قصه رفتن
کبوتر و دو پلاک و دو ساک خالي تو
دلم دوباره گرفته زبيخيالي تو
تو التماس نگاه کدام پنجرهاي
که نقش بسته نگاهم به طرح قالي تو
شکوفههاي نگاهم هميشه پژمرده است
بدون عشق و صميميت شمالي تو
به بام شهر، من امشب ستاره ميکارم
براي چشم گريزندهي غزالي تو
هميشه مثل ستاره، بيا کنارم باش
دوباره قصه رفتن و جاي خالي تو
شاعر:سیده فاطمه میر عمادی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۲۳ ساعت 17:28 توسط ح.ا بابادی
|
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.