فهم "انتظار فرج" در کلام امام خامنه ای

»» بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم؛ 11 اسفندماه/1369:
*افضل
اعمال امت، انتظار فرج است، یعنى چه؟
مگر انتظار چیست؟
اینکه در روایات ما وارد شده است که
افضل اعمال امت، انتظار فرج است، یعنى چه؟ مگر انتظار چیست؟ انتظار ظهور
حضرت ولىاللهالاعظم(ارواحنافداه)، مگر چه مضمون و چه معنایى در بطن خود
دارد که اینقدر داراى فضیلت است؟ یک معناى انحرافى در باب انتظار بود که
خوشبختانه امروز از آن فهم و برداشت غلط، اثر چندانى نیست. کسانى که مغرض و
یا نادان بودند، اینطور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى اینکه
شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و
منتظر بمانید، تا صاحب عصر و زمان، خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و
مفاسد را برطرف نماید!
انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را،
یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. پس بحمدالله این معنا، امروز در ذهن جامعهى
ما نیست. اما معناى صحیح انتظار، داراى ابعادى است که توجه به این ابعاد،
براى کسى که مىداند در فرهنگ اسلام و شیعه، چهقدر به انتظار اهمیت داده
شده، بسیار جالب است:
*انتظار
یعنی:
قانع نشدن به وضع موجود+ دلگرمى نسبت به آینده+ حرکت با شوق و
اُمید
یک بعد، این است که انتظار به معناى قانع نشدن به
وضع موجود است. «انتظار داریم»، یعنى هرچه خیر و عمل خوب انجام دادیم و به
وجود آمده، کم و غیرکافى است و منتظریم، تا ظرفیت نیکى عالم پر بشود. یک
بعد دیگر از ابعاد انتظار، دلگرمى مؤمنین نسبت به آینده است. انتظار مؤمن،
یعنى اینکه تفکر الهى - این اندیشهى روشنى که وحى بر مردم عرضه کرده است -
یک روز سراسر زندگى بشر را فرا خواهد گرفت. یک بعد انتظار این است که
منتظر، با شوق و امید حرکت بکند. انتظار، یعنى امید. انتظار، ابعاد گوناگون
دیگرى هم دارد.
*امروز
براى انتظار، باید باب بخصوصى در زندگى خود باز کنیم
ما
ملتى منتظر هستیم؛ ملتى که به امید پیشرفت و موفقیت، اقدام و تلاش و
انقلاب کرد و موفق شد. ما امروز براى انتظار، باید باب بخصوصى در زندگى خود
باز کنیم. حقیقتا ملت ما باید روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده
کند. «ما منتظریم»، یعنى این امید را داریم که با تلاش و مجاهدت و پیگیرى،
این دنیایى که به وسیلهى دشمنان خدا و شیاطین، از ظلمات جور و طغیان و
ضعیفکشى و نکبت حاکمیت ستمگران و قلدران و زورگویان پرشده است، در سایهى
تلاش و فعالیت بىوقفهى ما، یک روز به جهانى تبدیل خواهد شد که در آن،
انسانیت و ارزشهاى انسانى محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و
متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جایى براى اقدام و انجام خواسته و هوى و
هوس خود، پیدا نخواهد کرد. این روشنایى، در دیدگاه ما نسبت به آینده وجود
دارد.
*ملتهاى ضعیف و مظلوم دنیا،
امروز به این امید احتیاج دارند
ما
ملت ایران باید به این معناى انتظار، بیش از گذشته تکیه کنیم؛ چون دنیاى
بشرى، به انتظارى که ما داریم، محتاج است. این امیدى که در دل ملت ایران
وجود داشت و در سایهى آن توانست این کارهاى بزرگ را انجام بدهد، ملتهاى
ضعیف و مظلوم دنیا، امروز به این امید احتیاج دارند؛ آنها هم باید این امید
را پیدا کنند. اگر پیدا کردند و نور امید در دل ملتها تابید، کارهاى دنیا
اصلاح خواهد شد و مشکل ملتهاى مظلوم، اگر نگوییم به صورت کامل، به صورت
معتنابهى - ولو در طول چند سال - حل خواهد شد. اما اگر این امید، در دلها
نتابد و همانطورى که شیطانها خواستند مردم مأیوس باشند، ملتها مأیوس
بمانند، روزبهروز وضع بدتر خواهد شد.--------------------------------------------------------------------------
»» بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم؛ 30 بهمن ماه/1370:
*مردم
ما از لحاظ عاطفى و فکرى با ولىالله اعظم ارتباط برقرار مىکنند
بخش
عظیم اعتقادى ِما عبارت است از انتظار ظهور ولىعصر و مهدى موعود و منجى
بشریت. همهى مسلمانان، حقیقت مهدى موعود را از طریق روایات خدشهناپذیرى
که از نبىاکرم (صلىاللهعلیهوالهوسلم) و اولیاى دین رسیده است، قبول
دارند؛ اما این حقیقت در هیچ جاى جهان اسلام، مثل محیط زندگى ملت عزیز ما و
شیعیان، این برجستگى و این چهرهى درخشان و این روح پرتپش و پرامید را
ندارد؛ این به خاطر آن است که ما به برکت روایات متواترهى خودمان، شخص
مهدى موعود را با خصوصیاتش مىشناسیم. مردم ما ولىالله اعظم و جانشین خدا
در زمین و بقیهى اهلبیت پیامبر را با نام و خصوصیات مىشناسند؛ از لحاظ
عاطفى و فکرى با او ارتباط برقرار مىکنند؛ به او مىگویند؛ به او شکوه
مىبرند؛ از او مىخواهند و آن دوران آرمانى - دوران حاکمیت ارزشهاى والاى
الهى بر زندگى بشر - را انتظار مىبرند؛ این انتظار داراى ارزش زیادى است.
این انتظار به معناى آن است که وجود ظلم و ستم در عالم، چشمهى امید را از
دلهاى منتظران نمىزداید و خاموش نمىکند. اگر این نقطهى امید در زندگى
جمعیتى نباشد، چارهیى ندارد جز اینکه به آیندهى بشریت بدبین باشد.
*...برای
همین است که شما مىبینید نسل ِجوان، بسیارى از دانشمندان و نویسندگان
و سخنگویان بشریت در کشورهاى غربى،
به سوى پوچى کشانده مىشوند!
این ظلم عظیم مسلط بر
عالم، این سلطههاى ناحق، این زورگویى به ملتها در سطح جهان، این ریختن
خونهاى بناحق، این پایمال کردن شریفترین و عزیزترین ارزشهاى انسانى، این
دروغها و تزویرهایى که سردمداران استکبار جهانى هر روز تحویل بشریت
مىدهند، این همه بدى، این همه استثمار و ظلم، انسانى را که چشمهى امیدى
در دل نداشته باشد، بهطور طبیعى مأیوس مىکند؛ لذاست که شما مىبینید نسل
جوان در کشورهاى غربى، به سوى پوچى کشانده مىشوند. نسل جوانى که به سنتها
خو نگرفته است و خود را پایبند سنتها نکرده است، وقتى که این نابسامانى
محیط زندگى بشریت را مىبیند، ناامید مىشود؛ لذا به سمت پوچى کشیده
مىشود. بسیارى از دختران و پسران در کشورهاى غربى، به سمت بیهودگى و
بىاعتنایى به مظاهر زندگى و پوچى و غرقه شدن در شهوات آنى کشیده مىشوند؛
این بر اثر یأس است؛ بسیارى از دانشمندان و نویسندگان و سخنگویان بشریت به
این حالت دچار مىشوند؛ اما آن ملتى که به آینده امید دارد، مىداند که
روزگار ظلم و ستم و زورگویى و تجاوز و طغیان و استکبار، با همهى حجم عظیمى
که امروز در جهان به وجود آورده است، یک روزگار تمام شدنى است و دورانى
خواهد رسید که قدرت قاهرهى حق، همهى قلههاى فساد و ظلم را از بین خواهد
برد و چشمانداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معناى انتظار
دوران امام زمان این است.
*شما
جوانان عزیز زمینه را براى دوران ظهور آماده کنید
قبل از دوران مهدى
موعود، آسایش و راحتطلبى و عافیت نیست
شما
جوانان عزیز که در آغاز زندگى و تلاش خود هستید، باید سعى کنید تا زمینه
را براى آنچنان دورانى آماده کنید؛ دورانى که در آن، ظلم و ستم به هیچ
شکلى وجود ندارد؛ دورانى که در آن، اندیشه و عقول بشر، از همیشه فعالتر و
خلاقتر و آفرینندهتر است؛ دورانى که ملتها با یکدیگر نمىجنگند؛ دستهاى
جنگافروز عالم - همانهایى که جنگهاى منطقهیى و جهانى را در گذشته به راه
انداختند و مىاندازند - دیگر نمىتوانند جنگى به راه بیندازند؛ در مقیاس
عالم، صلح و امنیتِ کامل هست؛ باید براى آن دوران تلاش کرد. قبل از دوران
مهدى موعود، آسایش و راحتطلبى و عافیت نیست. در روایات، «واللَّه
لتمحّصنّ» و «واللَّه لتغربلنّ»(572) است؛ بشدت امتحان مىشوید؛ فشار داده
مىشوید. امتحان در کجا و چه زمانى است؟ آن وقتى که میدان مجاهدتى هست. قبل
از ظهور مهدى موعود، در میدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاک امتحان مىشوند؛ در
کورههاى آزمایش وارد مىشوند و سربلند بیرون مىآیند و جهان به دوران
آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبهروز نزدیکتر مىشود؛ این، آن
امید بزرگ است؛ لذا روز نیمهى شعبان، روز عید بزرگ است.
*استکبار
فضاى تیرهیى را در مقابل چشم ها ترسیم می کند تا ملتها از اصلاح مأیوس
بشوند
اگر امروز شما سیاستگذاران و طراحان برنامههاى
استکبارى را مشاهده کنید، خواهید دید که از مهمترین کارها و هدفهاى آنها
یکى این است که در مقابل چشم مردم، فضاى یأسآلودى نسبت به اصلاحاتى که
باید انجام بگیرد، ایجاد کنند. ملتها باید از اصلاح مأیوس بشوند، تا حربهى
استکبار کارگر بیفتد؛ والّا اگر ملتها امیدوار باشند و امیدوار بمانند،
حربهى استکبار چندان کارگر نیست. سعى مىکنند فضاى تیرهیى را در مقابل
چشمها ترسیم کنند؛ فضاى تیره به این معنا که به ملتها تفهیم کنند که نیروى
ذاتى شما، فرهنگ شما، اعتقادات شما، شخصیت و هویت ملى شما، نمىتواند براى
شما کارى انجام بدهد؛ باید قدرتهاى بزرگ به شما کمک کنند تا بتوانید حرکت
کنید.
*تبریک
این عید درست نقطهى مقابل آن چیزى است که دشمن مىخواهد به وجود بیاورد
درست
صدوهشتاد درجه مقابل این فکر، فکر انتظارى است که بر محیط ما و بر محیطهاى
طرفداران مذهب اهلبیت (علیهمالسّلام) حاکم است. انتظار، یعنى دل سرشار
از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. ممکن است کسانى آن دوران را
نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛
لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست
نقطهى مقابل آن چیزى است که دشمن مىخواهد به وجود بیاورد.
--------------------------------------------------------------------------
»» بیانات در دیدار مهمانان خارجى؛ 18 بهمن ماه/1371:
*آنچه
که در باب این میلاد مبارک به طور دائم باید مورد توجه باشد
آنچه
که در باب این میلاد مبارک به طور دائم باید مورد توجه باشد، این است که
امام زمان علیه سلامالله، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمین است. به
همین جهت است که همهى بشریت، به شکلى انتظار ظهور آن حضرت را مىکشند.
البته مسلمانان به صورت مشخص، این انتظار بزرگ را معلوم و تحدید کردند و
شیعیان نسبت به شخصى که این لباس بر قامت او دوخته شده است، آگاهیهاى روشن و
مشخص کنندهاى هم دارند. لذاست که موضوع امام زمان عج الله تعالى فرجه
الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتى مخصوص مسلمین است. بلکه
انتظارى در دل همهى قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. امیدى است در دل
بنىآدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت مىکند. این امید، به بازوان قوت
مىبخشد، به دلها نور مىدهد و معلوم مىکند که هر حرکت عدالتخواهانهاى،
در جهت قانون و گردش طبیعى این عالم و تاریخ بشر است. به همین خاطر است که
وقتى ملت ما، قبل از پیروزى انقلاب به مبارزات مشغول بودند، احساسشان این
بود که در جهت پیشرفت به سمت آرمان بشریت حرکت مىکنند. بعد از پیروزى
انقلاب هم احساس ملت ایران این است که هر حرکت و هر اقداممان؛ هر مبارزهاى
که کردیم و هر رنجى که تحمل نمودیم، در جهت مقصودى است که میان آحاد بشر و
همهى اهل معرفت مشترک است. مقصود، استقرار عدالت، و هدف، رسیدن به عدل
براى بشر است. و اسلام این عدل را تأمین مىکند.
*از
چه بترسیم؟ چرا بترسیم؟ چرا تردید کنیم؟ چرا اطمینان خودمان را از دست
بدهیم؟
قدرتمندان، دنیا را پر از ظلم مىخواهند. گرچه
به زبان نمىآورند؛ اما عملشان گواه آن است. ظلم مىکنند، براى اینکه
منافع خودشان را تأمین کنند. ما با ظلم و قلدرى مخالفیم. ما براى استقرار
قسط و عدل قیام و تلاش کردهایم و باز هم این ملت در همین راه تلاش خواهد
کرد. حرکتى که براى قسط و عدل است بر حرکتى که در مقابل قسط و عدل ایستاده
است، پیروز خواهد شد. در این، شکى نیست. دنیا به سمت عدل و قسط حرکت مىکند
و معناى امام زمان و انتظار فرج همین است. انتظار فرج یعنى اینکه در
سرنوشت بشریت، یک فرج بزرگ هست و ما به سمت آن فرج پیش مىرویم. از چه
بترسیم؟ چرا بترسیم؟ چرا تردید کنیم؟ چرا اطمینان خودمان را از دست بدهیم؟
دستورات اسلام، چراغ راهنماى ماست. آنچه را که میراث گرانبهایى از اسلام
است، در دست داریم. مجموعهى گفتار امام، که متخذ از اسلام است، میراثى
گرانبها و دستاوردى عظیم است که چراغ راه ماست.
--------------------------------------------------------------------------
»» بیانات در جمع اقشار مختلف مردم؛ 17 دی ماه/1374:
*وقتى
انسان مرگش حتمى است، دیگر چه حرکت و تلاشى باید بکند؟
اعتقاد
به قضیهى مهدى و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجینهى عظیمى است که ملتها
مىتوانند از آن بهرههاى فراوانى ببرند. شما کشتىاى را در یک دریاى
توفانى فرض کنید! اگر کسانى که در این کشتى هستند، عقیده داشته باشند که
اطرافشان تا هزار فرسنگ، هیچ ساحلى وجود ندارد و آب و نان و وسایل حرکت
اندکى داشته باشند، چه کار مىکنند؟ آیا هیچ تصور مىشود که اینها براى
آنکه حرکت کنند و کشتى را پیش ببرند، تلاشى بکنند؟ نه؛ چون به نظر خودشان،
مرگشان حتمى است. وقتى انسان مرگش حتمى است، دیگر چه حرکت و تلاشى باید
بکند؟ امید و افقى وجود ندارد.
*هر جا که چنین اعتقادى باشد،
اُمید و مبارزه وجود دارد
بشریت در طول تاریخ و
در حیات اجتماعى، مثل همان سرنشینان یک کشتى توفان زده، همیشه گرفتار
مشکلاتى از سوى قدرتمندان و ستمگران و قوىدستان و مسلطین بر امور انسانهاى
مظلوم بوده است. امید، موجب مىشود که انسان به مبارزه بپردازد و راه را
باز کند و پیش برود. وقتى به شما مىگویند انتظار بکشید، یعنى این وضعیتى
که امروز رنجتان مىدهد و دلتان را به درد مىآورد، ابدى نیست و تمام خواهد
شد. ببینید چقدر انسان حیات و نشاط پیدا مىکند! این، نقش اعتقاد به امام
زمان صلوات الله علیه و ارواحنافداه است. این، نقش اعتقاد به مهدى موعود
است. این عقیده است که شیعه را تا امروز، از آن همه پیچ و خمهاى عجیب و
غریبى که در سر راهش قرار داده بودند، عبور داده است و امروز بحمدالله پرچم
عزت و سربلندى اسلام و قرآن، در دست شما ملت مسلمان و شیعهى ایران است.
هر جا که چنین اعتقادى باشد، همین امید و مبارزه وجود دارد.
--------------------------------------------------------------------------
»» بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم؛ 29 شهریورماه/1384:
*
تفاوت شیعه با دیگر ادیان در شخص ِمنجی
در حقیقت ولادت
این بزرگوار یک عید حقیقى است؛ لذا بزرگداشت خاطرهى این روز و این ساعت
هرگز از یاد معتقدان به مهدویت نخواهد رفت. فقط مردم شیعه نیستند که منتظر
مهدى موعود (سلاماللهعلیه) هستند، بلکه انتظار منجى و مهدى، متعلق به
همهى مسلمانهاست. فرق شیعه با دیگران این است که شیعیان آن منجى را با نام
و نشان، با خصوصیات گوناگون مىشناسند؛ اما دیگر مسلمانان که به منجى هم معتقدند، منجى را نمىشناسند؛ تفاوت،
اینجاست؛ والا اصل ِمهدویت مورد اتفاق همهى مسلمانهاست. ادیان دیگر هم در
اعتقادات خودشان، انتظار منجى را در نهایت زمانه دارند؛ آنها هم در یک بخش
از قضیه، مطلب را درست فهمیدهاند؛ اما در بخش اصلى قضیه که معرفت به شخص
منجى است، دچار نقص معرفتند. شیعه با خبر مسلم و قطعى خود، منجى را
با نام، با نشان، با خصوصیات، با تاریخ تولد، مىشناسد. نکاتى در اعتقاد به
مهدویت هست، که من به اجمال آنها را عرض مىکنم:
*السّلام
علیک یا داعىاللَّه و ربّانى آیاته یعنى...
یک نکته
این است که وجود مقدس حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) استمرار حرکت نبوتها و
دعوتهاى الهى است از اول تاریخ تا امروز؛ ... امروز جامعهى بشرى با
پیشرفت فکر و مدنیت و معرفت، بسیارى از تعالیم انبیا را - که دهها قرن پیش
از این، براى بشر قابل درک نبود - درک کرده است. همین مسألهى عدالت،
مسألهى آزادى، مسألهى کرامت انسان - این حرفهایى که امروز در دنیا رایج
است - حرفهاى انبیاست. آن روز عامهى مردم و افکار عمومى مردم این مفاهیم
را درک نمىکردند. پىدرپى آمدن پیغمبران و انتشار دعوت پیغمبران، این
افکار را در ذهن مردم، در فطرت مردم، در دل مردم، نسل به نسل نهادینه کرده
است. آن داعیان الهى، امروز سلسلهشان قطع نشده است و وجود مقدس
بقیةاللَّهالاعظم (ارواحنافداه) ادامهى سلسلهى داعیان الهى است، که در
زیارت آل یاسین مىخوانید: «السّلام علیک یا داعىاللَّه و ربّانى آیاته».
یعنى شما امروز همان دعوت ابراهیم، همان دعوت موسى، همان دعوت عیسى، همان
دعوت همهى پیغمبران و مصلحان الهى و دعوت پیامبر خاتم را در وجود حضرت
بقیةاللَّه مجسم مىبینید. این بزرگوار، وارث همهى آنهاست و دعوت و پرچم
همهى آنها را در دست دارد و دنیا را به همان معارفى که انبیا در طول زمان
آوردهاند و به بشر عرضه کردهاند، فرا مىخواند. این، نکتهى مهمى است.
*فرج، یعنى گشایش.
مسلمان با درس انتظار، فرج مىآموزد و تعلیم مىگیرد که
هیچ بنبستى در زندگى بشر وجود ندارد که نشود آن را باز
کرد
نکتهى بعدى در باب مهدویت، انتظار فرج است.
انتظار فرج یک مفهوم بسیار وسیع و گستردهیى است. یک انتظار، انتظار فرج
نهایى است؛ یعنى اینکه بشریت اگر مىبیند که طواغیت عالم ترکتازى مىکنند
و چپاولگرى مىکنند و افسارگسیخته به حق انسانها تعدى مىکنند، نباید خیال
کند که سرنوشت دنیا همین است؛ نباید تصور کند که بالاخره چارهیى نیست و
بایستى به همین وضعیت تن داد؛ نه، بداند که این وضعیت یک وضعیت گذراست -
«للباطل جولة» - و آن چیزى که متعلق به این عالم و طبیعت این عالم است،
عبارت است از استقرار حکومت عدل؛ و او خواهد آمد. انتظار فرج و گشایش، در
نهایت دورانى که ما در آن قرار داریم و بشریت دچار ستمها و آزارهاست، یک
مصداق از انتظار فرج است، لیکن انتظار فرج مصداقهاى دیگر هم دارد. وقتى به
ما مىگویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایى باشید،
بلکه معنایش این است که هر بنبستى قابل گشوده شدن است. فرج، یعنى این؛
فرج، یعنى گشایش. مسلمان با درس انتظار، فرج مىآموزد و تعلیم مىگیرد که
هیچ بنبستى در زندگى بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که
انسان ناامید دست روى دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کارى نمىشود کرد؛
نه، وقتى در نهایت زندگى انسان، در مقابلهى با اینهمه حرکت ظالمانه و
ستمگرانه، خورشید فرج ظهور خواهد کرد، پس در بنبستهاى جارى زندگى هم همین
فرج متوقع و مورد انتظار است. این، درس امید به همهى انسانهاست؛ این، درس
انتظار واقعى به همهى انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال
دانستهاند؛ معلوم مىشود انتظار، یک عمل است، بىعملى نیست. نباید اشتباه
کرد، خیال کرد که انتظار یعنى اینکه دست روى دست بگذاریم و منتظر بمانیم
تا یک کارى بشود. انتظار یک عمل است، یک آمادهسازى است، یک تقویت انگیزه
در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایى است در همهى زمینهها. این، در
واقع تفسیر این آیات کریمهى قرآنى است که: «و نرید ان نمن على الذین
استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» یا «ان الارض لله
یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین». یعنى هیچوقت ملتها و امتها
نباید از گشایش مأیوس شوند.
*باید
منتظر فرج در همهى مراحل زندگى فردى و اجتماعى بود
آن
روزى که ملت ایران قیام کرد، اُمید پیدا کرد که قیام کرد. امروز که آن
امید برآورده شده است، از آن قیام، آن نتیجهى بزرگ را گرفته است و امروز
هم به آینده امیدوار است و با امید و با نشاط حرکت مىکند. این نور امید
است که جوانها را به انگیزه و حرکت و نشاط وادار مىکند و از دلمردگى و
افسردگى آنها جلوگیرى مىکند و روح پویایى را در جامعه زنده مىکند. این،
نتیجهى انتظار فرج است. بنابراین، هم باید منتظر فرج نهایى بود، هم باید
منتظر فرج در همهى مراحل زندگى فردى و اجتماعى بود. اجازه ندهید یأس بر دل
شما حاکم بشود، انتظار فرج داشته باشید و بدانید که این فرج، محقق خواهد
شد؛ مشروط بر اینکه شما انتظارتان، انتظار واقعى باشد، عمل باشد، تلاش
باشد، انگیزه باشد، حرکت باشد.
*امام
زمان ناظر است و مىبیند
تلاش شما جوانها را براى آذینبندى نیمهى شعبان،
امام زمان دید
یک نکتهى دیگر در مسألهى مهدویت این
است که عقیدهى ما این است که امام زمان (ارواحنافداه) متوجه و ناظر بر
رفتار و عمل ماست؛ اعمال ما بر او عرضه مىشود. این جوانهاى مؤمن ما که در
میدانهاى مختلف - چه در میدان معنویت و عبادت و معرفت، چه در میدان کار و
تلاش، چه در میدان مبارزه و سیاست، چه در میدان جهاد؛ آن روزى که جهاد
مورد احتیاج بود - اینجور از خودشان اخلاص و شادابى نشان مىدهند، امام
زمان (سلاماللَّهعلیه) را خرسند و خوشحال مىکنند. اینکه مردم در کشور
اسلامى - حالا در کشور مسلمانِ ما - تلاششان این است که بر ادارهى کشور،
بر پیشرفت امور کشور نظارت داشته باشند، تصمیم بگیرند، اقدام کنند، وارد
میدان بشوند؛ و میدان را رها نمىکنند که دیگران بیایند و براى آنها تصمیم
بگیرند؛ اجازه نمىدهند که امتداد خواستهاى استکبارى و استعمارى در داخل
کشور سرنوشت آنها را معین بکند، امام زمان را خوشحال مىکنند؛ امام زمان
ناظر است و مىبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام
زمان دید؛ تلاش شما جوانها را براى آذینبندى نیمهى شعبان، امام زمان
دید؛ حضورِ شما زن و مرد را در میدانهاى گوناگون، امام زمان دیده است و
مىبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدانهاى مختلف، امام زمان مىبیند و
امام زمان از هر آنچه که نشانهى مسلمانى و نشانهى عزم راسخ ایمانى در آن
هست و از ما سر مىزند، خرسند مىشود. اگر خداى نکرده عکس این عمل بکنیم،
امام زمان را ناخرسند مىکنیم. ببینید، چه عامل بزرگى است.
*جامعهیى
که به مهدویت معتقد است، قوّت قلب پیدا مىکند
تسلط استعمار بر کشورهاى اسلامى
بعد از آن بود که توى دل ملتها را خالى کردند
نکتهى
دیگر و سخن آخر این است که جامعهیى که به مهدویّت معتقد است، قوّت قلب
پیدا مىکند. این قوّت قلب براى ملّتها خیلى مهم است. بدانید تسلط استعمار
بر کشورهاى اسلامى بعد از آن بود که توى دل ملّتها را خالى کردند؛ آنها
احساس ضعف کردند؛ احساس عدم توانایى کردند، بعد اینها آمدند و با قدرت بر
آنها مسلط شدند. امروز هم همینجور است. ما در روابط سیاسى و دیپلماسى دنیا
داریم جلوى چشممان مىبینیم که یکى از بزرگترین شگردهاى استکبار جهانى
این است که مىخواهد دل مسؤولان کشورهاى گوناگون را - حالا در کشورهاى
اسلامى - خالى کند و احساس بىپشتوانگى به آنها تزریق کند، تا آنها احساس
کنند که چارهیى ندارند جز اینکه زیر بار مثلا امریکا بروند. این احساس
ضعف، بلاى بزرگى است. ملتها حرکت نمىکنند؛ چون احساس ضعف مىکنند. ملت
فلسطین دهها سال ساکت و آرام نشسته بود؛ چون احساس مىکرد نمىتواند. آن
روزى که فکر توانستن در ملت فلسطین به وجود آمد، قیام کرد و با این قیام،
اینهمه موفقیت را به دست آورده است. رنج مىبرد؛ اما دارد پیش مىرود. فرق
است بین ملتى که حرکتى نمىکند، سیلى هم نمىخورد؛ اما روزبهروز عقب
مىنشیند؛ روزبهروز بدبختتر و زیردستتر مىشود، دلش هم خوش است که من
سیلى نمىخورم، با آن ملتى که سختى راه را تحمل مىکند، پایش به سنگ
مىخورد، خونى هم مىشود؛ اما در راه به سمت موفقیت، به سمت سرمنزل سعادت،
به سمت عزت، پیش مىرود. ملت فلسطین امید پیدا کرد، حالا حرکت مىکند و جلو
مىرود و این حرکت به جلو تا هر وقت که وجود داشته باشد، باعث مىشود که
درهاى فرج به روى آنها باز باشد؛ و راه قطعه قطعه طى خواهد شد تا
انشاءالله به هدف نهایىشان برسند. احساس ضعف براى یک ملت، خیلى احساس
خطرناک و سم مهلکى است. یکى از برکات اعتقاد به مهدویت این است که انسان
احساس اطمینان مىکند؛ احساس قوت قلب مىکند؛ احساس قدرت مىکند. و ملت ما
بحمدالله اینگونه است.
*اگر
بایستید، کمک غیبى هم هست
ما در
جبهههاى جنگ هم جوانهاى خودمان را مىدیدیم که به مدد غیبى و به توجه و
نظر لطف ولىعصر (ارواحنافداه) اعتقاد داشتند و از همان اعتقاد و از همان
قوت قلب هم استفاده مىکردند و توانایى مضاعف پیدا مىکردند و پیش
مىرفتند. البته اعتقاد به کمک غیبى اگر معنایش این است که انسان بیکار
بماند، درها را ببندد و منتظر باشد که از غیب کمک بشود، بداند که از غیب هم
کمکى نخواهد شد؛ «و ما جعله اللَّه الّا بشرى لکم و لتطمئنّ قلوبکم به».
کمک غیبى در میدان جنگ، در میدان چالشهاى سیاسى و در ایستادگى ملتهاست که
به سراغ انسان مىآید. اگر بایستید، کمک غیبى هم هست.
*اعتقاد
به نگاه رئوفانه و پدرانهى حضرت بقیةاللَّه(ارواحنافداه)
امروز دنیاى استکبار
روى نقاط قوت ملتها متمرکز شده، تا آنها را از بین ببرد. البته یک جاهایى
موفق مىشوند، یک جاهایى هم موفق نمىشوند. از جملهى جاهایى که به حول و
قوهى الهى موفق نشدند و موفق نخواهند شد، ملت ایران است... اتکا به خداى
متعال و اعتقاد به نگاه رئوفانه و پدرانهى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه)
به ملت، این تأثیر بزرگ را در زندگى ما و در رفتار ما دارد که ما را با قوت
قلب در مقابل امواج گوناگون وادار به استقامت مىکند. نمىتوانند ملت
ایران را شکست بدهند.
--------------------------------------------------------------------------
»» بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم؛ 27 مردادماه/1387:
*آن دست نجاتبخش...
خصوصیت
اعتقاد ما شیعیان این است که این حقیقت را در مذهب تشیع از شکل یک آرزو،
از شکل یک امر ذهنى محض، به صورت یک واقعیت موجود تبدیل کرده است. حقیقت
این است که شیعیان وقتى منتظر مهدى موعودند، منتظر آن دست نجاتبخش هستند و
در عالم ذهنیات غوطه نمیخورند؛ یک واقعیتى را جستجو میکنند که این واقعیت
وجود دارد. حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى میکند؛
مردم را مىبیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها
هم، آنهائى که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور
ناشناس او را زیارت میکنند. او وجود دارد؛ یک انسان واقعى، مشخص، با نام
معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگى میکند. این،
خصوصیتِ عقیدهى ما شیعیان است.
*کى
انسان انتظار فرج دارد؟ انتظار گشایش دارد؟
یک نکته در
باب مسئلهى مهدویت این است که شما در آثار اسلامى، در آثار شیعى مىبینید
که از انتظار ظهور حضرت مهدى تعبیر شده است به انتظار فرج. فرج یعنى چه؟
یعنى گشایش. کى انسان انتظار فرج دارد؟ انتظار گشایش دارد؟ وقتى یک
فروبستگىاى وجود داشته باشد، وقتى گرهى هست، وقتى مشکلى هست. در زمینهى
وجود مشکل، انسان احتیاج پیدا میکند به فرج؛ یعنى سرانگشت گرهگشا؛
بازکنندهى عقدههاى فروبسته. این نکتهى مهمى است.
*مسئله، مسئلهى
گره در کار شخص من و شخص شما نیست
معناى انتظار فرج به
عنوان عبارة اُخراى انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب
اهلبیت(علیهم السلام) وضعیتى را که در دنیاى واقعى وجود دارد، عقده و گره
در زندگى بشر میشناسد. واقع قضیه هم همین است. منتظر است که این فروبستگى
کار بشر، این گرفتارى عمومى انسانیت گشایش پیدا بکند. مسئله، مسئلهى گره
در کار شخص من و شخص شما نیست. امام زمان (علیه الصلاة و السلام) براى
اینکه فرج براى همهى بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از
فروبستگى نجات بدهد؛ جامعهى بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آیندهى بشر
را نجات بدهد. این معنایش این است که آنچه را که امروز وجود دارد؛ این نظم
بشرى غیرعادلانه، این نظم بشرىاى که در آن انسانهاى بیشمارى مظلوم واقع
میشوند، دلهاى بیشمارى گمراه میشوند، انسانهاى بیشمارى فرصت عبودیت خدا را
پیدا نمیکنند، مورد رد و اعتراض بشرى است که منتظر ظهور امام زمان است.
انتظار فرج یعنى قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتى که بر اثر جهالت انسانها،
بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانیت حاکم شده است. این معنى انتظار فرج است.
*همان
چیزى که در روایات مربوط به ظهور ولى عصر(ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در
دنیا حاکم است
امروز شما به اوضاع دنیا نگاه کنید، همان
چیزى که در روایات مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز
در دنیا حاکم است؛ پر شدن دنیا از ظلم و جور. امروز دنیا از ظلم و جور پر
است. در روایت و ادعیهى گوناگون و زیارات مختلف مربوط به ولىعصر (ارواحنا
فداه) دارد که «یملأ الله به الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»؛
همچنانیکه یک روزى همهى عالم از ظلم و جور پر بوده است - در روزگارانى ظلم
و جور، وضع حاکم بر بشر بوده است - همانطور خداى متعال در زمان او عدل و
داد را وضع حاکم بر بشریت قرار خواهد داد. امروز همین است؛ امروز ظلم و جور
حاکم بر بشریت است. زندگى بشر امروز زندگى مغلوب و مقهور دست ظلم و
استبداد در همهى دنیاست. در همهجا این جور است. بشریت، امروز بر اثر
غلبهى ظلم، غلبهى اغراض و هواهاى نفسانى دچار مشکلات فراوانند. دو
میلیارد گرسنه در دنیاى امروز، وجود میلیونها انسانى که در نظامهاى طاغوتى
مغلوب هواى نفس قدرتمندان طاغوتى هستند، حتى فشار بر مؤمنین و مجاهدین فى
سبیل الله و مبارزان راه حق و ملتى مثل ملت ایران که توانسته است در یک
مجموعهى محدودى، در یک فضاى معینى، پرچم عدل و داد را بلند بکند و فشار بر
مجاهدان فى سبیل الله، همه نشانهى سیطرهى ظلم و جور بر دنیاست. این،
انتظار فرج را با وضعیت کنونى زندگى انسان در دورههاى مختلف معنا میکند.
*باید خود را به عنوان یک سرباز
آماده کنیم
امروز ما انتظار فرج داریم. یعنى منتظریم که
دست قدرتمند عدالتگسترى بیاید و این غلبهى ظلم و جور را که همهى بشریت
را تقریبا مقهور خود کرده است، بشکند و این فضاى ظلم و جور را دگرگون کند و
نسیم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند، تا انسانها احساس عدالت کنند. این
نیاز همیشگى یک انسان زنده و یک انسان آگاه است؛ انسانى که سر در پیلهى
خود نکرده باشد، به زندگى خود دل خوش نکرده باشد. انسانى که به زندگى عمومى
بشر با نگاه کلان نگاه میکند، به طور طبیعى حالت انتظار دارد. این معناى
انتظار است. انتظار یعنى قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجود زندگى انسان و
تلاش براى رسیدن به وضع مطلوب، که مسلم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند
ولى خدا، حضرت حجتبنالحسن، مهدى صاحب زمان (صلوات الله علیه و عجل الله
فرجه و ارواحنا فداه) تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز،
به عنوان انسانى که حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت کند، آماده کنیم.
*انتظار
حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار آمادگى است.
تشکیل نظام جمهورى اسلامى یکى از
مقدمات این حرکت عظیم تاریخى است.
انتظار فرج معنایش
این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کارى نزند، هیچ اصلاحى را وجههى همت
خود نکند، صرفا دل خوش کند به اینکه ما منتظر امام زمان (علیه الصلاة و
السلام) هستیم. اینکه انتظار نیست. انتظار چیست؟ انتظار دست قاهر قدرتمند
الهى ملکوتى است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطرهى ظلم را از
بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید
را بلند کند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بکند. باید براى این کار آماده
بود. تشکیل نظام جمهورى اسلامى یکى از مقدمات این حرکت عظیم تاریخى است. هر
اقدامى در جهت استقرار عدالت، یک قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنایش
این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن
براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار
آمادگى است. این آمادگى را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان
حفظ کنیم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزیز ما، به ملت ایران، که
توانستهاند این قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده کنند. این
معناى انتظار فرج است. انتظار فرج یعنى کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را
از همه جهت براى آن هدفى که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) براى آن هدف
قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام
خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى،
عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.
امیدواریم ملّت عزیز ما مشمول ادعیهى زاکیهى حضرت بقیةالله (ارواحنافداه) باشند و انشاءالله روز به روز این ملت در ارادت و اُنس و اشتیاق و انتظار ظهور آن بزرگوار جلوتر بروند. انشاءالله ظرفیت دلها و چشمها و ظرفیت جهان، آماده براى آن انقلاب عظیم الهى بشود.

منبع : وبلاگ جنبش پیامکی احمدی نژاد
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.