قسم‏ها و «والله كنار نمى‏روم»هاى كروبى بلايى بر سر اردوگاه اصلاح‏طلبان آورده است كه ديگر افرادى مثل حاج فرج دباغ (سروش)، كديور، باقى و... هم كه روزگارى مناديان شعارهاى تحمل مخالف، جامعه مدنى، قرائت‏پذيرى دين و... بودند نه مى‏توانند قرائتى جديد از «آيين اصلاح‏طلبى» ارائه دهند و نه ديگر چيزى در چنته دارند تا در قالب جامعه مدنى و تحمل حرف مخالف به سران اصلاحات «قالب» كنند. كار از اين حرف‏ها گذشته است. اصلاح‏طلبان اين روزها بهتر از همه به اين يقين رسيده‏اند كه هر چه تعداد كانديداهاى جبهه اصلاحات بيشتر باشد، شكست آنها محتمل‏تر خواهد بود. سر بر آوردن افرادى چون كرباسچى، عبدالله نورى، محمد هاشمى، طهماسب مظاهرى و... در ميدان انتخابات ديگر رمقى براى ديگر سران نگذاشته است تا كمى هم درباره اجماع براى يك كانديداى واحد صحبت كنند.

هفته گذشته اصلاح‏طلبان كه در مجلس بزرگداشت آيت‏الله توسلى گرد هم آمده بودند، همه يك حرف را مى‏زدند غير از يك نفر. نظرات و ايده‏هاى اصلاح‏طلبان همگى اظهار ناخوشايندى از وضعيت پيش آمده براى اصلاح‏طلبان در وضعيت كنونى بود، فقط اين كروبى بود كه از تكثر كانديداها استقبال كرد.

بماند كه محمدرضا عارف و ديگر بزرگان اصلاحات تأكيد داشتند كه اجماع ضرورتى غيرقابل اجتناب براى اصلاح‏طلبان در وضعيت كنونى است، اما آيا از دل كروبى هم خبر داشتند كه در پاسخ به سوال خبرنگار وطن امروز، با چند بار «نه» گفتن، اجماع را منتفى و تاريخ مصرف گذشته اعلام كرد.

شوراى حكميت كه از پيشنهادهاى كروبى براى اجماع اصلاح‏طلبان بود، چند ماه قبل آن قدر جبهه اصلاحات را رنجاند كه حتى حاضر نبودند كروبى را در شمار نامزدهاى رياست جمهورى به حساب بياورند، اما حال كه نظرسنجى‏ها و بررسى‏هاى همان اصلاح‏طلبان حكايت از عدم اقبال جامعه به خاتمى و اعوان و انصارش دارد، شوراى حكميت را پيش كشيده‏اند تا مگر با متقاعد كردن كروبى، موجبات پيروزى خاتمى را فراهم آورند. افسانه‏اى كه بنا بر اظهارات كروبى، هيچ‏گاه به واقعيت تبديل نخواهد شد. سوداى قدرت همچنان قربانى خواهد گرفت، قربانيانى كه 8 سال امتحان خود را پس داده‏اند، و اكنون هيچ پاسخى براى بازگشت ذليلانه خود ندارند.