اگر در انتخابات سال 76 یا حتی 84 مردم تصویر کاملی از عملکردها نداشتند، این بار مردم می دانستند تک تک نامزدها چه سابقه ای دارند. در واقع پیشینه عملکردی نامزدها نسبت به دوره های گذشته به مراتب برای مردم روشن‌تر و شفاف‌تر بود و این همه زمینه‌های انتخاب دقیق‌تر مردم را فراهم می کرد.

این آشنایی و آگاهی نسبت به افراد البته با مواضعی که آنها در فضای انتخاباتی اتخاذ کردند، کامل‌تر شد و در نظرسنجی‌های متعددی که روزها و ماه‌های قبل از انتخابات برگزار می شد، تجلی پیدا کرد. همه نظرسنجی های مراکز رسمی و معتبر کشور از آرای بالای احمدی‌نژاد نسبت به سایر نامزدها حکایت داشت و این همان چیزی بود که اتفاقا آن روزها حامیان مهندس موسوی نیز بر آن اذعان داشتند.

سایت خبری "قلم" که می کوشید آرای نامزد مطلوب خود را قابل توجه جلوه دهد، طی مقاله‌ای در اردیبهشت ماه ذیل عنوان "نظرسنجی و نظرسازی" نوشت: «این درست است که در همه نظرسنجی‌های انجام شده در کشور در 2 ماه گذشته آقای احمدی‌نژاد بیشترین رأی را داشته‌اند، اما نادرستی در جای دیگری است. بالاترین برآورد برای آراء آقای احمدی‌نژاد در سطح ملی، نزدیک به 50 درصد است. در ضمن تمامی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند رأی میرحسین موسوی در دهه سوم فروردین به بیش از 8 برابر رأی مهدی کروبی رسیده است.»

در واقع حتی حامیان موسوی نیز معتقد بودند احمدی‌نژاد بالاترین آرا را دارد اما در عین حال از اختلاف آرای قابل توجه او با کروبی سخن می گفتند و ادعا می کردند میرحسین طی روزها و هفته های پایانی با رشد قابل توجهی مواجه خواهد شد. ادعایی خوش‌بینانه که هیچ گاه واقعیت بیرونی پیدا نکرد و اتفاقاً این مسئله را نیز آخرین نظرسنجی ها تأیید می کرد.

مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما از جمله مراکزی بود که نظرسنجی های متعددی را در خصوص انتخابات برگزار کرد. این مرکز جزء معتبرترین مراکز تحقیقاتی در خاورمیانه به شمار می آید و برآوردهای آن در آستانه انتخابات سال 76 نیز پیروزی قطعی سید محمد خاتمی را نشان می داد.

عليرضا پويا، رئيس مركز تحقيقات صدا و سيما درباره روند و نتايج نظرسنجي‌هاي اين مركز در دهمين انتخابات رياست جمهوري مي گويد: «از 6 ماه پيش همه نظرسنجي‌هاي ما نشان مي داد كه يكي از نامزد ها -دكتر احمدي نژاد- همواره بيش از 50 درصد آراء را به خود اختصاص داده و اين به معناي انتخاب او در دور اول انتخابات بود.» او همچنین مي افزايد:«پيش بيني ما براي ميزان آراي دو رقيب اصلي يعني آقايان موسوي و احمدي نژاد در تهران و در سطح ملي با اختلاف بسيار اندكي در حد 2 تا 5 درصد تحقق پيدا كرد.»

همچنین مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی (ایسپا) نیز در آخرین نظرسنجی خود که در روزهای 19 و 20 خرداد انجام شد اما آن را منتشر نکرد، آرای دکتر احمدی‌نژاد را حدود 57 و آرای موسوی را کمتر از 30 درصد خواند.

نکته دیگر، میزان آرای بالای محمود احمدی‌نژاد در روستاها و شهرهای کوچک است. پويا در این خصوص می گوید: «احمدي نژاد در تمام نظرسنجي هاي مركز تحقيقات صدا و سيما در مناطق غيرشهري و روستاها نزديك به 5 برابر موسوي رأي داشته و آمار ارائه شده حاكي از 75 درصد رأي احمدي نژاد در اين مناطق است. طبق اين نظر سنجي‌ها، آراي احمدي نژاد در مراكز استان ها و شهرهاي تابعه نيز حدود 54 درصد کل آرا بوده است.»

شاید این سیر نظرسنجی ها گواه روشنی باشد برای کسانی که همچنان به دیده تحقیر به مردم و خواست ملت نگاه می کنند و معتقدند مردم در فضای شعاری و احساسی روزهای پایانی انتخابات فریب خورده اند.

در آن زمان البته بودند کسانی که مثل امروز چشم بر همه واقعیت ها ببندند و آرزوها و تخیلات خود را به فضای واقعی جامعه تعمیم دهند. جالب ترین اظهار نظر شاید مربوط به محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت بود که تاکید کرد:«احمدی‌نژاد حتی 25 درصد هم رای ندارد!»

آنچه در فضای انتخاباتی مردم را بیش از پیش با واقعیت ها آشنا می کرد و فرصت انتخابی کامل تر را فراهم می آورد، فضای بی سابقه ای بود که صدا و سیما برای همه نامزدهای انتخاباتی فراهم آورد تا به تشریح دیدگاه ها و برنامه های خویش بپردازند. اگرچه برخی در همین فضا هم ترجیح دادند به جای مناظره با رقیب یا طرح دیدگاه های خود به نقد کاندیدای غائب بپردازند اما این فضای یک سویه نیز نتوانست مانع انتخاب درست مردم شود و این خود محل توجه است.

در حالی که بالاترین حجم انتقادات و تخریب ها نسبت به دولت شکل گرفته بود و سه کاندیدای مقابل نقد بی سابقه عملکرد این چهار ساله را کلید زده بودند و رقیبِ خود را با عناوین مختلف نظیر دروغگو بودن محکوم می کردند، اما باز هم مردم نه تنها بر سر رأی خود ماندند، بلکه در این مسیر مصمم تر شدند. انتخاب مردم یک انتخاب سطحی، دفعی و احساسی نبود. یک انتخاب کاملاً آگاهانه و قابل پیش بینی بود.

این همان چیزی است که رهبر انقلاب نیز در پیام خود بر آن تاکید کردند. ایشان خطاب به ملت ایران فرمودند: «جمعه‌ حماسی شما،‌ حادثه‌ ای خيره‌كننده و بی‌همتا بود كه در آن، "رشد سياسی" و "چهره‌ی مصمم انقلابی" و "توان و ظرفيت مدنی ملت ايران"، در نمایی زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.»

ایشان همچنین به فضای روانی گسترده ایجاد شده اشاره کردند و افزودند: «اقتدار و عزتی كه شما با آرامش و متانت و كمالِ خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ی خلل‌ناپذيری كه در ميان آتشبار جنگ‌روانی دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ی تعيين‌كننده نشان داديد، از چنان اهميتی برخوردار است كه با هيچ بيان معمولی و متعارفی نمی توان آن را توصيف كرد. تنها می توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالی اين كشور، بالای سر خود نگاه دارد.»

سیر توجه و باور به مردم و نقش و جایگاه آنها، سفرهای استانی به شهرها و روستاها و ایجاد روحیه امید و خودباوری در کنار حرف ها و ناگفته های روزهای پایانی انتخابات و شور ایجاد شده در فضای کشور، رشد قابل توجه مشارکت مردم را رقم زد. بخش قابل توجهی از آرای فعال شده در انتخابات متعلق به پابرهنگانی بود که می‌دیدند، کسی هست که از زبان آنها سخن می گوید و او نیز مثل آنها نسبت به مشکلات، فسادها و تبعیض‌ها نگران و بیمناک است. در مناظره‌ها مردم سخنان همه نامزدها را شنیدند و در نهایت انتخاب کردند.

22 خرداد، تجلی آگاهی ملتی بود که سال‌های اصلاحات و سازندگی را هم تجربه کرده بود و می‌دانست چه کسی و کدام جبهه پشت سر سایر نامزدها قرار دارند. شاید بتوان گفت این انتخابات رفراندوم اصلاحات و شعارهای تاریخ مصرف گذشته رادیکال بود. رفراندومی که البته برای شکست خوردگان انتخابات پذیرش آن دشوار می نمود و به همین سبب بود که بهانه گیری های همیشگی برای فرار از شکست و اتهام رقم خورد. آن چیز که هنوز هم در این میان مغفول مانده است و شکست خوردگان انتخابات نمی خواهند آن را بپذیرند و ببینند، مردم هستند. کسانی که مالک انقلابند و در عرصه سیاسی بازی ها و در اضلاع پازل بازی گردان پنهان گم شده اند. آیا شکست خوردگان به متن ملت و به خط امام باز خواهند گشت؟