باز غروب جمعه...
باز داغ دلم تازه شده..
باز هم ما دل شکستیم...
سیّدی غیبتك نفت رقادی و ضیّقت علیّ مهادی، و ابتزّت منّی راحة فؤادی...
ای آقا و سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسایش و آرامش را از قلبم گرفته است...