بسم رب المهدی
باز غروب جمعه...
باز داغ دلم تازه شده..
باز هم ما دل شکستیم...
سیّدی غیبتك نفت رقادی و ضیّقت علیّ مهادی، و ابتزّت منّی راحة فؤادی...
ای آقا و سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسایش و آرامش را از قلبم گرفته است...
باز داغ دلم تازه شده..
باز هم ما دل شکستیم...
سیّدی غیبتك نفت رقادی و ضیّقت علیّ مهادی، و ابتزّت منّی راحة فؤادی...
ای آقا و سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسایش و آرامش را از قلبم گرفته است...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ ساعت 20:33 توسط ح.ا بابادی
|
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.