آخرين پرده نمايش : شكست سنگين آقاى هاشمى رفسنجانى
پس از انتخابات
دوره نهم رياست جمهورى و شكست سنگين آقاى هاشمى رفسنجانى از رقيب خود،
گمانه زنى هايى را در اذهان به وجود آورد كه با گذشت زمان نه تنها
گمانه ها تبديل به واقعيت شد بلكه فراتر از برخورد با رقيب به رقابت با
نظام كشيده شد كه به بعضى از دلايل آن اشاره مى شود.
۱- اولين دليل
شكست آقاى هاشمى در انتخابات دوره نهم به حاميان و طرفداران او مربوط
مى شود كه در شكستن حريم انقلاب و ارزش هاى انقلاب اسلامى پيشقدم شدند و
با بهره گيرى از عناصر بى هويت، ضربه سنگينى به اين شخصيت و چهره سياسى
نظام زدند. البته طرفداران و هواخواهان او فقط مشكل فرهنگى و سياسى
نداشتند بلكه بخشى از نزديكان وى در مظان اتهام مفاسد اقتصادى و
رانت خوارى و ويژه خوارى از بيت المال نيز بودند كه با افشاى بعضى از آنها
كه دغدغه اصلى بود، چنين شكستى به وقوع پيوست.
۲- نكته ديگرى كه مى توان
به آن اشاره داشت، ديوان سالارى و اشرافى گرى با تكيه بر ارزش هاى غربى بر
سيستم اجرايى، نظارتى و كنترلى دولت كارگزاران بود. اين روند آن گونه
پرشتاب طى مى شد كه در پايان رياست جمهورى ايشان شاهد جامعه اى به شدت
تبعيض آميز بوديم كه ترميم آن بدون هزينه سنگين به هيچ وجه امكان پذير
نبود و آن هزينه سنگين، شكست در انتخابات نهم و از همه مهم تر، شكست در
انتخابات دوره دهم رياست جمهورى بود. سند شكست هاشمى را بايد در انتشار
نامه وى به رهبر معظم انقلاب، پيش از انتخابات و شمارش آرا دانست. انتشار
اين نامه، چيزى نبود جز احساس شكست و نااميدى از رفتار و گذشته خود و
حاميانش و در واقع فرار به جلو جهت سناريوسازى بعدى عليه دولت
احمدى نژاد.پس در واقع، دليل دوم شكست آقاى هاشمى فاصله گرفتن از قشر
محروم جامعه بود. يعنى همان هايى كه امام راحل فرمودند صاحبان اصلى
انقلاب اند.
بنابراين اگر موضع گيرى هاى نامبرده را در دوران دولت چهارساله آقاى احمد نژاد و بويژه حمايت جدى ايشان از آقاى موسوى، كروبى و رضايى را ناشى از عقده گشايى گذشته ها بدانيم به خطا نرفته ايم. زيرا حمايت يك فرد از سه كانديدا در يك انتخابات در هيچ نظام و سيستم سياسى در دنيا سابقه ندارد آن هم در شرايطى كه شاهد اختلافات جدى گذشته اين فرد با كانديداهاى اين دوره از انتخابات بوده ايم.اين در حالى بود كه اظهارات ايشان در عدم راى به احمدى نژاد موجب اقبال گسترده مردم به احمدى نژاد و مشاركت ۸۵ درصدى مردم در انتخابات و راى ۵/۲۴ ميليون نفرى به وى شد و اين، پاسخ روشن مردم محروم به هاشمى و در واقع «نه بزرگ» ديگرى از نوع رياست جمهورى نهم به وى بود و چنين گرايى از سوى مردم مى توانست درس عبرتى براى هميشه باشد. جاى تاسف اينكه به جاى عبرت گيرى از اين حادثه، سناريوهاى پيچيده و خطرناكى را طراحى و آن را به مرحله اجرا گذاشته اند كه حماسه عظيم مردمى در انتخابات را به تقلب در آراء تعبير كردن و عبور از خط قرمز نظام و امنيت كشور از جمله رفتارهاى افراطى آنها به جاى عبرت گيرى از گذشته است.
انجام عمليات روانى و ايجاد تشويش و التهاب آفرينى در جامعه كه نتيجه آن غفلت تعدادى از هواداران يك نامزد بود، امروز منجر به ايجاد خسارت زيادى آن هم پس از حلاوت حضور مردم در انتخابات شده است. بنابراين بايد گفت آخرين پرده نمايش و نقطه نهايى اين جريان هواخواهى از جريان نفاق، سلطنت طلبان و ضد انقلاب داخلى و خارجى خواهد بود كه پس از ۳۰ سال از عمر انقلاب نه تنها طرفى از آن نبسته اند بلكه روز به روز عرض خود بردند و به زحمت مردم افزودند. از اين رو بايد گفت؛ آخرين پرده نمايش اين جريان كه بهره گيرى از اراذل و اوباش براى آشوب و بلوا در كشور است به همت و اراده مردم خاتمه پيدا خواهد كرد و روسياه آن خواهد بود كه در او غش باشد.
دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از جانمان گذشتیم دیگر هیچ راهی برای تسلط بر ما ندارند.