميرحسين موسوي به ملاقات اليورنورث فرستاده اما نزديكي قبلي و بعدي عمو و برادرزاده اين احتمال را منتفي ميكند. علي هاشمي بعدها به وزارت نفت رفت و در دوره ششم مجلس نيز عضويت داشت. علي هاشمي اخيراً خاطراتش را منتشر كرده است.
هوارد تيچر: مقام ارشد شوراي عالي امنيت ملي امريكا، از روزهاي اول جنگ درگير ميز ايران در واشنگتن بود. وي در سال 1993 اعتراف كرد كه برآوردهايي كه امريكا از قدرت نظامي ايران داشت از طريق سعوديها در اختيار عراق قرار ميگرفت و به عقيده تيچر همين برآوردها بود كه عراق را مصمم به حمله به ايران كرد. تيچر كه خود دو سال بر روي استراتژي جديد امريكا درباره ارتباطگيري با ايران كار كرده بود در مذاكرات تهران همواره ميكوشيد تا خطر شوروي را براي طرف ايراني جا بيندازد و درگيري نظامي ايران و شوروي را غيرقابل اجتناب نشان دهد.
مهدي هاشمي: مشاور ارشد حسينعلي منتظري و رئيس نهضتهاي آزاديبخش سپاه در سال 64 را عامل انتشار خبر ديدار مکفارلين از تهران ميدانند. مهدي هاشمي به دليل عقايد تندروانه و سينوسياش و قتلهاي زنجيرهاي قبل و بعد از انقلاب مورد پيگرد دستگاه اطلاعاتي قرار داشت، در آبان 65 خبر آميخته از واقعيت و كذب را در اختيار حسن الفحص خبرنگار مجله الشراع قرار داد. حسن الفحص بعدها به استخدام شبكه ضدايراني العربيه درآمد. انگيزه مهدي هاشمي از انتشار اين خبر تشديد فشار بر رهبري نظام جهت عدم پيگيري جرايمش بود. مهدي هاشمي اين خبر را با واسطه محمدعليهادي و اميدنجف آبادي به دست آورده بود. مهدي هاشمي چند روز پيش از انتشار اين خبر در 20 مهر 1365 دستگير و محاكمه شد و در 6 مهر 1365 اعدام شد.
عدنان خاشقچي: ميلياردر سعودي كه عاشق عكس گرفتن و ارتباط با زنان هنرپيشه امريكايي است، يك سال قبل از ماجراي مكفارلين در هامبورگ آلمان با قربانيفر آشنا شد و او بود كه وامهاي كلاني به قربانيفر ميداد تا به معامله اسلحه با ايران بپردازد. او همچنين ترتيب جلسهاي را با حضور يعقوب نيمرودي ثروتمند اسرائيلي و مسئول دفتر موساد در تهران پيش از انقلاب با قربانيفر گذاشت و با اين خط ارتباطي موساد وارد ماجراي مکفارلين شد. خاشقچي همچنين در نامهاي به مکفارلين، «منوچهر قربانيفر» را مشاور «ميرحسين موسوي» نخستوزير وقت ايران، رئيس سرويسهاي مخفي تهران در اروپا و عامل ارتباطي مناسب ميان ايران و امريكا معرفي كرده است. گفته ميشود خاشقچي رابط گروه تجاري بن لادن در امريكاست. خاشقچي حدود 30 سال است كه ارتباطات گستردهاي با مقامات ارشد سيا و موساد دارد.
مايكل لدين: او سالهاست كه در دولتهايي كه حزب جمهوريخواه تشكيل ميدهد حضور دارد، در دولت دوم ريگان نيز او مشاور مکفارلين در شوراي عالي امنيت ملي ايالات متحده بود. در جريان ايران-كنترا، مايكل لدين با منوچهر قربانيفر، نخستوزير اسرائيل شيمون پرز، مقامات وزارت امور خارجه اسرائيل و مقامات آژانس اطلاعات مركزي امريكا (سيا) ديدار كرد تا مقدمات نشست با مقامات بلند پايه ايران براي سفر مکفارلين به تهران را فراهم كند. لدين در دولت جرج بوش معاون وزير دفاع شد و خصمانهترين مواضع را عليه جمهوري اسلامي ايران گرفت و خواستار حمله نظامي به ايران پيش از حمله به عراق شد. لدين كه ارتباطات مشكوكي با برخي عوامل داخلي دارد در دو نوبت شايعات كذبي را درباره رهبر انقلاب اسلامي منتشر كرده است.
محمد عليهادي: از نزديكان حسينعلي منتظري كه به گفته هاشمي رفسنجاني به نمايندگي از رئيسمجلس در مذاكرات حضور داشت و احتمالاً يكي از كساني بوده كه گزارش اين جلسات را به منتظري داده است. هادي كه در سال 1365 نماينده مجلس و نايب رئيس كميسيون سياست خارجي بوده، بلند پايهترين مقام ايراني مذاكره با مك فارلين بوده است. هادي كه تحت پوشش هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي قرار داشت، بعدها معاون وزير امور خارجه و سفير ايران در عربستان و امارات شد. هادي با روي كار آمدن دولت نهم خود را بازنشسته كرد.
شيمون پرز: نخستوزير وقت رژيم صهيونيستي به وسيله مشاور ارشدش در زير ماجراي مکفارلين قرار داشت. برخي معتقدند رژيم صهيونيستي از مذاكره بدون واسطه ايران و امريكا هراسان بوده و تصميم به بر هم زدن اين معامله داشته است. گفته ميشود هواپيماي مکفارلين در مسير تهران در تلآويو توقف داشته و ارسال سلاحهايي با مارك اسرائيلي در همانجا برنامهريزي شده است. رونالد ريگان پس از آزادي گروگانها در شهريور 1365 در تماسي تلفني به شيمون پرز مراتب تشكر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگ سازي رژيم صهيونيستي در انتقال تسليحات به ايران ابراز داشت. شيمون پرز بعدها در دفاع از شركت رژيم صهيونيستي در ماجراي ايران-كنترا گفت: «اينكه ما به ايرانيان اسلحه بدهيم فكر خود امريكائيان بود. ما فقط به درخواست واشنگتن وارد شديم. » پرز هم اكنون رئيسجمهور رژيم صهيونيستي است.
رونالد ريگان: با اين كه كميسيون تاور او را از قانون شكني در ماجراي ايران-كنترا تبرئه كرد اما او از روز اول از معامله تسليحاتي خبر داشت. برخي دستور شليك به هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس را به عصبانيت ريگان از تحقيرش در ماجراي مکفارلين نسبت ميدهند. وي در 4 مارس 1987 در يك نطق تلويزيوني مسئوليت همه اقداماتي را كه بدون اطلاع وي روي داده و به تجارت اسلحه در برابر گروگانها از سوي ايران منجر شده بود، پذيرفت. پيش از اين ريگان معامله تسليحاتي در برابر گروگانها را نپذيرفته بود.
ميرحسين موسوي: هرچند نخستوزير وقت ايران در نامهاي اظهار ميدارد كه در جريان سفر مکفارلين نبوده اما واسطهگري محسن كنگرلو از نزديكترين يارانش نقش موسوي را برجسته ميكند. در منابع انگليسي منوچهر قربانيفر، موسوي را دوست صميمي خود ميداند. او اخيراً اظهار داشته كه در ديدار سران قوا در سال 65 با امام خميني، از همه كم و كيف ماجرا خبر داشته و آن را براي امام توضيح داده است.
رابرت مکفارلين: از سال 1983 تا انتهاي سال 1985 مشاور امنيت ملي امريكا بود. او كه مدالهاي افتخار مختلفي به خاطر جنگ ويتنام گرفته بود، در ميانه ماجرا به دستور ريگان سرپرستي هيأت امريكايي - اسرائيلي براي سفر به تهران را بر عهده گرفت. او با گذرنامه ايرلندي و با نام شون دولين وارد تهران شد. مك فارلين بعدها گفت كه در تهران تحقير شده و انتظار داشته تا با مقامات ارشد ايران مذاكره كند. وي پس از افشاي رسوايي ايران-كنترا استعفا داد. بعدها پس از اصرار فراوان كنگره امريكا مبني بر كشف مقصرين بحران ايران گيت كه با مشخص شدن كمك امريكا به كنتراها در نيكاراگوئه به ايران كنترا معروف شد. در 22 مارس 1987 پس از دوسال از گذشتن ماجرا، مکفارلين با خوردن تعداد زيادي قرص واليوم دست به خودكشي زد اما نجات يافت. او هم اكنون يكي از مشاوران سياسي حزب جمهوريخواه است.
محسن رضايي: فرمانده وقت سپاه پاسداران در چند روز پيش از ورود مکفارلين متوجه روابط پنهاني مسئولين سياسي با امريكاييها شده بود، تمايل داشت شخصاً هدايت مذاكرات را برعهده گيرد اما اقتدار هاشمي رفسنجاني مانع از اين مسئله شد. محسن رضايي پس از بازگشت مکفارلين از تهران با واسطه كردن علي هاشمي كوشيد تا رابطه با مسئولين امنيتي امريكايي را ادامه دهد.
اليور نورث: افسر ارشد نيروي دريايي امريكا كه عامل اجرايي معامله اسلحه-گروگان بود. او داراي حق امضا براي برداشت از حسابي در سوئيس بود كه ايران هزينههاي سلاح را به آن واريز ميكرد. نورث به همراه مکفارلين به تهران آمد و او بود كه در مذاكرات با طرف ايراني در هتل استقلال نقش اول را داشت. نورث پس از افشاي واريز مبالغ سلاحها به حساب شورشيان نيكاراگوئه محاكمه شد اما از دادن هرگونه شهادت در رابطه با نقشش در نابود كردن مدارك مربوط به ماجراي ايران - كنترا خودداري كرد. اليور نورث هماكنون تحليلگر ارشد شبكه فاكسنيوز است و در همه گفتوگوهايش درباره ايران از گزينه حمله نظامي دفاع ميكند. وي همچنين كتابي درباره ماجراي ايران-كنترا منتشر كرده است.
محسن كنگرلو: پيش از انقلاب از اعضاي گروه فجر اسلام و گروه صف به رهبري محمد بروجردي بود. پس از انقلاب از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب شد و به خاطر نزديكي با خسرو تهراني و بهزاد نبوي پس از ماجراي هشت شهريور به اطلاعات نخستوزيري رفت و با نخستوزيري ميرحسين موسوي مشاور امنيتي او شد. كنگرلو واسطه اصلي ايراني ماجراي مکفارلين بود اما اجازه نيافت تا در مذاكرات حضور داشته باشد. ضعف او و تمايل شديد طرف امريكايي محدود نبودن كانال ارتباطي با يك نفر، سبب ارتباطگيري منوچهر قربانيفر با بيت حسينعلي منتظري و ارتباطگيري علي هاشمي با مقامات امريكايي شد. او پس از جنگ از ايران خارج شد و گفته ميشود در يك كشور اروپايي ساكن است.
منوچهر قربانيفر: اين دلال بدنام و بدسابقه پيش از انقلاب از عوامل ساواك بود. در ماجراي كودتاي نوژه از طرف بختيار مأمور تأمين پول و اسلحه براي كودتاگران بود. او در شب كودتا در حالي كه لباس نظامي شاهنشاهي پوشيده بود قرار بود در عمليات تصرف صداوسيما شركت كند اما با شكست كودتا از كشور فرار كرد. قربانيفر سپس با پوشش اطلاعاتي و امنيتي سازمان سيا به دلالي اسلحه در كشورهاي مختلف پرداخت. قربانيفر در ماجراي مکفارلين نقش اول را در ارتباط عوامل ايراني و امريكايي بازي ميكرد. در نامه معروفي كه قربانيفر به كنگرلو نوشته، انگيزهاش را براي واسطهگري پرداختن سهمش در جنگ تحميلي و جبران كوچكي از گذشتهها دانسته است. قربانيفر پس از آن كه مأموريت مکفارلين با شكست نسبي روبهرو شد و مقداري از پولش نزد ايران بلوكه شد، اسناد و اسرار اين معامله را به اميد نجفآبادي دست راست حسينعلي منتظري داد. در گزارش كنگره درباره ايران-كنترا آمده است كه قربانيفر در آزمون دروغ سنجي سازمان سيا مردود شده است. در سالهاي اخير نيز، پس از حملات 11سپتامبر قربانيفر ديدارهايي با دونالد رامسفلد وزير دفاع وقت امريكا براي ايجاد ارتباطهايي با ايران درباره افغانستان داشت كه رامسفلد مدعي شد چيز بهدرد بخوري از اين ديدارها به دست نيامده است. در آخرين مورد نيز به گزارش دستگاههاي امنيتي ايران، قربانيفر شايعه كسالت و درگذشت رهبر انقلاب را در سال 85 به مايكل لدين داده است.
فريدون وردينژاد: در سال 65 معاون اطلاعات سپاه بود و به نام مهدي نژاد شناخته ميشد. هر چند محسن رضايي مدعي است، او وردينژاد را به عنوان رابط اول ماجراي مکفارلين معرفي كرده اما به نظر ميرسد كه حضور وردي نژاد در مذاكرات از پيش تعيين شده و با نظر هاشمي رفسنجاني بوده است. وردي نژاد پس از آن كه مکفارلين تهران را ترك كرد نيز مسئول پيگيري توافقنامه مندرج در هتل استقلال شد. وردي نژاد بعدها به مديرعاملي خبرگزاري جمهوري اسلامي و سفارت ايران در چين رسيد اما هيچ گاه حاضر نشد درباره ماجراي مکفارلين توضيحي دهد.
اميرام نير: در سال 1984 شيمون پرز نخستوزير وقت اسرائيل او را به سمت مشاور امور ضدتروريسم خود منصوب كرد. نير در ماجراي ايران-كنترا ناظر رژيم صهيونيستي بود و در كمال تعجب مکفارلين را در سفر به تهران همراهي كرد. برخي معتقدند كه نير عامل شكست مذاكرات مکفارلين در تهران بوده است. نير كه در جنگ 7 روزه يكي از چشمهايش را از دست داده بود با يكي از ثروتمندترين خانوادههاي مقيم سرزمينهاي اشغالي يعني جودي موسي ازدواج كرد. پدر همسر نير مالك بزرگترين روزنامه چاپ تلآويو (يديعوت آحارنوت) بود. چند سال بعد نير به لندن رفت و سازمان سيا به وسيله زني به نام ادريانا استنتون او را تحت نظر گرفت. در پائيز 1988 نير در حالي كه براي سركشي به باغهاي ميوه اش به مكزيكوسيتي رفته بود در يك سانحه هوايي كوچك كشته شد. در زمان حادثه يك چمدان با 700 هزار دلار پول در هواپيماي كوچك نير بود. گفته ميشود سازمان سيا با همكاري موساد نير را به دليل رفتارهاي ضدامنيتياش كشتهاند.
علي هاشمي رفسنجاني: برادرزاده اكبر هاشمي رفسنجاني كه به گفته خودش به صورت اتفاقي وارد ماجراي ارتباط محرمانه ايران و امريكا شد. گفته ميشود او در اين رابطه به بلژيك، تركيه، امريكا و سرزمينهاي اشغالي برده شده است. اكبر هاشمي رفسنجاني معتقد است كه محسن رضايي، علي هاشمي را شخصاً و بدون هماهنگي براي دور زدن او و ميرحسين موسوي به ملاقات اليورنورث فرستاده اما نزديكي قبلي و بعدي عمو و برادرزاده اين احتمال را منتفي ميكند. علي هاشمي بعدها به وزارت نفت رفت و در دوره ششم مجلس نيز عضويت داشت. علي هاشمي اخيراً خاطراتش را منتشر كرده است.
هوارد تيچر: مقام ارشد شوراي عالي امنيت ملي امريكا، از روزهاي اول جنگ درگير ميز ايران در واشنگتن بود. وي در سال 1993 اعتراف كرد كه برآوردهايي كه امريكا از قدرت نظامي ايران داشت از طريق سعوديها در اختيار عراق قرار ميگرفت و به عقيده تيچر همين برآوردها بود كه عراق را مصمم به حمله به ايران كرد. تيچر كه خود دو سال بر روي استراتژي جديد امريكا درباره ارتباطگيري با ايران كار كرده بود در مذاكرات تهران همواره ميكوشيد تا خطر شوروي را براي طرف ايراني جا بيندازد و درگيري نظامي ايران و شوروي را غيرقابل اجتناب نشان دهد.
مهدي هاشمي: مشاور ارشد حسينعلي منتظري و رئيس نهضتهاي آزاديبخش سپاه در سال 64 را عامل انتشار خبر ديدار مکفارلين از تهران ميدانند. مهدي هاشمي به دليل عقايد تندروانه و سينوسياش و قتلهاي زنجيرهاي قبل و بعد از انقلاب مورد پيگرد دستگاه اطلاعاتي قرار داشت، در آبان 65 خبر آميخته از واقعيت و كذب را در اختيار حسن الفحص خبرنگار مجله الشراع قرار داد. حسن الفحص بعدها به استخدام شبكه ضدايراني العربيه درآمد. انگيزه مهدي هاشمي از انتشار اين خبر تشديد فشار بر رهبري نظام جهت عدم پيگيري جرايمش بود. مهدي هاشمي اين خبر را با واسطه محمدعليهادي و اميدنجف آبادي به دست آورده بود. مهدي هاشمي چند روز پيش از انتشار اين خبر در 20 مهر 1365 دستگير و محاكمه شد و در 6 مهر 1365 اعدام شد.
عدنان خاشقچي: ميلياردر سعودي كه عاشق عكس گرفتن و ارتباط با زنان هنرپيشه امريكايي است، يك سال قبل از ماجراي مكفارلين در هامبورگ آلمان با قربانيفر آشنا شد و او بود كه وامهاي كلاني به قربانيفر ميداد تا به معامله اسلحه با ايران بپردازد. او همچنين ترتيب جلسهاي را با حضور يعقوب نيمرودي ثروتمند اسرائيلي و مسئول دفتر موساد در تهران پيش از انقلاب با قربانيفر گذاشت و با اين خط ارتباطي موساد وارد ماجراي مکفارلين شد. خاشقچي همچنين در نامهاي به مکفارلين، «منوچهر قربانيفر» را مشاور «ميرحسين موسوي» نخستوزير وقت ايران، رئيس سرويسهاي مخفي تهران در اروپا و عامل ارتباطي مناسب ميان ايران و امريكا معرفي كرده است. گفته ميشود خاشقچي رابط گروه تجاري بن لادن در امريكاست. خاشقچي حدود 30 سال است كه ارتباطات گستردهاي با مقامات ارشد سيا و موساد دارد.
مايكل لدين: او سالهاست كه در دولتهايي كه حزب جمهوريخواه تشكيل ميدهد حضور دارد، در دولت دوم ريگان نيز او مشاور مکفارلين در شوراي عالي امنيت ملي ايالات متحده بود. در جريان ايران-كنترا، مايكل لدين با منوچهر قربانيفر، نخستوزير اسرائيل شيمون پرز، مقامات وزارت امور خارجه اسرائيل و مقامات آژانس اطلاعات مركزي امريكا (سيا) ديدار كرد تا مقدمات نشست با مقامات بلند پايه ايران براي سفر مکفارلين به تهران را فراهم كند. لدين در دولت جرج بوش معاون وزير دفاع شد و خصمانهترين مواضع را عليه جمهوري اسلامي ايران گرفت و خواستار حمله نظامي به ايران پيش از حمله به عراق شد. لدين كه ارتباطات مشكوكي با برخي عوامل داخلي دارد در دو نوبت شايعات كذبي را درباره رهبر انقلاب اسلامي منتشر كرده است.
محمد عليهادي: از نزديكان حسينعلي منتظري كه به گفته هاشمي رفسنجاني به نمايندگي از رئيسمجلس در مذاكرات حضور داشت و احتمالاً يكي از كساني بوده كه گزارش اين جلسات را به منتظري داده است. هادي كه در سال 1365 نماينده مجلس و نايب رئيس كميسيون سياست خارجي بوده، بلند پايهترين مقام ايراني مذاكره با مك فارلين بوده است. هادي كه تحت پوشش هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي قرار داشت، بعدها معاون وزير امور خارجه و سفير ايران در عربستان و امارات شد. هادي با روي كار آمدن دولت نهم خود را بازنشسته كرد.
شيمون پرز: نخستوزير وقت رژيم صهيونيستي به وسيله مشاور ارشدش در زير ماجراي مکفارلين قرار داشت. برخي معتقدند رژيم صهيونيستي از مذاكره بدون واسطه ايران و امريكا هراسان بوده و تصميم به بر هم زدن اين معامله داشته است. گفته ميشود هواپيماي مکفارلين در مسير تهران در تلآويو توقف داشته و ارسال سلاحهايي با مارك اسرائيلي در همانجا برنامهريزي شده است. رونالد ريگان پس از آزادي گروگانها در شهريور 1365 در تماسي تلفني به شيمون پرز مراتب تشكر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگ سازي رژيم صهيونيستي در انتقال تسليحات به ايران ابراز داشت. شيمون پرز بعدها در دفاع از شركت رژيم صهيونيستي در ماجراي ايران-كنترا گفت: «اينكه ما به ايرانيان اسلحه بدهيم فكر خود امريكائيان بود. ما فقط به درخواست واشنگتن وارد شديم. » پرز هم اكنون رئيسجمهور رژيم صهيونيستي است.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۰۹ ساعت 19:58 توسط ح.ا بابادی
|
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.