شايد گناه خوب نديدن از آن ماست

فكري براي روشني چشم كور كن

يك شب بيا براي رضاي خدا خودت

غم نامه‌هاي سينة ما را مرور كن

يك شب بيا به خلوت دل‌هاي بي‌قرار

جان را ز شوق آمدنت پر سرور كن

اي گل ز يمن مقدم خود باغ سينه را

لبريز از طراوت و عطر حضور كن

آقا! به جان مادر پهلو شکسته ‌ات

دل را ز تنگناي غم و غصه دور كن