امام خامنه ای و آمریکا
به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی "خیبرآنلاین"، اگرچه در برهه های مختلف، برخی افراد بریده از انقلاب و خسته از ادامه ی راه تلاش کرده اند تا با ترفندهای مختلف، از درجه مقاومت امت بکاهند اما چراغ راه و مصباح هدایت انقلاب اسلامی، ولی امر مسلمین است و رهنمودهای ایشان به عنوان نصب العین رفتار جوانان انقلابی و امت همیشه در صحنه مورد تاکید بوده است.
براساس این گزارش، با توجه به نزدیک بودن یوم الله 13 آبان تلاش شد تا گلچینی از بیانات حضرت امام خامنه ای طی سال های زعامتشان بر امت اسلامی به مناسبت این ایام گردآوری شده و منتشر شود.
گفتنی است باتوجه به اینکه بیانات معظم له در سال های مختلف و در برهه های زمانی متفاوتی ایراد شده اند و در برخی موارد، موضوع خاص همان تاریخ بیشتر از سایر وجوه مورد تاکید قرار گرفته اند اما یک اصل اساسی در نگاه ایشان ثابت مانده است و آن، مقاومت در برابر استکبار به رهبری آمریکای جنایتکار و امید به جوانان و امت جهت پیروزی هاست.
امید است با مطالعه ی این بیانات، جوانان انقلابی در ادامه ی مسیر خود استوارتر و ثابت قدم تر قدم بردارند و آنانی که دچار خواب آلودگی عقب نشینی در برابر ظلم مستکبرین شده اند، از خواب غفلت بیدار شوند.
1- سال 68؛ عدم آرامش آمریکا در برابر انقلاب
انقلابی با جوهر فكری اسلامی ممكن نیست از تعرض آمریكا و امثال آن خود را بركنار بداند. اگر انقلاب اسلامی متعرض آمریكا هم نمی شد آنقدر فشار، حیله و خدعه علیه این نظام و انقلاب صورت می گرفت تا آنرا منحرف كنند. آمریكا كه بر تخت امپراطوری زر و زور تكیه زده است نمی تواند در برابر رشد فكرها و اندیشه هائی كه پایه آن واژگون كردن تخت استكبار است آرام بنشیند(68/8/10)
2- سال 69؛ دادن امتیاز به آمریکا اشتباه است
ملت ایران باید بداند ـ و میداند ـ كه حل همهیمشكلات بزرگ و كوچكش كه غالباً معلول دوران طاغوتی سلطهی بیگانگان بركشور یا محصول جنگی است كه همان بیگانگان كینهورز و استیلا طلب بر ماتحمیل كردند، تنها و تنها از همین راه میسر خواهد بود. یعنی از راه تمسكبه اسلام، تلاش و مجاهدت یكپارچه و متحد، استغنا از بیگانگان و دشمنان، دفاع از مظلومین و مبارزه با سلطهجویی و سلطهجویان و تسلیم نشدن دربرابر ترفندها و توقعات و تحمیلهای استكبار و در رأس آن آمریكا. در جمهوریاسلامی اگر كسانی تصور كنند كه با امتیاز دادن به آمریكا و دیگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامی برسند، سخت در اشتباهند. این تصورباطل، ناسپاسی نسبت به پیروزیهای بزرگی است كه ملت مسلمان ما درسایهی توكل و استقامت و مجاهدت به دست آورده است، و ناسپاسی و كفران نعمت، بلیهیی است كه از آن باید ترسید و به خدا پناه برد. اردوگاه استكبار سرمایهداری، از سر برآوردن نیروی اسلامی متوحش و بشدت نگراناست و آن را زنگ خطری برای بهرهبرداری نامشروع خود از مظاهر حیاتی همهی عالم بلكه برای ادامهی حیات خود میداند اگر كسانی تصور كنند كهامریكا كه خود مركز اصلی این اردوگاه پرفتنه و فساد است ممكن است بانظام اسلامی كه مظهر حیات مقتدرانهی اسلام است، سر آشتی و مساعدت داشته باشد، بسی سادهلوحانه اندیشیدهاند(69/8/13)
3- سال 70؛ نقشه آمریکا: سرگرم کردن جوانان به مسایل متفرقه
هر حركتى كه منجر به اين بشود كه نسل جوان احساس كند بايد از صحنهى مقاومت كناره بگيرد، اين حركت، باواسطه يا بىواسطه، مربوط به امريكا و نظام استكبارى است؛ اين يك معيار كلى است. هر كارى كه در كشورهاى ديگر كردند، اينجا هم مىخواهند بكنند: سرگرم كردن جوانان به مسائل جنسى، سرگرم كردن جوانان به مسائل شخصى، آلوده كردن جوانان به مواد مخدر و مسكر، منحرف كردن ذهن جوانان از آرمانهاى انقلابى و اهداف اصلى، متوجه كردن آنها به اهداف كوچك و جزيى و صنفى و امثال اينها، متزلزل كردن ايمان نسل جوان به اسلام، متزلزل كردن ايمان نسل جوان به اصول انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى و حتّى به امام، و نيز هر چيزى كه در راه اين مبارزهى عظيم بهكار گرفته مىشود و وجودش لازم است، آن را در چشم نسل جوان، بىرنگ و بىاثر و بىفايده و مهمل جلوه دادن. اگر شما جايى چيزى در اين مضمونها ديديد، در كتابى خوانديد، در رمان ترجمهشده يا نوشتهشدهيى مطالعه كرديد، در مقالهى ترجمهشدهيى يا در شعر و يا در فلسفهبافىيى مشاهده كرديد، حتّى در تظاهرات به اصطلاح جسورانه و پُرخشمى چيزى از اين قبيل ديديد، آن را متهم كنيد؛ بدانيد كه تصادفى نيست؛ بدانيد كه امريكا از شما مىترسد؛ بدانيد كه بزرگترين پستهاى استكبار عالمى، از حضور شما در صحنه، احساس ناامنى مىكند(70/8/15)
4- سال 71؛ زندگی ملت با تسلیم آمریکاشدن خوب نمیشود
ملت ما بحمداللَّه در صحنه است. ملت ما، امروز نقطه اميد يگانهاى است كه در ميان ملتهاى زير ستم، مثل ستارهاى مىدرخشد. مواظب باشيد اين نقطه اميد براى ملتها كور نشود و اين ستاره درخشان، روزبهروز نور اميد را به دل ملتها بيشتر بتاباند. اين، وظيفه تاريخىِ ملت ماست. گمان نكنيد اگر مبارزه ملت ايران سر نمىگرفت و نمىايستاد، براى او در محيط زندگى مشكلاتى وجود نمىداشت. اين، تبليغ آنهاست. مبادا چنين تصوّر شود كه اگر ملت ايران تسليم زور، تسليم امريكا و تسليم استبداد جهانى گردد، حال و زندگى خوبى خواهد داشت. اين اشتباه است. نگاه كنيد به كشورهايى كه تسليم شدند؛ ببينيد چه روزگارى دارند. نمىخواهم از اين كشورها اسم بياورم. ببينيد چه وضع فاجعهبارى در اين كشورها حاكم است. اگر عزّتى هست، اگر رفاهى هست، اگر آزادى و استقلالى هست، در سايه ايستادگى مقابل استكبار جهانى است. بيشترين اميد من در اين مورد، به شما جوانان است. حرف درباره شما جوانان بسيار است؛ ولى امروز، مجال نيست. شما هم مىخواهيد برويد و انشاءاللَّه به تظاهرات امروز ملحق شويد. نمىخواهم وقت را بگيرم. اجمالاً عرض مىكنم: شما دانشجويان و دانشآموزان - چه پسران و چه دختران - وظايف سنگينى بر دوش داريد. غير از وظيفه درس خواندن، كه وظيفه دانشجويى و دانش آموزى است؛ وظيفه انقلابى بر دوش داريد، وظيفه اسلامى و دينى هم بر دوش داريد. چه در محيط دانشگاهها و چه در محيط مدارس. اين مبارزه، مبارزه امروز و يك روز و دوروز و يك سال و دوسال نيست؛ مبارزه نسلهاست. آن نسلى كه از مبدأ و آغاز انقلاب فاصله گرفته است، اگر بخواهد ايران را به عزّت برساند و بسازد و عظمت ببخشد و الگوى زندهاى در مقابل ملتهاى ديگر قرار دهد و بينى استكبار را به خاك بمالد، بايد يك نسل انقلابى و اسلامى و متديّن باشد و آن، شما هستيد(71/8/13)
5- سال 72؛ خطرات مذاکره با آمریکا برای جمهوری اسلامی
شما وقتى با كسى قهريد، وقتى با كسى حرف نمىزنيد، رودربايستى با هم نداريد. در مقابلِ هم، هيچ حالت توقّعى وجود ندارد. اما وقتى با كسى مذاكره شروع شد؛ پشت ميز نشستيد؛ يك قهوه با هم خورديد؛ يك گپ دوستانه هم در كنارش با هم زديد؛ در فلان محفل بينالمللى نشستيد و با همديگر يك خرده درددل كرديد؛ بعد رودربايستى بهوجود مىآيد. آنوقت، اوّلِ شروعِ تحميلات است. بدبختيهاى انقلابهاى دنيا و تسلّط و نفوذ آمريكا - همانطور كه عرض كردم - از همين جا شروع شد. مثل كشورهايى كه بنده نمىخواهم اسم آنها را بياورم. امروز هم آن كشورهاى بيچاره، غالباً چهرههاى بسيار بدى دارند. اين است كه روى مذاكره فشار مىآورند. اصرار مىكنند كه «ايران چرا نمىآيد با ما مذاكره كند؟» عدّهاى هم كه آدمهايى سادهلوحند، يا نمىدانم، مرعوبند، يا بىاطّلاعند، يا غير سياسىاند، در داخل خودمان اين حرفها را تكرار مىكنند. من نمىدانم مىفهمند چه دارند مىگويند؟! بنده البته معتقدم: اين حرفهايى كه گاهى زده مىشود، از طرف بعضى مسؤولين درجه دو و سه نظام جمهورى اسلامى است. بحمداللَّه، دولت و رئيس جمهور و وزرا، به فضل پروردگار، در آن قدرتِ روحى و معنوى واقعى و صحيح قرار دارند و براى خدا ايستادهاند. اما بعضى از اين درجه دوميها و سوميها، كه غالباً آدمهاى غيرمسؤولند، گاهى زمزمه مىكنند: «چرا اينها با آمريكا مذاكره نمىكنند؟ چرا نمىگويند؟ چرا نمىروند حرف بزنند؟ حرف زدن چه ضررى دارد؟!» خيال مىكنند حرف زدن دو نفر آدمِ معمولى است كه گوشهاى بنشينند و صحبت كنند. نمىفهمند اين مذاكرهاى كه دشمن اين قدر روى آن اصرار مىكند، چه خطرات بزرگى براى جمهورى اسلامى دارد؛ كه من شمّهاى از آنها را عرض كردم. بنده معتقدم كه تكرار اين حرفها از طرف آنها هم، كار بدى است. من اين را عرض مىكنم. اين نظر بنده است.بنده معتقدم: براى رايج كردن يك گناه در عمل، يكى از راههايش اين است كه آن گناه را در زبانها رايج كنند. آن قدر بگويند كه قبحش از بين برود(72/8/12)
6- سال 73؛ رابطه با آمریکا مردود است
مذاكره و رابطه با امریكا به عنوان دشمنی مغرور و افزونخواه مردود است؛ هدف امریكائیها از انجام مذاكره با ایران یافتن راهی برای وارد آوردن فشار بر دولت جمهوری اسلامی است. ما با آنها هیچ مذاكرهای نداریم زیرا از آنها نمیترسیم و به آنها نیز هیچ احتیاجی نداریم. میان ما و رژیمی كه به بهانه واهی و دروغین هواپیمای مسافربری ایران را سرنگون كرد و دهها نفر را به شهادت رساند و حتی عذرخواهی هم نكرد، هیچ رابطه محبتآمیز و عطوفت و دوستی وجود ندارد. شعار «مرگ بر آمریكا» برخاسته از اعماق جان مردم ایران است؛ رابطه ما و رژیم امریكا به مفهوم نفرت از طرف ملت ایران و خصومت خباثتآمیز از طرف رژیم آمریكاست و تا هنگامی كه نظام جمهوری اسلامی در خط صحیح حركت میكند و آرمانها و اهداف او الهی، اسلامی و قرآنی است این نفرت و نیز مقابله با سردمداران استكبار جهانی و در رأس همه آنها آمریكا به قوت خود باقی خواهد ماند مگر آنكه آنها رفتار خود را تغییر دهند كه بعید به نظر میرسد(73/8/11)
7- سال 74؛ دشمن غفلت نمیکند
بنده يك وقت عرض كردم دانشگاهها بايد سياسى باشند و دانشجو بايد سياسى باشد. معناى اين حرف آن است كه دانشجو بايد قدرت تحليل سياسى داشته باشد تا جبههبنديهاى دنيا را بشناسد؛ تا بفهمد امروز دشمن كجاست و از كجا و با چه ابزارى حمله مىكند. اين، براى شما لازم است. اگر شما تلاش سياسى، كار سياسى، مطالعه و مباحثه سياسى نداشته باشيد، اين توانايى را پيدا نمىكنيد. البته توجّه داشته باشيد كه دشمن از همين امر استفاده نكند. دشمن با كمال هوشيارى ايستاده است. اميرالمؤمنين عليهالصّلاةوالسّلام فرمود: «و من نام لم ينم عنه(4)»؛ مراقب باشيد كه اگر شما غفلت مىكنيد، دشمن از شما غفلت نمىكند. دشمن با كمال هوشيارى مراقب است(74/8/10)
8- سال 75؛ فواید شعار مرگ بر آمریکا
ملت ايران، شعار مبارزه با استكبار را بايد به عنوان پرچم و مشعلى حفظ كند. چرا؟ چون اگر اين عَلمِ برافراشته حفظ نشود و اين شعار، افسرده و گم شود، راه ملت گم خواهد شد. استدلال واضحى هم دارد. چون دشمنىِ آن دشمن، آشكار است و براى اهل بصيرت، مخفى نيست و دشمنِ آشكار هم، با وجود اين كه دشمنيش آشكار است، شيوههايى براى فريب دارد. غالب ملتهايى كه فريب خوردند و دولتهايى كه اشتباه كردند، از اين جا اشتباه كردند كه روشهاى دشمن را درست نشناختند. اگر ما روشهاى دشمن را نشناختيم و مبارزه با دشمنى كه مىخواهد ما را نابود كند، به فراموشى سپرديم، بديهى است كه راهى را خواهيم رفت كه دشمن مىپسندد؛ يعنى راه نابودى، راه ويرانى، راه فساد. پس، مبارزه با استكبار، يك شعار هميشگى است. منتها مطلب اساسى اين است كه يك ملت هوشمند، هميشه برخورد با شعارها را درست انتخاب مىكند. يك وقت، انسان فقط شعارى را دائماً بر زبان جارى و تكرار مىكند؛ اين كارِ زيادى نيست. يك وقت، شعار را مىشكافد، در آن تعمّق مىكند و بر اساس آن، كار انجام مىدهد؛ اين درست است. در شعار مبارزه با استكبار - كه امروز گفتم تجسّم استكبار، دولتِ متجاوز امريكاست - خود امريكاييها و دولتمردان امريكايى، از اوّل انقلاب تا به حال، راههايى را طى كردند، براى اين كه اين شعار را از فضاى كشور ايران بزدايند. چرا؟ چون تا اين شعار وجود دارد، تا ذهن مردم از «مرگ بر امريكا» پُر است، تسلّط دوباره امريكا بر اين كشور و منابع آن، ممكن نيست. پس، تا وقتى كه فضاى كشور، از ضدّيت با دولت متجاوز امريكا - به صورت تبيين شده - پُر باشد، امريكا قاعدتاً ديگر راهى به اين كشور ندارد. نه مىتوانند در سياست اين كشور دخالت كنند، نه به منابع اقتصادى اين كشور تسلّط يابند و نه حضور فرهنگى در اين جا داشته باشند. اگر بخواهند به اين كشور برگردند، راهش اين است كه اوّل، اين شعار را حذف كنند؛ اوّل دشمنىِ ملت ايران با نظام سلطه و با سلطهگر و به طور مشخّص با امريكاى مستكبر را از بين ببرند(75/8/9)
9- سال 76؛ ماندگاری 13 آبان متکی به جوانان است
سيزدهم آبان، مسأله اى است كه به صورت تاريخى به جوانان مربوط مى شود زيرا از ابتدا اين موضوع با حضور جوانان شكل گرفت و با حضور آنان تداوم پيدا كرد و امروز هم مسأله مبارزه با استكبار جهانى وابسته به جوانان است. جوانان از منظر دينى يك نقطه اميد و شكوفايى هستند، هر آنچه كه در جامعه به جوانان متكى باشد، به صورتى ماندگار، باطراوت و تازه باقى خواهد ماند و طراوت و تازگى مسأله مبارزه با استكبار نيز به خاطر اتكا آن به جوانان است. جوان گوهر شور و عشق و صفا و معنويت فروزان است و اولين استفاده از اين شور و صفا و معنويت اين است كه جوانان نفس خويش را معنا و تعالى بخشند و خود را به ذات مقدس باريتعالى يعنى زيبايى و حقيقت مطلق متصل كنند(76/8/14)
10- سال 77؛ ملت ایران وضع اقتصادی خود را اصلاح خواهد کرد
ملت ایران بدون تردید وضع مادى و اقتصادى خود را اصلاح خواهد كرد و این مهم به عزم و تصمیم به كار در همه طبقات جامعه، همكارى با دولت و حمایت از مسئولین كشور، شجاعت در اقدام و تأثیر نپذیرفتن از سیاستهاى خارجى و تبلیغات بیگانه نیازمند است و نه ارتباط با آمریكا و رفتن زیر بار زورگویانى كه سالها تجربه ارتباط با آنها را داریم. ایران اسلامى امروز در دنیا عزیز است و این عزت به بركت ایستادگى و نه گفتن به استكبار به دست آمده است و بدون تردید عوامل تحریك شده دشمن نخواهند توانست «نه گفتن» به استكبار را از ملت ایران بگیرند(77/8/12)
11- سال 78؛ برخی تلاش میکنند 13 آبان روز نرمش با آمریکا شود
كسانى كه دلشان آن طرف است، الان هم هستند. اينها به چيزى به نام استقلال ملى، هويت ملى، شخصيت و عزّت ملى باور ندارند. تربيتهايشان طورى است كه به آنها اجازه نمىدهد درست بفهمند كه حضور يك قدرت استكبارى در يك كشور، چقدر براى يك ملت، زيانبار و سنگين است. دستورات اسلام هم براى بعضى از آنها چندان اهميت و ارزشى ندارد. اينها هميشه يك اقليت كوچك بودند؛ امروز هم هستند. البته فعّاليت مىكنند، تبليغات مىكنند، تبليغات دشمنان اسلام را ادامه مىدهند؛ اما دلِ متن مردم، بخصوص جوانان - دانشجويان، دانش آموزان و ساير قشرهاى مختلف جوان - هر جا هستند، درك مىكنند كه براى يك ملت، بزرگترين اهانت اين است كه تسليم قدرت استكبارى بيگانه باشد. هركس كه اهل تحليل باشد، اين معنا برايش روشن است كه امروز امريكا براى ايران هيچ نقشهاى جز نقشه استكبارى ندارد؛ يعنى بازگشت به وضعيت قبل از انقلاب! معلوم است كه ملت ايران در مقابل اين نقشه مىايستد. اين، آن جهتگيرىِ ضدّاستبدادى ملت ايران است. البته تلاشهايى از طرف دشمنان هست: تبليغات مىكنند، حرف مىزنند، سفسطه مىكنند؛ بعضى حتّى سعى مىكنند روز سيزده آبان را - كه روز مقاومت در مقابل استكبار است - به روز نرمش در مقابل امريكا تبديل كنند! اگر نگوييم ساده لوحى است، ناچاريم بگوييم خيانت است؛ منتها چون انسان نمىخواهد بگويد خيانت، لابد اين كارها از روى سادهلوحى و غفلت است. شما جوانان بايد خيلى هوشيار و بيدار باشيد؛ بايد اهداف دشمن را بشناسيد. امروز قدرت استكبارى امريكا هدفش تسلط بر دنياست و اين چيزى نيست كه پنهان و پوشيده باشد. حتى دولتهاى اروپايى از تهاجم فرهنگى و از دخالت و از نفوذ مداخله جويانه پول امريكا گله دارند. مسأله، مسأله تصرّف و دستاندازى است. البته كشورهايى هستند كه نمىتوانند مقاومت كنند و بايستند؛ اما ملت ايران ايستاده است. آن طرفِ مقابل هم تهديد مىكند، تطميع مىكند، چربزبانى مىكند، تبليغات مىكند؛ از همه اينها هم يك هدف را دنبال مىكند، تا اينكه راهى بگشايد و مجدّداً وارد كشور ايران شود و دوباره بساطش را پهن كند و بتواند آن وضع شرمآور قبل از انقلاب را براى ملت ايران تكرار نمايد؛ اما بدون ترديد ملت ايران در مقابل اين طمعهاى استكبارى، با قدرت تمام خواهد ايستاد(78/12/8)
12- سال 79؛ فضادهنده به دشمن جهت مانور، طرفدار منافع ملی نیست
اگر كسی با عمل و گفتار خود به دشمن میدان مانور میدهد، روز 13 آبان یعنی روز اعلام پایداری ملت در برابر آمریكا را به روز ذلت تبدیل میكند، و مدام در حال ایجاد تفرقه و اختلافات است نمیتواند خود را طرفدار عزت كشور و منافع ملی قلمداد كند(79/8/11)
13- سال 80؛ افراطیها می خواهند برای صهیونیستها فرش قرمز پهن کنند
چرا باید برخی مسؤولان كه به واسطه اظهار طرفداری از اسلام، انقلاب و آرمانهای امام دارای شأنی شدهاند، ناگهان طرفدار لیبرال دموكراسی غرب با چنین ماهیتی شوند و در نقطه مقابل مردم سالاری دینی قرار گیرند؟ یكی دیگر از نقاط ضعف این اندك مسؤولان، قانونشكنی در حوزه اندیشه است؛ این افراد برخی شبهاتی را كه به سبب سستی ایمانشان در ذهن آنان بوجود آمده، بجای آنكه در مجامع علمی و تخصصی طرح و بررسی كنند در افكار عمومی مطرح مینمایند و نام آنرا هم تجدید نظر میگذارند در حالیكه این، خیانت به افكار عمومی و هرهری مسلكی است. این افراد افراطی كه در آنزمان ما را سازشكار مینامیدند، اكنون در نقطه مقابل، حاضرند رسما در مقابل آمریكا و انگلیس عذرخواهی نمایند و برای سرمایهداران صهیونیستی فرش قرمز پهن نمایند. دنیازدگی، ضعف مدیریت و سرگرم شدن به فعالیتهای جزئی و حزبی و عدم اتحاد كلمه از دیگر آفات و عیوب برخی مسؤولان است؛ جمع شدن برخی از مدعیان سیاسی تحت عنوان حزب، برای كسب قدرت و ایجاد هیجانهای كاذب و غوغاسالاری در مورد مسائل كوچك و جزئی، به معنای تحزب نیست بلكه روشهای غلط سیاسی رایج دنیا است(80/8/12)
14- سال 81؛ آمریکا آدمها را با نرخهای متفاوت میخرد
سيزده آبان سال پنجاهوهشت آن روى سكّه بود و ورق برگشته بود؛ يعنى اين نهضت با پايدارى ملت مسلمان و رهبرى امام بزرگوار به پيروزى رسيده بود. بنابراين موذيگرى و دسيسه امريكايى عليه كشور به شكل ديگرى صورت مىگرفت. در اينجا سفارتخانه خودشان را به مركزى براى خرابكارى تبديل كرده بودند؛ چه خرابكارى سياسى، چه جاسوسى، چه خريدن اشخاص و شخصيّتهايى كه در انقلاب وارد بودند. يكى از ابزارها همين است كه شخصيّتها و افراد مؤثّر و بانفوذ را بخرند. همهجا و هميشه هم آدمهاى بىايمان و بىوجدان يا سستبنياد پيدا مىشوند كه يك دستِ ثروتمند و قدرتمند بتواند آنها را خريدارى كند. قيمت آدمها هم متفاوت است؛ بعضيها را ارزان مىخرند، بعضيها را يكخرده گرانتر مىخرند! اگر شما به اسناد لانه جاسوسى - كه ظاهراً شصت، هفتاد جلد كتاب يا بيشتر منتشر شده است - مراجعه كنيد، جاى پاى اين خيانتها را مىبينيد. اينها عكسالعمل ملت ايران را به همراه داشت. مظهر شهامت و سرعت عملِ ملت ايران هم دانشجويان بودند؛ آن هم دانشجويانى كه پيرو خطّ امام بودند، نه دانشجوى وابسته به فلان حزب سياسى يا فلان تشكيلات گوناگون و بىايمان؛ نه، دانشجويى كه خطِّ امام را قبول داشت و به آن مؤمن بود. آنها شهامت لازم را يافتند و رفتند سفارتخانه را تصرّف كردند و اين اسناد را بيرون كشيدند. مضمون سيزدهِ آبان، اينهاست؛ يعنى مقابله با زورگويى، دسيسه و استكبار(81/8/13)
15- سال 84؛ ملت ایران مظلومی نیست که تن به ظلم دهد
سيزدهم آبان، روز نماد مظلوميت ملت ايران است. ملت ايران در سيزدهم آبان مظلوميت خود را فرياد كرد. اسنادى كه از لانهى جاسوسى بيرون آمد و در حدود صد جلد حقايقى آشكار شد - كه موجود است و چاپ شده و در دسترس همه است - نشان مىداد كه دولت امريكا عليه ملت ايران و منافع ملت ايران - بخصوص بعد از پيروزى انقلاب اسلامى - لحظهيى را فروگذار نكرده است. منتها اين ملت بزرگ از آن مظلومهايى نيست كه تن به ظلم بدهد؛ مظلوم است، اما در مقابل ظلم مىايستد و آن را تحمل نمىكند(84/8/13)
16- سال 86؛ خوف و حزن نداشته باشید
امروز امريكا قدرتش، هيمنهاش، ابهت ابرقدرتىاش در چشم ملتها ريخته و ملتها بيدار شدهاند؛ جرئت و جسارت پيدا كردهاند. و عامل اصلى شما هستيد؛ شما ملت ايران، شما جوانها، كه قيام كرديد، ايستاديد، انقلاب كرديد، حرف حقى را زديد، پاى آن حرف ايستاديد. «انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا»؛ استقامت كرديد. نتيجه اين است كه خداى متعال رحمت و بركتش را بر شما نازل ميكند؛ «تتنزّل عليهم الملائكة الّا تخافوا و لاتحزنوا». خوف از دشمن در دل جوانان ايرانى نيست. جوانان ما از دشمن نميترسند. حزن و اندوه بر اينكه زير سلطهى دشمنند، در دل آنها نيست. «الّا تخافوا و لاتحزنوا»؛ خوف نداشته باشيد، حزن و اندوه نداشته باشيد. اين پيام ملائكهى الهى و فرشتگان الهى به شماست(86/8/9)
17- سال 87؛ آدمهای خسته، تسخیر لانه جاسوسی را تخطئه میکنند
دانشجويان ما اين حركت بزرگ را انجام دادند. آمريكائىها هنوز دلپرىِ خودشان را نسبت به اين حركت پنهان نميكنند. متأسفانه در داخل كشور هم يك عده آدمهاى پشيمان، آدمهاى خسته، آدمهاى هوسى - كه با هوس، حركتى را انجام ميدهند، بعد دنبال زندگى راحت خودشان كه ميگردند، هوسهايشان عوض ميشود - از بين همان جوانهاى آن روز، آن كار را تخطئه كردند و تخطئه ميكنند! اما بدانيد، كارِ بسيار بزرگى بود. همان طور كه امام فرمودند، از انقلاب اول بزرگتر بود؛ چون فرو ريختن هيمنهى سلطهى آمريكائى و استكبار آمريكائى در ايران و در جهان بود. (87/8/8)
18- سال 88؛ ملت ایران فریب ظاهر آشتیجویانه آمریکا را نمیخورد
تا زمانی كه دولت امریكا از روحیه استكباری خود و تهدید، دست بر ندارد، ملت ایران، فریب سخنان به ظاهر آشتی جویانه دولت امریكا را نخواهد خورد و به هیچ وجه نیز از استقلال، آزادی، منافع ملی و حقوق خود عقب نشینی نخواهد كرد(88/8/12)
19- سال 89؛ نمونهای از تحقیر ملت ایران توسط آمریکا
سيزده آبان، اينجا شد نماد دو حقيقت بزرگ، دو حقيقت بسيار حساس و خطير: يكى طمعورزى آمريكائىها؛ كه اگر يك ملت از حق خود، از شرف خود دفاع نكند، استبداد و استكبار تا اينجا پيش مىآيند كه يك قانون ظالمانهاى مثل كاپيتولاسيون را بر اين ملت تحميل ميكنند. هدف سلطههاى استكبارى اين است. اينجور نيست كه روابط دولتى مثل دولت آمريكا با يك كشورى كه به قدر او زور و قدرت ندارد، مثل دو تا كشور عادى باشد؛ نه، از نظر خود آمريكائىها، رابطهى بين آمريكا و كشورهاى به قول خوشان جهان سوم، رابطهى ارباب و رعيت است؛ آنها اربابند، اينها رعيتند. آنها هر اختيارى در اين كشور دارند؛ نفتش را ببرند، گازش را ببرند، منافعش را ببرند، پولش را بگيرند، منافع آمريكا را در اينجا تأمين كنند، ملت را هم اينجور تحقير كنند. يك استوار آمريكائى توى گوش يك امير ارشد ارتش ايران ميزد، كسى هم جوابگويش نبود! توى همين پادگانهاى گوناگون كشور، وقتى يك نظامى دونپايهى آمريكائى با يك افسر ارشد ايرانى روبهرو ميشد، مثل يك ارباب حرف ميزد! ارتشىها ناراحت بودند، جرأت نميكردند؛ اما كارى نميتوانستند بكنند(89/8/12)
20- سال 90؛ پرچم آمریکا زیرپای جوانان ایرانی لگدمال شد
امام خمینی(ره) به پشتوانه اراده اسلامی و ایمانی ملت ایران كه ناشی از اتكا به خداوند و ایستادگی در مسیر بود، پرچم تسلط ظالمانه و متكبرانه امریكا را از بام ایران به پایین انداختند و این پرچم زیر پای جوانان مؤمن كشور، لگدمال شد(90/8/11)
21- سال 91؛ با روشهای موذیانه میخواهند اختلافافکنی کنند
آنها هى دنبال اينند كه يك كارى پيدا كنند. يكى از كارهاى مهم آنها اين است كه با روشهاى موذيانه و موريانهوار، بين ما اختلاف بيندازند؛ اين جزو كارهاى رایج اينهاست، اين كار را از قديم انجام ميدادند. البته متبحر و كارشناس كامل اين كار، انگليسىهاى خبيثند؛ آنها در زمينهى ايجاد اختلاف، از همه كارشناسترند؛ آمريكائىها پيش آنها شاگردى ميكنند، از آنها ياد ميگيرند! ايجاد اختلاف از راههاى نفوذ، مثل موشهاى دزد، مثل موريانه، وارد شدن و نفوذ كردن؛ اينها جزو كارهاى متعارف آنهاست. ما بايد حواسمان جمع باشد. بايد اختلافات به حداقل برسد(91/8/10)

دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.