با زمزمي به وسعت چشم تر آمدم
تا محضر زلالترين کوثر آمدم
قسمت نشد که بال و پري دست و پا کنم
اما به شوق ديدن تو با سر آمدم
گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم تر از هميشه بر اين باور آمدم
اينک مدينه النبي ام مشهد الرضاست
با نام تو به محضر پيغمبر آمدم
از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتي به خاکبوسي «بالاسر» آمدم
حسي کبوترانه گرفته ست جان من
«پايين پاي» تو شده هفت آسمان من